فرشته ناصحی

 

«حسین»، زندانی بند قاتلین محکوم به قصاص در زندان «رجایی شهر» کرج در کار خرید و فروش فیلم است. او هر روز صبح تا شب که وقت آمارگیری است و درهای هواخوری بسته می شود، تا 10 مشتری را از طریق پنجره مشرف به حیاط رتق و فتق می کند.
مشتری های حسین برخلاف دیگرانی که در پی خرید و فروش مواد مخدر سنتی و صنعتی هستند، به دنبال کالاهای به اصطلاح  فرهنگی اند. آن ها با حسین فیلم رد و بدل می کنند و انواع فیلم های گلچین شده را در حافظه ها و رم یا فلش مموری های کوچک از او می خرند.

او ام‌پی‌تری‌پلیر هم می فروشد؛ یک  دستگاه بند انگشتی که در راهروهای متروی تهران زیر پنج هزار تومان خرید و فروش می شود اما پشت این پنجره بین 300 تا 700 هزار تومان به فروش می رسد.
حسین هدفون هم دارد؛ اگر مارک اصل نباشد، 100هزار تومان قیمت گذاری می شود. در حالی که همان هدفون حدود هزار تومان خریداری شده است.

به گفته حسین، بیش ترین فروش را از سریال هایی نظیر لاست، فرار از زندان و مشابه آن ها دارد. البته پس از این سریال ها، فیلم های اکشن خارجی بیش ترین متقاضی را دارند. این فیلم ها در حافظه یک رم کوچک جاسازی و دسته بندی شده و به عنوان فیلم های مهیج، به صورت یک بسته یا پکیج به خریدار عرضه می شود. سریال های ترکی دوبله شده ای هم‏چون «فاطما گل» و «عشق ممنوع» برای سرگرم  کردن زندانی و گذران وقت، گزینه های مناسبی هستند و فروش خوبی دارند. 
او توسط یک رابط، اقلام فرهنگی را تهیه می کند؛ رابطی که گاهی گرفتار می شود: «وقتی گیر می افتد، نمی توانم به تقاضاها پاسخ مثبت بدهم. فعلا در شرایط برزخ هستم.»

مشتریان او اقلام خاص فرهنگی می خواهند: «بیش ترین مشتریان من مشتاقان فیلم های پورنو هستند و به همین دلیل هم مدتی است بخشی از درآمدم را موقتا از دست داده ام. هر حافظه رم هشت گیگابایتی فیلم های پورنو 300 هزار تومان یا بیش تر به فروش می رسد. البته بستگی به وضع مالی خریدار دارد. اگر حافظه های 16 و 32 گیگابایتی بخواهند، مبلغ آن بین حدود 30 تا 100 هزار تومان افزایش پیدا می کند.»

بازار فروش فیلم هم قواعد خاص خودش دارد: «محتوی فیلم ها گرانی و یا ارزانی یک حافظه رم را تعیین می کند نه مقدار و حجم آن؛ مثلا فیلم های قبل از انقلاب 200هزار تومان قیمت دارند و اگر با حجم بالا باشند، 30 تا 50 هزار تومان به قیمت اصلی آن ها اضافه می شود.»
«هوشنگ» از مشتریان حسین است. او پیراهن سوزنی و شلوار شیرازی به تن دارد؛ لباسی که به خاطر همه گیر بودنش در زندان ها، به عنوان لباس ملی زندانیان کشور نامیده می شود.

او از فیلم های «بهروز وثوقی»، «گوگوش» و «فردین» خوشش می آید و فیلم مورد علاقه اش «قیصر» است. می گوید که هنوز هم عاشق چند باره دیدن آن ها است اما به گفته او، از سینمای بعد از انقلاب هیچ خبری در زندان ها نیست مگر مواردی استثنا هم‌چون فیلم «مارمولک» که طرف‎داران خودش را دارد.

هوشنگ می گوید به تازگی رم خود را که حاوی مجموعه آهنگ های «هایده» و «حمیرا» بوده، در بازرسی از دست داده و به دنبال مجموعه آهنگ های «شماعی زاده» و «جواد یساری» است.

 او از جمله زندانیان محکوم به حبس ابد است که وقت هواخوری و در حمام زندان، آهنگ های یساری را با صدای بلند می خواند و از خیال حبسی که تا روز آخر عمرش به درازا می کشد، َشبانه به فیلم های پورنو پناه می برد.

هوشنگ می گوید در طول مدت زمان کوتاهی که وکیل بند بوده، پسرهای جوان را به اصطلاح عروس می کرده و آن ها را به دیگر زندانیان اجاره می داده اما خودش تا به حال با کسی ارتباط جنسی نداشته و فقط با دیدن فیلم پورنو نیازش را در زندان برطرف می کند.

«قزل حصار» در میان زندان های کشور به زندان اشرار خطرناک که از هیچ خطری گریزان نیستند، شهره است. در این زندان هم توزیع فیلم های پرنوگرافی به شدت طرف‌دار دارد چون در محیط این زندان به جز روزنامه اطلاعات، هیچ کالای فرهنگی دیگری توزیع نمی شود و خبری از روزنامه یا فیلم های سرگرم کننده سالم نیست. به همین دلیل بازار خرید و فروش فیلم های غیرمجاز و به ویژه پورنوگرافی و حافظه های کوچک، طرفداران پر و پاقرصی در محیط این زندان دارد.

