همزمان با آغاز نهمین ماه تحصن نسرین ستوده، روز گذشته شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا حکم جدیدی به او ابلاغ کرده است که خبر از شکسته شدن حکم سه ساله تعلیق پروانه وکالت نسرین ستوده می‌دهد. درحکمی که روز گذشته به خانم ستوده ابلاغ شده، مدت تعلیق پروانه وکالت او از سه سال به نه ماه رسیده است. نسرین ستوده از زمان ابلاغ اولین حکم هر روز در اعتراض به تعلیق پروانه وکالتش مقابل کانون وکلا تحصن کرد. او همان‌وقت به «ایران وایر» گفته بود تا تحقق خواسته‌هایم جلوی کانون وکلا تحصن می‌کنم. تصویر نسرین ستوده با در دست داشتن یک تابلوی چوبی که رویش نوشته شده؛ حقوق دگر اندیشان،  در این چند ماه بارها در فضای مجازی منتشر شده، او هیچ گاه در تحصن‌اش تنها نماند یا همراهان همیشگی‌اش مثل دکتر محمد ملکی و محمد نوری زاد کنارش ایستادند و یا دگراندیشان دیگری مثل دکتر رپیس دانا و یا جعفر پناهی و ... کنار کانون وکلا مهمانش شدند به همه این‌ها همراهی مردم کوچه و بازار را هم اضافه کنید، دانشجویان، معلمان، هنرمندان و یا حتی کسبه‌ای که دوست داشتند برای چند دقیقه‌ای او را همراهی کنند و کنار او مقابل کانون وکلا ایستادند. حالا حکم تعلیق پروانه نسرین ستوده، شکسته است. او باز هم راهی کانون وکلا است. گفت وگوی ما درست از همین‌جا آغاز می‌شود.

براساس حکم جدید فکر می‌کنید چه زمانی بتوانید پروانه وکالت تان را تمدید کنید؟

من در حال رفتن به کانون وکلا هستم تا ببینم پایان نه ماه به لحاظ اجرایی چه زمانی است. آیا مبدا زمانی آنها از زمان صدور حکم قبلی بوده است یا خیر؟ چون الان نه ماه از صدور حکم قبلی گذشته و من باید بتوانم پروانه وکالتم را تمدید کنم.

خودتان شکسته شدن این حکم براساس اعتراض مدنی را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

من صدور چنین حکمی را خیلی به صورت یک قدم رو به جلو تلقی نمی‌کنم. یادمان باشد از اول درخواست من و همراهان تحصن این بود که حکم به کلی لغو شود و حالا ما برای احترام به راه‌های بینابین در اعتراضات مدنی از این حکم تبعیت می‌کنیم، اما در مورد این که نه ماه یک اعتراض مدنی در انظار عمومی اتفاق افتاده، برای من بسیار ارزشمند است. به دلیل اینکه حکومت این تحمل را از خودش نشان داد.

اما بارها با شما و تحصن کنندگان برخورد شد ...

بله، بارها به محل تحصن هجوم آوردند، تهدید کردند، تلفن های تهدید آمیز داشتیم که البته هنوز هم این روش های نامطلوب ادامه دارد و من امیدوارم به تهدید تحصن‌کنندگان از طریق تلفن و روش های امنیتی پایان داده شود. اما من از بابت این که تحصن مورد سرکوب و یورش همه‌جانبه قرار نگرفت، خوشحالم. اضافه بر این شرکت کنندگان تحصن و کسانی که هر روز ما را همراهی می‌کردند، آشتی‌جویی و مسالمت زایدالوصفی از خودشان نشان دادند و این ارزشمند است. برنامه ما این بود که هرگاه  مورد حمله همه جانبه قرار گرفتیم، آن روز را به منزل مراجعه کنیم و روز بعد اول وقت دوباره در محل تحصن حاضر شویم اما با اینکه مورد فشار فیزیکی قرار می‌گرفتند، عقب نمی‌رفتند. یعنی وقتی آنها را هل می‌دادند، آن‌ها تا جایی که هل داده می‌شدند، عقب می‌رفتند و بعد از چند دقیقه دوباره به محل تحصن برمی‌گشتند. بارها هم صراحتا اعلام کردند هزینه شرکت در این تحصن هرچه باشد، می پردازند. شرکت‌کنندگان در تحصن از روز اول وقتی مورد تهدید پلیس و ماموران امنیتی قرار گرفتند و من هم از آنها خواستم که اگر مایلند محل  تحصن را ترک کنند، در جواب گفتند که ما هیچ تمایلی به ترک محل تحصن نداریم. بنابراین می‌خواهم بگویم که این تحصن با نوعی هوشیاری متقابل دوام آورد و این نکته مثبتی است.

