کتاب خاطرات «جان کری»، وزیر امور خارجه پیشین امریکا در دولت باراک اوباما با عنوان «هر روز یک زمان اضافه است»، منتشر شد. این کتاب بخش هایی جالب هم برای ایرانیان دارد. از این کتاب، یک فصل کامل با عنوان «جلوگیری از یک جنگ»، به ایران و مذاکرات اتمی منجر به توافق هسته ای «برجام» اختصاص داده شده است.
بخش مربوط به ایران، از اولین دیدار تاریخی وزرای خارجه ایران و امریکا پس از چهار دهه آغاز می شود که در اتاقی کوچک، مجاور سالن شورای امنیت سازمان ملل متحد در چهارم مهر 1392( سپتامبر2013) انجام شد:«محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران از یک در کوچک وارد اتاق بسیار کوچک بی پنجره ای شد که در آن فقط یک میز و دو صندلی وجود داشت. بر اساس برنامه ریزی، من از در دیگری وارد شده بودم و آن جا منتظر بودم.»

کری از همتای ایرانی خود با نام کوچک او یاد می کند و می گوید اولین صحبت های شخصی او با «جواد»، درباره زندگی، کار و خانواده بوده است. کری از تسلط ظریف بر زبان و ضرب المثل های انگلیسی و هوش او تمجید کرده و نوشته است:«سخن‏ گوی فصیح و متعهد برای نظام ایران بود که اختلافات بنیادی با آن داشتیم.»

 

دیداری که به 4 دهه دوری پایان داد

دو طرف در این دیدار توافق کردند که یک خط تماس مستقیم بین هم برقرار کنند: «از همان اول توافق داشتیم که رابطه ما اهمیت حیاتی در موفقیت نهایی خواهد داشت.»

توافق مهم دیگری که در اولین لحظات دیدار دو وزیر خارجه پس از نزدیک به 40 سال انجام شد، این بود که از حل و فصل اختلافات به صورت علنی و از طریق رسانه ها خودداری شود و مسایل تا رفع اختلافات، محرمانه باقی بمانند: «در عوض می توانیم مسایل را بین خودمان خصوصی حل کنیم.»

وزیر خارجه وقت امریکا می گوید به همتای ایرانی خود گفته است که دولت اوباما برای یک توافق جدی آمادگی دارد اما برای رسیدن به آن چندان عجله ای ندارد: «توافق نکردن بهتر از یک توافق بد است.»

کری در این دیدار از اهمیت نظارت قوی تر «آژانس بین المللی انرژی اتمی» بر فعالیت های ایران گفته است و ظریف هم از فتوای علی خامنه ای درباره ممنوعیت شرعی استفاده از سلاح اتمی: «هر دوی ما متوجه شدیم که خطوط قرمز مشخصی وجود دارد ولی هردو بر یافتن راه حلی برای رسیدن به توافق، جدی بودیم.»

کری در کتاب خود می نویسد این دیدارش با ظریف، یک ساعت طول کشیده است. چند هفته پیش از این دیدار، «وندی شرمن»، معاون وقت وزارت خارجه امریکا با سفر به بروکسل، اتحادیه اروپا را از تماس های چندین ماهه غیرعلنی ایران و امریکا مطلع کرده و به آن ها از آمادگی برای ادامه مذاکرات اتمی به صورت علنی و چندجانبه خبر داده بود. «حسن روحانی» رییس جمهوری جدید ایران هم از این گفت و گوهای چندماهه محرمانه تازه مطلع شده بود.

پس از دیدار دو نفره ظریف و کری در اتاق مجاور شورای امنیت، جلسه وزرای خارجه گروه 1+5، یعنی پنج کشور عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان و با ریاست مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تشکیل شد. کری می نویسد: «40 سال دوری دو کشور با دیدار ما از بین رفته بود.»

 

توصیه های سلطان قابوس به کری

زمینه ساز و میانجی گر دیدار وزرای خارجه ایران و امریکا در تمام این سال ها، «سلطان قابوس»، پادشاه عمان بود.

 

کری می نویسد که پس از علاقه‏مندی ایران به شروع مذاکرات غیرعلنی در عمان، او که هنوز سناتور و رییس کمیته سیاست خارجی مجلس سنای امریکا بود، برای اولین بار در 11 دسامبر 2011 به دیدار سلطان قابوس به مسقط، پایتخت عمان رفت.

 کتاب، لحنی تمجیدگونه از سطان قابوس دارد که پول نفت عمان را خرج توسعه کشورش کرده و آن را از زمینی خاکی به کشوری متمدن بدل ساخته است.

