بهاره بندپی، تهران، شهروند خبرنگار

«ما دیروز 175 غواص شهید را بدرقه نکردیم که امروز در ورزشگاه ها فاحشه خانه درست کنیم...» این را با فریاد و چشم هایی که دارند از حدقه بیرون می زنند خطاب به جمعیتی که در حلقه نیروی انتظامی محافظت شده اند می گوید و دوباره کاغذ سپیدی که روی آن با ماژیک آبی رنگ نوشته: «جانم فدای شهدا» را بالای سر می برد! اینجا، خیابان سئول شمالی، مقابل در بزرگ وزارت ورزش و جوانان است. جایی که به قول خودشان، میعادگاه عاشقان و پیروان ولایت برای صیانت از اسلام شده.

****
بعید به نظر می رسید ترافیک تهران آن هم در ظهر یک روز میان هفته، به اتوبان نیایش و پل سئول برسد. اما ترافیک منتهی به این خیابان ها از یک کیلومتر قبل شروع شد. وقتی به ورودی خیابان سئول می رسیم، تازه متوجه چرایی داستان ترافیک می شویم. خودروی راهنمایی و رانندگی، مسیر را مسدود کرده. کارت خبرنگاری را نشان می دهیم و می گوییم باید به وزارت ورزش برویم. ماموری که جلوی خودروی آبی رنگ راهنمایی و رانندگی ایستاده، بی اعتنا سرش را می چرخاند و می گوید که «هر که هستی باش! مسیر مسدود است.»

امروز (چهارشنبه) وزارت ورزش و جوانان شلوغ ترین روز ممکن در فصل بهار را تجربه می کند. هم قرار است هیات مدیره جنجالی و ناآشنای پرسپولیس و استقلال در دفتر نصرالله سجادی (معاون ورزش حرفه ای و قهرمانی وزیر) معرفی و رونمایی شوند و هم گروهی از دلواپسان نظام که مخالف حضور بانوان در ورزشگاه هستند از ساعت یازده صبح مقابل در ورزشگاه تجمع کرده اند. باید بقیه مسیر را پیاده رفت. حالا بهتر می توانید دلیل ترافیک محدوده را متوجه شوید. راهنمایی و رانندگی و همین طور نیروی انتظامی با کمک یگان ویژه ضدشورش، بجز مسیر شمالی و جنوبی خیابان سئول، تمام مسیرهای منتهی به اتوبان نیایش، اتوبان چمران و همین طور بزرگراه کردستان را بسته اند. پس خبرنگارانی که باید خودشان را به جلسه معارفه هیات مدیره دو باشگاه تهرانی در وزارت ورزش برسانند، باید مسیری حدود یک کیلومتر را پیاده بروند.

خیلی زود تلفن همراه خبرنگاران هم زنگ می خورد. روابط عمومی وزارت ورزش به سردبیران روزنامه ها و خبرگزاری ها خبر می دهد که جلسه نصرالله سجادی و معارفه هیات مدیره ها لغو شده است. از آن طرف «حسین عبدی» به عنوان یکی از اعضای تازه هیات مدیره پرسپولیس که قرار بود در این نشست شرکت کند، از شنیدن این خبر از زبان خبرنگاران شوکه می شود: «لغو شده؟ چه کسی گفته لغو شده؟! فردا؟ نه آقا! همین الان من در راه وزارت هستم. کسی به من چیزی نگفته...» دلیلش مشخص است. وزارت ورزش می خواهد خبرنگاران را از محل تجمع «انصار حزب الله» دور نگه دارد.

مقابل در وزارت ورزش، حدود 120 نیروی خودجوش حزب الله را می بینید. پرچم های زرد حزب الله لبنان، بنرهای بزرگی از آیت الله خامنه ای و دستور تاریخی اش به وزارت کشور برای غیرشرعی خواندن حضور بانوان در ورزشگاه و همین طور دست نوشته هایی در محکومیت این تصمیم وزارت ورزش و فدراسیون والیبال به چشم می خورد. لابلای شان از نوجوان 16 ساله تا مرد مسن 70 ساله به چشم می خورد. اکثر آنها با موتور به اینجا آمده اند و به نظر می رسد از قبل شعارهای خود را هماهنگ کرده اند. هرازچندگاهی فریادشان بلند می شود: «خونی که در رگ ماست...» و یا «وزارت ننگت باد، از اسلام شرمت باد...» چهار لباس شخصی بی سیم به دست محوطه را زیر نظر دارند و البته نیروهای امنیتی هم فقط برای تامین امنیت آنها اینجا هستند. به خودروهای درحال عبور از سئول فرمان حرکت می دهند و به رهگذرانی که شمایلی شبیه به «دلواپسان» ندارند اجازه توقف، تماشا و یا عکس انداختن با تلفن همراه را نمی دهند. کم کم اما جمع خبرنگارانی که می خواهند از دو اتفاق مهم روز چهارشنبه گزارش تهیه کنند جمع می شود.

