اگر «حسین خمینی»، نوه ارشد پسری روح الله خمینی به دلیل اعتراض و انتقاد نسبت به رویدادهای سیاسی و اغلب خشونت‎آمیز نخستین سال‎های پس از انقلاب مورد غضب پدر بزرگش قرار گرفت، پسرعمویش، «حسن خمینی»، فرزند «احمد»، سه دهه بعد در جریان رویدادهای پس از انتخابات سال 88 آماج حملات لفظی و رسانه ای نزدیکان علی خامنه ای قرار گرفت و شورای‎نگهبان از تایید صلاحیت او در انتخابات دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری امتناع کرد.

حسن خمینی مرداد سال 1351 درحالی به دنیا آمد که پدر بزرگش 70 سال داشت و دوران تبعیدش را در نجف سپری می کرد. او دوران ابتدایی را در نجف و پس از انقلاب، در مدارس «19 دی» و «پارس» در قم و «نیکان» در تهران ادامه داد و در مدرسه «حبیب ابن مظاهرِ» جماران که به دلیل ملاحظات امنیتی انتخاب شده بود، به پایان برد. دوره راهنمایی و دوره دبیرستان را هم در مدرسه نیکان سپری کرد و سال 1369 دیپلم ریاضی گرفت.

حسن خمینی تا زمان مرگ پدرش، احمد خمینی، فعالیتی در عرصه سیاسی نداشت اما همان طور که سرنوشت «مصطفی» و احمد شباهت های غیرقابل چشم پوشی داشتند، زندگی پسران ارشد این دو، یعنی حسین و حسن خمینی هم بی شباهت به هم نیستند.

مصطفی خمینی چه در کنار پدرش و در سال های پیش از انقلاب و چه با «مرگ مشکوک» در سال منتهی به انقلاب، به روایت تاریخ نگاران، از چهره های تاثیرگذار در اوج گرفتن انقلاب و روح الله خمینی در رهبری انقلاب بود. اما مرگ و غیبت او در سال پیروزی انقلاب، نقش موثر او را در استقرار جمهوری اسلامی نادیده گرفت. 
احمد خمینی نیز دست کم به لحاظ تاثیرگذاری غیرقابل انکارش بر تصمیمات پدر در سال‎های پس از انقلاب، نقشی قابل توجه در استقرار  جمهوری اسلامی و سرکوب مخالفان و شکل‎دهی به ساختار قدرت پس از مرگ روح الله خمینی داشته ‎است. اهمیت جایگاه احمد خمینی چنان است که بسیاری از صاحب نظران به اتحاد نانوشته او با هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای در جریان کنار گذاشتن آیت الله «حسینعلی منتظری» از قائم مقامی رهبری، بازنگری قانون اساسی و تعیین جانشین پدرش اشاره می‎کنند.

احمد خمینی به فرزندانش توصیه کرده بود برای این که بیش تر محفوظ بمانند، در حوزه تحصیل کنند: «به فرزندان عزیزم حسن و یاسر(رضا) و علی سفارش می کنم که متدین و با تقوی باشند و دوست دارم در حوزه علمیه قم درس دینی بخوانند و در موقعش متلبس به لباس روحانیت شوند. معتقدم این طور بیش تر محفوظ می مانند.»

به این ترتیب بود که حسن خمینی در سال ۱۳۶۸ به توصیه پدرش وارد حوزه علمیه قم شد و تحصیل خود را در مدرسه «رضویه» آغاز کرد. او سال 72، یک سال پیش از مرگ ناگهانی پدرش در 25 اسفند 73، لباس روحانیت را بر تن کرد.

احمد خمینی در یکی دو سال پایانی عمرش دل جویی هایی از برخی چهره های سیاسی، از جمله حسینعلی منتظری انجام داد. از سال 77 تاکنون گزارش هایی غیررسمی  از مشکوک بودن مرگ او  منتشر شده است. در جریان افشای قتل های زنجیره ای هم اخباری منتشر شد مبنی براین که او نیز قربانی عاملان این قتل ها بوده است.

حسن خمینی سال 74 و چند ماه پس از مرگ پدرش، با «ندا موسوی بجنوردی»، دختر «محمد موسوی بجنوردی»، از شاگردان روح الله خمینی و عضو شورای عالی قضایی در سال های 61 تا 68 ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه فرزند با نام‌های «احمد»، «نرگس» و «فرشته» است.