ملاقات در یکی از کاخ های سلطان قابوس انجام شد و کری می نویسد چشم انداز آن، آبی خلیج فارس بود: «سلطان از اهمیت احترام در مذاکره با ایرانی ها گفت و مرتبا یادآور می شد که گفت و گوهای محترمانه با دولتی که ما اختلافات جدی با آن داشتیم، تنها راهی است که مسیر مذاکره و رفع اختلاف را باز نگه می دارد.»

کری اضافه می کند: «من و جواد در طول مذاکرت، سخت تلاش کردیم از حرمتی که بین خود‏مان به وجود آورده بودیم، حفاظت کنیم.»

به نوشته کری، سلطان قابوس هم از بالاگرفتن تنش بر سر برنامه اتمی ایران نگران بود و درباره خطر تسلیحات احتمالی هسته ای ایران ملاحظات جدی داشت اما به شکل گیری توافق خوش‏بین بود.

سلطان قابوس در دیدار با جان کری، از «علی اکبر صالحی»، وزیر خارجه وقت ایران به عنوان یکی ازمهم ترین مدافعان امتحان کردن «دیپلماسی» در برابر امریکا یاد کرده و گفته است آیت الله علی خامنه ای به او اعتماد دارد.

 

در بازگشت از مسقط به واشنگتن، کری برنامه ریزی برای گروه محرمانه مذاکره با ایران را شروع می کند؛ باراک اوباما خط دهنده اصلی، «هیلاری کلینتون» حامی ستادی و معرف دیپلمات های مورد اعتماد برای این گفت و گوها و «سالم اسماعیلی»، مشاور سلطان قابوس، رابط اصلی با ایران برای تنظیم تاریخ دیدارهای محرمانه و دستور کار مذاکرات.

هدف اصلی ایران از شروع مذاکره با امریکا، رفع تحریم‌های اتمی و کوتاه آمدن ایالات متحده از مخالفت با غنی سازی اورانیوم در ایران بود. جان کری می گوید این موضوع از زمان دولت جورج بوش بین دو کشور وجود داشت و خود بوش هم به عنوان رییس جمهوری وقت، در محافل خصوصی با ادامه غنی سازی در ایران موافق بود. اما در یافتن فرمولی که جلوی برنامه احتمالی تسلیحات اتمی ایران را هم‎زمان با ادامه غنی سازی اورانیوم بگیرد، ناکام مانده بود.

باراک اوباما، رییس جمهوری پیشین امریکا از طریق سلطان قابوس نامه ای به علی خامنه ای، رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران فرستاد که در آن آمده بود کشورش با ادامه غنی سازی اورانیوم و رفع تحریم های اتمی در برابر اقداماتی که نشان دهنده مسدود شدن راه ساخت تسلیحات احتمالی اتمی است، موافق است.

این نامه، کار گفت و گوهای ایران و امریکا را وارد مرحله ای کاملا جدی و متفاوت از نزدیک به 40 سال قبل از آن کرد.

 

هتل کوبورگ و آن چه شب آخر میان ظریف و کری گذشت

 

جان کری در کتاب خود، مذاکرات اتمی منجر به توافق برجام و گفت و گوهای مفصلی که «توافق آب و هوایی پاریس» حاصل آن بود را برجسته ترین کار خود در دوره چهار ساله وزارت خارجه می داند. از 45 عکسی که در کتاب از زندگی خود آورده، دو عکس مربوط به همین دو موضوع و توافق است که دونالد ترامپ، امریکا را از هردو آن ها خارج کرده است.

 یکی از عکس‌ها، زمان امضای توافق نامه پاریس در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گرفته شده است که «ایزابل»، نوه اش را با خود برده و توافق را در حالی که او را بغل کرده، از طرف ایالات متحده امضا می کند. عکس دیگر مربوط به مذاکره با گروه ایرانی در هتل «کوبورگ» وین است؛ جایی که توافق نهایی اتمی پس از 22 ماه مذاکره در شهرهای متخلف دنیا، در آن جا به دست آمد.

کری روایت جالبی از آخرین ساعات منجر به توافق برجام در این هتل دارد که 17 شبانه روز طول کشیده بود: «هر روز ما به رسیدن به یک توافق نزدیک تر می شدیم اما ظریف هنوز نمی توانست شخصا آن را تایید کند و بگوید بله. در عصر روز سیزدهم جولای، ظریف، [سرگئی] "لاوروف" [وزیر خارجه روسیه] و "فدریکا موگرینی" مسوول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به سوییت محل اقامتم در هتل کوبورگ دعوت کردم... من آن جا نشسته بودم با چهارپایه ای که زیر پای گچ گرفته ام قرار داشت و همگی به حرف های ظریف گوش می دادیم که درباره این که چرا این توافق به اندازه کافی برای ایران خوب نیست، توضیح می داد. نزدیک نیمه شب لاوروف که آماده ترک وین به مقصد ازبکستان بود، صحبت های او را قطع کرد و گفت جواد انگار تو اختیار امضای توافق را نداری، نه؟ اگر این طور است، لطفا به ما بگو. داری وقت ما را تلف می کنی.»

