در روزهای اخیر یک لیست 16 نفره به نام «خبرگان مردم» به عنوان افراد مورد حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی برای انتخابات خبرگان حوزه تهران منتشر شده است. با وجود حضور برخی چهره های مهم مجلس خبرگان مانند «محمود هاشمی شاهرودی»، «احمد خاتمی» و «صادق لاریجانی» در شهرستان ها، تعیین کننده ترین چهره ها در حوزه تهران حضور دارند و پیروزی و یا شکست آن ها بسیار معنادار است.

در تهران لیست دیگری هم موسوم به «یاران امام» منتشر شده است که تحت حمایت «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» قرار دارد. این فهرست، لیست مثلث جنتی-یزدی-مصباح است. عنوان یاران امام عامدانه و برای ایجاد سردرگمی انتخاباتی برگزیده شده است. در سال های اخیر، اکبر هاشمی رفسنجانی با قرار گرفتن کنار خانواده آیت الله خمینی، از مدعیان جدی ضرورت بازگشت به دوران خمینی بوده است. اما بازی با اسم «امام» تنها مساله فعلی لیست خبرگان هاشمی برای موفقیت در انتخابات نیست.

در دو لیست منتشر شده، 9 اسم مشترک وجود دارد: «محمدعلی موحدی کرمانی»، «ابوالفضل میرمحمدی»، «محمد امامی کاشانی»، «ابراهیم امینی»، «غلامرضا مصباحی مقدم»، «قربانعلی دری نجف آبادی»، «حسن روحانی»، «محمد محمدی ری شهری» و «محسن قمی».

ممکن است در روزهای آینده تغییراتی در لیست دو طرف رخ دهد ولی فعلا بیش از 50 درصد لیست ها مشترک هستند و این می تواند باعث سردرگمی انتخاباتی شود؛ به ویژه این که نام حسن روحانی، رییس جمهور ایران در هر دو لیست وجود دارد.

مشکل سوم به فرصت محدود زمانی باز می گردد. در واقع، از امروز که لیست اصلاح طلبان برای مجلس نهایی شود، عمده تمرکز این طیف روی انتخابات مجلس خواهد بود. شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان به طور کلی ماموریت خبرگان را به هاشمی واگذار کرده بود و سابقه تلاش موثری در این زمینه ندارد. از سوی دیگر، در همین وضعیت فعلی هم به دلیل ردصلاحیت ها و معلق بودن وضعیت کاندیداها، به شدت از بازی در مجلس عقب است و فرصت چندانی برای خبرگان ندارد. بنابراین، همه بار روی دوش هاشمی رفسنجانی است.

نکته دیگر اما به میزان مشارکت مردم در انتخابات خبرگان رهبری باز می گردد. در فضای غیررقابتی و مشارکت پایین، تمایل طیف های سنتی و مذهبی تر برای شرکت در انتخابات خبرگان بالا است و ممکن است توجه آن ها بیش تر متوجه لیست جنتی-یزدی- مصباح باشد.

در چهار دوره گذشته، میانگین مشارکت مردم در سراسر کشور 44/55 درصد و در تهران 47 درصد بوده است. نکته مهم تر اما به تاثیرگذاری انتخابات هم‌زمان باز می گردد. در دوره دوم و سوم خبرگان، درصد مشارکت شرکت کنندگان به شدت کاهش یافت (37 درصد و 46 درصد) ولی در دوره چهارم به علت برگزاری همزمان انتخابات خبرگان با شوراهای شهر و روستا، میزان مشارکت نسبت به دوره های سوم 15 درصد افزایش یافت. به همین علت، می توان انتظار داشت مشارکت 61 درصدی دوره چهارم در دوره پنجم هم تکرار شود.

در عین حال، با توجه به سیاست های دولت روحانی، طیف هاشمی و تلاش اصلاح طلبان، شاید این میزان مشارکت افزایش یابد. بنابراین، از این نظر تهدیدی متوجه لیست هاشمی نیست.

نکته دیگر به فضای سیاسی باز می گردد؛ در دوره چهارم انتخابات مجلس خبرگان در سال 85، هاشمی رفسنجانی در موقعیت ضعیفی بود. او در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده و فشارهای سیاسی زیادی متوجه او شده بود به گونه ای که درباره شرکتش در انتخابات تردید وجود داشت. با این وجود، آن ها دو مکانیسم موثر را انتخاب کردند؛ نخست این که به طور غیررسمی یک سازمان درونی برای رصد شمارش آرا تشکیل دادند تا امکان هرگونه تقلب را از دولت احمدی نژاد سلب کنند و دوم این که اصلاح طلبان را تشویق کردند که اگر فقط می خواهند در انتخابات شورای شهر شرکت کنند، در انتخابات خبرگان «تک رای» به هاشمی بدهند. این تاکتیک موثر واقع شد و هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره چهارم، یک میلیون و 564هزار رای آورد. او در این دوره 173 هزار رای بیش تر از دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری در حوزه تهران کسب کرد؛ یک اتفاق معنی دار که در تثبیت موقعیت سیاسی هاشمی بسیار مهم بود.

