حزب «موتلفه اسلامی» در نامه علنی تند و تیزی به حسن روحانی تذکر داده که حرف هایش درباره انتخابات ریاست جمهوری از حکمت به دور است، آن هم در روز کودتای امریکایی 28 مرداد. 

در این نامه تاکید شده که این سخنان، سوگند قانون اساسی رییس جمهوری را نقض می کنند:«شبهه‌اندازی در مورد نظارت استصوابی، راه نفوذ دشمن را در کشور باز می‌کند... و اگر هوشمندانه نقشه راه دشمن در انتخابات آینده را کور نکنید، ممکن است فتنه سال 88 به گونه‌ای دیگر در تداوم نبرد نرم امریکا علیه ملت ایران بازسازی شود.»

رویکرد تند حزب موتلفه در قبال حسن روحانی تا اندازه ای غیرمنتظره است اما مختص به همین نامه نیست؛ روزنامه «رسالت»، ارگان مطبوعاتی نزدیک به این حزب در طول مذاکرات هسته ای، رویکردی مشابه رسانه های اصول گرای تندرو علیه دولت روحانی داشت. 

حزب موتلفه چندی صباحی است با هواداران «محمدتقی مصباح یزدی»، روحانی تندرو رفت و آمدش بیش تر شده و در کنار «جمعیت ایثارگران» و «رهپویان» که دو نهاد تندروی مشهور هستند و نیز «جبهه پایداری»، تلاش می کند یک گروه منسجم برای فعالیت های انتخابات مجلس را سامان دهی کند.

بخشی از این رویکرد ناشی از نبود دو چهره اصلی بالاسر این حزب است. موتلفه پس از «حبیب الله عسگراولادی» و «محمدرضا مهدوی کنی»، اندک اندک از سیمای یک حزب میانه رو به یک نهاد تندرو تغییر شکل داده است. بر اساس سوابق این حزب، انتظار می رفت آن ها پس از مرگ این دو لیدر، تن به لیدری چهره ای چون «علی لاریجانی» بدهند ولی فعلا چنین نشانه ای هویدا نیست. 

اما آیا تندروشدن این حزب دردی از آن ها دوا می کند؟ این حزب در حال حاضر وضعیت نزاری دارد؛ نه تنها لیدر ندارد بلکه چند هفته پیش در انتخابات خانه احزاب نیز «محمدنبی حبیبی»، دبیرکل موتلفه رای لازم را نیاورد و مهم ترین بازنده محسوب شد. 

داستان ناکارآمدی او به عنوان یک دبیرکل یا سیاستمدار سال ها است که درباره اش حرف زده می شود ولی به نظر می رسد فعلا پیرمردهای موتلفه کسی را ندارند که جایگزین کنند. 
تنها ناکارآمدی دبیرکل مساله نیست؛ اگر 10 سال اخیر را مرور کنید، می بینید موتلفه در دولت احمدی نژاد هر چه زد، به در بسته خورد. احمدی نژاد حاضر نبود با آن ها نشست و برخاست جدی کند. خودشان هم پس از ظهور « اسفندیار رحیم مشایی» ترجیح دادند راه را جدا کنند. در انتخابات مجلس نهم هم از جمله بازنده ترین حزب ها بودند. این حزب 52 ساله به اندازه انگشتان یک دست در مجلس نماینده ندارد. در انتخابات ریاست جمهوری 92 هم در بازی گم شدند؛ چون همه سال های گذشته.

موتلفه در تمام استان های ایران دفتر و دستک دارد؛ شاخه زنان، شاخه جوانان و... ولی اغلب اعضای فعال این دفترها به اندازه انگشتان دو دست هم نیستند. 

این داستان مختص حزب موتلفه نیست؛ حزب اصلاح طلب «کارگزاران سازندگی» هم همین مشکل را دارد. ولی موتلفه ها در مجموع ضعیف تر و فرسوده تر از همه احزاب موجود هستند. این ضعف باعث شده که ناف شان به ائتلاف بسته شود؛ همیشه دنبال یکی بوده اند در عالم سیاست. 

نگاه سایر احزاب به موتلفه هم بر همین مبنا شکل گرفته است. جبهه پایداری ها که تا دیروز می گفتند موتلفه در نهایت در میدان اکبر هاشمی رفسنجانی بازی می کند، حالا می گویند این ها اصول گراهای نادمی هستند که به درد شکل دهی ائتلاف ضد هاشمی در انتخابات مجلس آینده می خورند. اصلاح طلبان هم معمولا موتلفه ای ها را آدم های منصفی می دانند که کار خاصی از دست شان بر نمی آید و فقط هستند در عالم سیاست؛ حرفی می زنند و شنیده هم نمی شوند. نامه اخیر حزب موتلفه به حسن روحانی هم در همین حال و هوا ارزیابی می شود. 

حزب موتلفه سه چهار سالی می شود تحرک هایی داشته، سایت و هفته نامه اش (هفته نامه «شما») مرتب به روز می شود، بولتن خبری تولید می کند، شاخه های زیرمجموعه اش را فعال کرده، ارتباطش با بازار کماکان برقرار است، نشست های منظم حزبی دارد و از این نظر قوی ترین و بهترین حزب ایران است. ولی زورش به اندازه تیراژ هفته نامه «شما» باقی مانده است.

فعلا مدیران هفته نامه شما به این نتیجه نرسیده اند صفحه آرایی نشریه را تغییر بدهند تا شاید چنگی به دل مخاطب بزند و ورق بخورد ولی اعضای حزب به این نتیجه رسیده اند که باید تغییر چهره بدهند. 

ظاهرا آن ها برای چنین انتخابی، منطق موجه دارند. آن ها خواستار بقای موقعیت اصول گرایان در مجلس آینده هستند و این را دغدغه اصلی می دانند. پس تن به ائتلاف به تندروها می دهند تا وحدت حداکثری اصول گرایان رقم بخورد و برای این کار می کوشند لاریجانی را نیز زیر این پرچم آورند. 

برای چنین کاری، آن ها یک انتخاب قابل پیش بینی داشتند؛ این که به مجموعه «رهروان ولایت» بپیوندند و در کنار رییس مجلس، هسته مرکزی میانه روها را تقویت کنند. می توانستند روی «محمدرضا باهنر» هم حساب کنند ولی انتخاب دیگری داشتند. شاید هم به اصل خویش باز گشته اند. نگاهی به مواضع «اسدالله بادامچیان» و «حمیدرضا ترقی»، دو عضو موثر این حزب می تواند این نشانه را قوی تر کند. آن ها قبلا هم این طوری بودند اما با وجود حبیب الله عسگراولادی و محمدرضا مهدوی کنی، فرصتی برای عرض اندام نداشتند. حالا فرصت پیدا شده و دارند خودی نشان می دهند. 

تردیدی نیست با نامه اخیر موتلفه علیه روحانی و حرف هایی که خواهند زد، آن ها در سیمای جدید تنها نزد تندروها محبوب تر می شوند. با این حال، تضمینی نیست تندروها به آن ها وفادار بمانند. در عالم سیاست، تندروها معمولا بیش تر از همه شعار وفاداری سر می دهند ولی این استعداد را هم دارند که زودتر از بقیه بی خیال وفاداری شوند. رفتار محمود احمدی نژاد در قبال خامنه ای را ببینید یا رفتار «جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی» در قبال «محمدباقر قالیباف» در سال 84. آن ها زود سر می برند؛ به سرعت یک عملیات انتحاری. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}