روز سه شنبه ششم شهریورماه رییس جمهوری ایران دربرابر نمایندگان مجلس شورای اسلامی قرار گرفت تا به پنج سوال آن ها پاسخ دهد. او در حالی به مجلس رفته بود تا از عملکرد اقتصادی دولت خود دفاع کند که این روزها هزینه های سوءمدیریت‏ها وعملکرد اقتصادی نظام جمهوری اسلامی در ۴۰ سال گذشته آشکار شده اند.

برای حسن روحانی، نقطه آغاز مشکلات اقتصادی ایران از دولت «محمود احمدی نژاد» بوده است و تحریم هایی که با «برجام» سعی کرد آثار منفی آن ها را از اقتصاد کشور پاک کند.

برای منتقدان روحانی اما نقطه آغاز مشکلات اقتصادی به تهدید «دونالد ترامپ»، رییس جمهوری ایالات متحده برای خروج از برجام در زمستان گذشته باز می گردد و بعد تحولات بازار ارز که در پی ناپایداری سیاسی کشور و فرار سرمایه آغاز شد و با اجرایی شدن تصمیم ترامپ برای خروج از برجام شدت و سرعت گرفت.

هیچ کدام از دو طرف اما مایل نیستند باور کنند که مدل تحلیل رویدادهای اقتصادی ایران تغییر کرده است و هزینه هایی که می پردازند، ناشی از اشتباهات دولت های قبلی است که به اقتصاد کشور تحمیل کرده اند.

دولت روحانی با انضباط بیش‎تر مالی و کنترل عرضه پول توانست تورم را کنترل و آن را یک رقمی کند ولی هیچ وقت نتوانست فضایی مناسب و به دور از دست اندازی سازمان‏های نظامی و مفسدان اقتصادی ایجاد کند.

زمانی که حسن روحانی وارد رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری شد، منشا مشکلات اقتصادی ایران به نظر بسیاری، تحریم‏های بین المللی بود که ایالات متحده امریکا رهبری اجرایی آن ها را برعهده گرفته بود. این باور وجود داشت که اگر تحریم ها برداشته شوند، اقتصاد ایران وارد یک دوران تحول و شکوفایی می شود.

حسن روحانی با تایید این برداشت و تاکید بر توانایی خود و تیمش برای حل مشکلات اقتصادی کشور، به گود رقابت ها وارد و فاتح میدان شد. او در کارزار انتخاباتی، با شعار «تدبیر و امید» به مردم وعده روزهای بهتر را داد.

روند مذاکرات هسته ای و خبررسانی در رابطه با آن در ماه‏های بعد از پیروزی او و نیز آغاز به کار هیات دولت جدید طوری پیش رفت که به انتظارات مردم و سرمایه گذاران دامن زد.

قرار بود ایران به درآمدهای نفتی بلوکه شده اش دسترسی پیدا کند، پس بسیاری آن را به معنای افزایش عرضه دلار در بازار ارز و شکسته شدن نرخ برابری ریال در برابر ارزها دانستند. مقرر شد که ایران بتواند برای نوسازی ناوگان هواپیمایی خود، هواپیماهای مدرن و نو بخرد، پس حرف از خرید ۴۰۰ فروند هواپیما به میان آمد. گویی حسن روحانی و همکارانش برای همراه نگه داشتن مردم، در باغی را نشان می دادند که هر روز از روز قبل سبزتر و پربارتر می نمود. آن ها برای راضی کردن کشورهای اروپایی و ایالات متحده هم وعده سفارش های چند ده میلیاردی در عرصه هواپیمایی می دادند.

این در حالی بود که هزاران ایرانی منتظر اشتغال بودند و نگران آینده. فضای کسب و کار آلوده به حضور نهادهای امنیتی و نظامی و ملتهب از گسترش روزافزون فساد و جرایم مالی بود. دولت حسن روحانی همه امیدهایش را به برجام بسته بود و هرگز باور نکرد رشد و شکوفایی اقتصادی نیازمند یک تلاش چند بعدی در همه زمینه ها است.

 دولت او به جای مدیریت انتظارات، به آن ها دامن زد و در عمل گامی برای مقابله با فساد اداری و مجازات مجرمان اقتصادی برنداشت. گویی نه او و نه مشاورانش متوجه نبودند که فساد و ارتشا خیلی زود رمق بخش خصوصی را خواهد گرفت و کارآفرینان ایرانی نخواهند توانست از فرصت ایجاد شده بهره ببرند.

 تجربه دولت روحانی در ماه های اخیر نشان می دهد که تحولات اقتصادی با تکیه بر یک رویداد محقق نمی شوند. موفقیت دولت در برجام در عرصه دیگری نه تکرار شد و نه دولت او تلاش کرد دست‏آورد دیگری داشته باشد.

دولت امیدوار بود آمدن شرکت های بین المللی به ایران حلال مشکلاتش شود، غافل از این که این شرکت ها نه برای نجات دولت بلکه برای درآمدزایی و کسب سود به ایران می آمدند و چنان‏چه محیط را برای فعالیت مناسب نبینند، اصراری به ماندن نخواهند داشت.

