«امیرعلی جهانشاهی» یک ساله بود که خانواده اش به «کمپ بی»، یکی از شهرک های محروم اطراف سربندر کوچ کردند. او تنها پسر خانواده بود و بسیار زود مایه دل‏خوشی و شادمانی پدر و مادر و خواهرانش شد؛ پسرک شیرینی که همه را می خنداند. امیرعلی ساعت پنج عصر روز پانزدهم خردادماه به سوپرمارکت کوچک محله مراجعه کرد و بعد از خریدن چند قلم خوراکی، به سلامت به خانه برگشت. یک ساعتی از آمدنش نگذشته بود که یک لقمه برای عصرانه از مادرش گرفت. بی‏تاب بود و حوصله اش سر رفته بود. سراغ خواهرش را گرفت، مادرش گفت خواهرش تلفن زده و در آستانه برگشتن به خانه است. پسرک این بار بدو بدو راهی کوچه شد تا منتظر خواهرش بماند. خواهر امیرعلی بیش از بقیه اعضای خانواده برای امیرعلی وقت می گذاشت و سرگرمش می کرد یا برایش خوراکی می خرید. بعد از این که رفت، دیگر هیچ کس امیرعلی و خنده هایش را ندید. لابد داشته سر کوچه را می پاییده که تن نحیفش را به زور گرفته و با خودشان برده اند و چند ساعت بعد میان نیزارها و بوته های حوالی فلکه «فرودگاه» آبادان آتش زده اند.

«زهرا محبتیان»، همسایه آن ها می گوید ساعت های پایانی شب پانزدهم خردادماه خانواده امیرعلی از تک تک همسایه ها می پرسند پسرشان را ندیده اند: «او پسرک مظلوم و شیرین زبانی بود که با این شیوه ظالمانه کشته و سوزانده شد. حالا انگار در این شهرک قیامت شده  و بچه دارها وحشت کرده اند.» 

خواهر امیرعلی حوالی ساعت هشت شب به خانه برمی گردد و سراغ برادرش را می گیرد. هیچ کس خبری از او ندارد. امیرعلی گم شده است. سراسر شب خانواده بیدارند و صبح روز شانزدهم مادرش وحشت زده و گریان به پلیس ماهشهر مراجعه می کند و از فقدان پسرش می گوید.

همان روز پلیس آبادان از پیدا شدن جسد سوخته دخترکی 10 تا 12 ساله خبر می دهد که در مسیر جاده فرودگاه آبادان توسط یک مرد ره‎گذر پیدا شده است. با این که جسد کاملا سوخته شده بود اما تشخیص اولیه پلیس این بود که جنازه متعلق به دخترکی 10 ساله است. جسد سوخته را برای تحقیقات بیش‎تر به پزشکی قانونی خرمشهر منتقل می کنند.

سرهنگ «همت علی ترکرانی»، رییس پلیس شهرستان خرمشهر همان روز اعلام می کند جسد کودک مجهول الهویه که حوالی فلکه فرودگاه آبادان کشف شده، متعلق به یک دختر بچه نیست بلکه با تشخیص کارشناسان پزشکی قانونی، متعلق به یک پسر بچه است.

هم‎زمان، توجه ماموران به پرونده پسرک هفت ساله ای جلب می شود که همان روز خانواده اش فقدان او را در حوزه استحفاظی ماهشهر اعلام کرده اند.

زهرا محبتیان، از ساکنان شهرک «صباغان» که به کمپ بی مشهور است، از شناسایی جسد سوخته توسط مادرش می گوید: «یک تکه از لباس امیرعلی از شعله های آتش در امان مانده بود. مادرش با همان یک تکه پارچه او را شناسایی کرد. البته آزمایش دی‎ان‎ای هم مثبت بود اما هنوز هیچ انگیزه ای برای این اتفاق وجود ندارد. این خانواده آرام و بی دردسر بودند. مردم این منطقه ندار و محرومند و بحث کودک ربایی برای اخاذی منتفی است. کسی هم با خانواده امیرعلی دشمنی ندارد. پدرش راننده تاکسی تلفنی است و مادرش هم برای کمک خرج مرد خانواده، سبزی خانگی بسته بندی می کند. آن ها آزارشان به هیچ کس نمی رسد.»

آن طور که همسایگان خانواده «جهانشاهی»، می گویند عصر روز شانزدهم خردادماه یک کارگر شهرداری که راهی جزیره «مینو» در خرمشهر بوده، متوجه شعله های سرکش آتش در دل بوته ها و دور شدن یک خودروی پژو از منطقه می شود. او خودش را به بوته ها نزدیک می کند و جسد کودکی را می بیند که در حال سوختن است. بلافاصله ماموران پلیس را خبردار می کند.

