مرضیه رضوانی، شهروند خبرنگار، کابل 

«عتیق جعفری» شهروند افغانستانی ۱۵ ساله است. او یکبار قاچاقی از راه پاکستان به ایران رفته ، اما پس از تحمل سختی‌های زیاد، از سوی مرزبانان ایرانی رد مرز شده است.

«محمود» پدر عتیق در ترکیه کارگری می‌کند و با قاچاق‌بر انسان تماس گرفته است و از او خواسته تا پسرش را از طریق ایران به ترکیه ببرد. عتیق می‌گوید: ««پدر من از ترکیه برای ما زنگ زد و گفت که یک قاچاق‌بر از ولایت نیمروز برای تو زنگ می‌زنه و تو هم از طریق موتر ۳۰۲/اتوبوس از بلخ به کابل و از آن جا به نیمروز برو.»

عتیق ساکن ولایت بلخ در شمال افغانستان است و این نخستین سفر طولانی است که او تنها و بدون خانواده راهی می‌شود. سه شبانه روز طول می‌کشد تا عتیق خودش را به نیمروز برساند.

او می‌گوید: «داخل راه در ولایت غزنی نیروهای امنیتی با طالبان جنگ می‌کردند و من چندین ساعت جنگ را از نزدیک می‌دیدم و خیلی ترسیده بودم. خوشبختانه جنگ خلاص شد و من به سفر خود ادامه دادم.»

هنگامی که عتیق به شهر «زرنج» مرکز استان نیمروز می‌رسد.  قاچاق‌بری که پدرش گفته بود، منتظرش بوده او را به حومه‌های شهر منتقل می‌کند.

در یکی از خانه‌های مسکونی در چند کیلومتری شهر «زرنج»، عتیق چند تن دیگر از شهروندان افغانستانی را می‌بیند که قصد دارند مانند او قاچاقی وارد خاک ایران شوند.

قاچاقبران انسان، این شهروندان افغانستان را به شهرستان/ ولسوالی «چهار برجک» استان نیمروز منتقل می‌کند. این شهرستان با کشور «پاکستان» مرز مشترک دارد. اغلب قاچاقبران از طریق پاکستان، افغانستانی ها را به ایران می‌رسانند.

عتیق می‌گوید: «۲۵ نفر بودیم که ما را به یک موتر [تویوتا] سوار کردند. این موتر خیلی با سرعت در حرکت بود، به خاطری که پولیس افغانستان مانع رفتن‌شان به پاکستان نشود. نشستن داخل این موتر خیلی ما را اذیت کرد. خوب شد که با سرعت زیاد این موتر، کسی از موتر نیفتاد. به داخل موتر قصه می‌کردند، اگر کسی از بادی موتر بیفتد و زخمی شود، قاچاقبران او را در دشت تنها می‌گذارند و با خود نمی‌برند. »

او می‌گوید که سفرش با موتر از نیمروز تا کشور پاکستان، شش ساعت و تا مرز «راجا» پاکستان ۲۰ ساعت طول کشیده است: «پیاده روی خیلی سخت بود. خاک باد بود در کشور پاکستان و خیلی گرسنگی هم کشیدم. ما نان کافی با خود نیاورده بودیم و قاچاقبر هم تنها کمی نان خشک با آب به ما ‌داد و گفت که باید تا رسیدن به ایران گذاره کنیم..»

آن‌ها بالاخره از مرز پاکستان به ایران می‌رسند اما رویارویی با سربازان ایرانی رویای عتیق  برای رسیدن به ترکیه را نقش بر آب می‌شود.: « وارد کشور ایران شدیم که ناگهان با سربازان ایرانی روبرو شدیم. اول خیلی ترسیدم. من با چند کودک دیگر لت و کوب نکردند و دل شان برای ما سوخت، به خاطری که خیلی ما ترسیده بودیم و گریه می‌کردیم. اما دیگرها را لت و کوب کردند و فحش هم دادند. تنها سربازان ایرانی از من پرسیدند که چرا به ایران آمدی؟ من هم گفتم که به خاطر رفتن به ترکیه و پیدا کردن مصارف زندگی خانواده خود مجبور شدم که قاچاقی ایران بیایم.»

