بررسی گزارش کمیسیون اصل ۹۰/ بخش پایانی

پدرام قائمی، شهروند خبرنگار

 

از ششم مردادماه سال ۸۶ که «امیر قلعه‌نویی» سکان رهبری تیم ملی را از دست داد، تا اول فروردین ماه سال ۸۷، تیم ملی ایران مربی نداشت؛ اتفاقی که فقط ممکن است در فوتبال ایران ثبت شود که داشت با «کمیته انتقالی» و تحریمی که دولت محمود احمدی‌نژاد به فدراسیون هدیه داده بود، می‌جنگید. 
«علی کفاشیان» در حالی رییس فدراسیون فوتبال شد که «شاهرخ شهنازی» و «حسین علی‌آبادی» هریک یا به دلیل منع «فیفا» و یا سفارش از مقامات بالا، از انتخابات فدراسیون فوتبال کنار کشیده بودند.

کفاشیان برای انتخاب سرمربی تیم ملی، گزینه‌هایی مشخص داشت؛ تمام گزینه‌های او در مربیان خارجی خلاصه می‌شد. مهم‌ترین آن ها، «خاویار کلمنته» بود. او به ایران هم آمد اما شرط گذاشت که فقط در زمان بازی‌های رسمی به تهران می‌آید!

خبرگزاری «DPA» بعد از منتفی شدن آمدن کلمنته، از قول کفاشیان نوشت: «حالا ایران فقط دو گزینه دارد؛ افشین قطبی و امیر قلعه‌نویی.»

از دفتر رییس فدراسیون فوتبال خبر می‌رسید که رایزنی‌های جدی برای سرمربی گری امیر قلعه‌نویی از «بالا» آغاز شده است. حسین علی‌آبادی علاقه‌ای مشخص به سرمربی گری قلعه‌نویی داشت و از سویی دیگر، «علی سعیدلو» که آن روزها معاون اول رییس‌جمهور محسوب می‌شد، دستور به حضور افشین قطبی داده بود. افشین قطبی در رسانه‌ها حمایت می‌شد و امیر قلعه‌نویی به شکلی واضح از سوی بعضی نمایندگان مجلس.

دو نماینده، حامیان ویژه امیر قلعه‌نویی بودند؛ اولی «محمدکریم شهرزاد»، نماینده مردم اصفهان در مجلس هشتم بود که پیش‌تر هم در ادوار سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی بود.

محمدکریم شهرزاد به واسطه رابطه صمیمانه‌ای که با امیر قلعه‌نویی پیداکرده بود، با تماس‌های مکرر خود با علی کفاشیان، از او می‌خواست کم سرمربی گری این مربی را امضا کند. شهرزاد البته بعدها یکی از توصیه‌کنندگان و هواداران جدی امیر قلعه‌نویی برای حضورش در اصفهان به عنوان سرمربی «سپاهان» هم شد.

دومین نماینده، «مقداد نجف نژاد» بود؛ مردی که تازه از مدیرعاملی باشگاه استقلال استعفا داد ولی هم‎چنان از نزدیک‌ترین مردان سیاسی امیر به‌حساب می‌آمد.

اما یک مصاحبه از «علی دایی» در اسفندماه سال ۸۶ معادله‌های سرمربی گری تیم ملی را تغییر داد. او به دوربین برنامه «۹۰» گفت: «کسی سرمربی تیم ملی می‌شود که لابی بیش تری داشته باشد.»
دایی ادعا کرد که سرمربی تیم ملی را لابی‌های سیاسی انتخاب می‌کنند.

فردای پخش این مصاحبه از برنامه ۹۰، حسین علی‌آبادی در تماس با مدیران باشگاه سایپا (تیمی که آن روزها علی دایی سرمربی‌اش بود)، به آن ها خبر می‌دهد که «دستور آمده» علی دایی باید سرمربی تیم ملی شود. علی دایی در اولین برنامه زنده ۹۰ بعد از امضای قراردادش به عنوان سرمربی تیم ملی، در پاسخ به سؤال «عادل فردوسی پور» که با زیرکی پرسیده بود لابی شما چه کسی بود که سرمربی تیم ملی شدید، گفت: «من باخدا لابی کردم!»

هرچند که بعید به نظر می‌رسید منظور حسین علی‌آبادی از «بالا» همان لابی مورد نظر علی دایی بوده باشد.

این آخرین باری نبود که تیر نمایندگان مجلس برای انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به سنگ خورد. علی دایی را حسین علی آبادی برکنار کرد. هرچند که دایی مصرانه معتقد است بی‌میلی او برای حضور در ستاد انتخاباتی احمدی‌نژاد در سال ۸۸ دلیل اخراجش از تیم ملی بوده و نتایج او همراه تیم ملی و شکست در تهران مقابل عربستان هیچ نقشی در این اخراج نداشته است.

اما علی کفاشیان در آبان ماه سال ۹۲ به روزنامه «ایران» گفت: «فردای شکست مقابل عربستان، آقای علی‌آبادی به من گفت رییس‌جمهور منتظر ما است. صبح زود به دفتر احمدی نژاد رفتیم. فکر می‌کردم قرار است توبیخ شویم اما به‌محض این‌که ما را دید، گفت این‌طور سرتان را پایین نیاندازید. بروید و باقدرت کارتان را بکنید... بعد هم کمی در مورد گروه و شانس صعود پرسید. همان‌جا آقای علی‌آبادی پیشنهاد برکناری کادر فنی را داد که رییس‌جمهور مخالفت کرد ولی گفت در این مورد شما دو نفر مختار هستید.»

