پس از یک میانجیگری موفق عمان که به مذاکرات تاریخی ایران و آمریکا و توافق اتمی انجامید، عمان بار دیگر همزمان با بالا گرفتن تنش ها میان ایران و آمریکا پیشنهاد میانجیگری داده و همزمان با بازگشت تحریم های آمریکا اعلام کرده یک بندر خود را برای سهولت واردات و صادرات در اختیار ایران می گذارد.

چرا کشور پادشاهی عمان با تمام فراز وفرودهایی که نظام جمهوری اسلامی در این 40 سال داشته، بر خلاف دیگر کشورها حتی متفاوت از دیگر اعراب، به شکل پایدار و مطمئنی در کنار ایران باقی مانده است؟ شاید هیچ چیز بهتر از گفته های سلطان قابوس پادشاه عمان این وضع را توضیح نمی دهد: «سلطنتم را مدیون خون شهدای ایرانی می دانم که در سرزمین عمان ریخته شده است».

علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران در سال های 1389 تا 92 که در جریان مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا در عمان بارها با سلطان قابوس، ملاقات‌های مفصلی کرده این جمله را از میان گفت‌وگوهایش با پادشاه عمان درباره نقش حیاتی ایران در جنگ ظفار و کمک محمدرضا شاه به یکپارچگی عمان در کتابش نقل کرده و گفته: «سلطان به موضوع کمک ایران در آن زمان خیلی عنایت داشت و با اینکه از این موضوع سال‌ها گذشته بود ولی همواره سپاسگزار و قدردان بود». سلطان قابوس سال های پیش از این هم بابت کمک های ایران در زمان محمدرضا شاه، از جانشینان او قدردانی کرده بود. از جمله در زمان دیدار علی اکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس ایران از عمان به او گفته بود «شما گوی سبقت را از ما ربوده اید و در موقع وجود مشکل به ما کمک کردید و ما هم وظیفه خود می دانیم که از شما دفاع کنیم». (خروج از انزوا، خاطرات سید محمد صدر معاون امور عربی وزارت خارجه ایران).

ایران برای عمان چه کرد؟

نبرد ظفار اولین و تنها میدان جنگ واقعی بود که نیروهای ارتش شاهنشاهی در آن شرکت داشتند. ایران در جنگ به دعوت سلطان قابوس حضور داشت و هدف از آن آزادی سازی استان ظفار از دست شورشیان متمایل به اتحاد جماهیر شوروی بود که در حال پیشروی و تصرف مناطق جنوبی عمان بودند.

سلطان قابوس، تیرماه 1351 توسط فرستاده‌اش به تهران درخواست کمک از ایران را مطرح کرد. پاسخ دادن به درخواست سلطان قابوس که سلطنت و کشورش که در سوی دیگر تنگه هرمز بی ثبات شده بود، جوابی فوری می طلبید. محمدرضا شاه گفته بود: «اشکال در تنگه هرمز، حیات ما را با پایان می رساند».

چرا عمان با تمام فراز وفرودهایی که جمهوری اسلامی داشته، به شکل پایدار و مطمئنی در کنار ایران باقی مانده است؟ شاید هیچ چیز بهتر از گفته‌های سلطان قابوس، پادشاه عمان این وضع را توضیح نمی دهد: «سلطنتم را مدیون خون شهدای ایرانی می دانم که در سرزمین عمان ریخته شده است».

آذرماه همان سال پنج ماه پس از درخواست سلطان قابوس، بعد از برگزاری دوره‌های آمادگی لازم، گردان هایی از لشکر۷۷ خراسان، عازم ظفار عمان شدند و در یک رشته درگیری خونین که سه سال به طول انجامید، سلطنت سلطان قابوس را تضمین و عمان را از خطر تجزیه نجات دادند.

تعداد نظامیان ایرانی درگیر در جنگ ظفار، ۱۵هزار نفر تخمین زده شده است. آمار کشته شدگان ایرانی این جنگ هم اعلام نشده اما منابع مختلف تا حدود ۷۰۰نفر را نزدیک ترین به واقعیت می دانند. یکی از رسانههای محلی ایران از گورستانی در مشهد خبر داده که بر اساس گفته های مردم محلی در سال۱۳۵۳،‌ پیکر گروهی از نظامیان کشته شده ایران در عمان در آن دفن شده‌اند.

