پیش از هر چیز باید این سوال را پرسید که دقیقا چه کسی به جز «علی کریمی» می توانست صداوسیما و فدراسیون فوتبال را وادار به چنین مناظره ای کند؟
«علی دایی» هم پیش از این فریاد وامصیبتا برای فساد در فوتبال ایران سر داده بود اما فدراسیون فقط کمیته انضباطی خود را برای بررسی ادعاهای او مامور کرد.
«محمد مایلی کهن»، «امیر قلعه نویی» و «مهدی مهدوی کیا» هم نمونه هایی دیگر بوده اند. کریمی اما تنها شخصیتی در فوتبال و شاید کل ورزش ایران است که می توانست موضع صداوسیما در قبال ممنوع التصویر شدن خود و بعد سکوت فدراسیون را دراین مورد بشکند. او بی پروا، تند، بدون آراستگی ادبی و صریح وارد دعوایی شد که خودش هم می دانست در آن پیروز نیست. اما او دنبال قهرمان شدن نبود، در پی ثبت شدن به عنوان یک اسطوره نجات هم نبود، رسالتی داشت که باید تمامش می کرد.

حالا علی کریمی برنده بود یا بازنده؟ در مناظره با «محمدرضا ساکت»، هر دو بارها به دوربین برنامه تلویزیونی«90» خیره شدند و قضاوت را برعهده «مردم» گذاشتند؛ مردمی که تقریبا شاهد شفاف ترین مناظره تاریخ ورزش ایران در رسانه ملی بودند.

صداوسیما پس از یک کش و قوس سه ماهه حاضر شد به علی کریمی فرصتی برای مناظره با فدراسیون فوتبال بدهد. او در ابتدا هم گفت که مخاطبش نه محمدرضا ساکت به عنوان دبیرکل فدراسیون فوتبال که شخص «مهدی تاج» است. ساکت اما حضور تاج در رقابت های آسیایی فوتسال را دلیل غیبت رییس فدراسیون فوتبال عنوان کرد. ولی با یک شناخت ساده از مهدی تاج، می توان مطمئن بود که او هرگز در هیچ دعوای علنی شرکت نکرده و نخواهد کرد.

 

خانمی که ساکت آورد اما او را نمی شناخت کیست؟

نتیجه این بحث چه بود؟ کریمی با لکنت زبان آغاز کرد. صدایش می لرزید اما نه از روی ترس. او سخن‏ور خوبی نیست؛ برخلاف محمدرضا ساکت که از 16 سالگی برای نیروهای بسیج اصفهان که عازم جبهه بودند، سخن رانی می کرد.

کریمی به ابهام در قرارداد فدراسیون فوتبال با شرکت «ایران نوین» اشاره کرد. براساس مدارکی که او نشان داد، فدارسیون فوتبال ایران طی دو سال اخیر، 69 میلیارد تومان از جیب باشگاه های لیگ برتر به این شرکت غرامت پرداخت کرده است. پاسخ ساکت در قبال این که چرا فدراسیون در زمان عقد قرارداد با یک شرکت تبلیغاتی باید در موضع منفعل قرار بگیرد، قانع کننده نبود. دبیر فدراسیون فوتبال ایران مدعی شد: «در تبلیغات محیطی که در سال‌های 93 تا 95 توسط فدراسیون و سازمان لیگ وقت انجام شد، جهش زیادی در بحث درآمدزایی صورت گرفته است.»

کریمی با دست پر آمده بود. شروع خوبی داشت اما صدایش می لرزید. او به ساکت گفت شما بخشی از قرارداد خود از ایران نوین را به صورت زمین دریافت کرده اید. از دبیر فدراسیون فوتبال پرسید: «این زمین ها کجا است؟»
ساکت فقط جواب داد «در چند نقطه کشور» و سپس از توضیح بیش ترطفره رفت. اما کریمی با همان ادبیات خاص خودش وارد شد: «مگر فدراسیون که باید حق باشگاه‌ها را بگیرد، می‌تواند زمین معامله کند؟ مگر فدراسیون شما بنگاه معاملاتی است؟»

برافروخته شدن علی کریمی تقریبا مهم ترین هدف محمدرضا ساکت بود. صدایش که بالا می رفت، با لحنی تمسخرآمیز می گفت: «شما استرس دارید.»
بعد کریمی دوباره می خندید و می گفت: «من آرام هستم.»
اما وقتی پای استعفای یک خانم در سازمان لیگ را وسط کشید، ساکت را به موضع دفاعی برد:«شما که دست به شکایت‎تان خوب است. اگر حرف های دیگری وطفره بروید، من هم حرف‌هایی دارم. الان سوال می کنم و می گوید خانمی که در سازمان لیگ بوده و در بخش اقتصادی فعالیت داشته، چرا در این داستان ایران نوین استعفا داد؟»

اشاره کریمی به «نسترن سلیمی» بود. خبرگزاری «تسنیم» روز دوم بهمن ماه سال 95 نوشت: «با حکم محمدرضا ساکت، نسترین سلیمی به عنوان مدیر بازاریابی فدراسیون فوتبال منصوب شد.» 