کری در ادامه نوشته است که ظریف به لاوروف اخم کرد و عصابی از روی مبل بلند شد و به سمت در رفت که در اعتراض به حرف او، اتاق را ترک کند.

در وضعیتی که تصور آن هم تا چند ماه پیش غیرممکن به نظر می رسید، واسطه بین وزرای خارجه روسیه و ایران، این بار وزیر خارجه امریکا بود. کری تلاش داشت تا تنش فزاینده ای که در روزهای منتهی به توافق بالاگرفته بود را کمی آرام کند. او در بیان وضعیتی که در اتاق به وجود آمده بود، در کتابش نوشته است:«به سرعتی که برایم امکان پذیر بود، از روی مبل پایین پریدم تا مانع رفتن ظریف شوم. گفتم می دانم منظور سرگئی توهین به تو نبود... ما فکر نمی کنیم چیز دیگری وجود داشته باشد که برای توافق بتوانیم انجام بدهیم. این متن توافق است. می توانی قبولش کنی یا نه؟ بعد از چند لحظه، او گفت که خودش را آماده اعلام قبول توافق می کند اما یک چیز تازه دیگری هم لازم داشت.»

ظریف می خواست نام تعداد بیش تری از ایرانی هایی که در فهرست تحریم های امریکا قرار داشتند، خارج شود. کری می گوید مسوول امور مربوط به تحریم های ایران در وزارت خزانه داری امریکا برای همین موضوع همراه هیات امریکایی بود: «وزارت خزانه داری امریکا قبلا آمادگی خارج کردن افراد بیش تری از ایرانی های باقی مانده در فهرست تحریم های ایالات متحده را داشت. ما این را برای همین لحظه نگه داشته بودیم. زمان بازی با کارتی که ایالات متحده در جیبش نگه داشته بود، رسیده بود.»

گفت و گفت میان هیات امریکایی در اتاق دیگری از سوییت آن ها در جریان می یابد. کری می گوید پس از صحبت در این باره، به اتاقی بازگشت که لاوروف و ظریف آن جا منتظر نشسته بودند:«به جواد گفتم ما قصد داشتیم یک قدم دیگر برای پایان دادن به ماجرا برداریم و فهرستی از افراد بیش تری را که آمادگی داشتیم از فهرست تحریم ها خارج کنیم، به او دادم. حالا توافق را قبول می کنی؟ برای یک لحظه انگار که به صورت ابدی باشد، مکث کرد و گفت توافق کردیم.»

کری می نویسد:«توافق نیمه شب بود و ما زمان و انرژی کافی برای جشن گرفتن نداشتیم. بعد از دست دادن، به اتاق خودم برگشتم تا به رییس جمهور اوباما نهایی شدن توافق را خبر بدهم. از من تشکر کرد و من هم از او تشکر کردم و به او گفتم... ما به توافقی که می خواستیم، رسیدیم؛ حالا باید حفظش کنیم.»

 

 

حاشیه های فراوان پرداخت 7/1 میلیارد دلاری به ایران

از نکات جالب توجه کتاب کری، ماجرای پرداخت یک میلیارد و 700 میلیون دلار پول نقد به ایران، هم‏زمان با اجرای توافق هسته ای در زمستان سال 1395 است.

کری می نویسد ایران در زمان محمدرضا شاه خریدهای نظامی متنوعی از امریکا کرده بود:«]پس از انقلاب 1357[ وقتی آیت الله خمینی قدرت را به دست گرفت و کارکنان سفارت ما را به گروگان گرفتند، بدیهی بود که این تسلیحات در اختیار ایران قرار نخواهند گرفت.»

پول خریدهای نظامی ایران در آن زمان از سوی وزارت خزانه داری امریکا در حسابی قرار گرفت و دسترسی ایران به آن مسدود شد.

کری می نویسد: «ایران از سال های گذشته خواستار برگشت این پول و سود بانکی آن بود. ایران از این موضوع به دادگاهی در لاهه شکایت کرد و خواستار دریافت 10 میلیارد دلار سود آن پول و هم چنین اصل مبلغ شد. آن ها شکایت حقوقی قوی مطرح کردند و شنیده می شد که دادگاه به نفع آن ها رای خواهد داد... دولت اوباما سرانجام توافق کرد که موضوع خارج از دادگاه حل و فصل شود و این کار را با پرداخت یک پنجم از مبلغی که ایران درخواست داشت، انجام داد. یک میلیارد و 700 میلیون دلار هنوز هم پول زیادی است اما بسیار بهتر از پرداخت 10 میلیارد دلار است.»

