در جریان سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، در فاصله ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ تا چهارشنبه سوری ۱۳۸۹، تعدادی نامعلوم از معترضان «جنبش سبز» در تهران و چند شهر دیگر ایران جان خود را در زندان‌ها و خیابان‌ها با شلیک مستقیم ماموران نظامی و امنیتی و یا در اثر شکنجه و ضرب و شتم به قصد مرگ از دست دادند. رقم جان‌باختگان را منابع مختلف بین ۷۲ نفر تا بیش از ۱۰۰ نفر ذکر کرده‌اند.

«محمد کامرانی» ۱۸ ساله، یکی از جان‌باختگان جنبش سبز، ۱۸تیر ۱۳۸۸ نزدیک میدان «ولی‌عصر» تهران دستگیر و به بازداشتگاه «کهریزک» منتقل شد. با بازداشتی‌ها در آن زندان بدرفتاری زیادی کردند و برخی از آن‌ها شکنجه شدند. محمد از جمله بازداشتی‌های شکنجه شده کهریزک، ۲۴ تیرماه همراه سایر بازداشتی‌ها به زندان «اوین» منتقل شد اما با بد شدن حالش، او را به بیمارستان «مهر» بردند که همان جا جان ‌باخت.
مرگ محمد کامرانی و چهار نفر دیگر از بازداشتی‌های کهریزک توجه بسیاری جلب کرد و در نهایت به بسته شدن بازداشتگاه کهریزک و محاکمه برخی از دست‌اندرکاران آن بازداشتگاه انجامید.

«علی کامرانی»، پدر محمد می‌گوید با گذشت زمان، تحلیل برخی از همراهان دیروز، متاثر از معضلات و شرایط جامعه تغییر کرده است و برخی نیز به کلی گذشته را فراموش کرده‌اند اما برخی هنوز بر عهد خود هستند: «ما که فرزندمان را از دست داده‌ایم، مستوجب این جفا نبودیم. به ما ستم شد. فراموش نکرده‌ایم که به ما ستم شد.»

 «مصطفی کریم‌بیگی»، جوان ۲۶ ساله، یکی دیگر از جان‌باختگان جنبش سبز، روز عاشورا(ششم دی‌ماه ۱۳۸۸) حوالی خیابان «نوفل‌لوشاتو» از ناحیه سر هدف قرار گرفت. با وجود سکونت خانواده کریم‌بیگی در تهران، به اجبار مقامات امنیتی، خانواده مصطفی ناچار شدند او را در روستای «جوقین» شهریار به خاک بسپارند.

خانواده کریم‌بیگی هر سال در سالگرد جان‌باختن مصطفی، برای فرزندشان مراسم یادبود می‌گیرند. «مریم کریم‌بیگی»، خواهر مصطفی می‌گوید برای بسیاری از خانواده‌‎های جان‌باختگان، برگزاری این یادبودها ۹ ماه در سال طول می‌کشد: «هر سال از ۲۳ خرداد (سال‌روز جان باختن اولین نفر) تا ۲۴ اسفند (سال‌روز جان‌باختن آخرین نفر)، برای ما یک به یک این‌ماه‌ها یادآور جان‌باختن بچه‌ها است. هر سال این یادواره‌ها از "میثم عبادی" شروع می‌شود تا می‌رسد به "بهنود رمضانی".»

مریم کریم‌بیگی می‌گوید سالروز جنبش سبز برای آن‌ها بیش از هرچیز یادآور جان‌باختگان است و پس از آن یادآور خاطره مشترکی است که با هم ساخته‌اند: «خیابان‌هایی که تجمعات و اعتراضات در آن شکل می‌گرفتند، یادآور خاطره آن روزها هستند. همه این خاطرات هم  تلخ نیستند. البته از دست دادن عزیزان و زندانی شدن دوستان هم هست اما یک جور سالگرد اتحاد ما و پیدا کردن دوباره خودمان نیز هست.» 

علی کامرانی می‌گوید چهره‌های شناخته شده جنبش سبز، نمادهای جان‌باخته این جنبش و خانواده‌ها را از یاد برده‌اند: «پیش‎تر، گاهی دل‌جویی و سر زدن به خانواده‌ها انجام می‌شد اما اکنون آن‌ها هم ما را از یاد برده‌اند. فرزندان جان باخته ما را هم به یاد ندارند.»

پدر محمد کامرانی اضافه می‌کند که ارتباطات اولیه گرم بین خانواده‌ها و مادران جان‌باخته‌ها نیز با گذشت این سال‌ها محدودتر و کم‌رنگتر شده است.

