«مزدک دهنوی»، ساکن بند هفت سالن 12 زندان «اوین» به بیماری «آنمی آپلاستیک» که یک بیماری خونی است، مبتلا است و به ناچار سر و کارش مدام به بهداری زندان می افتد. او از هیچ جای زندان به اندازه بهداری نفرت ندارد: «بهداری زندان اوین را از هر طرف که نگاه کنی، هیچ شباهتی به فضای یک درمانگاه ندارد. بیش تر به اتاق بازجویی شبیه است. به بهداری که فکر می کنم، دچار دل‎شوره می شوم چون رفتن به بهداری پروسه دردناکی است.»

یک زندانی وقتی احساس بدحالی می کند، در مرحله نخست باید به دفتر بند مربوطه اطلاع بدهد. آن ها گاهی ممکن است با وجود بدحالی، تا یک ساعت منتظر بمانند تا از طرف بند مربوطه هماهنگی های لازم با بهداری و پزشک کشیک زندان انجام شود. بعد از آن زندانی را «تحت الحفظ» و با ماشین بهداری که یک آمبولانس کهنۀ بدون تجهیزات است، به ساختمان درمانگاه که از بندهای مختلف زندان حداکثر 200 یا 300 متر بیش تر فاصله ندارد، منتقل می کنند. زندانی های زن زندان اوین به هیچ وجه اجازه ندارند با پای پیاده مسیر بهداری را که یک فاصله 100متری تا بند زنان است، طی کنند. آن ها حتما باید با ماشین بهداری راهی درمانگاه بشوند. 

مزدک دهنوی خاطرات روزانه و روند معاینه اش را مرور می کند: «دکتر که مثل دکترهای معمولی و مورد وثوق و اعتماد زندانی نیست. معلوم است از مسیرهای گزینشی زیادی گذشته تا توانسته است به داخل زندان راه پیدا کند. گوشی را می گذارد روی قلبم، چند ثانیه گوش می دهد و با یک دستگاه فشار خون کهنه مدل قدیمی که زهوارش در رفته، فشارم را می گیرد و چیزهایی می نویسد. بعد از آن شروع می کند به پرس و جو؛ آن هم نه از موضع یک پزشکی که با بیمارش احساس هم‏دلی دارد، بلکه از موضع یک بازجو با یک متهم. سوالاتی که می پرسد، عملا اتهام است؛ مثلا می گوید اگر حالم بد بوده، چرا روز قبل و حین هواخوری راست راست راه می رفته و با بقیه خوش و بش می کرده ام؟ یا این که بهتر است تمارض نکنم و بهانه نیاورم و این که به نظر نمی رسد حالم ناخوش باشد، قلبم مثل ساعت کار می کند و هیچ امر غیرطبیعی وجود ندارد. درک نمی کنم چه طور می شود با یک معاینه سطحی که حداکثر دو دقیقه به طول انجامیده و فقط شامل گوش دادن به صدای قلبم و یک فشار خون سریع و سرپایی بوده، این همه اطلاعات پزشکی محکم و مستدل استخراج کرده باشد. در نهایت هم می گوید امروز فقط آسپرین برای مریض ها داریم!»

مزدک بارها به خاطر درد شدید استخوان هایش به بهداری رفته و با این که یک بیماری نادر و دردناک دارد اما هر بار یک بسته آسپرین یا مقداری استامینوفن دریافت کرده است. بیماری مزدک را تنبلی استخوان تشخیص داده ند اما رییس زندان حاضر به انتقال او به یک مرکز درمانی مجهز نیست.

برای انتقال یک بیمار بدحالی که امکان درمانش در بهداری زندان وجود ندارد، اول با رییس زندان و قاضی ناظر پرونده مکاتبه می کنند. گاهی ممکن است قاضی پرونده به انتقال زندانی رضایت بدهد و رییس زندان به خاطر نافرمانی های زندانی، مایل به انتقال او نباشد. انتقال زندانی مستلزم این است که هر دو این مقامات با زندانی رابطه تیره و تاری نداشته باشند. در غیر این صورت، مواردی چون پرونده «محسن دکمه چی»، «علیرضا رجایی»، «آرش صادقی» یا «امید کوکبی» و بقیه زندانیان گم نامی که از کمبود امکانات پزشکی در زندان درگیر بحران می شوند و نامی از آن ها جایی ذکر نمی شود، تکرار خواهد شد.

در مواردی حتی اگر زندانی بعد از طی هفت خوان انتقال به بیمارستان، توانست به یک مرکز درمانی دسترسی پیدا کند، از آن جایی که سازمان زندان ها قرض و دین خود را به بیمارستان های طرف قراردادش نمی پردازد، بیمارستان ها از جراحی یا درمان بیمار سرباز می زنند. البته در آن شرایط، زندانی مجاز به انتقال به یک بیمارستان دیگر نیست.  

بارها و بارها بیمار بدحالی که ممکن است در شرایط فیزیکی خطرناکی قرار داشته باشد، با این عنوان که «مشکلی ندارد»، از سوی مسوولان زندان به بند برگردانده می شود. این در حالی است که «حق درمان» یکی از حقوق زندانی های محبوس در زندان است.

بر اساس آیین نامه سازمان زندان ها، هر زندانی باید یک بار در هر ماه مورد تست و معاینه پزشکی قرار بگیرد و مسوول امور نگهبانی و افسر نگهبان بند موظف هستند به محض ابراز کسالت زندانی، او را با یک نامه معرفی، به بهداری اعزام کنند. پزشک زندان هم موظف به معاینه، رسیدگی و مراقبت است. در صورتی که امکانات زندان برای مراقبت و رسیدگی درمانی زندانی کافی نباشد، راه حل آن در ماده۱۰۳ آیین نامه سازمان زندان ها پیش بینی شده است:«زندانی می تواند با اجازه رییس زندان و موافقت قاضی ناظر، به درمانگاه یا بیمارستان تخصصی اعزام شود.»

از آن جایی که امکانات درمان تخصصی در همه زندان های ایران وجود ندارد و هیچ کدام از زندان های ایران دارای بیمارستان یا درمانگاه تخصصی نیستند، پروسه اعزام زندانی به بیمارستان تخصصی پیش بینی شده است اما اغلب با بی اعتنایی قاضی ناظر یا رییس زندان مواجه شده و جان زندانی را به مخاطره جدی می اندازد.

ماده۱۱۸ آیین نامه سازمان زندان ها بر این نکته تاکید می کند که معاینه و معالجه محکومان برعهده اداره بهداشت و درمان سازمان زندان ها است و هیچ تفاوت یا تبعیضی بین زندانیانی با محکومیت های مختلف، ملیت و مذهب متفاوت و یا مدت زمان حبس وجود ندارد.

قانون «رفتار با حبس شدگان» که سازمان ملل متحد به تصویب رسانده است نیز به طور واضج و شفاف بر حق دسترسی زندانی به مراکز بهداشتی و درمانی تاکید کرده و می گوید هر زندانی باید در کوتاه ترین زمان ممکن پس از پذیرش در زندان، به هر دفعات ممکن و لازم مورد معاینه و معالجه قرار بگیرد.

مطالب مرتبط:

زندانیان سیاسی و عقیدتی با دستبند به دادگاه یا بیمارستان نمی روند

توصیه به زندانیان: لطف کنید فعلا بیمار نشوید

دادستانی تهران به متهمان سیاسی برای تحقیر و ارعاب دست‏بند می‏زند

زندانیان در اعتصاب،‌ آرش صادقی ترند اول جهانی توییتر شد

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}