اما مهرماه امسال خانم سلیمی استعفا داد و از سازمان لیگ کنار رفت. اعضای سازمان لیگ نسبت به این خروج ناگهانی اعتراض داشتند چون بخشی از قراردادهایی که نسترن سلیمی با شرکت های بازرگانی و تبلیغاتی منعقد کرده بود، ایرادهای قانونی داشت. ولی محمدرضا ساکت در پاییز امسال با خروج سلیمی موافقت کرد. به نظر می رسید ورود سازمان بازرسی به پرونده های مالی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ از دلایل استعفای نسترین سلیمی بوده است.

ساکت در قبال پرسش کریمی گفت: «بنده اطلاعی ندارم. اصلا این خانم را نمی شناسم. ممکن است آدمی بیاید و برود. 30 میلیارد خسارت بوده که 20 میلیارد تومان آن با دادن زمین پرداخته شده که باید فروخته شود.»

 

دلالی های فدراسیون، کابوس اساس نامه و تعلیق

کریمی برای برنامه 90 سورپرایزهای ویژه داشت؛ او ای میل محرمانه ای که بین محمدرضا ساکت و «عباس ترابیان»، رییس کمیته فنی فوتسال رد و بدل شده بود را رو کرد: «من قانع نشدم، برای همین قضاوت با مردم است. یک مورد دیگر هست که لطفا این را درست جواب بدهید؛ حق پخش در بازی‌های مقدماتی جام جهانی مقابل عمان و هند توسط شرکت ایتالیایی که در سنگاپور فعالیت دارد، 72 هزار دلار بوده. نخستین ایمیل برای پرداخت این مبلغ با تایید دبیر فدراسیون بوده ولی در ایمیل بعد،آقای ترابیان حسابی غیر از فدراسیون داده که البته پس از آن اعلام کردند. الان این پول کجا است؟»

مسلما دبیرکل فدراسیون فوتبال انتظار چنین سوالی را نداشت. حتی تصور نمی کرد علی کریمی به ای میل های یکی از مدیران فدراسیون فوتبال در سال 94 دسترسی پیدا کرده باشد.
کریمی در مورد قرارداد با سامانه «6090» هم پرسید؛ این که چرا در قرارداد با این سامانه پیامکی قید شده بود در صورتی که سالیانه 10 میلیارد تومان به فدراسیون فوتبال کمک مالی نکند، قرارداد به صورت یک طرفه از سوی فدراسیون فسخ می شود اما پس از دو سال، فقط دو میلیارد تومان از سوی این سامانه به فدراسیون فوتبال رسیده است.

دسترسی کریمی به اسناد مالی فدراسیون فوتبال نشان می دهد او حتی در بدنه این فدراسیون هم امکان گرفتن آمار و ارقام و اسناد صحیح را دارد. او دست روی پاداش فیفا از جام جهانی 2014 گذاشت: «دلارهایی که از جام جهانی قبلی چه شده است؟ چرا پول فیفا را به حساب آقای هوشنگ مقدس ریختید؟ پول فیفا به حساب شخص دیگری رفته. آقای هوشنگ مقدس چرا باید پول های فیفا را به حساب شخصی اش وارد کند؟ خودتان هم می دانید که مراجع ذی صلاح لیست این پرداختی‌ها را خواسته‌اند. چرا هیچ وقت در مورد این مساله صحبت نکردید؟»

ساکت برای فرار از این اتهامات، به موفقیت های فدراسیون اشاره کرد و مدعی شد که این رفتار علی کریمی و بعضی رسانه ها جوانمردانه نیست:«فدراسیون مورد اهانت‌هایی قرار گرفت که زیبنده اهالی فوتبال نیست. شما چشم روی موفقیت های این محموعه بسته اید. در سال 2017 فدراسیون ایران تنها فدراسیون پنج ستاره جهان شد؛ چرا به این مساله اشاره نمی کنید؟»
همین جمله ساکت برای ساخته شدن تکیه کلام «فدراسیون پنج ستاره» از سوی کریمی کفایت می کرد: «آیا یک فدراسیون پنج ستاره، لباس‌های تیم ملی جوانانش را باید در فرودگاه بگیرد؟ اگر صفایی فراهانی نبود، این فدراسیون پنج ستاره شنا همین الان یک کمپ نداشت.»

