حسین علیزاده

باخت عمدی علیرضا کریمی در ورزش کشتی به فرمان مربی اش که گفت "باید ببازی"، نمونه ای بی سابقه ای را در تاریخ ورزش رقم زده است.

 کریمی، ورزشکار ورزیده و امید برنده مدال طلا، برای پرهیز از مقابله با حریف اسرائیلی در مرحله بعد، تن به باخت داد. گردن نهادن به این "تحقیر خود خواسته" در حالی صورت گرفته که به گفته رسول خادم، رییس فدراسیون کشتی، "مردم فلسطين هم از اينگونه ايثارها اطلاعي ندارند.”

این رویداد بهت آور برای بار دیگر پرسشی را برانگیخت که چرا ایران از مواجهه با اسرئیل در یک آوردگاه ورزشی خودداری می کند؟ تمام استدلال جمهوری اسلامی در این مورد و موارد مشابه (مانند محرومیت مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی در بازی باشگاهی یونان در برابر یک تیم باشگاهی اسرائیلی) مبتنی بر تنها یک دلیل است؛ انکار موجودیت دولتی به نام  اسرائیل. به رغم اینکه اسرائیل کشوری دارای کرسی در سازمان ملل و یکی از اعضای این سازمان است، این کشور از نظر جمهوری اسلامی دولت مشروع و قانونی تلقی نمی شود.

از آنجایی که جمهوری اسلامی اسرائیل را نامشروع می داند، هرگونه مواجهه ورزشی را موجب به رسمیت شناختن اسرائیل می داند و از این رو، از آن پرهیز می کند. بر همین مبناست که هرگاه در ایران مثلا زلزله رخ داده، جمهوری اسلامی حتی از قبول کمک های انسان دوستانه اسرائیل نیز خودداری می کند به گمان اینکه پذیرش کمک اسرائیل، به منزله شناسایی دولتی است که از نظر جمهوری اسلامی "موجودیت" ندارد. آیا چنین اصراری بر انکار موجودیت اسرائیل واجد وجاهت حقوقی است؟ 

وقتی ورزشکار ایرانی در برابر ورزشکار اسرائیلی قرار می گیرد، این بدان معناست که کشوری به نام اسرائیل "موجودیت" دارد. به عبارت دیگر مبنای حقوقی چنین استدلالی آن است که مواجه یک ورزشکار ایرانی و یک ورزشکار اسرائیلی در معنا عبارت است ازشناسایی اسرائیل به صورت دوفاکتو (ضمنی / غیررسمی).

شناسایی دو فاکتو چیست؟ 

با شکل گرفتن یک کشور جدید یا یک نظام سیاسی تازه،  دیگر کشورها یا رسما (دوژوره) طی اعلامیه ای دولت جدید را مورد شناسایی قرار می دهند یا به طور غیررسمی (دوفاکتو) موجودیت دولت جدید را می پذیرند. در روش دوم صدور اعلامیه ضروری نیست، اما همین که کشوری، موجودیت دولت جدید را ولو تلویحا مورد پذیرش قرار دهد، شناسائی تلقی می شود. مبادرت به هرگونه اقدامی مثلا از طریق مراوده تجاری- ورزشی- نظامی- قضایی و امثال آن که کشور تازه تاسیس را "واجد هویت" فرض کند، شناسائی دو فاکتو به شمار می رود. گفتنی است به رغم روابط گسترده دولت پادشاهی ایران با اسرائیل، هرگز پادشاهی پهلوی اسرائیل را به صورت دوژوره (رسمی) شناسائی نکرده بود. به عبارت دیگر، دولت پادشاهی ایران اسرائیل را صرفا به صورت دو فاکتو شناسایی کرده بود. همچنان که گفته شد از منظر حقوق بین الملل استدلال جمهوری اسلامی برای پرهیز از مبارزه با حریفان اسرائیلی واجد وجاهت قانونی است، امآ، کمتر کسی آگاه است که به  استناد همان "شناسائی دوفاکتو" جمهوری اسلامی در مواردی چند اسرائیل را به صورت غیر رسمی شناسایی کرده است. ذیلا به چند مورد مهم پرداخته می شود:  

