«آذر نفیسی»، نویسنده «لولیتا خوانی در تهران»، کمپین جدیدی را درباره کتاب و حقوق بشر با عنوان «BooksSave#» شروع کرده است. نفیسی برای عرضه و معرفی پروژه خود، وبلاگی در انتشارات «پنگوئن» راه انداخته است. در این وبلاگ، او از بازگشت خود به ایران از امریکا در سال ۱۹۷۹ می نویسد و از این که چه گونه انقلابی سیاسی به انقلابی فرهنگی بدل شد.
به یاد می آورد که چه گونه مقامات حکومتِ انقلابی، نویسندگان و دانشگاهیان را آماج حمله های خود قرار دادند و در نتیجه این فشارها و حمله ها، بسیاری از آن ها از گذران  زندگی خود باز ماندند و حتی جان خود را از دست دادند.

حوادث آن دوره باعث شد تا آذر نفیسی بر ارتباطِ میانِ زندگی و حیات تخیل از یک سو و حقوق افراد از سویی دیگر تأکید کند. او این ارتباط را نه فقط در ایران که در همه جای دنیا می بیند. می خواهد دیگران نیز آن را ببینند و تجربه های خود را در اینترنت با یک‎دیگر در میان بگذارند. «ایران‎وایر» با آذر نفیسی درباره کمپین تازه اش گفت و گو کرده است.

شما در وبلاگ خودتان در انتشارات پنگوئن، از بازگشت به ایران در سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] صحبت کرده اید و این که از خلال این بازگشت، متوجه ارتباطی میان تخیل و حقوق بشر شدید. در آن دوران چه دیدید و از آن چه آموختید؟

شاید برای کسانی که در دل یک انقلاب فرهنگی زندگی کرده باشند، این ارتباطی که از آن صحبت می کنید، آشکار و بدیهی باشد. ولی تخیل امری است مجرد و ناملموس، حال آن که جامعه بین المللی حقوق بشر را با قوانین و توافق هایی می سنجد که کلمه های آن به دقت و به شکلی عینی انتخاب شده اند. چه طور می توان این ارتباط را برای مردم توضیح داد؟

نوشته اید که مستبدین در قیاس با سیاستمداران دموکراسی خواه، رابطه بین تخیل و آزادی را بهتر درک می کنند. مطلب وبلاگ تان هم به طور خاص، در مورد داستان است. چرا فکر می کنید رژیم های اقتدارگرا هنوز در قرن بیست و یکم به داستان اهمیت می دهند و دلمشغولِ آن هستند؟

برایم سؤالی درباره جایگاه کتاب و داستان در دنیای امروز مطرح است. بگذارید مثالی بزنم؛ در دوران جنگ سرد، سازمان «سیا» داستان ها و رمان های ممنوعه را در روسیه شوروی تبلیغ و توزیع می کرد ولی امروز حکومت امریکا برای ایجاد جوامعی بازتر، به دنبال راه ها و روش های جدیدی در رسانه ها و تکنولوژی است؛ مثلاً «هیلاری کلینتون» ممکن است درباره آزادی اینترنتی سخنرانی کند ولی واقعاً سخت بتوان تصور کرد که درباره داستان سخنی بگوید. چرا کتاب و داستان هنوز مهم هستند؟

شما در وبلاگ خودتان با گوشه چشمی به وضعیت امریکا، دوبار به مفهوم «نزاکت سیاسی» (political correctness) اشاره می کنید. نوشته اید که نزاکت سیاسی نمی تواند جای تخیل را بگیرد. نوشته اید خیلی از آدم ها دل خود را به این خوش کرده اند که نزاکت سیاسی را جایگزین کنجکاوی و همدلی کرده اند. سؤال من این است که در این تصویری که شما از ارتباطِ بینِ تخیل و حقوق بشر ترسیم کرده اید، جایگاه نزاکت سیاسی کجا است؟

ماه گذشته، ماهنامه «مجله کتابخانه»( (Library Journal) در امریکا گزارشی را از «سازمان نظرسنجی هریس» درباره ممنوع کردن بعضی کتاب ها در کتابخانه های مدرسه های امریکا منتشر کرد. بنابر این گزارش، از سال ۲۰۱۱ به این سو تعداد افرادی که می خواهند بعضی از کتاب ها به طور کامل ممنوع شوند، ۱۰ رتبه افزایش یافته است. ۲۸ درصد هم گفته اند بعضی از کتاب ها باید ممنوع شوند. به نظر شما، جرا باید در جامعه ای دموکراتیک، بعضی این قدر مایل به سانسور و ممنوعیت باشند؟

از چه راه هایی از مردم می خواهید به کمپین BooksSave# بپیوندند؟ امیدوارید کمپین تان به چه اهدافی دست پیدا کند؟

برایتان بهترین ها را آرزو می کنم و ممنون که دعوت ما را پذیرفتید.

 

*  برای دنبال کردن و یا پیوستن به این کمپین در توییتر، از هشتگ BooksSave # استفاده کنید.

کتاب جدید آذر نفیسی، «جمهوری تخیل» در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}