گزارش

ابد و ۲۰ سال؛ علی اکبریان

۱۱ آبان ۱۳۹۶
شما در ایران وایر
خواندن در ۶ دقیقه

پدرام قائمی- شهروند خبرنگار

«علی اکبریان» متولد سال 1350 در محله پاسگاه «نعمت آباد» تهران است. باید امروز او را روی نیمکت تیم های لیگ برتر یا لیگ یک در لباس مربی یا سرمربی می دیدیم. یا دست کم مربی تیم های پایه می شد و گاهی هم در استودیو شبکه های «سه» و «ورزش» صداوسیما، فوتبال کارشناسی می کرد. اما تا آخر باید پشت میله های زندان «قزل حصار» بماند. روایت سال های باقی مانده زندگی او مثل دورانی که پا به توپ بود، عجیب خواهد بود.

دهه 70 خورشیدی با پیراهن «استقلال» گل کرد. بعد سال های آخر دوران بازیگری را با«پرسپولیس» بود. اولین بار با پیراهن استقلال مقابل پرسپولیس در دربی جنجالی سال 73 به زمین رفت. می گفتند «نصرالله عبدالهی» در بازی دادن به او دیوانگی کرده است اما درخشید و با چهره جذاب و تکنیک و سرعت چشم گیرش، مبدل به ستاره آن روزهای استقلال و هوادارانش شد. سال های 74 تا 76 به تیم ملی هم رسید اما «محمد مایلی کهن» دیگر حاضر به دعوتش به تیم ملی نبود. آخرین بار با پیراهن همان تیمی به زمین رفت که اولین بار مقابل آن بازی کرده بود. 
سال 1381 با پرسپولیس مقابل «الوکره» در «لیگ قهرمانان آسیا» بازی کرد. گل زد، مصدوم شد و برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد. سه بار روی پایش جراحی شد اما سودی نداشت.

سال های میانی دهه 70، سال های درخشش و در اوج بودن علی اکبریان بود اما ناگهان افت کرد. «علی پروین» برای این که اکبریان را احیا کند، برای حضورش در پرسپولیس با او قرارداد 10 میلیون تومانی بست. این رقم برای سال 79 چشم گیر بود اما پروین برای پرداخت تمام آن 10میلیون تومان، پیش شرطی گذاشت که خودش قاضی آن شرط بود؛ «رضایت از کیفیت فنی».

واقعا هم رضایت بخش نبود. در پرسپولیس هرگز به بازیکن ثابت بدل نشد. حتی آن قدر ندرخشید که هواداران سینه چاک استقلال که روزی در ورزشگاه «آزادی» او را با «روماریو» قیاس می کردند هم از حضورش در اردوگاه حریف دل خور شوند. بازیکنی بود که آمد، درخشید، افول کرد و حالا به جبهه دشمن رفته بود. کک استقلالی ها هم نگزید.

اما در تمام سال های حضورش در پرسپولیس و استقلال، آن قدر رفتار معقول و متشخصانه ای داشت که در روز گرفتاری، یک لشکر مرد اسم و رسم دار فوتبال ایران را پشت خودش ببیند. داستان از یک تماس تلفنی با نیروی انتظامی آغاز شد؛ همسایه ای که تلفن را برداشت و علی را فروخت.

خودش داستان سیاه چاله ای که در آن افتاد را سال 89 خورشیدی با اندکی تلخیص و تصرف این گونه تعریف کرده بود: «نوشتند ۴۰ گرم کراک داشتم و موتورم دزدی بوده. البته ۴۰ گرم بوده ولی فقط ۲۰ گرم آن کراک بود و ۲۰ گرم هم داروی ترک اعتیاد که برای دوستانم گرفته بودم. دوستم زنگ زد و پرسید آماده است؟ گفتم آره. وقتی رسید، گرفتنش. آگاهی شک کرد بهش و دید موتورسیکلتش دزدی بوده. من هم که آمدم، گرفتندم. اما می‌نویسند فلانی لابراتوار کراک داشته. من در خانه پدری‌ام زندگی می‌کردم و ۵۰ نفر آدم بودیم. آن جا مگر می‌شود لابراتوار راه انداخت؟»

داستانی که اکبریان نقل کرد، همه حقیقت نبود. او را یک همسایه قدیمی در کنار منزل پدری اش به فروش مواد تشویق و تهییج کرد. وقتی فوتبالش به پایان رسید، همسایه ای که خودش در خانه قدیمی پدری، آشپزخانۀ مواد مخدر تاسیس کرده بود، از علی اکبریان خواست با او همکاری کند.

اوضاع مالی علی بعد از مصدومیت و سه بار عمل جراحی و تولد نخستین فرزند و بعد در راه بودن فرزند دوم، بحرانی شده بود. اطرافیانش می گفتند چند سالی هم بود که مواد مصرف می کرد. مشوقش برای ورود به عرصه فروش، توجیه هم داشت؛ علی چهره بود و می توانست از مهلکه فرار کند.

