دولت حسن روحانی سرانجام میوه مذاکرات و برجام را چید: تعلیق تحریم ها. پرونده تعلیق تحریم ها با وجود ماهیت اقتصادی اش، در دو سال اخیر هر روز سیاسی تر شده است. مهم ترین دلیل سیاسی شدن این پرونده، احتمال بهره برداری انتخاباتی دولت حسن روحانی از این دستاورد در رقابت های انتخاباتی مجلس شورای اسلامی است.

حسن روحانی این مهارت را داشت که "مذاکره هسته ای" را به یک برگ برنده در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 تبدیل کند و اکنون می خواهد "نتیجه مذاکره هسته ای" را به برگ برنده انتخابات مجلس تبدیل کند. در واقع، اکنون دولت ایران چهار گام مهمش را برداشته است: «انجام مذاکرات، موفقیت مذاکرات، تعلیق تحریم ها، تعلیق تحریم ها پیش از انتخابات مجلس.» گام پنجم می تواند پیروزی در انتخابات مجلس باشد.

یک کارت مهم برای برداشتن گام پنجم، افزایش دادن میل مشارکت مردم است. دولت با ترسیم یک چهره موفق در سیاست خارجی دارد تلاش می کند حامیان خویش را همچنین امیدوار به اصلاحات بیشتر در ایران نگه دارد و از سوی تعداد بیشتری را قانع کند که در انتخابات شرکت کنند. به طور طبیعی در انتخابات مجلس ایران، میانیگین نرخ مشارکت مردم اندکی بیش از 60 درصد بوده است. افزایش مشارکت مردم می تواند دولت را امیدوار کند که از سبد رای اضافه شده، سهم بیشتری به خود اختصاص داد. این مسئله در حوزه های مهم از قدرت تعیین کنندگی بیشتری برخوردار است. در نه دوره انتخابات قبلی مجلس ایران، میانگین مشارکت مردم تهران اندکی بیش از 45 درصد بوده است. افزایش مشارکت در شهرهایی چون تهران می تواند به برنده شدن لیست حامیان دولت منجر شود. برنده شدن کاندیدهای مهم در لیست شهر تهران، از نظر نمادین حائز اهمیت است و حداقل می تواند وجود یک اقلیت قدرتمند در مجلس آینده را تضمین کند.

کارت دوم به ایجاد فضای دوقطبی سیاسی در انتخابات باز می گردد. روزنامه تندروی وطن امروز در تیتر یک امروز خود از پایان بخشیدن به برنامه هسته ای ایران به عنوان دفن هسته ای یاد کرده است. دولت امیدوار است با تشدید این ادبیات، دوگانه موافق پایان تحریم و مخالف پایان تحریم را ایجاد کند و رای دهندگان را ترغیب به رای ندادن به تندروها کند. تندروها تا اندازه ای در جریان این بازی دولت هستند و بعید به نظر می رسد وارد میدان بازی شوند ولی ژست موافق پایان تحریم یک ژست مثبت سیاسی برای کاندیداهای نزدیک به دولت است و آنها حداقل می توانند تبلیغ کنند در این مسیر سهم داشته اند. همین تبلیغ فضای سیاسی انتخابات را تحت تاثیر قرار می دهد.

کارت سوم به بازتاب های اقتصادی کوتاه مدت تعلیق تحریم ها باز می گردد. این بازتاب ها تا زمان انتخابات مجلس، تغییر محسوسی در کوتاه مدتی در زندگی روزانه ایرانیان نخواهد داشت ولی فضای روانی و امیدبخشی اقتصادی، فعلا برای دولت کفایت می کند. در واقع، مهم ترین تهدید پیش روی دولت حسن روحانی در سیاست داخلی، سیاسی نیست. کماکان برای اکثریت رای دهندگان مسائل اقتصادی واجد اهمیت بیشتری است. تعلیق تحریم ها به دولت ایران این امکان را می دهد که مشکلات اقتصادی اش را کاهش دهد و به تجارت و تولید کمک موثرتری کند.