کریمی رشته کلام در دستش نبود. یک دریا اطلاعات از فساد و پشت پرده فدراسیون داشت اما سخن‏ور نبود. داشت ساکت را دریبل می زد اما نمی دانست دقیقا دروازه کجا است. باز برمی گشت و باز دریبل می زد اما وقتی دروازه را پیدا نمی کرد، باز هم دریبل می زد.

یکی از مهم ترین مباحثی که مطرح کرد، مشکل اساس نامه فدراسیون فوتبال بود: «تاییدیه فیفا برای اساس نامه فدراسیون را می‌توانم ببینم؟ این همه مدارک با خودتان آوردید ولی این تاییدیه را چرا با خودتان نیاوردید؟ حرف های شما توی کَت من نمی رود.»

کریمی می توانست با همین اهرم، برنده مناظره باشد اما برای پیروزی نیامده بود. می توانست قضیه اساس نامه ای که هنوز به تایید فیفا نرسیده است را باز کند و بشکافد اما اساس حضورش در برنامه 90 و مناظره با فدراسیون فوتبال برای مبدل شدن به «قهرمان ملی» نبود. کریمی می داند حساسیت فیفا روی اساس نامه فدراسیون فوتبال می تواند به تعلیق فدراسیون ایران برسد.

فدراسیون فوتبال ایران در تاریخ 23 جولای2017 اساس نامه جدید خود را برای تایید فیفا ارسال کرد. فیفا هنوز بندهای جدیدی که در اساس نامه ایران گنجانده شده را تایید نکرده است. وقتی اساس نامه به تایید فیفا نرسیده باشد، اجرای بندهای تازه آن غیرقانونی تلقی می شود.
فدراسیون ایران امروز پاسخ داده است: «علی‌رغم گذشت بیش از شش ماه از ارسال این اساس نامه، هیچ گونه بازخورد منفی از فیفا واصل نشده است.»

این به معنای تایید اساس نامه فدراسیون فوتبال ایران نیست. ساکت هیچ پاسخی برای این سوال کریمی هم نداشت.

 

ورود کی روش، شکست کی روش

از لحظه آغاز بحث در مورد تیم ملی و «کارلوس کی روش» تا پایان برنامه 90، بیش از 17 هزار بار هشتگ «#علی_کریمی» در توییتر استفاده شد. ماجرا به یک شکست غیرمنتظره برای کارلوس کی روش انجامید. علی کریمی داشت با محمدرضا ساکت بر سر مربیان ایرانی که از تیم ملی اخراج شده اند می جنگید که پرسید چرا سه بدن ساز در تیم ملی حضور دارند. «سباستین» را «پسرخوانده» سرمربی تیم ملی دانست و ادعا کرد:«بازیکنان فوتبال ایران وقتی مصدوم می شوند، به کمپ تیم ملی می‌روند چون هر روزی که با کادر فنی تیم ملی تمرین کنند، آقای سباستین حقوق می‌گیرد. بازیکنی که در باشگاه مصدوم شده چرا باید با دستیار کی روش تمرین کند؟ چون شما مجبور هستید به او پول بدهید.»

ساکت می خواست کلام کریمی را بی ارزش کند: «ما هیچ جواب و عکس‌العملی برای صحبت‌های خیابانی نداریم.»
شاید بهتر بود کی روش مجادله با کریمی را به ساکت می سپرد اما سرمربی تیم ملی هم موضع منفعلانه دبیر فدراسیون فوتبال را می دید و همین بیش تر برافروخته اش می کرد. کریمی اما باز هم دروازه ساکت را نمی دید، برای همین جسته و گریخته فقط دریبل می زد: «فدراسیون پنج ستاره هستیم ولی چرا یک تیم فوتبال مطرح دنیا با ما بازی نمی‌کند؟ چرا یک قراردادی بستید که یک ماه بیش تر یک مربی در تیم ملی نماند. یک مربی ایرانی قرارداد بست ولی کم تر از یک ماه اخراج شد.»

