این روزها صحبت درباره نقدینگی و افزایش چشمگیر آن بالا گرفته است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد، حجم نقدینگی طی ۴ سال دولت اول روحانی، (۱۳۹۵ تا ۱۳۹۲) نزدیک به ۲ برابر شده است. حتی در یک سال نخست دولت دوم هم رشد نقدینگی چشمگیر بوده، به گونه‌ای که آخرین آمار منتشر شده از سوی بانک مرکزی نشان می‌دهد، حجم نقدینگی در سال ۹۶ نسبت به سال قبل ۲۲درصد افزایش داشته است که عدد قابل ملاحظه‌ای است.

این در حالی است که روحانی، ۵ سال پیش وعده داده بود، رشد نقدینگی را کنترل کند و از این طریق جلوی رشد تورم را بگیرد. کارنامه او در مدیریت تورم در دولت قبل چندان بد نبود، اما رشد نقدینگی قابل ملاحظه بوده است.

چطور ممکن است؟ چرا نقدینگی در دولت یازدهم منجر به تورم نشد، اما به گفته کارشناسان اقتصادی این روزها یکی از دلایل بحران پولی و ارزی در ایران، حجم بالای نقدینگی است؟

این مساله حتی برای کسانی که سررشته‌ای از اقتصاد دارند، موضوع ساده‌ای نیست، چه برسد به مردم عادی که این اصطلاحات و اعداد و ارقام برای‌شان پیچیده است.

ما با نوشتن چند گزارش تلاش می‌کنیم تا به ساده‌ترین شکل ممکن، توضیح دهیم نقدینگی چیست، چطور درست می‌شود، چگونه آن را مدیریت می‌کنند و در چه شرایطی افسار آن از دست دولت‌ها در می‌رود.

 

نقدینگی چیست؟

نقدینگی در واقع همان پول در گردش است. یعنی کل ریالی که در ایران وجود دارد. چه دست مردم، چه دولت، چه بانک‌ها و…

 

انواع نقدینگی چیست؟

نقدینگی دو شکل دارد. یکی پول نقد است، شامل اسکناس و حساب‌های جاری و قرض‌الحسنه که هر لحظه می‌شه برداشت کرد و دوم، پول غیرنقد (شبه‌پول) شامل حساب‌های پس‌انداز بلند مدت و کوتاه مدت و قرض‌الحسنه پس‌انداز (عمدتا پس‌انداز مسکن) و سایر سرمایه‌گذاری‌ها است.

نقدینگی در واقع همان پول در گردش است. یعنی کل ریالی که در ایران وجود دارد. چه دست مردم، چه دولت، چه بانک‌ها و…

نقدینگی چقدر است؟

بر اساس آخرین آمار بانک مرکزی، تا پایان سال ۱۳۹۶ کل حجم پول در ایران بیش از ۱/۵ تریلیارد تومان بوده است. برای نوشتن این حجم پول به عدد باید یک ۱۵ با ۱۴ صفر جلوی آن بنویسید. از این میزان، بیش از ۴۴ هزار میلیارد تومان اسکناس دست مردم است. ۱۵۰ هزار میلیارد تومان هم در حساب‌های جاری و دست به نقد است. در واقع جمع کل پول نقد حاضر و آماده، حدود ۱۹۵ هزار میلیارد تومان است.

اما حدود ۷ برابر این عدد، شبه‌پول یا پول غیر نقد یا پولی است که نقد کردن آن زمان می‌برد.

بر اساس آخرین گزارش‌های بانک مرکزی، در پایان سال ۱۳۹۶، حدود ۳۹۴ هزار میلیارد تومان در سپرده‌های کوتاه مدت بوده است. ۸۴۰ هزار میلیارد تومان در سپرده‌های بلند مدت، ۸۰ هزار میلیارد تومان در حساب‌های قرض‌الحسنه (عمدتا حساب قرض‌الحسنه مسکن) و ۲۱ هزار میلیارد تومان هم در سایر حساب‌های سرمایه‌گذاری بوده است.

نقدینگی چطور درست می‌شود؟

نقدینگی ترکیبی از دارایی‌های ارزی (دلارهای تبدیل شده) و بدهی‌های دولتی و غیردولتی به بانک‌ها است. جمع کل پول یا همان نقدینگی برابر با جمع موارد زیر است.

۱- خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و بقیه بانک‌ها  که که در ایران عمدتا پول فروش نفت است. دولت دلارهای نفتی را به بانک مرکزی می‌دهد و بر اساس قیمتی که خود تعیین می‌کند معادل آن ریال می‌گیرد.

۲- خالص بدهی‌های دولتی (شامل بدهی دولت و شرکت‌های دولتی) به سیستم بانکی (بانک مرکزی و بانک‌ها و موسسات اعتباری است) خالص بدهی در واقع حاصر کسر بدهی دولتی منهای سپرده‌های دولتی است.