تاکتیک تک رای چنان موثر بود که نه تنها فاصله هاشمی با نفر دوم را به بیش از 500 هزار رای رساند بلکه او حدود دو برابر حسن روحانی، دیگر چهره نزدیک به خودش رای آورد.

به اعتبار این سابقه، می توان گفت تاکتیک لیست هاشمی می تواند یک مولفه بسیار تعیین کننده در انتخابات خبرگان رهبری باشد. در عین حال، به دلیل هم سویی دولت روحانی با هاشمی، آن ها نگران تقلب انتخاباتی نیز نیستند. در واقع، هاشمی یک مکمل اجرایی و سیاسی در کنار خود می بیند که می تواند شانس او را افزایش دهد.

باید در نظر داشت که در انتخابات دوره چهارم، در فضای عمومی انتخابات، اصول گرایان دست برتر را در شوراها داشتند ولی اکنون آن ها در انتخابات مجلس در وضعیت بدی به سر می برند. می توان انتظار داشت که چنین فضایی بر انتخابات خبرگان نیز تاثیر منفی بگذارد.

وجه دیگر و مهم اما به دوقطبی شدن انتخابات بین طیف هاشمی و «محمد یزدی» باز می گردد؛ رییس اسبق و کنونی مجلس خبرگان. در کنار هاشمی، حسن روحانی ایستاده است و در کنار محمد یزدی، «محمدتقی مصباح یزدی» و «احمد جنتی».

اکبر هاشمی رفسنجانی در دوره چهارم، 595 هزار رای بیش تر از محمد یزدی، 635 هزار رای بیش تر از احمد جنتی و 685 هزار رای بیش تر از محمدتقی مصباح یزدی داشته است. به طور طبیعی، می توان انتظار داشت همین اعداد و ارقام در دوره پنجم هم تکرار شود.

اما یک نکته دیگر وجود دارد؛ در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 در تهران، حسن روحانی دو میلیون و 385هزار رای آورد. این یک عدد مهم است و تکرار آن برای روحانی می تواند رای به هاشمی را هم در برگیرد و یک کابوس انتخاباتی را برای رقبای هاشمی رقم زند.

در شرایط کنونی این احتمال که مخالفان اصلی هاشمی در انتخابات شکست بخورند و از راه یابی به مجلس خبرگان باز بمانند، برجسته نیست چون حد نصاب خاصی برای ورود به مجلس وجود ندارد. هم اکنون اسامی مشترک در لیست ها وجود دارد، هیچ تضمینی برای این که همه شرکت کنندگان به لیست وفادار بمانند و یا حتی به لیست ها رای بدهند، وجود ندارد و در نتیجه، می توان پیش بینی  کرد ترکیبی از دو لیست وارد مجلس خبرگان شود.

با این حال، این احتمال جدی وجود دارد فاصله معناداری بین آرای او و رقبایش ایجاد شود. این فاصله معنادار در سال 85 که هنوز مرزهای بین این دو طیف خونین نبودند و هاشمی و محمد یزدی در یک فهرست انتخاباتی بودند، چندان اهمیت نداشت. ولی در شرایط کنونی که آن ها چون دو دشمن زخمی روبه روی هم ایستاده اند، از نظر اجتماعی قابل توجه خواهد بود.

در واقع، آن چه الان نمایش را از نظر عمومی مهم کرده، هیجان انگیزتر شدن صحنه است. «محی الدین حائری شیرازی»، امام جمعه سابق شیراز که دیروز به طور قطعی از صحنه انتخابات خبرگان رهبری کنار رفت، در بیانیه انصراف خویش نوشته است: «انصراف این جانب برای حفظ دین و احتراز از تقابل با استخوان‌داران اسلامیت و انقلابیت نظام است.» استخوان‌داران نظام در دهه پایانی عمر خویش به گلاویز شدن قانع نیستند، به شکستن استخوان های یک دیگر فکر می کنند؛ یک کشتی کج واقعی در لیگ سیاست پس از انقلاب 57. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}