 بسیاری از کسانی که در تحصن‌ها شما را همراهی کردند، خودشان از سلب برخی حقوق مدنی رنج می‌برند. برای آنها برنامه‌ای دارید؟

برخی از کسانی که در تحصن من را همراهی کردند به دلیل دگر اندیشی از برخی حقوق مدنی محروم شده‌اند. مثلا آقای دکتر ملکی، آقای دکتر رئیس دانا و آقای نوری زاد در حال حاضر با اینکه ازاد هستند و هیچ پرونده اتهامی برای آنها باز نیست، ممنوع الخروج هستند. آقای جعفر پناهی هم از حرفه شان محروم هستند و  هم ممنوع الخروج هستند و بسیاری از افراد دیگری که مرا همراهی کردند از برخی محرومیتهای مدنی رنج می‌بردند. یادمان باشد باید دیگاه قیم مابانه را کنار بگذاریم  که مثلا من حق داشته باشم درباره محرومیت دیگران هر تصمیمی بگیرم اما هر تصمیمی که این شهروندان بابت اعتراض به حقوقی که از انها تضییع شده قطعا من هم به عنوان یک وکیل ویک فعال مدنی در کنار انها خواهم بود. چنانچه تصمیم به پیگیری قضایی داشته باشند، با کمال میل و افتخار این کار را خواهم کرد و چنانچه تصمیم به اعتراض مدنی داشته باشند، باز هم کنار انها خواهم بود. اما این بیش از همه به تصمیم شخصی بستگی دارد که حقوقش مورد تضییع قرار گرفته است.

در چند وقت اخیر بعضی به روش هایی مثل تحصن ایراد گرفته بودند و اشاره کرده بودند که این روش ها حالت نمایشی دارد و فعالان مدنی باید بتوانند از طریق گفت وگو و مذاکره به راه حل دست یابند، نظر خودتان چیست؟

تعامل همیشه به این معنا نیست که ما درخواست مذاکره داشته باشیم خیلی خوب است که ما درخواست مذاکره داشته باشیم اما مشروط بر اینکه حکومت هم به این موضوع تمایل داشته باشد و مضاف بر آن طرف مقابل را هم دارای قدرت بداند. در بسیاری از موارد تمایلی از سوی قدرت رسمی دیده نمی‌شد. کما اینکه من هم قبل از شروع تحصن و هم قبل ازاعلام حکم به برخی از مقامات رسمی و مسئولان کانون وکلا نامه دادم و اعلام کردم که چنانچه چنین حکمی داده شود تحصن خودم را مقابل کانون وکلا اغاز می کنم. شما شاهد بودید که در این مدت هیچ اقدام مثبتی برای مذاکره از سوی مقامات رسمی صورت نگرفت، بنابراین من می‌خواهم بگویم راه مذاکره هرگز نباید بسته شود اما مذاکره لوازمی دارد که چنانچه فراهم باشد باید از ان استقبال کنیم و در صورت مهیا نبودن این لوازم نباید تنها برانجام مذاکره پافشاری کنیم و باید از روش های مدنی برای اینکه طرف مقابل را به مذاکره وادار کنیم، استفاده کنیم.

از امروز تحصن پایان یافته؟

در واقع امروز من از کانون درخواست می‌کنم که زمان اجرای حکم را به من ابلاغ کند و به محض اینکه تاریخ اتمام حکم مشخص شود، من و دیگر دوستان شرکت کننده تحصن درباره اینکه به تحصن پایان دهیم، تصمیم می‌گیریم.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}