حالا در گزارش کمیسیون اصل ۹۰ در مورد فساد در فوتبال ایران می‌خوانیم: «در موارد متعددی علی رغم تصویب هیات رییسه، رییس فدراسیون خود را ملزم به انجام آن ندانسته است؛ به عنوان نمونه، می‌توان به مخالفت اعضا با مربی گری افشین قطبی یا حفظ سرمربی تیم ملی "امید" اشاره کرد.»

افشین قطبی چه گونه سرمربی تیم ملی شد؟ به محض برکناری علی دایی، مردی جای او نشست که سال ۸۳ با دستور علی کفاشیان که معاون ورزشی سازمان تربیت‌بدنی و دبیر کل کمیته ملی المپیک بود، از سرمربی گری تیم امید برکنار شده بود. محمد مایلی کهن با «دستور از بالا» و تشخیص هیات‌رییسه فدراسیون، سرمربی تیم ملی شد و بعد از ۱۷ روز، به دلیل درگیری لفظی با امیر قلعه‌نویی، از کار برکنارش کردند. درحالی‌که انتظار می‌رفت این بار کفاشیان تسلیم تصمیم مجلس برای انتخاب امیر قلعه‌نویی شود، او رأی به افشین قطبی داد؛ مردی که حمایت کامل سازمان تربیت‌بدنی و دفتر ریاست جمهوری را برای خود می‌دید.

معادله‌های مجلس در مورد فدراسیون فوتبال هرگز توأم با موفقیت و پیروزی نبوده است. امروز کمیسیون اصل 90 مجلس ایران از انتخاب افشین قطبی به‌عنوان سرمربی تیم ملی به عنوان نمونه‌ای از فساد نام می‌برد و رییس فدراسیون ایران را یکی از ارکان رشد فساد می‌داند.

دلیل حیرت انگیز کمیسیون اصل ۹۰ را می‌توان این‌گونه در گزارش «فساد در فوتبال» پیدا کرد: «از مواردی که بدون اطلاع مجمع در جلسه ۴ دی ۹۰ رأی‌گیری و مصوب فرض شده، کاهش اختیارات مجمع در اساس نامه و حذف بندهای ۱۲ و ۱۵ از ماده ۲۵ اساس نامه قبلی است. مطابق بند ۴ ماده ۳۲ اساس نامه مصوب، باید اکثریت مطلق اعضای مجمع حاضر در جلسه به اصلاح اساس نامه رأی دهند که در مجمع ۴ دی ۹۰، اکثریت مطلق، یعنی دوسوم اعضا رأی ندارند.»

در حقیقت، مجلس خواهان کاهش اختیارات رییس فدراسیون فوتبال شده است.

کمیسیون اصل ۹۰ راه‎کارهای پیشنهادی خود را هم برای مبارزه با فساد ارایه داده است:«روند حاکم بر انتخابات رییس فدراسیون حاکی از انتصاب است. ضروری است تا با رعایت مقررات مرتبط با اساس نامه در موضوعات ترکیب اعضا مجمع، سن اعضا هیات رییسه و رییس فدراسیون، ترکیب اعضای بعضی از کمیته‌ها، سازمان اداری، امور مالی، نحوه گزینش و انتخاب و شرح وظایف و مسوولیت‌های ارکان قضایی و مراجع داوری فوتبال و... با قید فوریت اصلاحاتی ایجاد شود.»

این درحالی‌که فدراسیون جهانی فوتبال هرگونه تغییر در اساس نامه فدراسیون، دخالت در چیدمان اعضای مجمع و هیات رییسه فدراسیون و یا تصمیم‌گیری برای این مجموعه را غیرقانونی دانسته و در اسرع وقت آن کشور را با تحریم و تعلیق روبه رو می‌کند، مجلس ایران برای مبارزه با فساد، پیشنهاد تغییر دادن مجمع با روش منحصربه‌فرد خود را داده است.

در گزارش مجلس می‌خوانیم: «لازم است وزیر ورزش و جوانان به عنوان عضو عالی مجمع فدراسیون فوتبال، با قید فوریت با رعایت مجاری حقوقی، نسبت به اصلاح قانونمند اساس نامه اقدام و علاوه بر اعضای فعلی، در ترکیب مجمع ترتیبی اتخاذ نمایند تا کلیه روسای فدراسیون فوتبال بعد از انقلاب اسلامی، کلیه مربیان ایرانی تیم ملی بزرگ‌سالان، کلیه کاپیتان‌های تیم ملی بزرگ‌سالان، رییس و دبیر کمیته المپیک، کلیه معاونین وزیر ورزش و جوانان، دو نفر حقوق دان آگاه به مسایل فوتبال که حداقل پنج سال سابقه خدمت در حوزه فوتبال را داشته باشند، پنج نفر از مربیان با معرفی کانون مربیان، پنج نفر از بازیکنان ملی با معرفی کانون بازیکنان و پنج نفر از داوران با معرفی کانون داوران به عنوان عضو مجمع فوتبال انتخاب شوند.»

شاید با این روش، رییس فدراسیون فوتبال مقابل خواسته‌های نمایندگان مجلس برای حضور گزینه مورد نظر به تیم ملی ایستادگی نکند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}