۱) شناسایی اسرائیل توسط آیت الله خامنه ای: در سال هایی که شعار محو اسرائیل در اظهارات احمدی نژاد فشار بین المللی سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد آورده بود، آیت الله خامنه ای در صدد تعدیل این موضع احمدی نژاد بر آمد و گفت: "این [خشونت] واقعیت رژیم صهیونیستى علاجى ندارد جز «از بین رفتن» این رژیم. [اما] از بین رفتن رژیم صهیونیستى هم به‌‌هیچ‌‌ وجه به معناى قتل‌‌عام کردن مردم یهودى در آن منطقه نیست. یعنى این منطقى که امام بزرگوار مطرح کردند که ”اسرائیل باید از بین برود”، یک منطق انسانى است؛ ما سازوکار عملى آن را هم به دنیا ارائه کردیم... ما گفتیم از این مردمى که در این منطقه زندگى می کنند و اهل اینجا هستند... یک نظرخواهى بشود؛ یعنى یک رفراندومى انجام بگیرد، رژیم حاکم بر این منطقه را رفراندم معین کند. مردم معین کنند؛ معناى از بین رفتن رژیم صهیونیستى یعنى این.” چنانچه مشاهده می شود در این ساز و کار مساله حذف فیزیکی اسرائیل و قتل عام اسرئیلی ها مطرح نیست، بلکه راه حل مراجعه به رفراندوم برای تعیین نظام سیاسی سرتاسر آن سرزمین است. حال باید توجه داشت که همین مدعا یعنی مراجعه به رفراندوم، از منظر حقوقی خود تلویحاً به معنای پذیرش "دولت مستقر اسرائیل" است تا شاید از طریق رفراندوم تغییری میسر شود. چه مثالی بهتر از همه پرسی و رفراندوم جایگزینی دولت جمهوری اسلامی ایران به جای دولت پادشاهی ایران که در فروردین ۱۳۵۸ انجام شد. همه پرسی برای جایگزینی یک نظام سیاسی جدید (مثلا جمهوری اسلامی)  به جای یک نظام سیاسی پیشین ( مثلا دولت پادشاهی ایران)، تلویحا اعتراف به موجودیت دولت پیشین است. پس اگر آیت الله خامنه ای مراجعه به رفراندوم را برای تعیین نظام سیاسی جدید (دولت فلسطین) پیشنهاد می هد، این پیشنهاد در ذات خود اعتراف غیر رسمی (دوفاکتو) به موجودیت دولت مستقر (دولت اسرائیل) است. این تحلیل حقوقی از قضا در سخنان آیت الله خامنه ای به صراحت آورده شده آنجا که اسرائیل را "یک نظام سیاسی به رسمیت شناخته شده" می داند. او گفته که:"از سال ۱۹۴۸ که این رژیم جعلى «به‌ ‌طور رسمى» به ‌‌وجود آمد تا امروز، ۶۶ سال است که سیاست رژیم صهیونیستى همین است. البته تا قبل از اینکه این رژیم «رسماً» هم شناخته بشود و استعمارگرها آن را بر دنیا و بر منطقه تحمیل کنند، صهیونیست‌‌ها در فلسطین جنایتهاى زیادى کردند.” به عبارت دیگر، وقتی خامنه ای شرط رفراندوم را مطرح می کند، اگر رفراندمی برگزار شد ولی رأی نیاورد، به معنی برجا ماندن دولت اسرائیل است. این سخن از خامنه ای چیزی جز شناسایی دوفاکتوی اسرائیل معنی نمی دهد.

 ۲) شناسایی اسرائیل در سازمان ملل توسط جمهوری اسلامی: اگرچه شناسایی اسرائیل توسط آیت الله خامنه ای تصریحا اعلام نشده ولی تلویحا فهمیده می شود، اما جمهوری اسلامی به صراحت و به صورت دوفاکتو، اسرائیل را در مرزهای پیش از ۱۹۶۷به رسمیت شناخته است. به عبارت دیگر موضع حقوقی دولت جمهوری اسلامی "عینا" موضع دولت خودگردان فلسطین است، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۲ دقیقا در شصت و پنجمین سالروز تأسیس دولت اسرائیل (۲۹ نوامبر ۱۹۴۷) که مجمع عمومی به قطعنامه تأسیس اسرائیل در کنار دولت فلسطین رأی داده بود (روزی که کشورهای عربی آن را روز "نکبت" می نامند) قطعنامه ای را از تصویب اکثریت اعضای مجمع عمومی گذراند که بنا بر آن، وضعیت حقوقی تشکیلات خودگردان فلسطین به "دولت غیرعضو" سازمان ملل ارتقا یافت. در این قطعنامه، دولت خودگردان پذیرفت که دولت فلسطین را در محدوده جغرافیایی ۱۹۶۷ به بعد (یعنی ۲۲درصد از فلسطین تاریخی) بنیاد نهد و از ۷۸درصد اراضی دیگر که قلمرو اسرائیل است، صرف نظر کند. محمود عباس در نطق خود برای ترغیب  اعضا به دادن رأی مثبت به این قطعنامه ذره ای تردید باقی نگذاشت که مدل او، مدل دو دولت اسرائیل و فلسطین در کنار هم است. او گفت: "مدل دو دولت یعنی برپایی دولت فلسطین در کنار دولت اسرائیل، روح و جوهر پیمان تاریخی اسلو است؛ پیمانی که ملت فلسطین پذیرفت دولت خود را فقط در ۲۲درصد از فلسطین تاریخی بنا نهد... به رغم ناامیدی مان، بازهم صادقانه دست دوستی به سوی مردم اسرائیل برای برقراری صلح دراز می کنیم...و در این تلاش مان، سلب مشروعیت دولت مستقر اسرائیل را منظور نداریم بلکه منظورمان برپایی دولتی فلسطینی است که باید تأسیس شود.” 

