بیانیه ۱۲دی ماه مجمع روحانیون مبارز به ریاست محمد خاتمی برای بسیاری عجیب بود. استفاده از عباراتی چون «عناصر فرصت طلب و آشوبگر»، «فریبکاران»، «دشمنان» و «تروریست های منافق» برای توصیف ناآرامی های ایران، به طور معمول در دستورکار نهادهای اصولگرا و یا مورد علاقه رهبر جمهوری اسلامی بود ولی این بار مهم ترین نهاد اصلاح طلب آنها را به کار برده بود.

بیانیه مجمع روحانیون مبارز را می توان تصویری کلی از رفتار بخش عمده ای از نیروهای اصلاح طلب در قبال رویدادهای اخیر توصیف کرد. این رفتارها، متاثر از دو اشتباه کلیدی بود.

فارغ از واکنش رهبر به این رویکرد تازه مجمع روحانیون مبارز، فرصت طلبی کنونی این نهاد سیاسی از اعتراضات مردم برای تقویت و ترمیم رابطه شان با قدرت را می توان یک چاه توصیف کرد، به خصوص اینکه چنین بیانیه ای ذیل نام محمد خاتمی صادر شد که بخش مهمی از محبوبیتش را از ادعاهای مطرح درباره صداقت و انصافش کسب کرده بود. این ادعاها اکنون خدشه دار شده اند. البته چنین رویدادی را در فضای سیاسی موجود ایران نمی توان «مرگ اصلاح طلبان» توصیف کرد. آنها کماکان زور بالایی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی دارند، دولت متحدشان است، بازی رسانه ای با افکار عمومی را بلدند، شبکه فعال جوان و گسترده ای دارند، لایه هایی از اصولگرایان هم دوست دارند دل بدهند و قلوه بگیرند و خیلی ها در عالم سیاست فراموشکاری را دوست دارند. اصلاح طلبان همچنین تجربه های مشابه ای مانند رای دادن محمد خاتمی در اسفند سال۹۰ که با واکنش منفی جنبش سبز مواجه داشت را داشته اند ولی روشن است که تجمیع و تداوم چنین حوادثی می تواند هویت و شخصیت سیاسی آنها با چالش های جدی مواجه کند. شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»، که در حاشیه شعارها شنیده شد، می توانست یک شعار حاشیه ای بماند ولی رفتار غالب اصلاح طلبان، به بازتولید و ماندگاری این شعار در سطحی وسیع تر منجر شد؛ دستاوردهای بدردنخور.پ

 مطالب مرتبط:

ناآرامی های ایران؛ گزارشی از بازداشت ها

ناآرامی های ایران؛ جالی خالی تلگرام و سکوت رسانه ها

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}