اول:

«من این‎ور قایق نشستم که سوراخه. من غرق شدم. بچه‌هایم هم غرق شدند. شما هم امسال نه، سال دیگر غرق می‌شوید.» 
این صدای «ایران زمانی» است؛ زنی که حرف‌هایش در تجمع دی ماه ۱۳۹۶ در  شهر بندرعباس بسیاری را تحت تاثیر قرار داد.  او از رنج تن‌فروشی برای زنان می‌گفت و فقر که عاجزش کرده بود. 

ایران زمانی همان‌قدر که در ویدیو نشان می‌دهد، ساده و بی‌غش است. مادر شش فرزند که به گفته خودش، در ۱۲ سالگی ناچار شده درس و مدرسه را رها کند و در ازای اندکی پول، برای بهبود وضعیت معیشتی خانواده، به همسری مردی درآید که سه سال از پدرش بزرگ‏تر بوده است.
او در پاسخ به سوال «ایران‎وایر» در خصوص ویدیویی که در جریان اعتراضات از وی منتشر شد و فریادهای از سر رنجش می‌گوید: «ما آدم‌ها از بچگی مثل گیره لباس می‌مانیم. این گیره یک فنر و ظرفیتی دارد. اگر لباس بیش‌تر از ظرفیت را بخواهیم نگه دارد، فنر می‌پرد. من از نسل انقلابم. نسل من خیلی صبور بوده، خیلی مقاومت کرده در برابر فشارها اما الان دیگر فنر پرانده است. از تحمل و ظرفیت‎مان خارج شده وضعیت.»

ایران زمانی می‌گوید وقتی تجمع تمام شده، پیش از آن‌که به خانه‌اش برسد، توسط نیروهای لباس شخصی به اداره اطلاعات شهر «بندرعباس» منتقل شده و مدت ۲۰ روز هم بازداشت بوده است. اما در نهایت چون سرپرست خانوار است و فرزندانش تنها مانده بودند، از او تعهدی گرفته‌ و رهایش کرده‌اند.

ایران از رنج‌ روزهایی که در ۵۰ سال گذشته بر او رفته است، حرف می‌زند؛ از آرزوهایش که در کودکی و ازدواج زودهنگامش نقش بر آب شدند: «من در همان روزها زنده‌ به گور شدم. حالا هم که از ایران فقط نامش مانده است و ما با این اعتراض‌ها فقط داریم تلاش می‌کنیم ایران باقی بماند.»

زنانی مثل ایران در سال‌های اخیر کم نبوده‎اند. آن‌ها عضو هیچ گروه ، دسته و حزبی نیستند و صدایشان ماندگار می‌شود وقتی رنج‌هایشان را فریاد می‌زنند و اعتراض می‎کنند.

«انسیه عبدالحسینی»، زن ۴۵ ساله‌ای است که هم‌زمان با فریاد زدن‌های ایران زمانی در اعتراضات دی‌ماه 1396 بازداشت و پس از تحمل یک ماه حبس در سلول‌های انفرادی بند 209 زندان «اوین»، به بند زنان زندان «قرچک» منتقل شد. او را چند روز بعد با قرار وثیقه رها کردند اما در بهمن ماه سال 1397 متوجه شد به صورت غیابی محاکمه شده است و باید برای تحمل سه سال حبس تعزیزی، خود را یک بار دیگر به اوین معرفی کند. 

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با «ایران‎وایر» می‌گوید: «۲۱ بهمن‌ماه، انسیه عبدالحسینی برای سفری چند روزه قصد خروج از کشور را داشت که توسط ماموران امنیتی فرودگاه "امام خمینی" مطلع شد ممنوع‌الخروج است و باید برای گذراندن محکومیتی سه ساله به زندان اوین برود. قاضی "مقیسه" در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام‌های "توهین به رهبری" و "تبلیغ علیه نظام" او را به صورت غیابی به حبس تعزیزی محکوم کرده بود.»

 

دوم:

زن سراپا سیاه پوشیده است. میان قامت است و چهره‌ای مصمم دارد. ته صدایش می‌لرزد اما با همه توانش ایستاده است در حلقه کارگران و از مطالبه حقوق معوقه‌شان می‌گوید: «برادران عزیز! سال پیش همین وقت‌ها، حدود آذرماه بود که آمدیم در شرکت و توانستیم سه ماه حقوق عقب افتاده‌مان را تحویل بگیریم. الان یک‌سال گذشته و وقتش شده است وعده و وعیدهایی که به ما داده‌اند را عملی کنند.»

