چهارشنبه پیش رو که «علی اکبر ولایتی»، مشاور امور بین الملل رهبر جمهوری اسلامی به کمیسیون ویژه مجلس شورای اسلامی برود، سلسله بحث های داغ این کمیسیون در بررسی «برجام» یا همان «توافق وین» تمام می شود.

در هفته گذشته حضور چهره هایی چون «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه، «سعید جلیلی» نماینده علی خامنه ای در «شورای عالی امنیت ملی»، «علی لاریجانی» رییس مجلس شورای اسلامی، «علی شمخانی» دبیر شورای امنیت ملی و... سبب شد شفافیت بیش تری بر فضای بررسی توافق وین در ایران حاکم شود و افکار عمومی و رسانه ها از برخی چالش های سیاسی محرمانه درباره این توافق اطلاع دقیق تری پیدا کنند. 

در واقع، فعالیت کمیسیون برجام مجلس در هفته اخیر، به ویژه پس از سخنان علی خامنه ای در حمایت از نقش آفرینی مجلس در بررسی توافق وین شدت گرفت. این حمایت، معنادار و هدفمند بود و در همین روزهای نخست، فضای تازه ای را رقم زد.

در این فضا، یک رخ‌داد قابل توجه، خارج شدن سعید جلیلی از لاک سکوت و سیاست تهاجمی خود علیه دولت بود. در واقع، با وجود پرهیز مجلس از برگزاری جلسات مناظره بین محمدجواد ظریف و سعید جلیلی، دو مسوول ارشد فعلی و قبلی پرونده هسته ای، اکنون این مناظره در رسانه ها شکل گرفته و دولت روحانی در تلاش است از این فضا برای افزایش اعتبار عمومی توافق و خود استفاده کند.

سعید جلیلی هم در فضای کنونی بدش نمی آید به عنوان قطب ارشد مخالف معرفی شود. یک روش ساده در فضای دوقطبی برای احیای موقعیت بازیگران سیاسی این است که با مهم ترین بازیگر میدان درگیر شوند. درگیری سعید جلیلی با ظریف از این تاکتیک پیروی می کند. او اکنون مهم ترین قطب مخالف ظریف است. مهم نیست اکنون این به سودش تمام می شود یا به ضررش، مهم این است که او در این موقعیت فعلا تثبیت شود.

اما آیا تندروها فقط دنبال همین هدف بودند؟ «حمید رسایی»، یکی از بازیگران فعال تندروها در مجلس در تازه ترین اظهارنظر گفته است:«قصد تصویب یا رد برجام را نداریم. قصد داریم نقاط مشکل زا یا مبهم برجام را شناسایی و به دولت تکلیف کنیم این مشکلات را حل کند.»

آن ها به خوبی می دانند چنین امری غیرممکن است چون در شرایط کنونی، امکانی برای بازگشت به میز مذاکره با 1+5 وجود ندارد. رسایی هم‎چنین گفته است مجلس با توجه به توصیه رهبر جمهوری اسلامی، قصد دارد راه های نفوذ غرب از طریق برجام را سد کند. بنابراین، روشن است حتی تندروها نیز در فضای پساتوافق قدم می زنند و هدف آن ها مدیریت فضا در دوران پسابرجام است.

در همین راستا، مهم ترین هدفی که آن ها می توانند در شرایط کنونی تعقیب کنند را مدتی پیش «محمدجواد لاریجانی»، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در گفت و گو با خبرگزاری «تسنیم» مطرح کرد: «مجلس شورای اسلامی باید با تصویب یک "فکت‌شیت"، تفسیر مناسبی از برجام ارایه کرده و امکان سوءاستفاده از برجام را حتی‌الامکان کاهش دهد. باید طرحی در مجلس ارایه شود که مصوبه‌ای 30 یا 40 بندی از آن استخراج شود و البته یک بندش هم این باشد که این توافق را قبول داریم. دولت هم نباید ناراحت شود چرا که این کار مجلس کمک به دولت در آینده خواهد بود.»

برخلاف گفته های محمدجواد لاریجانی مبنی بر این که این کار مجلس کمک به دولت است، می توان پیش بینی کرد در صورت وقوع چنین رخ‌دادی، این فکت شیت یا مصوبه، یک ابزار علیه دولت است. مجلس در آینده می تواند ادعا کند تفسیر استاندارد حکومت از توافق وین، سندی است که به تصویب مجلس رسیده نه آن چیزی که دولت می گوید. افزون بر این که می توانند با استناد به همین سند دائم، به دولت روحانی فشار بیاورند که چه شد یا چرا این طور نشد.

در کنار این رویکرد، دیدگاه دیگری هم در حال تعقیب است؛ پس از توافق وین، عمده مفسران توافق، دولتی ها بوده اند: حسن روحانی، «محمدجواد ظریف» و «عباس عراقچی».