حسن، «علی» و «یاسر»، پسران احمد خمینی دست کم تا سال 86 در حاشیه امن بیت روح الله خمینی قرار داشتند. حسن خمینی تولیت مرقد پدر بزرگ و ریاست موسسه چاپ و نشر آثار او را بر عهده دارد.

در بهمن ماه سال 86، حسن خمینی طی مصاحبه ای با مجله «شهروند امروز»،حرف‎های تازه ای زد: «تفاوت عنصر نظامی و سیاسی تنها در این است كه نظامی تفنگ دارد.»
او گفت:«یكی از بزرگ ترین معیارهایی كه می‌توان گفت جامعه از راه امام خارج شده است یا نه، حضور نظامیان در عرصه سیاست است.»
حسن خمینی اضافه کرد:«كسانی كه مدعی هستند به امام وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام با تمام وجود حساسیت نشان دهند.»

او این را هم گفته بود که: «همه مدعیان حمایت از ولایت فقیه باید نسبت به دخالت نظامیان در عرصه سیاست اعتراض کنند... باید در برابر ورود نظامیان به عرصه سیاست هم حساسیت داشته باشند. اگر این گونه نباشد، یا دروغ می‌گویند و یا دچار تناقض هستند.» 

حسن خمینی حتی به نظامیان پیشنهاد کرد ترک نظامی‌گری كنند و سپس وارد عرصه سیاست شوند:«حضور تفنگ در عرصه سیاست یعنی پایان گفتمان سیاسی.»

پس از آن بود که موج حملات رسانه های نزدیک به جناح اصول گرا علیه حسن خمینی و دیگر  اعضای بیت روح الله خمینی آغاز شد.این حملات لفظی که ابتدا از سایت های غیررسمی نزدیک به دولت وقت منتشر می شدند، مدتی بعد به رسانه‎های رسمی دولت هم رسیدند.

در حوادث پس از انتخابات88، حسن خمینی در مراسم تنفیذ «محمود احمدی نژاد» حاضر نشد. او و برادرانش در این مدت به دیدار برخی از خانواده‎های زندانیان سیاسی اصلاح‎طلب رفته بودند. 
نزدیکی بیش تر حسن خمینی با اکبر هاشمی رفسنجانی و «محمد خاتمی» کار را به آن جا رساند که «مصطفی محمدنجار»، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و وزیر وقت کشور در دولت محمود احمدی نژاد طی مصاحبه ای، با حذف نام خانوادگی «خمینی»، او را«حسن مصطفوی» خواند؛ اقدامی که در پی آن، شماری از رسانه‎های نزدیک به دولت نیز از آن پیروی کرده و حتی به صراحت نوشتند که درباره «سیدحسن» نباید از نام خواندگی «خمینی» استفاده کرد و او را «حسن مصطفوی» نام دادند.

واکنش ها به نزدیکی حسن خمینی به اصلاح طلبان به همین جا محدود نشد؛ شب عاشورای سال 88، هنگامی که محمد خاتمی در حال سخن رانی در حسینیه جماران بود، شماری از اعضای «گروه‎ فشار» با شعار «ابوالفضل علم‎دار،خامنه ای نگه دار»، به این حسینیه حمله کردند. حسینه جماران سال‎ها محل دیدارهای عمومی و سخن رانی های خمینی بود و علی خامنه ای و دیگران سران فعلی جمهوری اسلامی در آن جا به دست بوسی بنیان گذار جمهوری اسلامی می‎رفتند. 
مهاجمان در جریان این حمله، حاضران در محل سخن رانی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سخن رانی محمد خاتمی را نیز بر هم زدند.

همین اتفاق به شکلی دیگر در 14 خرداد 89 و در جریان برگزاری مراسم سالگرد روح الله خمینی و در آرامگاه او برای نوه اش تکرار شد. حسن خمینی که قصد داشت در فاصله سخن رانی محمود احمدی نژاد و علی خامنه ای در مرقد پدربزرگش سخن رانی کند، شماری از حاضران که به گفته «علی فضلی»، جانشین فرمانده بسیج از سوی این نیرو «ثبت نام» و به آرامگاه خمینی منتقل شده بودند، با سر دادن شعارهایی چون «نواده روح الله، سیدحسن نصرالله»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده»، حسن خمینی را واداشتند تا سخن رانی خود را نیمه تمام رها کند.