پایان عملیات ظفار و پیروزی بر شورشیان عمان آبان۱۳۵۴، توسط ایران اعلام شد. محمدرضا شاه گفت «بدون دخالت ایران، ظفار به یک آنگولا تبدیل می شد». یک ماه بعد سلطان قابوس هم از پایان رسمی جنگ خبر داد اما نفرات ارتش ایران تا اسفند همان سال یعنی بیشتر از سه سال به طور کامل در عمان ماندند.

ماجرای ظفار چه بود؟

پنج سال پیش از کودتای پسر علیه پدر در عمان و شروع سلطنت سلطان قابوس، گروهای ناراضی در استان ظفار عمان که در همسایگی یمن قرار دارد، دست به قیام مسلحانه علیه حکومت مرکزی زدند و «جنبش آزادی بخش ظفار» را به راه انداختند.

با اعلام استقلال یمن جنوبی و تحت تاثیر تحولات کمونیستی آن، «جنبش آزادی بخش ظفار» نام خود را به «جبهه آزادی بخش عمان» تغییر داد و ظرف مدت شش سال توانست بخش هایی از استان ظفار را تحت تصرف و اشغال خود درآورد.

وزیر خارجه عمان گفته آماده میانجیگری میان ایران و آمریکاست و همزمان در سفر به آمریکا، با وزیر دفاع این کشور دیدار کرده است. افکار عمومی،‌ هر حرکتی را به احتمال مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا با وساطت عمان نسبت می‌دهد.

نیروهای قبیله ای مسلط به منطقه ابتدا سلاح های گرم ابتدایی اما مرگبار همچون مین‌های جاسازی شده در جنگل و موشک‌های دوش پرتاب داشتند و در نبردی غیرکلاسیک و چریکی، با کارد و تسمه های چرمی ساخته شده از پوست شتر هم در ماه‌های ابتدای نبرد، از نیروهای ایرانی قربانی می‌گرفتند اما با بالاگرفتن جنگ،  شورشیان ظفار کمک تسلیحاتی از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کردند.

جغرافیایی جنگی ناشناخته برای نظامیان ایران در منطقه ای با غارهای فراوان که شورشیان در آن مستقر بودند، پوشش گیاهی و جانوری ناآشنا برای نظامیان ایران و دشواری عبور و مرور سربازان ایرانی در منطقه، تلفات سنگینی از سوی شورشیان، به خصوص در ماه های اول به نظامیان ایران وارد کرده بود.

در گزارشی که موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران با عنوان ناگفته های جنگ ظفار منتشر کرده آمده که «به جرأت می توان گفت نبرد ظفار با توجه به شرايط جغرافيایی نظامی منطقه، يكی از مشكل‌ترين و برجسته‌ترين عمليات ضد چريكی در طول تاريخ ايران بوده است».

ارتش ایران برای حفظ روحیه نظامیان درگیر در عمان در پشت خطوط نبرد، امکاناتی تفریحی فراهم کرده بود و گزارش های متعددی وجود دارد که هنرمندان متعددی از جمله گوگوش، خواننده مشهور ایران، برای حفظ روحیه سربازان ایرانی در نزدیکی محل استقرار آنها بارها برنامه اجرا کرده بودند.

سلطان قابوس در زمان جنگ امکان حضور بدون ویزا را برای ایرانیان فراهم کرده بود. محمدحسین مویدالدین، نفر دوم سفارت ایران در عمان در زمان جنگ ظفار گفته است که سلطان قابوس «تمام تسهیلات را فراهم کرده بود تا ایرانی ها بتوانند با خیال راحت کارشان را انجام دهند. جالب این جاست که حتی آن تپه‌هایی را که نیروهای ایرانی آزاد می‌کردند، نام ایرانی بر آنها می‌گذاشتند».