به نوشته کری، باراک اوباما این موضوع را در جلسه ای با اعضای مرتبط دولت هم مطرح کرد که بگوید که پرداخت این مبلغ به ایران بهتر از 10 میلیارد است و به نفع مالیات دهندگان امریکایی است. کابینه هم با آن موافقت کرد.

اما برای پرداخت این پول به ایران، موانع مختلفی وجود داشت؛ اول از همه این که به دلیل بی اعتمادی شدیدی که میان ایران و امریکا وجود داشت، قرار شد پرداخت این پول هم‏زمان با مبادله زندانیان ایرانی و امریکا انجام شود. اما به دلیل تحریم های اولیه امریکا که مبادله دلاری با ایران را ممنوع کرده بود، قرار شد پرداخت پول به صورت نقدی انجام شود.

زندانیان ایرانی-امریکایی که نظام جمهوری اسلامی توافق کرده بود در برابر آزادی زندانیان ایرانی-امریکایی در ایالات متحده آزاد کند، منتظر رسیدن این پول به ایران، هم‏زمان با روز اجرای توافق اتمی بودند. این همان پول و مبادله ای است که دونالد ترامپ می گوید «باج» دادن باراک اوباما به گروگان گیری حکومت ایران بود.

یک هواپیمای نظامی سوییس مامور رساندن یک میلیارد و 700 میلیون دلار پول نقد به ایران و سپس خارج کردن زندانیان ایرانی- امریکایی از خاک ایران، از جمله «جیسون رضاییان»، خبرنگار «واشنگتن پست» به همراه همسرش شد که قبلا از زندان آزاد شده اما ممنوع الخروج بود. در لحظات نزدیک به پرواز هواپیمای نظامی سوییس به سوی فرودگاه «مهرآباد» در تهران، معلوم شد عبور آن از حریم هوایی کشورها به مقصد ایران هم مشمول تحریم های اولیه امریکا است. کری نوشته است که به محض اطلاع از مشکل، از سفرای امریکا در کشورهایی که این هواپیما از آسمان آن ها عبور می کرد، خواست تا مشکل مجوز موردی عبور آن را حل کنند.

هواپیمای حامل پول های نقد به تهران رسید و زندانیان سوار بر هواپیما،  آماده پرواز بودند. ظریف و موگرینی برای قرائت بیانیه آغاز اجرای برجام، عازم مقر سازمان ملل در وین شدند اما کری می گوید در لحظات آخراز تهران خبر رسید که ماموران ایرانی اجازه همراهی همسر جیسون رضاییان و خروج او از ایران را نمی دهند.

 

کری نوشته است که با تلفن ظریف تماس گرفته اما خیلی دیر شده بود زیرا آن ها برنامه قرائت بیانیه آغاز اجرای توافق و پایان تحریم های اتمی را شروع کرده بودند.

توافق وارد مرحله اجرا شده بود اما زندانیان هنوز روی باند فرودگاه مهرآباد تهران معطل بودند. کری می نویسد به محض پایان مراسم، موضوع را به ظریف گفته است: «چهره اش در هم رفت. او متوجه بود که موضوع چه قدر جدی است.»

هواپیمای کری و هیات امریکایی هم روی باند فرودگاه وین آماده پرواز به سوی ایالات متحده بود و آن ها مرکز شهر را ترک کرده بودند: «مجددا با ظریف تماس گرفتم و تاکید کردم که همسر جیسون باید خارج می شد. او به من تضمین داد که موضوع حل شده است.»

جان کری می نویسد: «ماموران وسط نیمه شب عازم خانه رییس دادگاه شده و امضای حکمی که خروج "یگانه"، همسر جیسون رضاییان را ممکن می کرد، گرفته بودند.»

***

کتاب جان کری در مجموع، حسی از یک لحن حماسی دارد و تداعی صدای یک سیاست‏مدار مسوولیت پذیراست که به قضاوت تاریخ نگاه ویژه ای دارد. کتاب را به هفت نوه اش، والدین آن‏ها و همسرش تقدیم کرده و یادآور شده است که در زمان حضور در جنگ ویتنام، با خودش عهد کرده بود در بازگشت به امریکا، هر کاری از دستش برمی آید برای جلوگیری از جنگ و خون‏ریزی انجام دهد؛ موضوعی که به گفته «وندی شرمن»، معاون او در زمان مذاکرات اتمی، در روز اعلام توافق برجام هم در اتاقی که همه وزرای امریکا حضور داشتند، برای همه مذاکره کنندگان تعریف کرد و باعث شد قطرات اشک برگونه ها جاری شود.»

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}