جمعیت یکپارچه شور و تشویق می‌شود. زن درباره مطالبات دیگر کارگران و دلایل حضورشان در برابر فرمانداری شوش حرف می‌زند و هر بار جمعیت با عباراتی پر از قدرشناسی همراهش می‌شوند. در پایان سخنانش، از کارگران به عنوان عضو کوچکی از خانواده کارگران «شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه» تشکر می‌کند و جمعیت با نوای «بانوی با غیرت، تشکر تشکر»، او را بدرقه می‌کنند.

این نخستین بار نبود که این زن در میان کارگران ایستاده بود و فریاد حق‌خواهی سر می‌داد. یک فعال کارگری ساکن شوش در استان خوزستان به «ایران‎وایر» می‌گوید: «این خانم از کارگران رسمی شرکت هفت تپه است. اگر ویدیوهای منتشر شده طی یک سال گذشته را نگاه کنید، او را می‌بینید که قبلا هم در ویدیویی صورتش را پوشانده و در کنار "اسماعیل بخشی"، نماینده سندیکای کارگران این شرکت ایستاده است. این خانم در آن ویدیو که اغلب کارگران با صورت‌های پوشیده حضور دارند، از خواسته کارگران مبنی بر اخراج "سیامک نصیری افشار"، قائم مقام مدیرعامل شرکت هفت تپه پس از واگذاری به بخش خصوصی صحبت می‌کند که به زعم کارگران این کارخانه، یکی از مسببان اصلی بروز مشکلات آن‌ها بوده است. اما بعد از یک سال، حالا دیگر نیازی نمی‌بیند هویتش را پنهان کند.»

این فعال کارگری اضافه می‌کند: «به جز او، چهار زن دیگر هم هستند که در برابر ظلمی که بر کارگران این کارخانه رفته است، ایستاده‌اند. در واقع، آغاز تجمعات جدی کارگری هفت تپه در سال ۱۳۹۶ را همین پنج کارگر زن رقم زدند اما درخبرها نامی از هیچ‎کدام‌شان نیست. آن‎ها هربار از مردان همکارشان به دلیل این که تعدادشان بیش‏تر بود، می‌خواستند حامی تجمع کم تعدادشان شوند و هربار هم بر تعداد تجمع کنندگان اضافه شد.»

 

سوم:

معلمان بازنشسته در جریان اعتراضات کارگری سال گذشته، هم خودشان تجمع اعتراضی برای تحقق مطالبات معوقه خود برگزار کردند و هم در میان کارگران معترض حاضر شده و ضمن ابراز هم‌بستگی با آن‎ها، تلاش کردند از طریق حضور در این تجمعات، فریاد اعتراض خود و هم صنفان‎شان را به گوش مسوولان برسانند.
ویدیوی صحبت‎های یکی از آن‎ها در جریان تجمع کارگران «شرکت فولاد» در برابر استانداری خوزستان به سرعت در شبکه‌‎های اجتماعی منتشر و به یکی از پربیننده‌ترین ویدیوهای آن روزها بدل شد. این معلم بازنشسته در ویدیوی منتشر شده می‌گوید: «حاصل ۳۰  سال زحمت من و همکاران بازنشسته‎ام را زمانی پرداخت کردند که به مبلغ ناچیز و بی‎ارزشی بدل شد و طی چند مرحله پرداخت شد.»

او هم‎چنین از عدم همراهی مردم استان خوزستان با اعتراضات صنفی کارگران و معلمان گلایه می‌کند و می‌گوید: «نمی‌دانم چرا شهر و استان من آن طور که باید در این اعتراضات همراهی نکرد. اما من به میان شما آمدم تا از این طریق صدای خودم را به گوش همکاران دیگرم برسانم.»
کارگران حاضر در این تجمع نیز با فریاد «کارگر، معلم، اتحاد اتحاد»، حمایت خود را از او و اعتراضات معلمان ابراز می‌کنند.