اما پیامکی که کی روش برای «عادل فردوسی پور» فرستاد، او را بازنده بزرگ بازی 90 کرد. او دقیقا راه دروازه را به کریمی نشان داد. سال ها مربی کریمی بود و چند هفته ای هم او را کنار خودش به عنوان دستیار داشت ولی به درکی که «آری هان» در تیم ملی چین از رفتار کریمی رسیده بود، نرسید. آری هان سال 2004 و در بازی نیمه نهایی جام ملت های آسیا به بازیکنانش گفته بود کریمی را رها کنید. او را نزنید، عصبی اش هم نکنید.

عادل فردوسی پور از میان بیش از 200 پیامکی که برایش رسیده بود، فقط متن ارسالی کی روش را خواند: «لطفا پاسخ من را در برنامه تان بخوانید. هیچ تردیدی وجود ندارد که استعداد را می‌توانید بخرید ولی شخصیت را نه. در لحظه‌ای مناسب جواب بی‌احترامی و دروغ‌های بزدلانه او را خواهم داد. این شخص(علی کریمی) احترامش را نزد مردم و هم بازی هایش از دست می‌دهد و 124 بازی ملی خود را از یادها می‌برد.»

 

کدام بزدل؟ کدام ترسو؟

کی روش دقیقا از کدام بزدل حرف زد؟ سیاهه زندگی کریمی با تمام بدگویی ها و تندی ها و ناتوانی اش در سخن وری و عصبی شدن و حتی حمله اش به داور، لبریز از شجاعت های اجتماعی او است. همراه شدن با جنبش اعتراضی مردم در سال 88 و بستن مچ بند سبز در بازی ایران مقابل کره جنوبی از سر ترس بود؟ متنی که کریمی در حمایت از «مسعود شجاعی» و «احسان حاح صفی» نوشت، پای ستاد «امر به معروف و نهی از منکر» را به فوتبال هم باز کرد تا از او شکایت کند. نوشته های کریمی در تمجید از «کوروش هخامنشی» بود که باعث شد خبرگزاری «فارس» به او لقب «سلبریتی بی سواد» بدهد. زندگی کریمی با کمک های انسان دوستانه اش پیوند خورده است؛ از کمک به کودکان کار تا دستگیری از خانواده های بد سرپرست.

کی روش در حالی کریمی را بزدل خطاب کرد که طی ماه های اخیر حاضر به دعوت از مسعود شجاعی به تیم ملی ایران نشده است. سرمربی تیم ملی ایران از هر دو بازیکن تیم ملی که مقابل «مکابی»اسراییل به میدان رفته بودند، خواست توبه نامه ای در صفحه اینستاگرام خود منتشر کنند. مسعود شجاعی و احسان حاج صفی هر یک با ادبیات خود این دستور سرمربی را اجرا کردند اما مسعود دیگر هرگز به تیم ملی دعوت نشد.

کریمی ابتدا گفت که مردم و هم بازی های سابق او باید در مورد سابقه اش اظهارنظر کنند اما بعد راه دروازه فدراسیون فوتبال را با کدی که کی روش برایش به اشتباه فرستاد، پیدا کرد: «تا روزی که شماها در این فوتبال باشید، ما رنگ خوشی در فوتبال را نمی‌بینیم. یک مربی را به جایی رسانده‌اید که به هم وطن شما توهین کند. بزدل کسی است که شما (محمدرضا ساکت) از کنار آن به راحتی استفاده می‌کنید. همه من را می‌شناسند و تا روزی که زنده باشم، این روش را دنبال می‌کنم. امیدوارم وقتی چشم در چشم هم شدیم، ایشان (کی‌روش) بتواند این حرف را دوباره تکرار کند.»

بعد از مناظره کریمی و محمدرضا ساکت و ورود نادرست کی روش به این دعوا، بازار هشتگ در صفحات مجازی داغ شد. مواردی مانند «#علی_کریمی_تنها_نیست» یا «#علی_کریمی_بزدل_نیست» و حتی اسم او در توییتر بازنشر می شد. آن چه ازاین مناظره به جا ماند، حمله به سرمربی تیم ملی، فدراسیون فوتبال و حمایت از علی کریمی است.

مطالب مرتبط:

حمایت علی دایی از فاشگویی کریمی

پرونده کریمی در کمیته انضباطی، خودش ممنوع‌الورود به کنفرانس خبری

چرا فدراسیون پاسخ کریمی را نمی دهد؟

شکایت ستاد امر به معروف اصفهان از کریمی؛ توپخانه روشن شد

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}