به گفته عتیق قاچاقبر سوار بر اسب بوده و به همین خاطر بازداشت نشده و توانسته فرار کند.

مرزبانان ایرانی آن‌ها را به یکی از اردوگاه‌های این کشور منتقل می‌کنند، تا پس از انگشت نگاری از طریق مرز «دوغارون» به استان «هرات» در غرب افغانستان رد مرز کنند.

او می‌گوید: « سه شب آن جا بودیم. در این اردوگاه هم به خاطر این که کودک بودیم، مورد آزار و اذیت پلیس ایران قرار نگرفتیم. برای ما گفتند که دوباره به گونه‌ی قاچاقی وارد کشورما نشوید و این کار خیلی خطرناک است.»

هر چند که این کودک افغانستان نتوانسته است به کشور ترکیه برسد، اما ۸۰۰ دلار آمریکا به قاچاقبر پرداخت کرده بوده که بعد از ردمرز شدن هم نتوانسته آن را پس بگیرد.

بیش‌تر قاچاق انسان از طریق استان نیمروز در جنوب غرب افغانستان به کشور ایران صورت می‌گیرد.

«ولی محمد صریح»، سخنگوی پلیس نیمروز به «ایران وایر» می‌گوید که در جریان سه ماه گذشته از قاچاق بیش از یک هزار تن از شهروندان  این کشور به به ایران جلوگیری کرده‌اند.

او می‌افزاید که به تناسب سال‌های گذشته روند قاچاق انسان به کشور ایران کاهش یافته است و پلیس استان نیمروز در راستای مبارزه با قاچاق‌بران انسان کار می‌کند.

به گفته او در گذشته قاچاقبران انسان هتل و خوابگاه‌های مخصوص در نیمروز داشتند، اما حالا این خوابگاه‌ها تعطیل شده است.

مقام‌های محلی در استان نیمروز، تشکیلات و امکانات پلیس در راستای مبارزه با قاچاقبران انسان در این استان کافی نمی‌دانند و از حکومت مرکزی «افغانستان» می‌خواهند که نیرو و امکانات بیشتری در اختیار شان قراردهد تا مانع، قاچاق انسان به پاکستان شوند.

کاهش ارزش تومان در برابر ارزهای خارجی پس از وضع تحریم‌های آمریکا علیه ایران، نتوانسته است که مانع ورود افغانستانی‌ها به کشور ایران شود.

هم اکنون هزار تومان ایران هفت افغانی ارزش دارد و نسبت به سه سال گذشته بیش از نیمی از ارزش اش را از دست داده است، اما کمبود شغل در افغانستان باعث شده، افغانستانی‌ها بازهم از رفتن به ایران استقبال می‌کنند و بازار قاچاق انسان هم چنان گرم است.

***

شما هم می‌توانید خاطرات، مشاهدات و تجربیات خود از قاچاق انسان، پناهندگی و مهاجرت به اشتراک بگذارید. اگر از مسئولان دولتی یا افراد حقیقی و حقوقی که حق شما را ضایع کرده‌اند و یا مرتکب خلاف شده‌اند شکایت دارید، لطفاً شکایت‌های خود را با بخش حقوقی ایران وایر با این ایمیل به اشتراک بگذارید: [email protected]

مطالب مرتبط:

جنازه های دختر، داماد و نوه‌هایم در آب های ترکیه پیدا شدند

روایت یک کودک ۱۱ ساله افغانستانی از قاچاق کودکان به ایران

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ سیم خاردار، قایق بادی و صندوق عقب

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ آن طرف سیم‌های خاردار

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ مهاجرت نیمه‌تمام

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ از کار قاچاقی تا مهاجرت قاچاقی

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ ۳ سال قاچاق انسان برای پرداخت بدهی

قاچاق انسان در کردستان ایران؛ هورا، زنی که قاچاقچی آدم بود

سفرنیمه تمام؛ روایت نوجوان افغانستانی از ردمرز در ایران

گفت و گو با عباس، کودکی که شش بار قاچاقی سفر کرده

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}