روزهای سیاه باشگاه استقلال با ظلمات دوشنبه شب در برنامه تلویزیونی «90» کامل شد. قرار بود از لابه لای نظرسنجی و بحث و نقد و کارشناسی و تحلیل، عامل و عوامل ناکامی تاریخی استقلال مشخص شوند. از همه چیز حرف شد و پرده در افتاد اما هر دو سوی پرده هم در نهایت باقی ماندند. تلخی و گسی قهوه دیر وقتی که «عادل فردوسی پور» ناخواسته برای هواداران استقلال دم کرد، تا روزها در دهان آن ها باقی خواهد ماند.

پرده اول: بازی فردوسی پور

عادل به شکلی ملموس می خواست بار اتهام را از روی شانه های «علی منصوریان»، سرمربی استقلال تهران بردارد. در نظرسنجی که در طول برنامه انجام شد، از مردم خواست عامل ناکامی استقلال را معرفی کنند؛ بازیکنان، مربی یا کادر مدیریت؟ او اما لابه لای حرف هایش بارها جانب منصوریان را حفظ کرد با این تعاریف: «مربی کارنامه دار»، «مربی جوان گرا»، «مربی موفق فصل قبل استقلال» یا «مرد محبوب آبی ها».

دلیل حمایت عادل از «علی منصور» نه فقط طی یک سال و اندی اخیر که او سرمربی استقلال است که حتی پیش تر، وقتی او روی نیمکت «نفت» تهران می نشست و یا حتی مربی امیدهای ایران بود، نه در سبک و سیاق مربی گری منصوریان که در مراوداتش با «کارلوس کی روش» تعریف می شد.

عادل در تمام سال های اخیر ممیزی خودش را داشته و همان را وارد خط و مشی برنامه 90 هم کرده است؛ برای نمونه، هرگز مقابل «امیرحسین پیروانی» برای فجایعی که با تیم جوانان و امید ایران در جام جهانی یا انتخابی المپیک به بار آورد، قرار نگرفت چون پیروانی منتخب کی روش بود.

عملکرد، تقریبا فاکتور گم شده و منحط عادل فردوسی پور در دسته بندی مربیان لیگ ایران است. «برانکو ایوانکوویچ» را می توان یک نمونه بارز دانست. او هنوز براساس آمار و ارقام، می تواند بهترین مربی پس از انقلاب باشد با قهرمانی «بازی های آسیایی بوسان»، مقام سوم «جام ملت های آسیا» و البته صعود بدون اما و اگر (بازی آخر مقابل ژاپن فرمایشی بود) به «جام جهانی 2006» آلمان. نتایجی که در جام جهانی گرفت هم مشابه همین نتایج ایران در برزیل بود؛ دو شکست و یک تساوی (مقابل تیم آفریقایی). اما برانکو با وجود همه افتخاراتش برای پرسپولیس، مرد محبوب عادل نیست. همواره از تک فرصت ها برای نقدش استفاده کرده، بارها تیم او را با گروه تحلیل گر خود برای حریفان باز کرده و کد داده که ضعف و قدرت حریفش کجا است. همین رفتار را با تیم های «امیر قلعه نویی» هم داشته است؛ چه وقتی «سپاهان» بود، چه روزهایی که در استقلال سرمربی گری می کرد، چه سال قبل در «تراکتورسازی» و چه حالا در «ذوب آهن». «مجید جلالی» هم که مورد طعنه همیشگی عادل در 90 است. همه آن ها مشخصه مشترکی دارند؛ درگیری با کارلوس کی روش.

نقشه راه عادل در تقسیم بندی حمایت یا عدم حمایت از تیم ها و مربیان، به گرایش های رنگی او مرتبط نیست. سال ها است که دیگر هیچ میلی به دخیل کردن احساسات هواداری کودکِ درونش با زندگی کاری خود ندارد. خط کشی هایش را براساس «خودی ها» و «غیرخودی ها» با پارامتر نزدیک بودن به کی روش یا دور بودن از او تعیین کرده است. طبیعی است که علیرضا منصوریان هم به همین فرمول آشنا است. او لابه لای بخش اول دفاعیه اش می گوید: «کی روش با من تماس گرفت و مرا از استعفا منصرف کرد.»

