آقای «میم» دو چاقوی «هلالی» دارد که خودش آن ها را با قاشق، سمباده و ناخن گیر ساخته اما چاقوهای «فرویی» را در معاملات داخل زندان با قیمت گزاف خریده است. او معتقد است چاقوهای فرویی او در داخل زندان مانند و نمونه ندارند. به گفته وی، چاقوهای هلالی برای خط انداختن و ترساندن طرف مقابل به کار می روند. این چاقوها با دست های زندانی ها و توسط سمباده، قاشق و وسایل ابتدایی صیقل داده می شوند. اما زندانی ها چاقوهای فرویی را زمانی می خرند که عزم جدی برای مرگ کسی وجود داشته باشد. این قبیل چاقوها نوک های تیز و فرو رونده ای دارند و به سرعت منجر به مرگ می شوند. چاقوهای فرویی را از بیرون وارد زندان می‌کنند. 

این زندانی مشهور و سابقه دار حدود ۱۸ سال در بند زندان «رجایی شهر» ساکن بوده است. در پرونده آقای میم یک اتهام قتل هم وجود دارد؛ قتلی که بعد از حبس طولانی مدتش با استفاده از چاقوی دست ساز در زندان مرتکب شده است. می گوید قبل از زندانی شدنش، اهل کتاب و مطالعه بوده و همان اوایل که زندانی شده، تمام کتاب های کتاب خانه زندان را از بر کرده اما چیزی نگذشته که فهمیده است مشی زندگی در زندان با بیرون از این چهار دیواری تفاوت اساسی دارد.

آقای میم تنها قاتلی نیست که با چاقو در زندان مرتکب قتل شده است؛ قتل «وحید مرادی»، از گنده لات های تهران در مقابل چشم بقیه زندانی ها در راهروهای زندان رجایی شهر یک اتفاق سوال برانگیز بود. قاتلانش جلوی دوربین با قمه های دست ساز و ترسناک رجز می خواندند و این قتل جدا از آن که قاتل که بود یا از مقتول چه انگیزه ای داشت، توجه افکار عمومی را به فراوانی چاقو و تجارت این سلاح سرد در زندان جلب کرد.

وحید مرادی به گنده لات تهران یا «عقاب ایران» شهرت داشت و مرگش در مقابل دوربین های مداربسته زندان با چاقوی فرویی این سوال را مطرح کرد که چه طور ممکن است در زندانی که مقررات امنیتی و شرایط ورود و خروج دشوار دارد، قمه های مخصوص قصابی با شیارهای لایه به لایه دست به دست بگردند و همه این اتفاقات خارج از دید و نگاه زندان بان رخ دهد؟

«چاقو این جا دین است، ایمان است، مشی و روش است، راه آسودگی است، راه گریز از ترس و ناامنی است. برای شما که بیرون هستید و سابقه زندان ندارید، درک این موضوع که چاقو جان و جهان زندانی است، یک مفهوم احمقانه بزرگ نمایی شده است.» 

«شمیران.ر»، از اعضای سابق باند وحید مرادی که او هم  به اتهام قتل در بند یک زندان رجایی شهر ساکن است، می گوید خودش شخصا چند قمه دارد که در هیچ مغازه کلکسیون چاقو مانند آن ها پیدا نخواهد شد.

او تمامی چاقوها و قمه های کلکسیون منحصر به فردش را توسط زندان بان ها خریداری کرده است: «ماجرا بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که شما بیرون از زندان قادر به درکش باشید. هر کالا در زندان صدها برابر ارزش واقعی خود قیمت دارد. چاقو نیاز زندانی نیست بلکه امنیت او است. زندان بان در یک چرخه عجیب، آن را توزیع و بعد توقیف و ضبط و سپس دوباره توزیع می کند. با این چرخه تمام نشدنی، میلیون ها میلیون سود به جیب می زند.»

می گوید: «آن ها در فیلم ها و تبلیغات خود می گویند این قمه ها ساخته دست زندانی ها است. اولا که من و بقیه زندانیان با سابقه به این حرف ها می خندیم. دوما شما از خودتان بپرسید آیا این قمه های مدرن و خوش ساخت را ما زندانی ها بدون هیچ وسیله صیقل دهی و امکانات امروزی، با قاشق و ناخن گیر و وسایل ابتدایی ساخته ایم؟»

او توضیح می دهد که قاتلان وحید مرادی بعدها اعتراف کردند که در یک مراسم آیینی دسته جمعی، نه با چاقوی دست ساز بلکه با یک قمه وارداتی او را که در حلقه بین شان گرفتار شده بود، به قتل رسانده اند.

شمیران هم مرتکب دو قتل شده است. زورگیری و دزدی ۱۷ ماشین مدل بالا بخش ناچیزی از پرونده او به شمار می رود. اما وقتی صحبت از وحید مرادی به میان می آید، مثل یک کودک بی پناه شروع به گریه کردن می کند.

وحید مرادی نماینده یک ژآنر و طبقه خاص بود که طرف دارانی در حد جان سپاری داشت و با بهره گرفتن از دنیای دیجیتال و اینستاگرام، خودش را بیش از بقیه هم پالکی هایش مطرح کرده بود. شمیران  توضیح می دهد که نوچه های وحید مرادی حدود ۵۰ نفر بودند: «اگر بخواهم راستش را بگویم، همه ما مسلح به سلاح سرد بودیم. ما هم بخشی از دنیای عرضه و تقاضای چاقو هستیم. تجارت چاقو در دنیای زیرزمینی زندان نان و آب خیلی ها را تامین می کند.»

آقای میم هم با شمیران هم‌عقیده است. به گفته او، زندانیان برای چاقو هزینه می کنند و گاهی دعواهای صوری راه می اندازند. می گوید:«معاملات خرد و کلان انجام و چاقوها دست به دست می شوند. گاهی مامورها تامین کننده چاقو هستند. اما همان مامورها برای رونق تجارتشان چندی بعد خریداران خودشان را تفتیش و ضمن بازرسی، چاقوهای آن ها را مصادره و بازار جدید ایجاد می کنند.»

اما همه چاقوهای داخل زندان آن طور که آقای میم می گوید، وارداتی نیستند. او قبل از آن که صدای ضبط شده ماشین زندان بگوید «تماس گیرنده زندانی می باشد»، زمزمه می کند: «چاقو این جا دین است، ایمان است، مشی و روش است، راه آسودگی است، راه گریز از ترس و ناامنی است. برای شما که بیرون هستید و سابقه زندان ندارید، درک این موضوع که چاقو جان و جهان زندانی است، یک مفهوم احمقانه بزرگ نمایی شده است.» 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}