فرماندهان و سرداران، صحنه‌گردان‌های اصلی نهاد عریض و طویل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. هر کدام از آن‌ها نقش اول یکی از زیر مجموعه‌های این لابیرنت بی انتها را به عهده دارند. از آن‌ها چه می‌دانیم؟ از کجا امده‌اند؟ چه کرده‌اند؟ مواضع‌شان چیست؟ زندگی شخصی‌شان چگونه است؟

در این مجموعه سعی کرده‌ایم نگاهی بیاندازیم به زندگی مهمترین سرداران سپاه پاسداران، از گذشته تا روزی که به سپاه پیوستند و جایگاهی که امروز در آن قرار دارند.

***

جمله مشهور«خرمشهر را خدا آزاد کرد» را اولین بار او بیان کرده اما این جمله به نام روح‎الله خمینی ثبت شده است. شهر نجف‌آباد تنها شهر ایران است که در جنگ ایران و عراق و پس از آن، یک لشکر سپاه پاسداران در آن شکل گرفته است.

این شهر در بین نیروهای سیاسی و فضای عمومی، با نام آیت‎الله «حسینعلی منتظری» و در بین فرماندهان سپاه پاسداران با «احمد کاظمی» شناخته می‎شود.

احمد کاظمی متولد سال ۱۳۳۸است. خودش گفته قبل از اين كه وارد سپاه شود، دانش‌آموز بوده ‌است. گفته می‌شود سال 1355، هنگامی كه ۱۷ سال داشت، به فلسطين رفت و در اردوگاه‌های اين كشور آموزش ديد و پاهپس از شش ماه به ايران برگشت. در سال‌های ۱۳۵۶و ۱۳۵۷در تظاهرات ضد رژيم شاه شركت داشت و به پخش اعلاميه و شعارنويسی می‌پرداخت. مدتی را هم در زندان گذراند.

در ماه‌های اوليه جنگ ايران و عراق، به جبهه رفت و خيلی زود در راس گروهی از نیروهای نجف‌آباد قرار گرفت. اين نيروها تبديل به تيپ شدند و سپس «لشكر8 نجف اشرف» را تشكيل دادند كه احمد كاظمی فرمانده‌اش بود.
می‌گويند در دوران جنگ، نقش موثری در عمليات‌های «فتح‌المبين» و «خيبر» داشته‌ است.

فرماندهانی مانند «غلامعلی رشيد» فرمانده قرارگاه مرکزی «خاتم‌الانبیا»، او را «فاتح خرمشهر» می‌دانند. نیروهای تحت فرماندهی احمد کاظمی با حمایت نیروهای تحت نظر «حسین خرازی»، به عنوان نخستین نیروها وارد خرمشهر شدند.

غلامعلی رشيد می‌گويد:«]اگر كسی به[ سه نقطه از لشكر نجف سرمی‌زد، به نقش احمد و مديريت او پی می‌برد: «يكی اسلحه‌خانه، يكی حمام و يكی هم آشپزخانه. در اين سه جا می‌فهميد كه احمد چه‎قدر به لجستيك، آموزش، نگه‌داری و روحيه پرسنل بها می‌داد... در نزديك‌ترين مكان‌ها به خط مقدم، حمام درست می‌كرد.»

این روحیه احمد کاظمی پس از جنگ نیز ادامه داشت و در بازدید از لشکر همواره به آشپزخانه سر می‏زد و گاه مسوول آشپزخانه توبیخ و گاه تشویق می‌شد. او همواره به پادگان‌های آموزشی لشکر می‎رفت و با سربازان گفت‌وگو می‌کرد.

فیلم‌های زیادی از شوخی‌های فرمانده لشکر ۸ نجف اشرف با سربازان منتشر شده است. اما گاهی این گفت‌وگوها به تلخی نیز کشیده می‌شدند؛ از جمله زمانی که یک سرباز ساکن نجف‌آباد به او گفت شما به این دلیل اجازه می‎دهید ما ساعت دو بعدازظهر به خانه برویم که بودجه کافی ندارید به سربازان غذا بدهید.

