هواداران خودش را دارد؛ آن‌هایی که هزاران بار در «ساندکلاد»(Soundcloud) و «یوتیوب» به صدایش گوش داده‌اند و لابد زیر لب با او خواند‌ه‌اند «هان به یاد آر آن شب اردیبهشت، آن شب که بر شکرش توان صد یاس نوشت» یا از تصور جمعه‌ شیرینی که او برایشان ترسیم کرده، حظ برده‌اند: «یه جمعه بهاری تو کوچه کناری...».
اما شاید همه آن ها ندانند که خواننده این شعرها، همان صاحب صدای «صدف» در تبلیغات «داروگر» و ده‌ها سرود کودکانه و پیام بازرگانی دیگر است: «قوری‌ قوری‌ جون گل کاشتی، هر چی می‌خواستم، داشتی».

«شهرزاد بهشتیان»، آوازخوانی که ازشش سالگی خواندن را شروع کرد، حالا ۳۳ ساله است. او در «دانشکده‌ هنرهای زیبا» «دانشگاه تهران» موسیقی خوانده و کارشناس نوازندگی ساز جهانی با ساز ویلنسل است. شهرزاد کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ آهنگ‌سازی همان دانشکده نیمه‌تمام گذاشت و راهی سالزبورگ اتریش شد. در «دانشکده ارف »  «دانشگاه موتزارتیوم» این شهر رقص و موسیقی را ادامه داد و بعد از فارغ‌التحصیلی، به ایران برگشت؛ به جایی که صدایش در رسانه‌ها و تریبون‌های رسمی جایی ندارند و «غیرمجاز» است. او ۱۳ترانه را خوانده و در ساندکلود منتشر کرده است، موسیقی تدریس می‌کند و آرزویش ساده است: «شرایط برابر؛ بستر عادلانه‌ فعالیت و ارایه کار. فرصت این‌که من در این بستر عادلانه، عیان کار کنم، شنیده بشوم، مورد قضاوت حرفه‌ای قرار بگیرم و همین‌ها برایم انگیزه و پویایی بشوند برای طی کردن مسیری که با علاقه انتخابش کردم و گرفتار تردید بیهودگی آن نشوم.»

 

عشق به موسیقی چه زمانی در شما شکل گرفت؟

کی شروع به خواندن کردی؟

 

در خانواده‌ای که آن را توصیف کردی، بعید به نظر می‌رسد به عنوان یک زن محدودیتی را تجربه کرده باشی. چه وقت با این واقعیت مواجه شدی که به عنوان یک زن در حوزه‌ موسیقی با تبعیض و سانسور روبه رو هستی؟

 

این جا وقتی فهمیدی صدایت دیگر به صورت رسمی جایی در رسانه‌ها و دیگر فضاهای رسمی ندارد، چه کردی؟

 

 چه‌قدر امید داری که روزی بتوانی فعالیت‌ خود را آن‌طور که دوست داری، در ایران دنبال کنی؟

 

به نظر می‌رسد که خوانندگی را بیش‌تر از نوازندگی دوست داری. اگر این محدودیت‌ها نبودند، کجای این عرصه بودی؟ خودت را کجا می‌بینی؟

 

گفتی خوانندگی را دوست داری؛ الان با این عشق ممنوع چه کار می‌کنی؟ خودت را چه طور تخلیه می‌کنی؟

 

علاوه بر محدودیت‌های قانونی و رسمی، آیا از نظر عرفی و نگاه جامعه هم با دشواری رو به رو بوده‌ای؟

 

 حس‌ شما نسبت به تدریس برای بچه‌ها، به ویژه دختربچه‌ها چیست؟ آیا در کلاس پرنده یا در آموزشگاه تاکنون با سوالی درباره محدودیت‌هایشان مواجه شده‌ای؟

 

چه آرزویی برای آینده کار خود داری؟

 

آیا می خواهی در آخر چیزی اضافه کنی؟

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}