اما همه اقلام فرهنگی فیلم های پورن نیستند. در همه زندان ها برای دست یابی به یک نسخه از روزنامه اطلاعات و کیهان درگیری ایجاد می شود. معمولا وکیل بند نسخه ای از روزنامه را که به طور رایگان در هر بند توزیع می شود، برای استفاده به منظور سفره غذا برمی دارد. زندانی ها حق ندارند این روزنامه ها را دستمالی کرده یا مطالعه کنند تا تمیز بمانند و قابلیت استفاده به جای سفره را داشته باشند.

به طور کلی، روزنامه های «اطلاعات»، «حمایت»، «تفاهم» و گاهی روزنامه «ایران» تنها روزنامه هایی هستند که به زندان ها راه پیدا می کنند. گرچه در برخی زندان ها هم چون «اوین»، محصولات فرهنگی تنوع بیش تری دارند و زندانی ها به بیش از 10 روزنامه و چندین مجله دسترسی دارند. اما زندان های دیگر به نسبت دور و نزدیکی به پایتخت، کم تر از این امکانات فرهنگی برخوردار می شوند.

یک زندانی ساکن اوین می گوید:«در این زندان روزنامه های شرق، خبر ورزشی، اعتماد، بهار، قانون، ایران و حتی ایران دیلی و تهران تایمز هم گاهی پیدا می شوند. گرچه به شدت مراقبت می شود تا روزنامه های موسوم به اصلاح طلب برای بند سیاسی 350 اوین قابل دسترس نباشد و رییس زندان و دادستان تهران توزیع اعتماد و آرمان را در این زندان ممنوع کرده است اما روزنامه شرق به جز مدتی که انتشار آن ممنوع شد، در این زندان به طور مرتب توزیع می شود.»

زندانیان سیاسی و امنیتی بند 350 اوین و هم چنین بند زندانیان سیاسی و عقیدتی «رجایی شهر» از عمده ترین مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی بوده اند که در برابر ممنوعیت ورود کتاب، مجله و کتاب هایی به زبان انگلیسی، اعتراض و مقاومت می کنند و عمدتا از ممنوعیت ورود کتاب رنج می برند.

 در  بند زندانیان سیاسی، آن ها می توانند در چهارچوب برخی از روزنامه هایی که اجازه توزیع دارند، به صورت ماهانه مشترک شوند اما باید هزینه آن را بپردازند. کیهان، ایران و شرق از محبوب ترین های بند زندانیان سیاسی زندان اوین هستند. اما کتاب و مجله در دیگر بندها هم چون بند اشرار و مواد مخدری ها چندان کالای مورد توجهی نیست.

گاه سازمان زندان ها مجلات برگشتی و تاریخ گذشته ای را که به رایگان به دست آورده، بین زندانی ها توزیع می کند؛ مجلاتی مثل «روزهای زندگی»، «موفقیت» و «خانواده».

در دوره بازجویی و البته پس از اتمام دور نخست بازجویی ها و با اجازه کتبی بازجو، ممکن است یک روزنامه محافظه کار یا اصول گرا را در اختیار زندانی سیاسی و امنیتی قرار بدهند اما روزنامه هایی با محتوای حدیث و قرآن هم چون روزنامه های «اعتدال» یا «حمایت» که توسط سازمان زندان ها منتشر می شود، در فضای زندان به فراوانی پیدا می شوند. در زندان های شهرستان ها فقط روزنامه اطلاعات در یک نسخه و البته یک روز پس از انتشار در اختیار زندانی قرار داده می شود.

تلویزیون هم در بخش فرهنگی، بیش ترین مخاطب را در اتاق های عمومی زندان دارد. حداقل ظرفیت این اتاق ها 20 نفر است. ساعت پخش سریال های خانوادگی و درام تلویزیون و اخبار شلوغ ترین ساعت این اتاق ها است و البته این برنامه ها بیش ترین مخاطب را بعد از بازی های  فوتبال دارند. بازی های  فوتبال در سطح بازی های ملی و بازی مابین تیم های استقلال و پرسپولیس، بیش ترین و پر سروصداترین ساعت تماشای تلویزیون در زندان هستند. در ماه های اخیر، با رونق گرفتن وضعیت والیبال، بازی های تیم ملی والیبال نیز به آن اضافه شده است.

بازی های جام جهانی فوتبال هم در همه زندان ها دنبال و در زمان برگزاری این بازی ها، شرط بندی های زیادی روی تیم های برنده و نتایج این بازی ها انجام می شود. در سال های اخیر با ورود موبایل های ارزان هوشمند و یواس پی تلویزیون که حافظه های رم را هم پخش می کنند، به نظر می رسد دوره انحصار تلویزیون در زندان نیز به پایان رسیده است.

اینترنت بخش اعظم اوقات زندانیانی را که قدرت خرید بالاتری داشته و یک گوشی هوشمند خریده اند، پر کرده و دسترسی به فیلم و عکس پورن را هم راحت تر می کند؛ البته برای دردسرهای خاص خودش.

فضای فرهنگی زندان یک بن بست مطلق هم دارد؛ در بندهای دو الف و 209 زندان اوین که بندهایی با سلول های انفرادی هستند و همین طور در بندهای انفرادی 240 و 241 که بندهای تنبیهی اوین به حساب می آیند، هم چون بند سپاه زندان رجایی شهر، ورود و توزیع هر نوع روزنامه و کتاب ممنوع است. از فیلم پورن هم طبعا خبری نیست، متقاضی هم وجود ندارد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}