بعد از این سخنان، احمد کاظمی دستور داد همه سربازانی که ساکن نجف‎آباد بودند نیز مانند سربازان شهرهای خیلی دور تا ۴۵روز در پادگان بمانند و بعد به مرخصی بروند. پس از مدتی یکی از سربازان خودکشی کرد و این دستور لغو شد.

رشيد او را مبتكرترين، خلاق‌ترين، رك‌ترين و محبوب‌ترين فرماندهان سپاه و بهترين طراح عمليات می‌داند. «حسن روحانی» هم در سخن‌رانی كه در سال ۱۳۸۴ در آيين يادبود شهدای فرمانده سپاه داشت، به صراحتِ احمد كاظمی اشاره كرد و اين كه اگر با طرح‌های پيشنهادی ساير فرماندهان سپاه موافق نبود، بدون رو دربايستی نقد می‌كرد.

پس از پایان جنگ و در سال ۱۳۷۲، احمد کاظمی فرمانده ارشد سپاه پاسداران در استان کردستان شد. در ساختار آن زمان سپاه، در هر استانی که چند لشکر و نیروی مقاومت حضور داشتند، یکی از فرماندهان، فرمانده ارشد استان بود و زمانی که نیاز به اقدام هماهنگ وجود داشت، دیگر فرماندهان باید زیر نظر او فعالیت می‎کردند.

به گفته فرماندهان سپاه، نیروهای تحت نظر احمد کاظمی در اواسط دهه ۷۰ برای حمله به مقرهای احزاب مسلح کُرد تا ۱۵۰ کیلومتری خاک عراق پیش رفتند.
«محسن رضايی»، از فرماندهان سپاه در آن زمان، گفته است احمد كاظمی با حدود ۷۰۰وسيله نقليه كه پر از نيرو، مهمات، توپ‌خانه و خمپاره‌انداز بود، به خاك عراق رفت و به مقر مخالفان حمله كرد.

«محمدحسین باقری» نیز که گفته می‌شود جوان‌ترین فرماندهِ ایران در دوران جنگ ایران و عراق بوده، روایت کرده است: «احمد کاظمی ۲۰۰ دستگاه خودرو، اعم از کامیون، وانت، جیپ، توپ‌کش، توپ‎خانه و کاتیوشا را به صورت یک ستون بزرگ وارد خاک عراق کرد.»

احمد کاظمی با وجود رابطه نزدیک با آیت‎الله منتظری و چهره‎هایی چون آیت‎الله «جلال‌الدین طاهری»، امام جمعه اصفهان، پس از حذف آیت‌الله منتظری، از او حمایت نکرد و گاهی نیز در سرکوب حامیان او در شهر نجف آباد نقش داشت.

محسن رضايی می‌گويد احمد كاظمی با هيچ‌يك از جناح‌های سياسی ارتباط برقرار نكرد. در نامه‌ای كه فرماندهان سپاه تيرماه ۱۳۷۶، هم‌زمان با «پذيرش» استعفای محسن رضایی و برکناری ‌او از فرماندهی سپاه پاسداران نوشتند، نام احمد كاظمی هم به چشم می‌خورد.

سال ۱۳۷۹، احمد كاظمی جانشين «محمدباقر قاليباف»، فرمانده نيروی هوايی سپاه شد. گفته می‌شود در این مقام، يگان‌های موشكی را توسعه و برد موشك‌ها را افزايش داد.

«قاسم سليمانی» درباره فعاليت او در نيروی هوايی سپاه ‌گفته است: «شما وقتی به نيروی هوايی می‌رويد، می‌بينيد كه احمد نوع توجهش به سيستم موشكی سپاه بود. نقش آقای ]علی["شمخانی"(وزیر وقت دفاع) را نمی‌خواهم كم كنم اما كسی كه سيستم قدرت دفاعی را تكان داد، احمد بود.»

