روزهای پایانی سال 96 برای خانواده های بازداشت شده‎ها معنای دیگری دارد. آن ها هر روز برای پی گیری وضعیت پرونده فرزندان و نزدیکان خود مقابل در ورودی زندان «اوین» تجمع می کنند. درخواست آن ها تبدیل قرار بازداشت ها به قرار وثیقه و آزادی این زندانیان برای ایام نوروز است.

روز گذشته هم برای طرح این درخواست رفته بودند ولی تجمع خانواده زندانیان با برخورد قهری گارد ویژه زندان اوین مواجه شد و آن ها به ناچار پراکنده شدند.

مادر «سعیداقبالی» و «نادر افشاری» هم از جمله کسانی هستند که دست از پی‎گیری پرونده فرزندانشان برنداشته اند. هرچند به نظر نمی رسد قوه قضاییه قصد آزادی آن ها را در روزهای پایانی اسفندماه داشته باشد.

«مریم سبزه پرور»، مادر نادر افشاری می گوید از فحوای کلام «آقای جعفری» متوجه شده است که فعلا فرزندان شان در زندان باقی خواهند ماند.

او با اشاره به این که بیش از 40 روز متوالی است بلاتکلیف هستند و مدام پشت در زندان اوین تجمع می کنند، می گوید: «آقای جعفری می گوید جریان این پرونده از دست ما خارج است و باید اداره امنیت اطلاعات هم پرونده و هم خود نادر را بفرستد تا ما اقدام کنیم. نتیجه این تعلل، بلاتکلیفی منِ مادر و تنبیه کردن پسرم است. نه فرزندم بعد از این همه مدت تفهیم اتهام شده، نه تکلیفش روشن شده و نه زمان خروجش مشخص است. فقط می دانم روز 12 بهمن پسرم دستگیر شده است و روز سیزدهم با من تماس گرفتند که او در اوین است. چند روز اعتصاب غذا کرد اما مدتی بعد اعتصابش را شکست اما چون باز هم نتیجه نگرفت، الان دوباره شروع به اعتصاب غذا کرده است.»

به خانواده ها چند باری گفته اند جریان بازجویی بازداشت شده‏ها به اتمام رسیده است اما دوباره آن ها را برای بازجویی و تکرار سوالات قبلی از سلول احضار می کنند. نادر افشاری به مادرش گفته است:«به گفته، بازجو ما هنوز تخلیه اطلاعاتی نشده ایم.»  

نادر افشاری زمانی که در خیابانی حوالی پارک دانشجو با یکی از دوستانش در حال قدم زدن بوده، از پشت سر غافل‎گیر و دستگیر شده است. به خانواده این زندانی گفته اند مهم ترین اتهام فرزندشان «توهین به رهبری» است. مادر این زندانی مایل است برای این سوال پاسخی درخور پیدا کند: «آیا انتقاد به اختلاس برخی مسوولان و فقری که مردم درگیرش هستند، زندان دارد؟آیا صرف انجام فعالیت مدنی باید مجازات در پی داشته باشد؟»

آن ها به نادر افشاری گفته اند او یک فرد «ضد دین» و «ضد انقلاب» است: «این در حالی است که پسر من هیچ اقدام غیرقانونی انجام نداده است. به نادر گفته اند با آن ها راه بیاید تا کمکش کنند. پسرم می گوید این ها می خواهند من چیزهایی را بنویسم و امضا کنم که انجام نداده ام و چون من زیر بار نرفته ام، احتمالا با قرار وثیقه ام موافقت نخواهند کرد.»

به مریم سبزه ور گفته اند با رسانه های بیرون از ایران مصاحبه نکن: «سوال من این است که آیا خبر این بی‎دادی که بر ما رفته است را هیچ رسانه داخلی پوشش می دهد؟ آیا کسی به درخواست ما توجه نشان می دهد؟»

پی‏گیری های مادر «سعید اقبالی»، یکی دیگر از فعالان مدنی بازداشت شده نیز به هیچ نتیجه روشنی نرسیده است. سعید اقبالی هم اکنون به اتهام های «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «توهین به مقدسات» در بند 209 زندان اوین نگه‏داری می شود.

به «سارا مرآتی»، مادر سعید اقبالی گفته اند پسرش اغتشاش کرده است: «پسرم اصلا تهران نبوده، چه طور اغتشاش کرده؟»

نیروهای امنیتی با لباس شخصی وارد خانه آقای اقبالی شده، او را در یکی از اتاق ها محبوس و کل خانه را زیر و رو کرده و تلفن همه اعضای حاضر در منزل را با خودشان برده اند.

مادر سعید می گوید فرزندش در شرایط عادی، بسیار شاداب، با روحیه و با انگیزه است اما بعد از گذشت بیش از 40 روز زندان، او به شدت تحت فشار روانی است، به شکلی که آخرین بار با گریه از مادرش درخواست کرده است راهی برای خلاصی اش پیدا کند: «نمی دانم آن جا چه می گذرد که یک فرد سالم و شاداب تبدیل به فردی مضطرب و بیمار می شود. هفته گذشته متوجه شدم کلیه و گوش میانی پسرم عفونت کرده اند و دکتر زندان گفته از آن جایی که مرکز عفونت نزدیک مخچه سعید است، باید حتما توسط متخصص مورد معاینه قرار بگیرد. او در این مدت دو بار دچار شوک و بی‎هوش شده است.»

سعید اقبالی پس از زلزله سر پل ذهاب به عنوان داوطلب مدت یک ماه به زلزله زدگان یاری رسانده و نخستین بار در ملاقات با مادرش، با روحیه بالا از او خواسته است گریه نکند: «نمی دانم در طول این دو هفته چه بر سعید رفته که آخرین بار التماس می کرد او را نجات دهم. من شوکه شده بودم. می گفت مادر به من فشار می آورند تا اعتراف کنم از گروهک خاصی خط می گرفته ام. دو روز پیش هم که دیدمش، پوست لب و دور دهانش کنده شده بود.»

مادر سعید اقبالی بنا به وعده مسوولان قوه قضاییه، بنا نداشته است با رسانه های بیرون از ایران مصاحبه کند اما وقتی متوجه شرایط فرزندش و بی نتیجه بودن پی‏گیری هایش شده، مصمم شده است در این مورد اطلاع رسانی کند: «دو روز پیش به آن ها گفتم دارم می روم به رسانه ها بگویم چه بر سر فرزندان ما آمده و چه فشاری بر آن ها وارد شده است که تا این حد وحشت کرده اند. من عکس العمل هایی از فرزندم می بینم که در تمام زندگی پسرم از او ندیده بودم. آن ها جنایت‎کار نیستند، فعال مدنی هستند. پس چرا باید تا این حد تحت فشار باشند؟»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}