قطعنامه پیشنهادی محمود عباس با چنین صراحتی مبنی بر  شناسایی اسرائیل در مرزهای پیش از ۱۹۶۷ با  ۱۳۸رأی کشور جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران از تصویب مجمع عمومی گذشت. (فقط ۹ کشور از جمله از جمله اسرائیل و امریکا رأی منفی دادند.)  جالب اینکه بدانیم نه تنها ایران به قطعنامه مزبور رأی مثبت داد بلکه به عنوان رییس دوره ای جنبش عدم تعهد به کلیه اعضا جنبش توصیه کرد که آنان نیز با رأی مثبت خود، مدل دو دولت عربی و عبری را مورد تصویب قرار دهند. جالب تر اینکه حماس به عنوان یک جریان سیاسی فلسطینی با اقدام محمود عباس (مدل دو دولت) مخالفت کرده بود. با این توضیح روشن است که ایران با رأی به قطعنامه مذکور جانب دولت خودگردان را در شناسایی دو دولت اسرائیل و فلسطین گرفت و نه حماس. این یعنی جمهوری اسلامی با رأی علنی خود در صحن سازمان ملل، اسرائیل را در مرزهای پیش از ۱۹۶۷ همان طور که عینا خواست محمود عباس بود به رسمیت شناخت.

 

۳) اقامه دعوای حقوق علیه اسرائیل در محاکم: گفته شد که جمهوری اسلامی در آوردگاه های ورزشی از مواجهه با حریفان اسرائیلی خودداری می کند به گمان این که این اقدام موجودیت اسرائیل را به صورت دوفاکتو تأیید می کند. اگر چنین است آیا مواجهه با اسرائیل در آوردگاه حقوقی و محاکم بین المللی به معنی شناسایی اسرائیل نیست؟ تفصیل این ادعا به این شرح است که شرکت ملی نفت ایران در سال 1994 (یعنی 15 سال پس از انقلاب) نسبت به عدم پرداخت بهای نفت فروخته شده به اسرائیل (خط لوله ایلات- اشکلون) در زمان دولت پادشاهی ایران تقاضای غرامت از اسرائیل کرده بود. ایران با ارجاع موضوع به حکمیتی که داوری آن به یک نهاد سوئیسی واگذار شد، علیه اسرائیل اقامه دعوا کرده است. به رغم اینکه اسرائیل هرگز در پروسه قضایی یاد شده حاضر نشده، طرف سوئیسی در سال های اخیر اسرائیل را به پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار اصل پول و غرامت دیر کرد به ایران، محکوم کرده است. حال پرسش این است که اگر جمهوری اسلامی کشوری به نام اسرائیل را مجعول دانسته و هویت وجودی آن را حتی در مرزهای پیش از ۱۹۶۷انکار می کند، چگونه می تواند علیه کشوری که "موجودیت" ندارد اقامه دعوای حقوقی کند؟ به بیان دیگر، چگونه جمهوری اسلامی کمک های اسرائیل به زلزله زدگان را رد می کند ولی از 15 سال پس از انقلاب اسلامی تقاضای دریافت اصل پول و غرامت دیرکرد نفت فروخته شده به اسرائیل دارد؟ اگر مواجهه با اسرائیل در آوردگاه ورزشی تأیید موجودیت اسرائیل است آیا اقامه دعوای حقوقی علیه اسرائیل در یک دادگاه تأیید موجودیت آن نیست؟ جمهوری اسلامی دیرزمانی است اسرائیل را به رسمیت شناخته است.

مطالب مرتبط:

جبهه جولان: عرصه جدید تقابل ایران و اسرائیل

اشارات موشک های 2000 کیلومتری سپاه به اسرائیل و دولت روحانی

بازتاب تهدید دو ملی پوش ایران در رسانه‌های جهان

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}