«حسين علایی»، فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه هم مهم‌ترين دست‌آوردهای كاظمی را اين‌گونه شرح می‌دهد: «هواپيماهای تاكتيكی را در اين نيرو به كار گرفت و بالگردهای هجومی را در آن سازمان داد و برای تسلط اطلاعاتی بيش‌تر بر دشمن، وجود هواپيماهای بدون سرنشين را بسيار ضروری تشخيص داد... برای به‌كارگيری موشك‌های دوربرد "شهاب" برنامه‌ريزی كرد.»

در دوران فرماندهی احمد كاظمی بر نيروی هوايی سپاه، يكی از جدی‌ترين درگیری‌های سپاه و دولت «محمد خاتمی»، در ماجرای افتتاح فرودگاه بين‌المللی «امام خمینی» در گرفت. سپاه پاسداران با مستقر کردن مسلسل در باند فرودگاه، از راه‌اندازی این فرودگاه توسط شرکت ترکیه‌ای-اتریشی «تاو» ممانعت كرد.

با این حال، «احمد خرم»، وزیر وقت راه در جلسات با دانشجویانی که پس از استیضاح به دیدار او می‌رفتند، گفته بود محمدباقر قالیباف، فرمانده نیروی انتظامی با وجود این که ديگر در نيروی هوايی سپاه مسووليتی نداشت، فرمانده این عملیات بود و این اقدامات با هدایت او انجام می‎شد!

۲۹ مردادماه ۱۳۸۴، احمد كاظمی فرمانده نيروی زمينی سپاه شد. او در سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ با حفظ سمت فرمانده نيروی زمينی سپاه، فرمانده قرارگاه «ثارالله» هم بود. اين قرارگاه وظيفه تامين امنيت تهران و مقابله با شورش‎های احتمالی مردمی را برعهده دارد.

کاظمی پنج ماه بعد، در بهمن ۱۳۸۴، هنگامی كه همراه ۱۱ فرمانده ديگر سپاه سوار بر هواپيمای «فالکون ۲۰» بود، در نزديکی اروميه سقوط كرد و جانش را از دست داد.

سقوط هواپيمای حامل اين فرماندهان بحث‌برانگيز شد. در آن زمان، ستاد كل‌ نيروهای‌ مسلح‌ علت وقوع حادثه را از کار افتادن دو موتور هواپیما اعلام کرد. از سوی ديگر، خبرگزاری «فارس» به نقل از یک مقام ارشد سپاه، علت اصلی سقوط هواپيما را تمام شدن بنزين هواپيما گزارش كرد. اما برخی با اشاره به اين كه هواپيما آتش نگرفته‌ بود و اجساد سالم از آن خارج شدند، اين اتفاق را «ابهام‌آلود» توصيف كردند.

«عباس پالیزدار»، دبیر سابق «کمیته تحقیق و تفحص» مجلس شورای اسلامی از قوه قضاییه در یک سخن‌رانی در «دانشگاه همدان» گفته بود: «در مورد هواپيمای شهيد کاظمی، اين پرونده را من بررسی نکرده‎ام اما طبق آن‎چه از ‏شواهد پيدا است، می‎توان ماجرا را عمدی دانست و دست يکی از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم؛ يکی شهيد کاظمی و ديگری شهيد دادمان. در مورد دادمان، ماجرا عمدی بود. پرونده هزار ‏صفحه‎ای اين را می‎گويد.»

با وجود این سخنان اما بعدها شواهد دیگری درباره عمدی بودن این حادثه مطرح نشد.

 

مطالب مرتبط:

محمدباقر ذوالقدر؛ سردار ستادی و حامی گروه‌های فشار

قاسم سلیمانی، سردار افسانه‌ها

حسن طهرانی مقدم، افسانه‌های پدر موشکی ایران

محسن رضایی؛ بازنده جنگ و اقتصاد و سیاست

محمدعلی جعفری، معماری که سردار شد

چارت تشکیلاتی و شرح وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ چارت تشکیلاتی و شرح وظایف

فرماندهی کل سپاه و چارت تشکیلاتی آن

علی شمخانی؛ طراح تغییرات ساختاری در سپاه

یحیی رحیم صفوی؛ فرمانده ای که در فهرست پیشنهادی محسن رضایی نبود

سردار سرکوب اعتراض ها در ایران و سوریه

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}