نظامیان ایرانی شرکت کننده در جنگ ظفار، از دست محمدرضا شاه و سلطان قابوس مدال افتخار مشترک گرفته‌اند که علامتی از نزدیکی منحصر به فرد دو کشور است.

نيروهای ايرانی پس از پایان رسمی جنگ ظفار تا اواخر سال۵۷ برای حفاظت از مناطق بازپس گرفته شده در عمان ماندند اما با وقوع انقلاب بهمن۵۷ و بی ثباتی در ایران به طور کامل از عمان خارج شدند و به کشور برگشتند.

سلطان قابوس قدیمی ترین حاکم در میان کشورهای عربی است. فرزندی ندارد و هنوز جانشینی هم برای خود معین نکرده است. فقدان او می‌تواند خساراتی بزرگ برای جمهوری اسلامی باشد.

محمدرضا شاه که در اوج قدرت وارد جنگ ظفار شده بود تا سلطنت سلطان قابوس و تمامیت ارضی عمان را حفظ کند، خود دو سال پس از این پایان این جنگ سقوط کرده بود. نیروهای ارتش شاهنشاهی زمانی به طور کامل به ایران برمی گشتند که شاه، ایران را ترک کرده و از ارتش شاهنشاهی که برخی از فرماندهانش اعدام و برخی فراری شده بودند، نامی بیش نمانده بود.

خروج ناگهانی آخرین نیروهای باقی مانده ایران در عمان وضعیتی دردناک از سرنوشت یاوران روزهای سخت عمان تصویر می کند.

اسناد تازه منتشر شده در آمریکا نشان می دهد که با شروع جنگ ایران و عراق، صدام که در پی حمله به جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی بود، تجهیزات جنگی از جمله هلی کوپترهای خود را وارد عمان کرده بود تا از این خاک این کشور عملیات اشغال جزایر را آغاز کند. مشخص نیست همراهی سلطان قابوس با صدام تا به اینجا از روی خشم به انقلابیون ایران بوده یا همراه شدن با خواسته‌های صدام حسین در واقعیت بخشیدن به ناسیونالیسم عربی.

هر چه بوده، پیش از اجرایی شدن عملیات صدام و با هشدارهای پی در پی ایالات متحده درباره واکنش تلافی جویانه احتمالی از سوی ایران و خطر شعله ور شدن یک جنگ تمام عیار منطقه ای که امنیت تنگه هرمز را تهدید می‌کرد، سلطان قابوس هرگز اجازه عملی‌شدن این تصمیم را به صدام نداد و حتی در ماه‌های بعد عمان کم کم به صورت یک میانجی برای ایران درآمد.

در جریان شدت گرفتن حملات به نفتکش‌ها در خلیج فارس، کویت اولین بار از نیروهای نظامی آمریکا و شوروی برای تامین تانکرهای نفتی دعوت کرد. یوسف بن علوی، وزیر خارجه عمان که هنوز هم این سمت را در اختیار دارد آن زمان به ایران سفر کرد تا زمینه کاهش تنش‌ها را فراهم کند.

سهم عمان در سال‌های بعد در کاهش تنش های ایران با غرب روشن تر شد: تلاش پیگیرانه برای از سرگیری روابط ایران و آمریکا و میانجیگری در مواقع  بالا گرفتن بحران میان دو کشور، کمک به آزادی زندانیان آمریکا، بریتانیایی و کانادایی یا شهروندان دوتابعیتی ایران از زندان های ایران.

آزادی سه شهروند آمریکایی که با هم در ایران به اتهام جاسوسی بازداشت شدند و با وساطت شخص سلطان قابوس و با هواپیمای اختصاصی پادشاهی عمان از ایران به مسقط رفتند و به خانواده هایشان تحویل داده شدند، یکی از این موارد بود. وثیقه‌ای که قوه قضائیه ایران برای آنها تعیین کرده بود را پادشاه عمان پرداخت کرد.