همه چیز در اینجا ختم به سه محور می شود. اولی سخنرانی روز دوشنبه «عبدالحمید محتشم» دبیرکل حزب الله که گفته بود: «در مورد غائله ورزشگا ه ها از زمان آغاز زمزمه هاي آن توسط مولاوردي معاون رئيس جمهور در امور زنان، «انصار» نيز اقدامات خود را براساس ترتيبات بند «م» آغاز نمود كه هشدار هاي رسانه اي و مراجعه به مراجع ذيصلاح و اصحاب تريبون از جمله آن بود. اما متاسفانه بايد گفت در اين مورد، دولت يك كار سيستمي و در هم پيچيده را آغاز كرده بود.» دومین محور همان بند «میم» وصیت امام است که در بخش پایانی اش تاکید شده: «از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکورنمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند…» و سومی هم مراسم تشییع شهدای غواص که روز قبل در تهران برگزار شده بود. نزدیک شدن به این جمع با وجود تمام نیروهای امنیتی و محافظان لباس شخصی شان ساده نیست. به صورت کلی، هر کدام از این 120 نفر به تنهایی خودشان یک لباس شخصی هستند و در ذهن هر رهگذری هم این سئوال به وجود می آید که مگر اینها هم نیازی به پوشش امنیتی (تا این حد شدید) دارند؟

از کنار جمعیتی که بیرون در تجمع کرده عبور می کنیم تا از در اصلی وزارت وارد شویم. مامور حراست جلوی ما را می گیرد و می گوید امروز خبرنگار به داخل وزارت ممنوع است. می گوییم برای پوشش خبری معارفه هیات مدیره های استقلال و پرسپولیس آمده ایم و می گوید از حراست دستور داده اند کسی حق ورود ندارد. بعد که چند دلواپس لباس شخصی که با پلاکارد داخل محوطه وزارت ایستاده اند را نشان می دهیم و می گوییم که ما هم اگر پلاکارد دست بگیریم می توانیم وارد شویم، چهره اش در هم می رود و ادبیاتش عوض می شود: «از اینجا می روید یا نیروی انتظامی را خبر کنیم؟»
حالا نوبت به اقامه نماز رسیده. دبه های آب برای وضو گرفتن دست به دست می شوند. کنار یکی از برادران می روم و می گویم که آیا می توانم با آنها نماز بخوانم؟ نگاهی به سرتاپایم می اندازد و دبه را به دستم می دهد و نشان می دهد که اول آب را برای او بریزم تا خودش وضو بگیرد. می گویم واقعا چرا نمی خواهید زن ها به ورزشگاه بروند؟ دستش را می کشد عقب و می گوید: «امروز می روند ورزشگاه، فردا هم باید برای شان خانه فساد باز کنیم.» جمعیت پیش از آن که نماز جماعت ظهر و عصر را اقامه کنند، برای موفقیت تیم ملی والیبال مقابل «شیطان بزرگ» آمین گفتند و بعد به نماز ایستادند.

****

وقتی نمازگذاران مقابل در اصلی وزارت ورزش در حال اقامه نماز بودند، خبر دیگری هشت خبرنگار زن ورزشی ایران را شوکه کرد. از وزارت ورزش و جوانان با خانم هایی که برای تهیه گزارش و خبر از بازی ایران و امریکا تایید شده بودند تماس گرفته می شود و به آنها می گویند «آی دی کارت» آنها برای حضور در سالن دوازده هزارنفری صادر نشده. مقصر این تصمیم را هم پلیس امنیت معرفی کرده اند. پلیس امنیت پیش از این هم در سال 92 و به هنگام برگزاری مسابقات والیبال قهرمانی آسیا در تهران و همین طور در بازی های سال گذشته لیگ جهانی والیبال، ورود بانوان به ورزشگاه را با وجود هماهنگی های قبلی ممنوع اعلام کرده بود. حالا بار دیگر شنیده می شود که پلیس امنیت، حضور بانوان در ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی را ممنوع اعلام کرد.
وقتی شایعه به گوش تحصن کنندگان حزب الله مقابل وزارت ورزش می رسد، فریاد «الله اکبر» و مشت ها به آسمان می روند. برادران همدیگر را در آغوش می کشند و به هم تبریک می گویند. انگار خرمشهر دوباره آزاد شده باشد، یا شاید هم بند میم به اجرا درآمده است!

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}