دو روز بعد از پیام تبریک سردار سلیمانی به آیت الله خامنه ای به مناسبت پایان کار دولت خود خوانده داعش، فرمانده سپاه برای اولین باراعلام کرده که ایران "حضور مستشاری" در یمن دارد.

وی خاطرنشان کرده : "کمک های ما به جبهه مقاومت بنا به در خواست مردم و دولت‌های آنان صورت گرفته و یمن هم یک نمونه از آن است؛ امروز در یمن حاکمیت به دست انصارالله است و کمک های ایران در حد مستشاری و معنوی است...جمهوری اسلامی هم از این کمک ها دربغ نمی‌کند و این راه ادامه دارد."

به این ترتیب، فرمانده سپاه پرده از راز بزرگی برداشته و آن اینکه از این پس جمهوری اسلامی مصلحت را در پنهان کردن نقش خود در یمن نمی داند.

در سال های گذشته، با درز کردن اخباری مبنی بر حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه در سال های نخستین جنگ داخلی این کشور که هر از چندگاهی با مراسم تشییع جانباختگان در ایران این اخبار تشدید می شد، پرسش بزرگی که سپاه همواره با آن مواجه بود اینکه آیا ایران در سوریه حضور نظامی دارد؟

پاسخ منفی به این پرسش با شمار جانباختگان ایرانی که برخی از آنان همچون سردار حسین همدانی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بودند، منافات داشت. انکار این حقیقت عریان عملا با شمار رو به افزایش جانباختگان ایرانی در سوریه، غیر قابل انکار بود. از سوی دیگر، اعلام حضور نظامی موثر ایران در سوریه بر دامنه فشار ها می افزود. جمهوری اسلامی می دانست اعلام حضور نظامی اش در سال های اولیه جنگ داخلی سوریه به نفع بشار اسد که سرکوب شدیدی را علیه مردم به پا خاسته خود به کار بسته بود، شدیدا برای تهران گران تمام می شود.

درآن سال های بین 2011 تا 2014 که هنوز داعش اعلام موجودیت نکرده بود، راه میانه ای باید برگزیده می شد که در عین اشاره به حضور در سوریه، انکار حضور نظامی تلقی می شد؛ حضور مستشاری.

برای مثال در فروردین ۱۳۹۳سردار محمد پاکپورفرمانده نیروی زمینی سپاه  با انکار حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه گفت: "سپاه در سوریه حضور نظامی ندارد، بلکه حضور ما صرفا مستشاری است. "

یک سال بعد یعنی آبان ۱۳۹۴ حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه با بیان این‌که مستشاران نظامی جمهوری اسلامی ایران در چهار سطح راهبردی، عملیاتی، ‌تاکتیکی، فنی و امدادی در سوریه حضور فعال دارند، گفت: "امنیت ملی ایران و سوریه به هم گره خورده است و اگر ایران از سوریه دفاع نکند به ناچار باید در جاهای دیگری با دشمنان درگیر شود."

او با پیوند زدن امنیت و سوریه و ایران به یکدیگر جایی برای تردید باقی نگذاشت که حضور ایران در سوریه به سطح "عملیاتی" ارتقا یافته است. اما، در عین حال او چنین حضوری را "حضور مستشاری" نام نهاد!

او در تبین سطح عملیاتی حضور ایران در سوریه گفت که: "در این سطح به فرماندهان سطوح عملیاتی اعم از فرماندهان لشکرها و تیپ‌های ارتش [سوریه] کمک می‌کنیم و سطوح میانی، جنگ با تروریست‌ها را مدیریت می‌کنیم." وی گفت همه اینها با درخواست رسمی دولت سوریه به اجرا گذاشته شده است.

به این ترتیب، سپاه پاسداران یک گام به جلو نهاد. هم حضور عملیاتی خود را در سوریه اعلام کرد و هم حضور خود را مشروع دانست؛ مشروعیتی برآمده از "درخواست رسمی دولت سوریه". در همین راستا در دی ۱۳۹۵علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز گفت:‌ اگر ما در سطح مستشاری در سوریه حضور داریم، با درخواست و هماهنگی دولت دمشق صورت گرفته و این اقدام دخالت در امور داخلی کشورها نیست. حضور مستشاری ایران در سوریه با اجازه دمشق بوده و نقض حاکمیت سوریه نیست."

فرمانده کل سپاه پاسداران از سناریو مشابه اما، این بار در یمن پرده برداشته است. او از حضور مستشاری و معنوی ایران در یمن سخن به میان آورده، اما نگفته این حضور مستشاری از چه زمان آغاز شده است؟ آیا این حضور مستشاری در زمان در قدرت بودن رییس جمهور منصور هادی در صنعا آغاز شده یا پس از آن؟

اگر در زمان در قدرت بودن منصور هادی، کمک به انصارالله (حوثی ها) انجام شده، عملا کمک به یک گروه شورشی علیه دولت مرکزی بوده است. دولت منصور هادی هم اکنون نیز به عنوان تنها دولت قانونی یمن توسط تمامی کشورهای دنیا و سازمان ملل شناخته می شود. امسال منصور هادی به عنوان رییس جمهور یمن در صحن علنی مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد.

از این منظر، اگر کمک جمهوری اسلامی به حوثی ها پس از تصرف صنعا به دست آنان صورت گرفته، باز هم در صورت مساله فرق نمی کند، چرا که حوثی های به رغم در دست داشتن پایتخت هرگز به عنوان دولت قانونی یمن شناخته نشده اند. حتی ایران تاکنون دولت خود خوانده حوثی ها را به رسمیت نشناخته است.

به این ترتیب، به هیچ وجه تهران نمی تواند مدعی حضور مشروع خود در یمن شود. این سخن فرمانده سپاه که "امروز در یمن حاکمیت به دست انصارالله است"، به هیچ وجه از جنبه حقوق بین الملل مسموع نیست.

مثلا اگر کشوری به دولت خود خوانده گروه شورشی طالبان در افغانستان کمک می کرد، آیا صرف در خواست دولت طالبان از یک کشور خارجی، حضور آن کشور را مشروع می ساخت؟ در دوران برآمدن طالبان، عربستان سعودی در شمار اندک کشورهایی بود که دولت خودخوانده طالبان را به رسمیت شناخت. همین اقدام ریاض مورد اعتراض جهانیان قرار گرفته بود که یک گروه شورشی با افکار متحجرانه را که به زور سرنیزه کابل را تصرف کرده بودند، مورد شناسایی قرار داده بود.

به موازات نقش پررنگی که منجر به حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه شد، دلیلی پررنگ تر از درخواست دولت سوریه لازم بود تا افکار عمومی را در ایران تهییج کند. در ایران افکار عمومی برای پذیرش نخستین حضور نظامی پر تلفات و هزینه ساز ایران در کشوری دیگر آماده نبود. ناگزیر ترفند دیگر لازم بود؛ دفاع از حرم.

جمهوری اسلامی حضور خود را در سوریه به دفاع از حرم زینبیه در دمشق پیوند زد و به این ترتیب، جانباختگان آنرا "شهدای مدافع حرم" نام نهاد. این ترفند تا حد بسیاری ترفند موثری واقع شد. اما حضور ایران در یمن برای دفاع از یک گروه شورشی دفاع از کدام حرم است؟

 

از حسین علیزاده بیشتر بخوانید:

چرا قاسم سلیمانی از روسیه تشکر نکرد؟

ایران از سعد حریری چه می‌خواست؟

معنای تعیین سوئیس به عنوان حافظ منافع ایران و عربستان

پرونده موشکی ایران مثل صدام حسین می شود

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}