همین چند ماه پیش توی تهران، تلفنی بلیت خریدم برای یک کنسرت راکِ زیرزمینی. خواننده را می‌شناختم. می‌دانستم که قرار است برویم در یک سالن کوچک، که به زور آن را آکوستیک کرده‌اند، فشرده کنار همدیگر بنشینیم و راک گوش کنیم. آهنگ اول به دوم نرسیده، جوان‌ها شروع کردند سرپا همراهی کردن با خواننده. سالن کوچک مخفی که شصت تا هفتاد نفر در آن ایستاده بودند و انگشت‌هایشان را با حالت مخصوص راکرها بالا گرفته بودند، خیلی زود دم‌ کرد و گرم شد. جمعیت با صدای بلند با خواننده همراهی می‌کردند و برای من که اولین بارم بود، عجیب بود هماهنگیِ این همه آدم که کنار هم ترانه‌هایی را از حفظ می‌خواندند که روی زمین مجوز ندارند. از خیلی وقت پیش تمام ترانه‌های غیرمجاز آقای خواننده‌ی زیرزمینی، تمام و کمال به دست همه‌مان رسیده بود. و همه‌مان قبلاً آن‌قدر ترانه‌ها را گوش کرده بودیم که از بر شده‌ بودیم و حالا با همه‌ی غریبه بودن‌مان با هم، آن قدر یکرنگ و یکصدا شده بودیم که گرما و تنگی هوای سالن آخرین چیزی بود که می‌توانست آزارمان بدهد. و همان ‌جا بود که فکری شدم این موزیک‌ها و ترانه‌ها چه طور دست به دست شده و می‌شود؟

برگه‌ی بازجویی برای برگ موزیک

به «برگ موزیک» می‌گویند پایگاه دانلود موسیقی آلترناتیو ایران. سایتی که انتشار بسیاری از آثار خواننده‌ها و گروه‌های زیرزمینی را به عهده داشته است. تا هفته‌ی پیش اگر «برگ موزیک» را گوگل می‌کردید، اتفاق خاصی چشم‌تان را نمی‌گرفت. حالا اما سومین لینک جست‌و‌جوی واژه‌ی برگ موزیک خبر بازداشت مدیران این سایت است. خبرها می‌گویند مهدی رجبیان، برادرش حسین رجبیان، یوسف عمادی و آزاده.س بازداشت شده‌اند. در روزگار بازداشت‌های سیاسی و عجیب و غریب، این خبر ممکن است خیلی ساده به نظر بیاید؛ یک سایت دانلود موسیقی غیرمجاز بوده که ردّ مدیرانش را گرفته و دستگیرشان کرده‌اند. اما اگر سرِ همین نخِ باریک را بگیرید، به کلاف سردرگمی می‌رسید، پر از ماجرا.

مهدی دالتون ناپدید می‌شود

پانزدهم مهر قرار بوده تازه‌ترین آلبوم شاهین نجفی به اسم «ترامادول» در ایران به صورت رسمی از طریق سایت برگ موزیک ارائه شود. تا قبل از آن، آلبوم‌های اوریژینال شاهین نجفی بین طرفدارهاش دست به دست می‌شده و سایت برگ موزیک فقط عهده‌دار اعلام انتشار خبر آلبوم‌ها بوده. این‌ بار اما قرار می‌شود که به طور رسمی فروشنده و پخش‌کننده‌ی آلبوم تازه هم باشند. قرار و اعلام می‌شود که مشتری‌های مقیم وطن، ۱۵ هزارتومان برای آلبوم «ترامادول» به حساب شخصی مدیر سایت واریز کنند و آلبوم را پیش‌خرید کنند. همه‌چیز مطابق برنامه پیش می‌رود و پول‌ها واریز می‌شود، اما درست ۴۸ساعت مانده به رونمایی آلبوم، مهدی رجبیان که ساکن شهر ساری ست، ناگهان ناپدید می‌شود. تلفنش بوق می‌خورد اما کسی برنمی‌دارد. ایمیل‌ها بی‌پاسخ می‌مانند، اس‌ام‌اس‌ها هم همین ‌طور. خانواده‌اش خبری از او ندارند و حدس می‌زنند به تهران رفته باشد. حتا به گفته‌ی دوستانش از ساری تا رشت دنبالش می‌گردند ولی مهدی نیست که نیست. روز رونمایی هم فرا می‌رسد، اما از او خبری نمی‌شود. کسانی که پول پرداخت کرده‌اند کم‌کم شاکی و مشکوک می‌شوند. تنها نشانه‌ای که وجود دارد، بروز شدن پیوسته‌ی صفحه‌ی فیس‌بوک «برگ موزیک» است که همه را حسابی گیج کرده. و سرآخر همین بروز شدن صفحه هم باعث می‌شود بعد از چند روز، شاهین نجفی از طرفداران مال‌باخته‌اش عذرخواهی کند:

