هفته گذشته انتشار دو خبر انتخاباتی درباره اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نشان از اوج گرفتن فشارها و شکاف های سیاسی در جمهوری اسلامی داد.

خبر نخست به عدم حمایت «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» از هاشمی باز می گشت. جامعه مدرسین قم یک نهاد سیاسی 54 ساله است که اکبر هاشمی رفسنجانی از موسسان آن بوده است.

بر اساس تقسیم کار انتخاباتی اصول گرایان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مسوول تنظیم لیست انتخاباتی برای مجلس خبرگان رهبری شده است. بر اساس گزارش رسانه های اصول گرا در نظرخواهی از اعضای این نهاد سیاسی، 19 نفر به حمایت از هاشمی رای منفی داده اند و 8 نفر رای مثبت. این نخستین بار است که در انتخابات خبرگان رهبری، این نهاد سیاسی از هاشمی رفسنجانی حمایت نمی کند.

ریاست این نهاد با «محمد یزدی» است؛ مخالف دیرینه هاشمی. ولی مخالف جدی تر، «محمدتقی مصباح یزدی»، عضو دیگر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است. به نظر می رسد اختلاف جناح تندرو در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با هاشمی رفسنجانی به اندازه ای است که حمایت از هاشمی می تواند این نهاد سیاسی را دوشقه کند.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری، طیف مصباح یزدی، حامی «سعید جلیلی» بود و به گفته محمد یزدی، اختلافات به گونه ای پیش رفت که نزدیک بود انشقاق حاصل شود. حالا آن ها قصد ندارند چنین تجربه ای را تکرار کنند.

اکثر اعضای جامعه مدرسین در سال 84 با وجود حضور محمود احمدی نژاد در انتخابات و حمایت حداکثری اصول گرایان از وی، در نهایت رای به حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی دادند. 10 سال پس از آن روزگار، در ایامی که آفتاب عمر سیاسی احمدی نژاد غروب کرده، اختلافات آن ها با هاشمی به اندازه ای رسیده است که شکاف بین  خود را علنی کنند.

خبر دوم را اما «امیر محبیان»، فعال سیاسی اصول گرا داد که به روزنامه «اعتماد» گفت اعضای «جامعه روحانیت مبارز» از هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان رهبری حمایت نمی کنند. این نهاد سیاسی 38 ساله به همراه جامعه مدرسین، به «جامعتین» مشهور هستند و پدرخوانده سیاسی اصول گرایان محسوب می شوند.

هاشمی رفسنجانی عضو جامعه روحانیت مبارز است ولی سال ها است که در جلسات این حزب شرکت نمی کند؛ به ویژه پس از دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد. «جعفر شجونی»، عضو جامعه روحانیت مبارز در روزهای اخیر گفته است دستش بشکند اگر حمایت از هاشمی را امضا کند. به نظر می رسد همین نظر را طیف تندرو این جامعه، به ویژه چهره هایی چون «محمد یزدی» و «احمد علم الهدی»، امام جمعه مشهد داشته باشند.

در حال حاضر بر اساس اطلاعات موجود، 32 نفر کماکان عضو این جامعه محسوب می شوند که از این میان، طیف نزدیک به هاشمی رفسنجانی در جلسات شورای مرکزی شرکت نمی کنند؛ چهره هایی چون «علی اکبر ناطق نوری»، حسن روحانی و «ابوالحسن نواب». در میان اعضای باقی مانده، حداقل 12 مخالف برجسته هاشمی رفسنجانی وجود دارد. برخی چهره ها هم فعالیت چندانی ندارند و به همین دلیل کار برای اعلام حمایت از او بسیار سخت تر از گذشته شده است.

اما اعلام عدم حمایت این دو نهاد از هاشمی رفسنجانی می تواند چه پیامدی داشته باشد؟ نخستین پیامد آن، افزایش شکاف های سیاسی و به تعبیر دقیق تر، علنی تر شدن این شکاف ها است. پیامد دوم می تواند خروج برخی اعضای این نهادها و ایجاد شکاف های تازه درونی باشد. این عدم حمایت تاثیر مستقیم بر انتخابات مجلس هم خواهد گذاشت و لبه حملات به طیف هاشمی را تندتر خواهد کرد. در همین حال، ممکن است این دو نهاد سیاسی برای کاهش اختلافات، از کاندیداتوری حسن روحانی، رییس جمهور ایران در مجلس خبرگان رهبری حمایت کنند.

این یک تاکتیک مفید است. یک واقعیت ملموس این است که در انتخابات خبرگان، به ویژه انتخابات امسال که برگزاری آن هم‌زمان با انتخابات مجلس شده، نگاه رای دهندگان به لیست های انتخاباتی است. لیست جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز اگر خالی از هاشمی باشد ولی نام روحانی را خود داشته باشد، ممکن است در میان رای دهندگان سردرگمی ایجاد و بخشی از آرای روحانی را به سوی خویش جلب کند. اما اگر در لیست آن ها نام هاشمی و روحانی نباشد، دوقطبی انتخاباتی کامل می شود و این احتمال که حداقل در تهران آن ها با خطر شکست جدی مواجه شوند، کم نیست.

به نظر می رسد از این زاویه، اکبر هاشمی رفسنجانی به ویژه در لیست انتخاباتی ویژه تهران، از عدم حمایت جامعتین خوشحال به نظر می رسد. برنده شدن در تهران، در انتخابات مجلس خبرگان مانند انتخابات مجلس، اهمیت نمادین ویژه ای برای او دارد. اعضای مجلس خبرگان رهبری به چنین حساسیت هایی واقف هستند. آن ها ظاهرا تمایل ندارند فضا در انتخابات خبرگان دوقطبی و از نظر سیاسی این قدر حساس شود ولی عدم حمایت آن ها از هاشمی، گام مهمی به سوی فضای دوقطبی است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}