پلیس می گوید با این که بررسی دوربین های مداربسته متعلق به اداره های حوالی این منطقه مسکونی تا کنون راه‎گشا نبوده اما کماکان تحقیقات برای شناسایی عامل این جنایت در حال انجام است.  

«مریم. ج»، مددکار اجتماعی یک موسسه خیریه خصوصی است؛ موسسه ای که با اورژانس اجتماعی اداره کل بهزیستی استان خوزستان در زمینه حمایت از حقوق کودکان آسیب دیده و بدسرپرست همکاری می کند. می گوید اغلب جنایت هایی که در مورد کودکان در این منطقه رخ داده، به علت غفلت از محیط ناامن بیرون از خانه بوده است و والدین باید بدانند که هیچ کودکی را برای خرید یا بازی به تنهایی به محیط بیرون از خانه نفرستند:«همین چندی پیش بود که رییس جامعه متخصصان داخلی ایران از قول وزارت بهداشت اعلام کرد بین 22 تا 30 درصد مردم به درجاتی از اختلالات روانی مبتلا هستند. متاسفانه درصدی از آن ها ممکن است بیماران جنسی یا روانی خطرناک باشند. این پدیده در مناطق محروم افزایش بیش‎تری دارد. گرفتاری والدین برای تامین معاش خانواده، نبود امکانات رفاهی برای اوقات فراغت و مشغول کردن کودکان و کم توجهی به آن ها منجر به بروز فاجعه می شود. پدر و مادرها به ویژه در این روزها با آغاز تعطیلات تابستانی و ماندن کودکان در منزل، ممکن است با افزایش این حوادث در حوالی شهرک های حومه شهر مواجه شوند. والدین باید بدانند کم توجهی و بی دقتی ممکن است نتایج مرگباری در پی داشته باشد.»

پیش از این «ایران‎وایر» از وضعیت نامناسب شهرک صباغان که به کمپ بی شهرت دارد، گزارش دیگری منتشر کرده بود. کودکان ساکن این شهرک از حداقل امکانات رفاهی و معیشتی محرومند. برخی از خانه های کمپ بی با حلبی ساخته شده اند و تعدادی ازساکنان آن جا هم که شرایط بهتری دارند، با این که خانه هایشان را با آجر و نما بالا کشیده اند اما درگیر همان محرومیت های عمومی و مشکلات شهری هم‏چون فاضلاب و لانه گزینی حیوانات موذی هستند. کوچه های خاکی این شهرک، محل بازی و تفریح کودکان محروم منطقه است و بازی با توپ پلاستیکی چند لایه ترک خورده، اصلی ترین سرگرمی کودکان آن به شما می رود.

بیش‎تر ساکنان این شهرک، بی خانمان های باقی‎مانده از ویرانی جنگ هشت ساله بین ایران و عراق هستند. بعد از اتمام جنگ، جنگ‎زدگان سرازیر شده از سمت آبادان، خرمشهر و سایر شهرهای ویران شده شروع به بازسازی شهرک های حومه سربندر کردند. سربندر در واقع بخش غیر مسکونی و غیربندرگاهی بندر امام خمینی است که توسط شهرک های محروم احاطه شده است. این شهرک ها فارغ از هر گونه اصول شهرسازی و ایمنی و رفاهی، هم‏چون قارچ از چهارگوشه آن زمین گرم سربرآورده اند.

بندر امام خمینی بزرگ‏ترین اسکله و پایانه حمل و نقل کشور و گلوگاه تجارت و ورود و خروج کالا است. دقیقا در قلب پایانه ای که روزانه میلیون ها دلار ثروت و کالا مبادله می شود، انبوهی از ساکنان منطقه در خانه های پوشالی و خشتی در حاشیه شهرک های صباغان، «مقداد» و «دستغیب» زندگی می کنند که از حداقل امکانات عادی زندگی، آب آشامیدنی، برق و تغذیه مناسب محرومند.

به گفته مریم، بافت محروم منطقه و فقر روزافزون مردم، اعتیاد و مشکلات معیشتی، زمینه را برای انحرافات و آسیب های اجتماعی فراهم کرده است.

گاهی دمای هوای این شهرک ها که آوارگان جنگ را در خود جای داده اند، تا 55 درجه افزایش می یابد و به علت نزدیکی به صنایع عظیم پتروشیمی بندر ماهشهر و نیز وجود ریزگردها و آلودگی های سرازیر شده از مرزهای عراق، نفس مردم مدام در آستانه گرفتگی است. به همین دلیل هم آن طور که مریم به عنوان یک مددکار اجتماعی می گوید، بروز چنین جنایت هایی که حالا یک کودک معصوم و بی گناه را قربانی خود کرده است، منجر به ایجاد افسردگی و احساس ناامنی عمومی می شود.

مطالب مرتبط:

«کشف جسد سوخته دختری ۱۰ ساله در جاده فرودگاه آبادان»

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}