«چند روز صبر کردم تا طعم شیرین ترامادول برای رفقا تلخ نشود.از صبح روز انتشار این گونه ارتباط ما با مهدی (مسئول پخش سی‌دی‌ها در ایران) قطع شد.همه در بهت هستیم. باور این که مهدی پس از چند سال برای مقداری کمی پول دست به چنین کاری بزند نیز ضعیف و غیرقابل پذیرش است و در عین حال مدرکی مبنی بر دستگیری او وجود ندارد. در این میان گویا من شخصا ناگزیرم برای این اتفاق از شما عذرخواهی کنم .فقط لطفا دشمن‌شاد نشوید و صبر کنید تا ماجرا پیگیری شود. ما پیش از این، شرایطی این‌چنین سخت را گذرانده‌ایم و دوستان واقعی ما کسانی هستند که در لحظات شیرین و سخت در کنار ما باشند.»

همین چند خط سیل فحش‌ها و ناسزاها را به سمت مهدی رجبیان راه می‌اندازد. یکی از دوستان مهدی می‌گوید: «ما هی توی کامنت‌ها می‌گفتیم مهدی امکان نداره همچین کاری کرده باشه، ولی کسی گوش نمی‌کرد. خودمون هم راستش خیلی گیج بودیم. فیس‌بوک بروز می‌شد ولی هیچ خبری از خود مهدی نبود. از خانواده‌اش هم توی ساری سعی می‌کردیم یه جوری پرس‌وجو کنیم که مشکوک نشن. می‌گفتن شاید برای ضبط مونده استودیو.»

عاقبت هفته‌ی پیش بعد از دو ماه بی‌خبری، خانواده‌ی مهدی مطلع می‌شوند که مهدی و حسین در زندان اوین تهران اند. یوسف عمادی را هم با قرار وثیقه‌ای سنگین آزاد کرده‌اند. و بعد خبرهای دیگری می‌رسد از فشار و شکنجه برای اعتراف تلویزیونی. مهدی رجبیان، ۲۵ ساله، ساکن ساری. او قبلاً خودش خواننده بوده با اسم مستعار مهدی دالتون که بعدها استودیو خودش را راه می‌اندازد و بعدتر سایت برگ موزیک را تأسیس می‌کند. مهدی گرافیست هم هست، اما خرج زندگی و استودیو زیرزمینی‌اش را از فروش آلبوم‌ها و آهنگ‌های زیرزمینی در می‌آورد.

ما خیلی زیادیم؛ ۷۰۰ هزار نفر

از یکی از دوستان مهدی پرسیدم مگر چند نفر برای خرید آلبوم پول واریز کرده بودند که ابتدا چنین شکی ایجاد شد؟ جوابم را نداد. عذرخواهی کرد که نمی‌تواند آمار دقیق بدهد و گفت: «ما خیلی زیادیم. می‌دونین اشرار چند نفرند؟ ۷۰۰ هزار نفر.»

اشرار لقب گروهی طرفداران شاهین نجفی ست. اشرار قوانین خاص درون‌گروهی خودشان را دارند. از حرف‌ها و ترانه‌های «شاهین» در حرف‌ها و کامنت‌های‌شان استفاده می‌کنند. شعار دارند. تکیه‌کلام و اصطلاح و لقب دارند. و این روزها همه‌شان ملتهب ‌اند. موسیقی‌شان را موسیقی اعتراضی می‌دانند. و حالا خودشان رسما معترض‌ اند، و آزرده و عصبانی از این موج دستگیری‌ها: «از بعد از آهنگ نقی سایت رفت زیر ذره‌بین. برگ موزیک تنها سایتی بود که بعد از حکم ارتداد شاهین جرئت کرد آهنگ نقی رو توی فهرستش نگه داره و حتا پخش‌کننده‌ی رسمی‌اش باشه. از چیزی هم باکی نداشت. بعد از همه‌ی اون جریان‌ها، برگ موزیک همچنان از شاهین حمایت کرد و تو بدترین شرایط هم باهاش پیش اومد.»

