محمد یزدی که به حملات به مراجع تقلید شیعه منتقد آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌‌ای مشهور بوده این بار با فردی درافتاده که از خودش جوان‌تر است و بر خلاف چهره‌های سابق خود جزیی از حکومت است.

محمد یزدی در کتاب خاطراتش، سازماندهی چماقداران قم از طریق حاجی غلام در سال ۱۳۵۸ و تسخیر دارالتبلیغ آیت‌الله کاظم شریعتمداری را با افتخار شرح داده و گفته است: «در کمتر از نیم ساعت حاج غلام و نوچه‌هایش افتادند به جان خلق مسلمان‌ها. زدند و بستندد و گرفتند و به ساختمان مزبور منتقل کردند…. تا آن وقت ما کار بازجویی نکرده بودیم و به فرد همراهم گفتم: « این در واقع اولین بازجویی رسمی است که ما انجام می‌دهیم.»

به گفته محسن کدیور، آقای یزدی همچنین نویسنده دو بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره «عزل» آیت‌الله شریعتمداری و یوسف صانعی بوده است.

او در نخستین سال تصدی ریاست قوه قضائیه زمانی که عدم صلاحیت علمی رهبر جمهوری اسلامی در جوامع حوزوی بشدت مطرح شده بود نخستین کسی بود که خط شکنی کرد و برای مقام رهبری گواهی اجتهاد صادر کرد.معرفی آیت الله‌خامنه‌ای به عنوان مرجع از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از دیگر اقدامات یزدی بود.

او در حمله فیزیکی به حامیان این مرجع تقلید و همچنین حمله به دفتر و خانه آیت‌الله حسینعلی منتظری و آیت‌الله احمد آذری قمی و حصر آنان نیز نقش ویژه‌ای داشته است.

حمله شدیداللحن به آیت الله موسی شبیری زنجانی به دلیل دیدار با محمد خاتمی آخرین اقدام یزدی پیش از درگیری او با صادق لاریجانی بود.

اینک اما او نه به یک مرجع تقلید شیعه بلکه به فردی حمله کرده که مانند خودش رئیس سابق قوه قضائیه بوده است. صادق لاریجانی همچنین مانند خود محمد یزدی در دوره‌‌ای نقش حمله به منتقدان آیت‌الله خامنه‌‌ای را عهده دار بوده است. از جمله حملات او به اکبر هاشمی رفسنجانی این نظریه را مطرح می‌کرد که او برای نزدیکی بیشتر به رهبر جمهوری اسلامی به منتقدان او حمله می‌کند.

رهبر جمهوری اسلامی نیز به صادق لاریجانی علاقه ویژه‌‌ای نشان داده و در حکم انتصاب برای ریاست قوه قضائیه او را «محقق فرزانه» خوانده بود.با این حال از نظر بسیاری از تحلیل گران بعید است که حمله یزدی و دیگر حملات به صادق لاریجانی بدون مجوز رهبر جمهوری اسلامی یا نزدیکان او انجام شده باشد و در واقع او به نیابت از آنان به نبرد با صادق لاریجانی رفته است.

صادق لاریجانی نیز در نامه به محمد یزدی نوشته است: «همه این فضا سازی‌ها نشان از آن دارد که یک پروژه بزرگتری در پس این القائات نهفته است و آن تخریب اینجانب و شاید هم تخریب‌های دیگر. مساله همین است.»

صادق لاریجانی که خود از منتقدان احمدی نژاد بوده اما در مواجهه با محمد یزدی روشی شبیه به او را پیش گرفته است.

او پای برخی دیگر مقامات از جمله حسین طائب، رئیس اطلاعات سپاه و محمد باقر قالیباف را وسط کشیده و در اعتراض به منصوب کردن فساد اکبر طبری به او نوشته که «آیا همین کار را برای آقای شریفی قائم مقام شهردار اسبق تهران و آقای سیف معاون اقتصادی اطلاعات سپاه و… کرده‌‌اند و فساد آنها را به آقای قالیباف و آقای طائب و دیگران سرایت داده اند؟.»

اکبر طبری در دوران ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضاییه به عنوان معاون اجرایی دفتر رئیس قوه قضاییه مشغول به فعالیت بود و با بازداشت او به اتهام فساد مالی حملات به صادق لاریجانی به شکل گسترده‌‌ای آغاز شد.

صادق لاریجانی همچنین مانند احمدی نژاد از اسراری گفته که در سینه دارد. او نوشته است: «سینه‌‌ام خزانه الاسرار اتهامات مجموعه‌‌ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت‌هاست و ظاهراً امروز هم هزینه ایستادگی در رسیدگی به آنها را می‌پردازم. »

او در این نامه نیز تلاش کرده که محمد یزدی را فردی بی‌سواد در امور دینی نشان دهد. از همین رو برایش نوشته است که او حتی موضوع «کتاب القضاء» نوشته «مرحوم سید صاحب عروه» را متوجه نشده اما بر آن حاشیه نوشته است.

صادق لاریجانی همچنین کتاب‌های خود را به رخ یزدی کشیده و نوشته است: «سالیانی برای عده‌‌ای در حوزه و دانشگاه تدریس کرده‌‌ام، آثاری را هم پدید آورده‌‌ام. میزان تاثیر آن هم در حد خود، یک امر واقعی است، نه با خواست بنده بیشتر می‌شود و نه با توهین و تحقیر شما کمتر. اما شما در عرصه تحقیق و پژوهش‌های علمی چه کرده اید؟.»

به جز درگیری‌های شخصی که ممکن است دو رئیس سابق قوه داشته باشند، رقابت‌های سیاسی مربوط به جایگاه آینده خاندان لاریجانی می‌تواند در این حمله نقش داشته باشد. چرا که در گمانه زنی‌ها از صادق لاریجانی به عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی رهبری آینده نام برده می‌شود. از سوی دیگر موضوع نامزدی علی لاریجانی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده مطرح است.

این نامه و صحبت‌های یزدی باعث شده که درگیری پنهان علنی شود. درگیری‌هایی که حداقل با انتخابات ریاست جمهوری آینده و رهبری آینده مرتبط است. در این میان اما رقیب اصلی صادق لاریجانی مشخص نیست. برخی بر این باورند که حمله به صادق لاریجانی از طرف گروهی انجام می‌شود که قصد دارند ابراهیم رئیسی را بر جایگاه رهبری بنشانند. گروهی که در دفتر رهبر جمهوری اسلامی قدرت دارند.

از نظر برخی دیگر اما ممکن است که هدف از این حملات تنها حذف صادق لاریجانی باشد و هنوز مشخص نیست که نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی بر روی چه کسانی سرمایه گذاری کرده اند.نتیجه این حملات اما هر چه باشد فعلا صادق لاریجانی بازنده این درگیری شده است و جایگاه سابقش آسیب دیده و به نسبت همین آسیب از جایگاه رهبری آینده جمهوری اسلامی دور شده است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}