اگر نظام حکومتی جمهوری اسلامی در ایران به پایان برسد، چه می شود؟ کتاب«ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹» رمانی آینده نگرانه است که می کوشد به این سوال پاسخ بدهد.

این کتاب، در قالبی روایی، مشکلات نخستین دولت سکولار حاکم بر ایران بعد از پایان جمهوی اسلامی را پیش بینی می کند که، به روایت داستان، ۳۵ سال بعد روی کار می آید. رمان، در واقع دفترچه خاطرات روزانه رئیس دفتر رئیس جمهور، در شش ماه نخست سال ۱۴۲۹ خورشیدی (۲۰۵۰ میلادی) است، که مشکلات پیچیده پیش روی "جمهوری ایران" برای گزار از نظام حکومتی سابق به سیستم حکومتی جدید را توضیح می دهد.

تغییر حکومت ایران، به روایت رمان، نتیجه همزمانی چند اتفاق است: روی کار آمدن یک رئیس جمهور معتقد به تغییر نظام حکومتی، درگذشت ناگهانی رهبر وقت (جانشین دوم آیت الله خامنه ای)، تجمعات مسالمت آمیز مردم با مطالبه تغییر نظام حکومتی و نهایتا، برگزاری رفراندوم. با وجود همه اینها، تغییر نظام به مجموعه ای از تحولات غیر منتظره امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می انجامد که ابعاد آنها، فراتر از پیش بینی دولتمردان جدید است.

روایت گر رمان «ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹»، فردی با تجربیات دست اول از نظام حکومتی موجود کشور است که نسبت به پیچیدگی های اجرایی و قانونی این نظام، اشراف کامل دارد. با توجه به حساسیت موضوع رمان، راوی این حکایت ترجیح می دهد که آن را با نام مستعار منتشر کند، هرچند خوانندگان، می توانند که از طریق ایمیل زیر با او در ارتباط باشند:

[email protected]

رمان «ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹»، از این پس به صورت پاورقی در سایت ایران وایر منتشر خواهد شد. هر شماره از این پاورقی، درواقع یک روز از دفترچه خاطرات رئیس دفتر رئیس دولت سکولار ایران در سال ۱۴۲۹ خورشیدی است. پاورقی، در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه هر هفته منتشر می شود و انتشار آن، به مدت یک سال ادامه می یابد.

امیدواریم با انتشار این رمان، شهروندان و نخبگان ایران با گرایش های گوناگون را، در مورد آینده کشور و چالش های پیش روی آن، به فکر وا دارد.

--------------------------------

بخشی از رمان «ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹»
[موضوع: سمیناری با عنوان "ریشه های فروپاشی جمهوری اسلامی"]

... سخنران بعد، احسان سرابی رئیس کارگروه امنیت پایدار در شورای امنیت ملی (سابق) است. اولین سندی سندی که به نمایش میگذارد، در واقع تحلیلی است که در بهمن ماه ۱۴۲۵، از سوی کار گروه امنیت پایدار در اختیار شورا قرار گرفته و ظاهرا جدی گرفته نشده است. این گزارش، به انتقاد از اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی اختصاص دارد که مطابق آن، اگر مجلس خبرگان نتواند به سرعت در مورد جایگزین رهبر به جمع بندی برسد، تا زمانی که تصمیم آن نهایی شود، شورایی متشکل از رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان به طور موقت اداره کشور را به عهده می گیرد. گزارش، این اصل را دارای "ایراد امنیتی" می داند چون در آن، سقف زمانی مشخصی برای مسئولیت شورایی که تا زمان جمع بندی خبرگان کشور را ارائه می کند ذکر نشده است.
گزارش دوم، در خرداد ۱۴۲۸، دو ماه بعد از درگذشت ناگهانی رهبر جمهوری اسلامی، تهیه شده و یادآوری می کند که بعد از درگذشت شخص اول نظام جمهوری اسلامی، اختلافات اعضای مجلس خبرگان به حدی اوج گرفته که این مجلس، از تعیین به موقع جانشین رهبر ناتوان مانده و در عمل، اداره کشور به عهده شورایی سه نفره افتاده که اعضای آن، به شدت با یکدیگر اختلاف موضع داشتهاند. گزارش می افزاید که در شرایط جدید، مانند سابق یک "ولی فقیه" وجود نداشته که نظرش حکم الهی تلقی شود، بلکه سه سیاستمدار جایگاه رهبری را بین خود تقسیم کرده اند که دیدگاه های متفاوتی داشته اند و طبیعتاً، پرسنل سپاه دیدگاه هیچ کدام را "حکم ولی فقیه" نمی دانسته اند. جمع بندی ارائه شده به شورای عالی امنیت ملی، تصریح دارد که خلاء رهبری در ۱۴۲۸ باعث شده تا یک مرجع مشخص برای هدایت سپاه در آن شرایط حساس وجود نداشته باشد و خود فرماندهان سپاه هم، که اختلافات سیاسیشان بعد از مرگ رهبری اوج گرفته بود، نتواند بر سر اقدام واحدی چون کودتا به همکاری بپردازند...

--------------

بخشی از رمان «ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹»
[موضوع: گفتگوی رئیس دفتر رئیس جمهور با یک مرد در محل یک رستوران]

... سر میز بغل دستی مان مردی میان سال به همراه خانواده اش نشسته است که من را می شناسد و احوالپرسی می کند. اجازه می خواهد که شراب مهمانمان کند. می گویم: "متشکرم، من مشروب نمی خورم."  متعجب می پرسد: "به خاطر سلامتی یا به دلیل مذهبی؟" اما فوری از سوالش پشیمان می شود و می گوید: "عذر می خواهم، نباید میپرسیدم."
بعد از صرف غذا، وقتی از سر میز بلند می شویم همان آقا خداحافظی می کند. این بار، کمی مست است و بدون رودربایستیتر حرف میزند. می گوید: "آقا نکند وقتی میختان را کوبیدید مثل آخوندها زندگی را به ماها حرام کنید." (به گیلاسش اشاره می کند) خنده یخی می کنم و رد می شوم.
سامان پسرم می پرسد: "میختان را کوبیدید یعنی چی؟" فارسیش خوب است، اما هنوز نه آن قدر که این جور اصطلاحات را بفهمد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}