بنابر ملاحظات سیاست داخلی، تفاسیر این سه چهره ارشد و حامیان آن ها گاه در تضاد با تفاسیر اعضای هیات مذاکره کننده و مقامات دولت امریکا بوده و یا با اعتراض های جدی از سوی مخالفان توافق مواجه شده است.

آیت الله خامنه ای اخیرا به تفاوت برداشت ها درباره لغو تحریم ها اشاره کرد ولی گفت مخالفتی با تفسیر ارایه شده از سوی مذاکره کنندگان ایرانی نکرده است. تفاوت نظرهای 180 درجه ای سعید جلیلی با علی اکبر ولایتی یا محمدجواد ظریف به خوبی گواهی می دهد همین فضا در شورای عالی امنیت ملی ایران که مهم ترین نهاد بررسی کننده برجام بوده، جاری است.

بدیهی است در صورت تصویب یک فکت شیت از سوی مجلس، مشکلات کنونی حل نمی شود و در آینده «جنگ برجام» به «جنگ تفسیر برجام» تبدیل می شود. برای حل این مشکل، سایت «الف» که «احمد توکلی»، نماینده متنفذ مجلس آن را اداره می کند، یک پیشنهاد داده است: «اصول گراها به درستی می گویند آن چه در تفسیر شما از برجام وجود دارد، قابل دفاع است اما ردپای این حرف ها در سند مکتوب برجام وجود ندارد یا مبهم است. پس مجلس قرائت دولت از برجام را قبول دارد. بنابراین، همین تفسیر دولت را سند و تصویب کند.»

این پیشنهاد ظاهرا معقول به نظر می رسد ولی به اندازه کافی برای دولت خطرناک است. این قابل درک و پیش بینی است که در مسیر اجرای توافق وین مشکلات خاصی بروز خواهد کرد؛ ممکن است طرف های توافق برخی بندها را رعایت نکنند، تغییر فضای سیاسی در امریکا شرایط جدیدی ایجاد کند یا روند اجرای توافق از سوی امریکا با کندی و هم‎گام با اقدامات ایران پیش نرود. در همه این موارد، سند شدن حرف های مقامات دولت ایران می تواند مانند یک شمشیر بالای سرشان باشد.

در یک نگاه کلان تر، همان گونه که تندروها در تلاش هستند فضای پس از توافق را از منظر اقتصادی به یک دام برای دولت تبدیل کنند و به طور دائم با رصد فضای اقتصادی، بهبود نیافتن شرایط را به رخ دولت و حامیانش می کشند، اکنون می خواهند اصل توافق را به یک دام تبدیل کنند.

«حسین شریعتمداری»، مدیرمسوول روزنامه «کیهان» 17 شهریور در سرمقاله خود نوشت: «بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی نقاط ضعف و آسیب‌رسان این سند را از لایه‌های به ظاهر پنهان آن بیرون کشیده و در میدان قضاوت همگان می‌گذارد.»

چرا تندروها به چنین قضاوتی نیاز دارند؟ روزنامه کیهان 20 شهریور به این سوال به طور دقیق پاسخ داد: «اخیرا دانشگاه مریلند نظرسنجی درباره موضع افکارعمومی ایران در قبال توافق هسته‌ای داشته است. نتایج این نظرسنجی موید اظهارات مسوولان دولت است که با خوشحالی هرچه تمام‌تر از حمایت همه‌جانبه مردم سخن می‌گفتند... سایت بی بی فارسی در این زمینه نوشته حمایت گسترده از توافق و از ادامه برنامه هسته‌ای در حالی است که بیش تر پاسخ‌دهندگان اطلاعات نادرستی درباره توافق دارند و انتظاراتشان برای نتایج مثبت آن بالا است... چه عاملی باعث شده بیش تر پاسخ‌دهندگان از توافق اطلاع نادرستی داشته باشند و بالاتر از آن، چرا اطلاعات نادرست حامیان دولت به مراتب بیش تر از دیگران است؟! دلیل این امر واضح است؛ دولتمردان تاکید و اصرار داشته و دارند که هیچ صدای مخالفی در جامعه درباره برجام به گوش نرسد ... دانشگاه مریلند نتیجه این سیاست را در پایان گزارش به خوبی ذکر کرده و اعلام داشتند از دیگر نتایج این تحقیق، رشد محبوبیت حسن روحانی و محمدجواد ظریف در یک سال گذشته است. هم چنین شمار کسانی که خواهان پیروزی هواداران دولت در انتخابات مجلس هستند، رشد کرده و از 8/49 درصد در سال گذشته به 1/60 درصد رسیده است.»

بنابراین، صورت مساله روشن است؛ دولت روحانی در تلاش است توافق وین را به پل پیروزی در انتخابات تبدیل کند و تندروها می کوشند این پل را تخریب و دولت را در اقیانوس پرتلاطم اجرای توافق غرق کنند. این پدیده عجیبی نیست ولی تبعات این نبرد پیچیده در فضای سیاست داخلی به اندازه تبعات توافق وین در فضای جهانی اهمیت دارد. بازی کماکان در نقطه صفر است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}