در نتیجه، گرچه دولت روحانی با انضباط بیش‎تر مالی و کنترل عرضه پول توانست تورم را کنترل و آن را یک رقمی کند ولی هیچ وقت نتوانست فضایی مناسب و به دور از دست اندازی سازمان‏های نظامی و مفسدان اقتصادی ایجاد کند.

در حالی که نمایندگان دولت در کنفرانس های سرمایه گذاران در لندن و سایر پایتخت های اروپایی، ایران را بزرگ ترین اقتصاد آماده جهش رو به جلو معرفی می کردند، درعمل، سرمایه گذاران و کارآفرینان در اقتصاد ایران خود را در مقابله با فساد تنها می دیدند.

 فردای اجرایی شدن برجام و توافق هسته ای، هیچ تغییر خاصی در رفتارها و رانت های موجود در اقتصاد ایران رخ نداد. دولت به جای آن که با تیمی از مدیران پرانرژی و متخصص به سراغ بهره برداری از فرصت موجود پیش رود، اجازه داد افرادی سکان سیاست‏گذاری اقتصاد کشور را در دست بگیرند که چهار دهه در بدنه حاکمیت حضور داشتند و تجربه هایشان بر اساس سعی و خطا شکل گرفته بود. این پیرمردان عرصه سیاست نه ایده های نویی داشتند و نه مایل بودن ایده های نو را به کار گیرند.

اجرایی شدن توافقاتی که بر اساس برجام شکل گرفته بودند، ماه‎ها طول کشید، در حالی که مخالفان دولت از سنگ اندازی در چرخ اقتصاد کشور ابایی نداشتند. مردمی که منتظر بودند فردای برجام ایران وارد اقتصاد جهانی بشود، خود را در اقتصادی یافتند که سرمایه گذاران یا به اتهام «نفوذ» بازجویی می شدند یا باید برای پیش بردن کار، ناچار بودند به مدیران دولتی و بانکی باج بدهند.

امیدی که دست‎آورد برجام به اقتصاد ایران آورده بود، خیلی زود در میان سیاه‏کاری‏های ارکان مختلف اقتصاد کشور از بین رفت. حسن روحانی و دستیارانش لبخندی می زدند و وانمود می کردند که همه چیز خوب است، در حالی که وعده معجزه داده بودند.

 این درست است که روی کاغذ، دولت روحانی عملکردی به مراتب بهتر از دولت احمدی نژاد داشته است؛ مشاغل بیش تری ایجاد و تورم مهار شده است و ایران روابطی نزدیک تر با اروپا دارد. ولی در عمل نه دولت و نه اصلاح طلبان در هیچ سطحی دست به اصلاحات جدی نزده اند. شرکت های «خصولتی» یا حکومتی هنوز جایی برای سودجویی هستند و این روزها گفته می شود که کرسی های هیات مدیره «شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی» و سایر شرکت هایی که ارکان دولت به آن ها نظارت داشته دارند، خرید و فروش می شوند.

مقامات می آیند که بار خود را ببندند؛ آن هم در دولتی که وعده تدبیر وامید داده بود. مانند این است که دانش آموزی که قول معدل ۲۰ داده، حالا با معدل ۱۱ سراغ والدینش آمده باشد تا بگوید از سر جلسه امتحان بیرونش انداخته و برگه را به زور از او گرفته اند.
این درست که بقیه رفوزه شده اند ولی وعده ها و قول های حسن روحانی هنوز فراموش نشده اند.

 تجربه دولت روحانی در ماه های اخیر نشان می دهد که تحولات اقتصادی با تکیه بر یک رویداد محقق نمی شوند. رشد اقتصادی فرآیندی است پیوسته که نیازمند اصلاحات مدام و مدیران جدی و کارآمد است. موفقیت دولت در برجام در عرصه دیگری نه تکرار شد و نه دولت او تلاش کرد دست‏آورد دیگری داشته باشد.

در این میان باید بر نقش فساد در بی اعتماد کردن مردم به دولت هم تاکید کرد. حسن روحانی که روز سه شنبه به مجلس رفت، رییس جمهوری است که باور دارد به وعده خود درباره  پایان دادن به تحریم ها عمل کرده است و خود را توانا و مقتدر می داند. اما عامه مردم نظر دیگری دارند. آن ها رییس جمهوری را می بینند که در مهار فساد شکست خورده و کاری برای بهبود فضای اقتصادی کشور نکرده است.

آن ها که این روزها آماده بالا رفتن بیش تر نرخ تورم می شوند، سیاست های اشتباه ارزی و «نرخ جهانگیری»(4200 تومان) را فراموش نکرده اند. برای آن ها روحانی مردی است که فقط برای یک قفل کلید داشت، در حالی که آن ها فکر می کردند او کلیدساز قفل های اقتصاد ایران است.

این بار این آقای روحانی است که انتظاراتش از مردم مطابق واقعیت های جامعه نیست.

مطالب مرتبط:

رای منفی مجلس به پاسخ‌های روحانی؛استیضاح در راه است؟

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}