مریم کریم‌بیگی هم می‌گوید از ارتباطات بین خانواده‌ها تا حدودی کاسته شده است اما یکی سری از خانواده‌ها هم‎چنان ارتباطات خوبی با هم دارند و هسته اولیه خانواده‌ها هم‎چنان کمابیش با هم رفت و آمد دارند:‌ «اما این محدود به خانواده‌ها است، چهره‌های سرشناس منسوب به جنبش سبز یا فعال در این جنبش عملا ارتباطات‌شان با خانواده‌ها را قطع کرده‌اند. جه بسا اصلاح‌طلبان این خانواده‌ها را عمدا به حاشیه رانده‌اند. در سال‌های اولیه، اصلاح طلبان از خانواده‌ها خیلی حمایت می‌کردند چون فکر می‌کردند جنبش سبز متعلق به آن‌ها است و شهدا را هم از آن خودشان می‌دانستند. وقتی یکی سری از خانواده‌ها در مقابل تمایل اصلاح‌طلبان برای مصادره شهدا مقاومت کردند، آجرها به تدریج چیده شدند و دیوارها بین ما بالا آمدند.»

علی کامرانی می‌‌گوید برخی چهره‌های سیاسی که اکنون مقام دولتی دارند و یا در مجلس شورای اسلامی هستند و از امتیاز نزدیکی به جنبش سبز برای کسب قدرت هم استفاده کرده‌اند، تا پیش از رسیدن به قدرت، به آن‌ها سر زده یا با آن‌ها در تماس بوده‌اند: «اما همین‌ها که اکنون در دولت "حسن روحانی" هم هستند، از وقتی مسوولیت دولتی گرفته‌اند، ما را به کل فراموش کرده‌اند و هیچ تماسی هم با ما ندارند. کارشان با ما تمام شده است.»

خواهر مصطفی کریم‌بیگی می‌گوید چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب اکنون نه تنها از خانواده‌های جان‌باختگان جنبش سبز حمایت نمی‌کنند بلکه گاهی به آن‌ها می‌گویند شما راه خود را از ما جدا کرده‌اید: «اصلاح‌طلبان خود را مالک جنبش سبز می‌دانند اما حقیقت این است که اصلاح طلبان تنها یکی از طیف‌های درگیر و فعال در جنبش سبز بودند. جنبش ۸۸ را باید جدا و مستقل از اصلا‌ح‌طلبان تحلیل کرد.»

 به حکم دادگاه، تعدادی از متهمان قتل محمد کامرانی و دو جان‌باخته دیگر کهریزک("امیر جوادی‌فر" و "محسن روح‌الامینی"، به حبس، قصاص نفس، پرداخت دیه و انفصال موقت از خدمت محکوم شدند. خانواده‌ها از قصاص گذشتند اما آن‌چنان آقای کامرانی می‎گوید: «احکام صادره آن طور که باید و شاید، مطالبه ما را برآورده نکردند. ما از مسایل پشت پرده اطلاعی نداریم اما به این نتیجه رسیدیم که آمران اصلی محاکمه نشدند و مهره‌های رده پایین به دادگاه ارجاع داده شدند. احکام حبس هم چندان جدی گرفته نشدند در حالی که ما امیدوار بودیم احکام و زندان متهمان را متنبه کند و درس عبرتی برای دیگر مسوولان باشد.»

 کامرانی می‌گوید تلاش آن‌ها البته به تمامی هم بی‌نتیجه نبوده است: «چند تن از مسوولان  چند باری به من گفتند همین پی‌گیری‌ها موثر بوده و حداقل تاثیرش روی برخی این بوده است که نمی‌توان همین‌طور بی‌ضوابط هر کاری خواستند، انجام دهند و از هر بازخواستی هم مصون بمانند. بچه‌های ما با این پی‎گیری‌ها زنده نمی‌شوند اما می‌خواستیم در آینده فرزندان و جوانان مردم این طور جان‌شان را از دست ندهند. به هر حال، برکناری دادستان تهران نتیجه این پی‎گیری‌ها بود. می‌دانید که رساندن شکایت به جایی که موجب شود دادستان تهران را برکنار کنند، کار آسانی نبود.»

مریم کریم‌بیگی می‌گوید آن‌ها از همان نخستین روزهای پس از جان‌باختن مصطفی، پرونده شکایت خود را به جریان انداختند اما شکایت خانواده او مثل سایر خانواده‎های جان‌باختگان، به آن جایی که باید نرسید: «چیزی که در نهایت به ما گفتند، این بود که بیایید دیه بگیرید! اما خانواده ما دیه نمی‌خواست و نمی‌خواهد. ما دنبال شناسایی و محاکمه عاملان و آمران کشتن برادرمان هستیم.»