«معصومه عسکری» هم نام یکی از معلمان بازنشسته است که در تجمعات اعتراضی مردادماه سال ۱۳۹۷ بازداشت شد و پس از تحمل یک ماه انفرادی، هم اکنون در حال گذراندن محکومیت پنج ساله خود در زندان اوین است. یک منبع آگاه نزدیک به این زندانی عقیدتی در خصوص چگونگی بازداشت او می‌گوید: «معصومه عسکری را در تاریخ ۱۱ مردادماه ۱۳۹۷، در جریان تجمعاتی که از ۹ مرداد ماه و در بحبوحه افزایش قیمت طلا وکاهش شدید ارز از اصفهان آغاز و  ظرف دو روز به شهرهای دیگر ایران کشیده شد، در تهران بازداشت کردند. ماموران امنیتی او را به همراه زنان بازداشت شده دیگر به زندان قرچک بردند و چند روز بعد با اخد تعهد، آزادش کردند. اما وقتی یک بار دیگر در آذرماه ۱۳۹۷ بازداشت شد، او را یک‌ماه در انفرادی و بند امنیتی زندان اوین نگه داشتند.»

این منبع آگاه هم‏چنین اضافه می‏کند: «معصومه عسکری در بهمن ماه ۱۳۹۷، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی "مقیسه"، به اتهام اجتماع و تبانی به پنج سال حبس تعزیزی محکوم شد و هم اکنون در بند زنان زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری می‎کند.»

او می‌گوید: «باید این نکته را هم اضافه کنم که این معلم بازنشسته تنها سرپرست فرزند ۱۴ ساله‌اش است و حالا که در زندان است، فرزندش تنها است. او جز مطالبه حق شهروندی خود و اعتراض معیشتی به شرایط نابسامان معلمان، هیچ امرغیرقانونی و خلافی مرتکب نشده است.»

در جریان تجمعات مرتبط با معلمان، یک عکس از دختری جوان با پلاکاردی دست‌نویس منتشر شد که رو به دوربین ایستاده و روی پلاکاردش با خط درشتی نوشته شده است: «حکومت عدل اسلامی، آیا پاسخ درخواست احقاق حق، بازداشت است؟ مادرم را آزاد کنید. او فقط یک معلم بازنشسته است که دنبال حقش آمده بود. این تنها حرف من نیست. شیراز ۱۰/۵/۱۳۹۷»

نامش «افسانه رضایی» است. مادرش معلم بازنشسته‌ای است که  در تجمعات اعتراضی معلمان در مردادماه سال ۱۳۹۷ در شیراز بازداشت شد. افسانه دانشجوی کارشناسی ارشد برق مخابرات دانشگاه شیراز بود و به علت انتشار این عکس در فضای مجازی واعتراض مدنی و مسالمت‎آمیز به بازداشت مادرش، خودش هم از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و به تحمل شش ماه حبس محکوم شد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که او صبح روز سوم دی ماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی به زندان «عادل آباد» شیراز منتقل شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خویش است.

آخر:

در اعتراضات دو سال گذشته، تعداد زیادی از زنان و مردان در شهرهای مختلف بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند. تعداد زیادی هم کشته و زخمی شدند و تجمعات مسالمت‎‏آمیز مردم ایران در بیش از ۴۰ شهر به گفته «رحمانی فضلی»، وزیر کشور، به خشونت کشیده شد.

این‌ها، تنها چند نمونه از حضور زنان در تجمعات اعتراضی دو سال گذشته بوده‎اند که گاه با سخن‎رانی های ساختارشکنانه و گاه با همراهی با معترضان، فارغ از صنف، گروه و دسته، تصویر «زن فرمان‏بر پارسای» مورد قبول نظام حاکم را بیش از پیش به چالش کشیده و تصویری متفاوت از خود ارایه کردند.

تلاش حاکمیت برای نشان دادن تصویر «زن» آن گونه که مورد قبول مقامات جمهوری اسلامی است را به راحتی می‌توان از تبلیغات گسترده رسانه‌ای و شهری مشاهده کرد؛ از بنرهای بزرگی که در یکی از پرترددترین مکان‌های پایتخت، یعنی میدان «ولی‌عصر» نصب می‌شوند تا برنامه‌هایی که خشونت علیه زنان را در صداوسیما ترویج و تلاش می‌کنند زن را به عنوان موجودی وابسته نشان دهند که «۲۷ بار کتک می‎خورد» اما طلاق نمی‎گیرد و در اصطلاح، می‎سوزد و می‎سازد. در واقعیت اما زنان ایران چهره‎ای متفاوت دارند؛ گرد آفریدهای زنده تاریخ!

مطالب مرتبط:

مصائب دختران ورزشی‌نویس ایران؛ تو که چیزی از فوتبال نمیفهمی!

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}