«مهدی فنونی زاده» مهرماه سال 89 به روزنامه «خبرورزشی» گفته بود که علی را با 40 گرم مواد مخدر گرفته اند. نصف آن کراک بود، نصف دیگر هرویین. فنونی زاده از ریز پرونده خبر داشت چون همراه علی پروین پی گیر پرونده بود. برادر اکبریان به فنونی زاده خبر می دهد که علی دستگیر شده است و او را همراه مواد گرفته اند و احتمال اعدامش هست. علی پروین فردای همان روز سراغ قاضی پرونده اش رفت. گفته بودند هنوز حکمی صادر نشده اما حکم این وزن و این جنس مواد، اعدام است.

علی در تمام آن روزها تنها نبود. برای حمایتش، علی پروین تیم ساخت. «میرشاد ماجدی»، «محمد نوازی»، «محسن گروسی»، «رضا حسن‌زاده»، «هاشم حیدری» و «رضا شاهرودی» به ملاقاتش می رفتند. «ستار همدانی» هزینه وکیل پایه یک و معتبر را برای علی تقبل کرد. خود پروین و فنونی زاده هر روز در شعبه 30 دادگاه انقلاب بودند. «محمدرضا مهرانپور» هم وظیفه جمع آوری کمک برای همسر و فرزندان علی را تقبل کرد.

حکم اعدام برخلاف شایعات، هرگز مکتوب نشد. دادگاه برای اکبرپور حبس ابد زد چون موفق شدند اتهام ساخت مواد مخدر در منزل پدرش را از پرونده او حذف کنند.

اکبریان را یک همسایه قدیمی به فروش مخدر تهییج کرد، یک همسایه هم او را به نیروی انتظامی فروخت. اکبریان سال ها با یکی از همسایه ها درگیری شفاهی و حتی فیزیکی داشت. همسایه ماجرا را می فهمد، وقتی هم اطمینان پیدا می کند در خانه اش مواد نگه داشته، با نیروی انتظامی تماس می گیرد.

همان قدر که همسایه ها در ورود علی و بعد دستگیری و حبس او نقش داشتند، همراهان دوران فوتبالش کوشیدند او را از چاه بیرون بکشند. اما خودش نخواست. علی پروین فروردین ماه سال 94 به روزنامه «ایران» گفت که موفق شده است رضایت مسوولین برای دادن مرخصی به اکبریان را جلب کند. او حتی خبر داد که حُسن رفتار علی در زندان می تواند باعث شکسته شدن این حکم شود. یکی از قضات به پروین وعده داده بود حکم فوتبالیست مشهور طی سال های نزدیک بشکند و به 15 تا 20 سال حبس برسد.

اما علی تمام پل های پیش رو و پشت سرش را خراب کرد. دقیقا از «قزل حصار» برای خودش یک جزیره ساخت؛ یک غار برای تنهایی ابدی.

ورزش سه خبر داده است که علی اکبریان در آخرین بار که به مرخصی رفته، دوباره با مواد مخدر (شیشه) دستگیر شده است. ورزش سه از قول یکی از مسوولان زندان نوشته است: «ایشان آخرین بار که به مرخصی رفته، با 28.5 گرم شیشه، دوباره دستگیر می شود و به زندان می آید. دادگاه او را به 20 سال دیگر محکوم کرد و با توجه به این که حکم قبلی او حبس ابد بوده، باید بگویم کار او بسیار سخت شده و باید در زندان بماند. هم چنین به دلیل این که او در دوران مرخصی بازهم دستگیر شده، دیگر امکان مرخصی ندارد.»

او دوباره با مواد دستگیر شده است. در آخرین تماس خود با علی پروین، گفته بود حتی سیگار را هم ترک کرده است اما حالا دادگاه نه تنها پرونده تخفیف حبس ابد او را برای همیشه می بندد که علی اکبریان را به 20 سال زندان مجدد (پس از حبس ابد) محکوم می کند. او حتی تا آخرین روز زندان هم حق مرخصی نخواهد داشت.

دردناک این است که ریش سفیدها هم حالا تنهایش گذاشته اند. هم تیمی های سابق که برای نجات او از حکم اعدام و گرفتن وکیل معتبر و حتی تلاش برای شکستن حبس ابد به در و دیوار زده بودند، این بار با شنیدن خبر بازگشت دوباره اش به سوی حمل مواد، به کل رهایش کرده اند.

ثبت نظر

گزارش

انتقال از اتاق دیالیز به بند سلامت زندان سقز

۱۰ آبان ۱۳۹۶
فرشته ناصحی
خواندن در ۴ دقیقه
ابد و ۲۰ سال؛ علی اکبریان