روایت هایی هم هست از سال قبل، از زبان یکی از دستیاران منصوریان که در ساختمان فدراسیون فوتبال به یکی از کارمندان روابط بین الملل گفته بود: «قبل از بازی برگشت استقلال و پرسپولیس، کی روش ساعت ها تیم برانکو را برای ما آنالیز کرد.»

رابطه حسنه این دو نفر تازگی ندارد. منصوریان سال ها است که مرد محبوب کی روش در فوتبال ایران شناخته شده است؛ نه برای امور فنی که به واسطه آن چه در رسانه ها در توصیف سرمربی تیم فوتبال ایران می گوید و یا عدم مقابله با برنامه های تیم ملی.

مجری برنامه 90 دوشنبه شب سعی می کرد نتیجه نظرسنجی را از میانه های برنامه مدیریت کند. درصد رای مردم به «کادر فنی» به عنوان عامل اصلی ناکامی، بالاترین رقم بود. عادل می گفت: «البته در ادامه برنامه شاید نظر مردم تغییر کند!» 
میهمان برنامه، «رضا افتخاری»، مدیرعامل استقلال بود.


پرده دوم: مدیریت سکوت

چند هفته ای هست که مدیرعامل باشگاه استقلال به استفاده از رانت خانوادگی برای حضور در مدیریت فوتبال ایران محکوم شده است؛ دختر رضا افتخاری با پسر حجت‌الاسلام «قدرت‌الله علیخانی»، سیاستمدار و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی ازدواج کرده است. داماد خانواده افتخاری، در دفتر «اسحاق جهانگیری» مشغول به کار است و از نزدیکان معاون اول رییس جمهوری محسوب می شود.

عادل در برنامه دیشب دست روی «ژن خوب» گذاشت و از نسبت خانوادگی او به عنوان عاملی برای حضور در اتاق مدیریت باشگاه استقلال حرف زد. تقریبا داشت بحث را مدیریت می کرد. افتخاری پیش از این هم سال ها در راس فوتبال ایران بوده است. از سرپرستی تیم های ملی ایران در سال های 1376 تا 1381 تا دبیرکلی فدراسیون فوتبال (دهه 70)، نایب رییسی فدراسیون فوتبال (دهه 80)، ریاست کمیته فوتسال و سال ها مدیرکلی تربیت بدنی استان های تهران و زنجان در پرونده اش هست.

مجری برنامه سراغ سایر اعضای هیات مدیره باشگاه استقلال هم رفت؛ مدیرانی مانند «حسن زمانی» که خودش یک معمای بزرگ است. زمانی را «علی لاریجانی» به فوتبال ایران و باشگاه استقلال تحمیل کرده است. در این تردیدی نیست. او مشاور عالی و رییس دفتر علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی و نیز نماینده اسبق مجلس از شهر ملایر است. تخصص وی، مصاحبه با رسانه ها است.

در مورد «جواد قراب»، عضو هیات مدیره استقلال اما نمی توان انتقادی جدی داشت. او محصول و فرزند باشگاه استقلال است. هرچند که عادل به شکلی او را «بازنشسته ای ناکارآمد» هم معرفی کرد.

«محمد حسین قریب»، مدیرعامل فصول دور استقلال هم نیامده، رفت؛ مردی که بیش تر در دنیای اقتصاد و صنعت زندگی کرده است تا فوتبال. خودش تصمیم گرفت در این فضا زندگی نکند.

گزینه ناشناخته و تازه وارد، «اکبر عباسی ملکی» است. او سال های زندگی خود را در بانک «تجارت» گذرانده است. عضویت در هیات مدیره و پست معاونت از سمت‌های او در بانک تجارت به شمار می روند. عباسی ملکی هم چنین در دوران بازنشستگی، مشاور مدیرعامل بانک «سپه»، مشاور مدیرعامل بانک «دی»، رییس صندوق قرض‌الحسنه همین بانک، رییس هیات مدیره «بیمه دی» و مشاور اجرایی بانک «اقتصاد نوین» هم بوده است. با این اوصاف، به نظر می رسد که وزارت ورزش و جوانان او را به عنوان عضو اقتصادی در باشگاه استقلال منصوب کرده باشد؛ مردی برای درآمدزایی. عادل هم او را بدون رزومه کافی برای مدیریت در فوتبال ایران دانست. بی‏راه هم نگفت.