علی اکبر صالحی وزیر خارجه وقت ایران روایت می کند: «ما حتی از سلطان برای آزادی زندانیان ایرانی که در آمریکا بودند و همچنین آزادسازی آقای نصرت الله تاجیک که در انگلیس به مدت پنج- شش سال در حبس خانگی بود، بهره‌مند شدیم و در نهایت با تلاش و پادرمیانی سلطان، توانستیم ایشان را هم آزاد کنیم».

شماری از ایرانیان نزدیک به حکومت همچون نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن که به اتهام نقض قوانین تحریم‌ها در آمریکا دستگیر شده بودند، با وساطت پادشاه عمان آزاد شدند، هرچند برخی از آنها به خواست خودشان هرگز به ایران برنگشتند.

 سلطان قابوس از نگاه خامنه‌ای

اما تا به اینجا اساسی ترین اقدام سلطان قابوس، واسطه گری موفق میان ایران و آمریکا برای مصالحه در بحران اتمی است. بیش از یک سال از گفت و گوهای غیرعلنی ایران و آمریکا که در ویلای سلطان قابوس در مسقط انجام شده و نزدیک دو سال گفت‌و‌گوهای چندجانبه و مستقیم وزرای خارجه ایران و آمریکا که به رکوردی در تاریخ دو کشور بدل شد، تحت تاثیر ابتکار عمل سلطان قابوس بوده است.

هرچند تلاش او برای تماس تلفنی با آیت الله علی خامنه ای برای اطلاع دادن موافقت باراک اوباما با توقف تحریم های اتمی در برابر کم شدن سرعت برنامه اتمی ناکام می ماند و مقام های ایرانی می‌گویند آقای خامنه ای به طور معمول با رهبران جهان تلفنی حرف نمی‌زند اما او از سلطان قابوس با عنوان «یکی از محترمین منطقه» یاد کرده که اقدامی متداول از سوی رهبر ایران نیست. سلطان قابوس تنها رهبر خارجی بود که در بحبوحه اعتراضات سال 1388 به ایران سفر کرد.

این سفر که اولین سفر او پس از سقوط شاه به ایران بود، در روزهای بحرانی اعتراضات، دلگرمی خوبی برای حکومت محسوب می شد.

در طول سال‌های اخیر، پس از توافق تاریخی اتمی با حضور ایران و آمریکا عمان باز هم تلاش کرده مراقب روابط شکننده دو طرف باشد از جمله زمانی که آب سنگین یکی از محصولات سازمان انرژی اتمی ایران به بالاتر از حدی رسید که می‌توانست تخلف از توافق هسته ای باشد و در شرایطی که پیدا کردن فوری مشتری برای آن امکان پذیر نبود، انبارهایی را در یکی از شهرهای بندری به ایران داد تا با انتقال این مواد به عمان از تنش احتمالی جلوگیری کند.

حالا آمریکا از توافق هسته‌ای که عمانی ها نقشی حیاتی در شکل گیری آن داشتند، خارج شده و بار دیگر تحریم‌های اتمی آمریکا علیه ایران اجرا می‌شود. یوسف بن علوی گفته آماده میانجیگری میان ایران و آمریکاست و همزمان در سفر به آمریکا با وزیر دفاع این کشور دیدار کرده است. افکار عمومی به خصوص در ایران حالا به اقدامات عمان، حساس تر شده و هر حرکتی را به احتمال مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا با وساطت عمان نسبت می‌دهد.

سلطان قابوس قدیمی ترین حاکم در میان کشورهای عربی است. فرزندی ندارد و در کهن سالی هنوز جانشینی هم برای خود معین نکرده است. پادشاه پس از او هر که باشد، احتمالا چون او خود را مدیون کمک‌های آخرین شاه نمی‌داند.

غیبت او از صحنه سیاسی عمان و خالی ماندن نقش حیاتی‌اش در واسطه‌گری، اگر مسائل ایران و غرب حل نشده باقی مانده باشد، خساراتی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران است. شبیه آنچه در پایان جنگ ظفار با انقلاب ایران و حذف محمدرضاشاه برای عمان اتفاق افتاد، با این تفاوت که عمان به ثبات نسبی رسیده بود و با دیگر همسایگانش روابطی شبیه وضع امروز ایران نداشت.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}