فرزند «محمود صالحی»، فعال کارگری ساکن شهر سقز می گوید پدرش حین خروج از بخش دیالیز بیمارستان «امام خمینی» این شهر و در حالی که برای راه رفتن به کمک نیاز داشته، توسط سه مامور لباس شخصی اداره اطلاعات سنندج بازداشت و به زندان مرکزی سقز منتقل می شود تا حکم یک سال حبس خود را بگذراند.

محمود صالحی که سابق بر این کارگر نانوایی بوده و برای ادامه حیاتش هر هفته به دو جلسه دیالیز نیازمند است، در طول چند سال گذشته برای احقاق حقوق کارگران خباز و نانوا در شهر سقز فعالیت صنفی می کرده است.

به گفته «سامرند صالحی»، پدرش که از بنیان‎گذاران کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری است، روز هشتم اردیبهشت ماه سال 1394 به مدت یک ماه توسط اداره اطلاعات سنندج زندانی شده است  و همان جا و پی آمد آن دوره یک ماهه، کارش به دیالیز می کشد.

 صالحی چند ماه بعد، در آبان سال 1394 در یک نامه سرگشاده به گزارش گر ویژه سازمان ملل متحد می گوید در طول دوران بازداشتش با امتناع از پذیرش داروهایی که خانواده برایش به زندان برده بودند و باید مصرف می کرده، کار او را به دیالیز می رسانند:«من، محمود صالحی، فرزند محمد، به شماره شناسنامه ٨٠٧، متولد سال ١٣۴١، در حال حاضر مستمری بگیر سازمان تامین اجتماعی و ساکن شهرستان سقز، یکی از شهرهای استان کردستان هستم . در تاریخ ٨/٢/٩۴ توسط نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات شهرستان سقز به نیابت از اداره اطلاعات استان کردستان در منزل مسکونی خود، بدون انجام هیچ گونه عملی که مغایر با قانون اساسی ایران باشد، دستگیر شدم. بعد از دستگیری و انتقال به سلول انفرادی در زندان شهر سقز، همراه "عثمان اسماعیلی"، یکی دیگر از کارگران نقاش ساختمان که ایشان هم همان روز دستگیر شده بود، به بازداشتگاه مخوف وزارت اطلاعات استان کردستان منتقل شدیم. در همان بازداشتگاه بنده هر دو کلیه خود را به دلیل این که مسوولان زندان داروهایم را قطع کردند، از دست دادم و حال هر هفته دوبار، یعنی روزهای شبنه و سه شنبه در بیمارستان امام خمینی سقز همودیالیز می شوم.»

سامرند صالحی در مورد آن روزها به «ایران وایر» می گوید آن ها بدون هیچ هشدار قبلی به منزل‎شان یورش برده اند:«نه احضاریه ای در کار بود و نه هشداری دادند. وسایل شخصی، از جمله تلفن و کامپیوتر پدرم را با خودشان بردند و مستقیم او را به زندان سنندج منتقل کردند. بعد از سه یا چهار روز جست وجو تازه متوجه شدیم که او در زندان سنندج است. بعد از آن با این که پدرم تحت درمان بود اما داروهای او را نپذیرفتند و بعد از آزادی، کارش به دیالیز کشید. زمانی حاضر شدند او را آزاد کنند که دیگر باید هفته ای دو بار می رفت دیالیز می شد.»

بعدها پرونده محمود صالحی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سنندج مورد رسیدگی قرار گرفت و او به 9 سال حبس تعزیری محکوم شد؛ حکمی که فرزند این فعال کارگری معتقد است به اتهام فعالیت های سیاسی پدرش در دهه 60 به او داده اند:«از مجموع 9 سال حبسی که به پدرم داده بودند، قریب به هفت سال و نیم آن به خاطر فعالیت های سیاسی او در دهه 60 بود که او مجازاتش را هم – حالا به حق یا به ناحق- کشیده و از سر گذرانده بود. یک سال و نیم  دیگر هم  به اتهام "تبلیغ علیه نظام" برای او صادر کرده بودند اما بعد از اعتراض، حکم او در شعبه 4 دادیاری استان به یک سال حبس کاهش یافت.»

فرزند محمود صالحی می گوید شاید اگر هشداری دریافت کرده یا احضاریه گرفته بودند، او پیشاپیش برای اجرای حکم آماده می شد: «بعد از هر دوره دیالیز چهار ساعته، پدرم حتی برای حرکت کردن به کمک مادرم محتاج است و به تنهایی قادر به راه رفتن نیست. آن ها در حال خروج از بیمارستان، به دفتر دادستان منتقل می شوند. درآن جا حکم پدرم را به او ابلاغ کردند که برای حبس یک ساله باید به زندان منتقل شود. ما او را تا مقابل زندان همراهی کردیم و امروز هم تماس گرفت که ساکن اتاق شماره دو بند "سلامت" زندان مرکزی سقز است. بند سلامت، بندی است که از وجود زندانیان معتاد در آن خبری نیست.»

او در پاسخ به این سوال که آیا راهی برای خروج پدرش از زندان به آن ها پیشنهاد شده است، می گوید : «به دادستانی نامه دادیم که پدرم هفته ای دو بار باید دیالیز بشود و قلبش هم مشکل جدی دارد  و دو بار عمل کرده است. دادستان درخواست ما را برای قاضی اجرای احکام فرستاد و او هم دستور داده است در طول سه روز این پرونده برای بررسی به پزشکی قانونی ارسال شود.»

محمود صالحی چندین سال است از هر گونه فعالیت شغلی محروم شده و اجازه خبازی به او نمی دهند. او که یکی از اعضای بنیان گذار نانجمن کارگران خباز» بوده، وقتی با محدودیت فعالیت صنفی در این انجمن مواجه می شود، اقدام به تشکیل شرکت تعاونی مصرف برای کارگران خباز می کند که در سال 94 از آن جا استعفا می دهد.

سامرند صالحی می گوید آن ها نگران جان پدرشان هستند چون شرایط فیزیکی مناسبی ندارد. اما همه ماجرا همین نیست؛ مادرش، «نجیبه صالحی» نیز به خاطر حمایت از فعالیت های همسرش و نوشتن مطالبی در صفحه فیس بوک، با یک پرونده قضایی مواجه است. برای این پرونده هنوز حکمی صادر نشده است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}