۳- سومین جز نقدینگی بدهی‌های بخش غیردولتی به بانک مرکزی و بقیه بانک‌ها است

۴- و سایر بدهی‌ها به سیستم بانکی است.

بیش از ۴۴ هزار میلیارد تومان اسکناس دست مردم است. ۱۵۰ هزار میلیارد تومان هم در حساب‌های جاری و دست به نقد است. در واقع جمع کل پول نقد حاضر و آماده، حدود ۱۹۵ هزار میلیارد تومان است.

نقدینگی چطور زیاد می‌شود؟

با این حساب در صورت افزایش هر کدام از اجزای نقدینگی حجم آن هم زیاد می‌شود. مثلا اگر دولت نفت زیاد بفروشد و همه دلارهای نفتی را تبدیل به ریال کند نقدینگی زیاد می‌شود.

یا اگر دولت از بانک مرکزی پول قرض کند، یا بدهی‌هایش به هر دلیلی زیاد شود، نقدینگی افزایش پیدا می‌کند.

اگر شرکت‌های دولتی به زور از بانک‌ها وام بگیرند و پس ندهند، باز هم نقدینگی زیاد می‌شود.

به همین نسبت اگر میزان بدهی بخش‌های غیردولتی هم (چه مردم عادی و چه نهادهای عمومی) همین‌طور بالا برود، باز هم نقدینگی زیاد می‌شود.

 

آیا نقدینگی زیاد بد است؟

زیاد شدن پول اتفاق خوبی است، به شرط آنکه بی‌حساب و کتاب نباشد. حتما دیده‌اید و خوانده‌اید چطور ثروت‌های بادآورده را باد به سرعت می‌برد، افزایش نقدینگی بی‌حساب و کتاب هم پدر اقتصاد یک مملکت را در می‌آورد.

افزایش نقدینگی اگر به اندازه افزایش تولید باشد، بسیار خوب است، چون باعث رونق می‌شود، اما اگر بیش از ظرفیت تولید باشد، باعث افزایش مصرف و تورم می‌شود.

 

رابطه نقدینگی با تورم و تولید

در شرایط عادی نقدینگی مثل الاکلنگ است، کاهش آن تورم را آرام و تولید را کم می‌کند، افزایش آن تورم را بالا می‌برد باعث رونق تولید می‌شود.

افزایش نقدینگی (به خصوص افزایش پول نقد) خیلی سریع به شکل تورم خود را نشان می‌دهد. فشار تورم هم که روی شانه مصرف‌کننده است، اما معمولا تولیدکننده از افزایش نقدینگی نفع می‌برد.

در شرایط رکود اقتصادی، افزایش نقدینگی یکی از روش‌های راه انداختن چرخ تولید است. ارچه این کار باعث گرانی می‌شود، اما در عین حال رونق اقتصادی و اشتغال را هم به همراه می‌آورد.

معمولا دولت‌ها در شرایط رکود با کم کردن نرخ سود بانکی و دادن ‌وام‌های کم‌بهره (افزایش نقدینگی) میزان تولید را افزایش می‌دهند.

اما در کشوری مثل ایران که بخش تولید آن از نظر تاریخی ضعیف است، معمولا دود نقدینگی به چشم بخش تولید هم می‌رود. معمولا با افزایش پول، واردات رونق پیدا می‌کند. در واقع نه‌تنها تقاضای تولید داخلی زیاد نمی‌شود، بلکه به دلیل افزایش تورم هزینه تولید هم بالا می‌رود و عملا کار تولید کننده سخت می‌شود.

به جز این در موارد نادری تورم و رکود با هم اتفاق می‌افتند، نظیر آنچه در سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴ در ایران اتفاق افتاد و هنوز هم اثر آن برقرار است. در این شرایط هم تورم بالا است و هم تولید تعطیل است. در این شرایط تزریق پول بی‌آنکه کمک چندانی به بخش تولید کند، باعث افزایش بیشتر تورم می‌شود. از آن سو تزریق نکردن پول، وضعیت بیکاری را بدتر می‌کند.

معمولا کشورهایی که در این ورطه می‌افتند، هیچ وقت به طور کامل به شرایط طبیعی برنمی‌گردند، مگر آنکه  سرمایه‌گذاری‌ خارجی به کمک بخش تولید بیاید و بعد با یک برنامه حساب شده تورم اول روی یک نرخ ثابت بماند و در یک دوره بلندمدت کاهش پیدا کند. در ایران البته برجام و فروش نفت ظاهرا تولید را از رکود درآورد، اما زمین و زمان دست به دست هم دادند تا خیر توافق هسته‌ای به بخش واقعی تولید نرسد.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}