او اضافه می‌کند که دست از پی‎گیری برنمی‌دارند اما تا این لحظه تنها نتیجه پی‌گیری‌ها، تشکیل پرونده برای مادرش بوده است: «به مادرم گفته‌اند چرا دادخواه خون فرزندت هستی؟ بازپرس در دادسرای اوین به مادرم گفته است حالا فرض کنید اصلا آن پسر را نداشته‌اید، چرا دست از پی‌گیری برنمی‌دارید؟»

«شهناز اکملی»، مادر مصطفی کریم‌بیگی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به تحمل يك‌سال زندان و ممنوعیت از عضویت در فضای مجازی محکوم شده و اکنون با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد است. به گفته دختر خانم اکملی، آبان سال جاری دادگاه تجدیدنظر مادرش برگزار خواهد شد.

 خانواده‌های جان‌باختگان جنبش سبز با گذشتن ۱۰ سال از این جنبش، چه گونه به آن می‌نگرند؟ آیا آن‌چه رُخ داد، اجتناب‌ناپذیر بود؟ مریم کریم‌بیگی می‌گوید این پرسشی است که او مدت‌ها با آن درگیر است. به نظر خانم او، هم خودش و هم بسیاری از خانواده‌ها و آسیب دید‌گان حوادث ۱۳۸۸ به نوعی در آن سال توقف کرده‌اند: «این مسیری بود که باید طی می‌شد و به درستی طی شد اما شعارهای جنبش ۸۸ اکنون پاسخ‎گوی شرایط جدید نیست. گفتن این جمله برای من که عزیزترین عزیزم را از دست دادم، بسیار دشوار است اما با قاطعیت می‌گویم باید از ۸۸ گذر کرد.»

از نظر خانواده‎های جان‌باختگان جنبش سبز، هیچ نسبتی بین عزیزان جان‌باخته آن‎ها و جان‎باختگان جنبش دی‌ماه ۱۳۹۶ وجود دارد؟ مریم کریم بیگی معتقد است جان‌باختگان ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ همه بخشی از همین مردم بودند: «چه پیوندی مهم‌تر از این برای زدن پلی بین جان باختگان و خانواده‌های این دو جنبش؟ از نظر من، حتی با توجه به شباهت شعارهای رادیکال اواخر جنبش ۸۸ با جنبش ۹۶، حتی می‌توان شباهت‌هایی بین برخی آرمان‌های جنبش ۸۸ با جنبش دی‌ماه ۹۶ یافت.»

امیر جوادی‌فر، یکی دیگر از جان‌باختگان کهریزک هم روز ۱۸ تیرماه بازداشت و روز ۲۳ تیرماه و پس از انتقال از بازداشتگاه کهریزک به زندان اوین، جانش را از دست داد. امیر پیش از بازداشت، به شدت ضرب و جرح و در کهریزک نیز شکنجه شده بود.
«علی جوادی‌فر»، پدر امیر در پسخ به درخواست مصاحبه «ایران‎وایر» می‌گوید: «من خیلی برای خودم متاسفم؛ ۱۰سال گذشته اما هیچ کسی تا حالا زنگ نزده است. بعد از ۱۰سال یکی دارد زنگ می‌زند. این جنبش و شما که درباره‌اش می‌نویسید، این ۱۰سال کجا بودید که الان سراغ ما می‌آیید؟ الان آمده‌اید و می‌گویید می‌خواهید ما درباره عزیزان از دست رفته خود صحبت کنیم؟ الان چه بگوییم؟ من با شما الان چه صحبتی می‌توانم داشته باشم؟»

 

مطالب مرتبط:

محمدتقی رهبر: نظام با معترضان مماشات کرد، هر جای دیگر چوبه دار بود و تیرباران

مچ‌بندهای سبز آن شش نفر؛ ناگهان از بالا دستور آمد

حشمت الله طبرزدی: بعد از جنبش سبز آقای خامنه‌ای به شدت بی‌اعتبار شد

رضا علیجانی: جنبش سبز، جنبشی آزادی‌خواهانه و سکولار بود

ایرج مصداقی: جنبش سبز نقطه پایان اصلاحات در ایران بود

سخن‌رانی‌های محرمانه فرماندهان سپاه در سال ۱۳۸۸؛ سند اثبات تقلب یا تحلیل پیروزی؟

فریدون مجلسی: اگرجنبش سبز موفق می­شد هم سهمی نصیب مردم نمی‌شد

آسیه امینی: جنبش سبز جنبشی بدون سر بود با جثه‌ای عظیم

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}