برایم سوال پیش می‌آید که یعنی همه‌ی این‌ها الان به خاطر شاهین نجفی و حکم ارتدادش است؟ دوست مهدی که حاضر شده با هم بدون اسم حرف بزنیم تعریف می‌کند که برگ موزیک به طور رسمی تک‌آهنگ‌ها و آلبوم‌های شاهین نجفی را منتشر می‌کرد، اما با خواننده‌های دیگر زیرزمینی هم همکاری داشت و استقلال خودش را حفظ می‌کرد. اما تهدیدها و فشارها بعد از پخش ویدئوی «این‌گونه» شروع شد: «مهدی می‌گفت بهش اس‌ام‌اس می‌دن از اطلاعات و تهدیدش می‌کنن. نمی‌گفت چی می‌گن ولی تهدید می‌کرده‌ان. برای چند نفر دیگه از دوست‌های مهدی هم از شماره‌های تبلیغاتی مسیج‌های تهدیدآمیز فرستاده‌ان و گفته‌ان شما تحت تاثیر تبلیغات بیگانگان قرار گرفته‌اید و هر چه زودتر ارتباط خود را قطع کنید، وگرنه مطابق قوانین اسلامی با شما برخورد خواهد شد.»

ما را به خیر تو امید نیست؛ شر مرسان!

اشرار صفحه‌ی جدید راه می‌اندازند، خواننده‌های زیرزمینی اعتراض می‌کنند، حتا نامه می‌نویسند به وزیر ارشاد و نسبت به موج جدید دستگیری‌ها واکنش نشان می‌دهند. همین چند وقت پیش امیرحسین مقصودلو (معروف به امیر تتلو) را بازداشت کردند و بعد از چند روز که آزاد شد متن عذرخواهی نوشت خطاب به مردم ایران و قول داد که مسیرش را تغییر بدهد. خواننده‌های خارج از ایران هم به اعتراض‌ها می‌پیوندند. گروه آبجیز و آرش سبحانی از زندانی‌های موسیقی زیرزمینی یاد می‌کنند و خود شاهین نجفی در کنسرت لندن، آهنگ «ایستاده مردن» را تقدیم می‌کند به مدیرانِ برگ موزیک. تیر اعتراض‌ها هم اغلب به سمت دولت تدبیر و امید است. که مارا به خیر تو امید نیست، شر مرسان! که قرار بوده فضا باز بشود پس چه شد؟ که دولتی‌ها مصاحبه می‌کنند و می‌گویند می‌خواهیم موسیقی زیرزمینی را بیاوریم روی زمین اما حالا وضع این است.

کامنت‌ها را که می‌خوانم، می‌فهمم اعتراض‌شان فقط به دستگیری نیست، به تبعیض در انتشار خبر دستگیری‌ها هم هست. به این‌که دستگیری کسی مثل تتلو آن‌قدر سر و صدا می‌کند و بعد مدیران برگ موزیک را که می‌گیرند، صدای «اشرار» به جایی نمی‌رسد و حتا خبرش هم آن‌طور که باید دست‌به دست نمی‌شود.

مطلوب برادران گمنام: اعتراف کن؛ لو بده

از دوست مهدی می‌پرسم می‌دانی الان مهدی باید به چه چیزی اعتراف کند؟ و جواب می‌گیرم: «ازش می‌خوان اعتراف کنه که با شاهین نجفی و بقیه‌ی موزیسین‌های خارج از ایران همکاری داشته و الان هم پشیمونه از کارهاش. تمام کسایی رو هم که با شاهین در ارتباط هستن لو بده.»

آزاده س. را هم در همدان دستگیر کرده‌اند. او مسئول مصاحبه‌های سایت برگ موزیک بوده و الان در اوین است. دوست مهدی از من می‌خواهد که بعضی حرف‌هایش را  هیچ جا ننویسم. و بعد تعریف می‌کند از پرس‌و‌جوها، از آزار و اذیت‌ها، از این‌که عطای صفحه‌ی فیس‌بوک برگ موزیک را با تمام چندین هزار لایک‌اش به لقایش بخشیده‌اند و دیگر به هیچ‌چیز اعتماد ندارند، هیچ چیز.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}