کارت چهارم، محقق شدن وعده انتخاباتی حسن روحانی است. به قاعده «هزار وعده خوبان، یکی وفا نکند»، بسیاری از مردم به وعده های دولتمردان ایرانی اعتماد کافی ندارند و آن را یک ژست سیاسی می دانند. حسن روحانی اکنون می تواند با اعتماد به نفس بیشتری با رای دهندگان حرف بزند و حرفش برای وعده دادن در زمینه های دیگر، معتبرتر از روزهای پیش از لغو تحریم است. افزایش اعتبار عمومی دولت به طور طبیعی به تقویت موقعیت سیاسی اش منجر می شود.

اما دولت چه مشکلاتی در این مسیر دارد؟ مهم ترین مشکل، ردصلاحیت های گسترده توسط شورای نگهبان است. در واقع شورای نگهبان اکنون نمی تواند میوه فروشی انتخابات را تعطیل کند ولی می تواند فقط چند کیلو از چند نوع میوه دستچین شده در ویترین بگذارد و بگوید فقط همین میوه ها را داریم. ردصلاحیت چهره های قدرتمند سبب می شود که اگر حتی یک فراکسیون پرشمار نمایندگان حامی دولت در مجلس تشکیل شود، فراکسیون قوی و موثری نباشد. در واقع پروژه کنونی شورای نگهبان، بی خاصیت کردن دستاوردهای احتمالی دولت حسن روحانی در انتخابات مجلس است.

ردصلاحیت های گسترده همچنین می تواند پیام های منفی و یاس در فضای سیاسی منتشر کند و درگیری های داخلی را افزایش داده و در کوتاه مدت فضای مثبت لغو تحریم ها را به حاشیه ببرد. کار دولت و اصلاح طلبان در این زمینه دشوار است. اگر به مسئله ردصلاحیت ها بی توجه باشند، مهره هایشان را از دست داده اند و اگر توجه کنند، وارد تنش و دوگانه سیاسی با شورای نگهبان شده و فضای مثبت پس از لغو تحریم ها دچار دست انداز می شود. چون تا حدود زیادی می توان گفت که دولت و اصلاح طلبان در نبرد با شورای نگهبان موفقیت چندانی نخواهند داشت و ناتوانی شان موقعیت انتخاباتی و سیاسی شان را تضعیف می کند. این مسئله درباره انتخابات مجلس خبرگان و تعیین سرنوشت چهره هایی چون حسن خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی هم صادق است.

 مشکل دوم می تواند حاشیه سازی سیاسی تندروها باشد، حاشیه هایی مثل حمله به سفارت عربستان. در روزهای آینده با توجه به اینکه معمولا در آستانه انتخابات ضریب فضای امنیتی در ایران تشدید می شود، احتمالا این رویدادها کم است ولی تندروهای خشمگین از نتیجه بخش بودن مذاکرات بیکار نخواهند نشست. آنها همچنین با دقت و گستردگی کم نظیری همه تحولات مربوط به لغو تحریم ها را رصد می کنند تا مشکلات احتمالی را بزرگنمایی کنند. این مشکلات منجر به توقف برجام یا بازگشت تحریم ها نخواهد شد ولی سنگلاخ هایی در جاده خواهد انداخت.

مرور انگیزه های دولت و مخالفانش به خوبی نشان می دهد اجرایی شدن برجام سرفصل دور تازه ای از کشاکش های سیاسی خواهد بود. تندروها به شدت خواهند کوشید اقتدارشان را در فضای داخلی حفظ کنند و دولت روحانی هم برای گسترش دامنه دستاوردش برنامه های دیگری در سر دارد. این جنگ تازه، قربانیان کمی نخواهد داشت ولی فعلا این تضمین وجود دارد که دولت حسن روحانی نه تنها از قربانی شدن نجات یافته، بلکه به یک مدعی قوی و جان سخت تر تبدیل شده است. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}