علاوه براین، «روح الله حسینیان»، از چهره های امنیتی-قضایی و نماینده مجلس هشتم شورای اسلامی به همراه شماری دیگر از هم‎فکرانش بارها خواهان ایجاد تغییرات مدیریتی در «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» شده اند؛ موسسه ای که سرپرستی آن با حسن خمینی است و غیر از تدوین و انتشار سخن رانی‎ها، نامه‎ها، احکام و دیگر آثار قابل انتشار، مرکز نگه داری اسناد محرمانه روح الله خمینی هم هست. 

وقتی حسن خمینی در جریان انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری، به تشویق اکبرهاشمی رفسنجانی و پشت گرمی اصلاح طلبان کاندیدا شد، شورای نگهبان که «احمد جنتی» دبیر آن است و برخی از اعضای آن چون «محمد مومن» که از اولین دوره این شورا با حکم روح الله خمینی به عضویت آن در آمده اند، از تایید صلاحت حسن خمینی امتناع کردند.

اما «محمد موسوی بجنوردی» پیش از کاندیداتوری دامادش، حسن خمینی در مجلس خبرگان رهبری و رد صلاحیت او گفته بود: «حاج سیدحسن آقا چراغ ايران است. ایشان آينده درخشانی دارد. او اصول تدريس می کند و 300 طلبه خارج در قم دارد... هر كجا برود، من هم می روم. همين جمعه رفتيم اسلامشهر و با خانواده شهيد ديدار كرديم. همه جا با او هستيم. ما آیت الله هستيم اما به دنبال او می رويم و با او نماز می خوانيم. او را ترويج می‌كنم چون می‌دانم ترويج او، ترويج امام است. خودش هم آدم بسیار قابلی است.»

شورای نگهبان اما چنان حسن خمینی را از گردونه کاندیداتوری حذف کرد که امید طیف هایی از جمهوری اسلامی برای بازگشت قدرت به بیت خمینی ناامید شد. اکبر هاشمی رفسنجانی چندی بعد از برگزاری انتخابات، از این ردصلاحیت به شدت اعتراض کرد و گفت: «صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌کنید؟ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یک جا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و...اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تریبون‌های نماز جمعه برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود، هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم، هدیه بدی به بیت امام دادید.»

حذف بی هزینه و زودهنگام حسن خمینی از انتخابات مجلس خبرگان رهبری نشان داد که او برای بازی مقابل رهبر فعلی جمهوری اسلامی هنوز راه درازی در پیش دارد.

دو پسر دیگر احمد خمینی، یعنی علی و یاسر تاکنون کم تر مورد توجه افکار عمومی و رسانه‎ها قرار گرفته اند اما مواضع و اظهارات علی خمینی در یکی دو سال اخیر با استقبال جناح اصول گرا  روبه رو شده است؛ از جمله وقتی در اواخر مهر ماه سال جاری(96) به عنوان سخن ران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران سخن گفت، «حمیدرضا ترقی»، از اعضای «حزب موتلفه اسلامی» به صراحت گفت: «برخلاف ديگر چهره های بيت امام (خمینی) كه همواره نشان داده اند به سمت اصلاح طلبان متمايل ترند، او (علی خمینی) هيچ گاه اين برجستگی را نشان نداده است.» این استقبال حتی به پیشنهاد معرفی علی خمینی به عنوان «امام جمعه موقت» تهران منجر شد.

 

 

مطالب مرتبط:

مطالب مرتبط:

«آقازاده ها» در جمهوری اسلامی

حسین خمینی؛ آقازاده مغضوب

علی گلزاده غفوری؛ سه آقازاده‌ای که اعدام شدند

سرنوشت آقازاده احمد جنتی

مجتبی طالقانی؛ بازداشت مشکوک آقازاده

خانواده لاهوتی؛ پدر دنبال فرزندش به اوین رفت و بازنگشت

ماجرای آقازاده های امام جمعه ارومیه: اعدام و خودسوزی

محمد محمدی گیلانی؛ مدال عدالت برای فرزندکشی

رجایی ها؛ شبیه سازی پدر، طرد خانواده

بهشتی ها؛ از بنیان‎گذاری قوه قضاییه تا بازداشتگاه امنیتی

احمد رضایی: پایان پناهندگی با مرگ مشکوک در دوبی

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}