اما رضا افتخاری، تنها نماینده استقلال که در برنامه 90 حاضر بود، خودش را در سکوت غرق کرد؛ چه در قبال نقد به انتصاب مدیران ناشناخته در باشگاه استقلال و چه در بحث درگیری میان اعضای هیات مدیره این باشگاه با کادر فنی. بدترین سکوت او، لاپوشانی دلایل اخراج «مهدی رحمتی» و «مجتبی جباری» بود. سکوت افتخاری، بازی ناشیانه عادل برای نجات منصوریان و نام بردن از اکبر عباسی ملکی به عنوان مقصر اخراج این دو کاپیتان استقلال، ورق بازی را روی آنتن زنده چرخاند.

 

پرده سوم: نه تو مانی و نه من

اتفاق درد آور این است که هر دو سوی این پرده دری، باقی می مانند؛ هم علی منصوریان و هم اکبر عباسی ملکی. 
ماجرا از حمله منصوریان به هیات مدیره استقلال آغاز شد. او گفت که زیر بار حذف رحمتی و جباری نمی رود. اکبر عباسی ملکی روی خط آمد و مدعی شد که علت کنار گذاشته شدن گلر استقلال، درخواست شخص منصوریان بوده و حتی  گفته رحمتی بعد از پنالتی «جم»(گل دوم)، شادی کرده است.

فضای برنامه از این لحظه به بعد آمیخته با قسم و آیه بود. علی منصوریان شد همان مربی برافروخته لب خط استقلال؛ مردی که نمی داند چه می گوید، فقط دست هایش را حرکت می دهد، فریاد می زند، ژست های عصبی می گیرد و نشان می دهد که تمرکزی ندارد. منصوریان همان بود. به مدیرعامل باشگاه جان فرزندانش را قسم می داد که واقعیت را بگوید. واقعیت اما انگار خیلی دورتر از آن چه عباسی ملکی گفت هم نبود. عضو هیات مدیره مدعی شد که شخص منصوریان گفته که از ابتدا هم جباری را نمی خواسته و با فشار هیات مدیره او را جذب کرده است. منصوریان از کنار این بحث به صورت کامل گذشت.

مدیرعامل بارها تاکید کرد که بگذارید اسرار خانواده در خفا بماند، منصوریان فریاد می زد. عباسی ملکی پشت خط تلفن می خندید، منصوریان فریاد می زد.

دردآور است که خروجی هم نشینی اعضای هیات مدیره و سرمربی استقلال می رسد به قسم جان فرزندها برای گفتن یا نگفتن. دردآورتر بود که مباحثه با تلاش عادل فردوسی پور برای مصونیت کامل منصوریان از هر خطری، صرفا به واسطه خط کشی های انتخابی او، تا آخرین دقیقه تداوم یافت.

این سوال که چرا میان اعضای هیات مدیره استقلال یک عضو فعال اقتصادی نیست اما پرسیده نشد. سوال مهم تر این که مدیران تازه منتصب که روز چهارم تیرماه از وزیر ورزش و جوانان حکم گرفته اند، چه نقشی در سقوط تاریخی استقلال داشته اند که کادر فنی استقلال در آن هیچ سهمی ندارند هم خاک شد. از علیرضا منصوریان یک بار پرسید چرا در تمام این روزها یک بار استعفا نداده است اما سوال در مورد حقیقت قرارداد چهار میلیارد تومانی مسکوت باقی ماند. سرمربی تیم از مصدومان تیم خود نالید و آن ها را عامل ناکامی دانست. مجری برنامه ولی سوال نکرد که این مصدومیت ها محصول کدام بدن سازی اشتباه و تمرین غلط بوده است؟ چرا تراکتورسازی و پرسپولیس و فولاد و ذوب آهن و پدیده و سپیدرود و سایپا این تعداد مصدوم ندارند؟

شب سیاهی بود. عادل بسیار کوشید با خط کش کی روش، برنامه را اداره کند اما نتیجه اش نزدیک به 55 درصد نظر مردم به ضعف کادر فنی استقلال بود.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}