از ژانویه امسال که تحریم های اتحادیه اروپا علیه برنامه هسته ای ایران برداشته شدند، «حسن روحانی»، رییس جمهور ایران برنامه سفر اروپای خود را که از مدت ها پیش طراحی شده بود، پی گرفت تا مشتری های تازه انرژی ایران را به صف کند.

او نخست به پاریس رفت تا «فصلی تازه» در روابط ایران و فرانسه باز کند. حسن روحانی در این سفر با خرید هواپیماهای ایرباس به ارزش ۲۴ میلیارد دلار موافقت کرد و خواهان همکاری های گسترده با شرکت «پژو» شد. بعد به رم رفت که البته در این سفر، تصمیم ایتالیا برای پوشاندنِ مجسمه های برهنه تا حدی اخبارِ مربوط به امضای قراردادهای تجاری به ارزش ۲۲ میلیارد دلار را در حوزه های حمل و نقل، کشتی سازی، آهن آلات و انرژی تحت الشعاعِ خود قرار داد.
این هفته نیز نخست وزیر یونان، «آلکسیس سیپراس» با روحانی دیدار کرد تا نخستین رهبر غربی باشد که پس از لغو تحریم ها به تهران سفر کرده است. یونان اولین کشوری است که نفت خام ایران را در فضای پس از تحریم ها خریداری خواهد کرد.

سیپراس گفته است یونان به «پلی تجاری» میان ایران و اتحادیه اروپا بدل خواهد شد. تا جایی که به ایران مربوط می شود، این اظهار نظر سیپراس، فارغ از مزایای جغرافیایی یونان، به نکته مهم تری درباره روابط ایران با اتحادیه اروپا اشاره می کند و آن این است که ایران کشورهای جنوبِ اروپا را به کشورهای شمالی گروه ۱+۵ که طرف ایران در مذاکرات اخیر هسته ای بودند، ترجیح می دهد.

رهبران ایران، بریتانیا را یک قدرت استعماریِ زیرک و کارکشته و نیز یکی از متحدان امریکا می دانند، فرانسه را حامی صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق و مخالف کنونی بشار اسد به شمار می آورند و آلمان را هم کشوری می شناسند که سال ۱۹۹۲ در جریان قتلِ تبعیدیانِ کُرد در برلین [ترور میکونوس]، علی خامنه ای و اکبر هاشمی رفسنجانی را محکوم تشخیص داد.

با توجه به این پیش زمینه، به نظر می رسد که از نظر مقامات ایران، تجارت با کشورهای جنوب اروپا به مراتب آسان تر و پذیرفتنی تر است.

 

انگار فارسی حرف می زنی!

ایران و یونان از دوران باستان با هم در تعامل و ارتباط بوده اند. وجه اصلی این رابطه از یک سو جنگ و پیروزی های یونان است و از سوی دیگر، روابط فرهنگی. «آندرهآس آندریان پولوس» که در دولت های مختلف در یونان وزیر بوده است، می گوید: «با این که رابطه یونان و ایران در دوران باستان رابطه ای تلخ و مبتنی بر جنگ بوده، مردم دو کشور نسبت به هم احساس بدی ندارند.»

به گفته او، یونانی ها به دلیل مناسبات و ارتباطات تاریخی میان دو ملت، احساس صمیمیت و دوستی با ایرانی ها می کنند: «در یونان صحبت از ایران و یونان همیشه بسیار شیرین و جذاب است؛ مثلاً وقتی می خواهیم نمونه یک زبانِ بسیار سخت را بیاوریم و بگوییم مخاطب مان آن زبان را به شکل فصیحی صحبت می کند، می گوییم "انگار فارسی حرف می زنی". همین نکته، عمق رابطه دو ملت را به خوبی نشان می هد.»

به اعتقاد آندریان پولوس، یونان مدت ها است که به دنبال روابط اقتصادی بهتری با ایران است: «یادم می آید وقتی وزیر انرژی و توسعه بودم، مذاکراتی با ایران داشتیم با این هدف که شاید بتوانیم برای صدور نفت ایران به اروپا از طریق یونان، محوری ایجاد کنیم. البته پس از ماجرای تحریم ها، این فکر عملی نشد.» 

آندریان پولوس می گوید حالا دوباره طرح های مشابهی مطرح شده اند: «یونان تلاش می کند تا به عنصری حیاتی در مسیر تبادل انرژی بین شرق و غرب تبدیل شود. به نظر من، یونان این فرصت را از دست نخواهد داد و سعی می کند ایران را قانع کند که استفاده از یونان به عنوان دروازه ای به سوی اروپا، در جهت منافع این کشور است.»

 

 ایتالیا به دنبال تغییر رژیم نیست

ایتالیا نیز سال ها است که مخاطبی جذاب برای ایران بوده است. روابط دوستانه جمهوری اسلامی با ایتالیا به دوران «محمد خاتمی» (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) برمی گردد. «روبرتو توسکانو» که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ سفیر ایتالیا در ایران بوده است، می گوید: «ایتالیا اولین کشور و اولین دولتی بود که از انتخاب خاتمی استقبال کرد. بلافاصله گفتیم ما با این شخص کار می کنیم.»

از نظر توسکانو، حسن روحانی بیش از آن که اصلاح طلب باشد، رییس جمهوری است که خواهان تمرکز قدرت است. با این حال، توسکانو از حمایتِ اصلاح طلبانِ زمانِ خاتمی از روحانی به نیکی یاد می کند: «ما به این نتیجه رسیدیم که این حکومت، رفتاری واقعی دارد؛ به این معنی که باوجود تمام محدودیت ها و مشکلات و نیز امکان پسرفت، می خواهد حرف ها و شعارهایی را که برایش به شدت تخریب کننده بوده را رها کند.»

به اعتقاد توسکانو، سیاست خارجیِ ایتالیا در مورد مسایلی مثل مخالفت با اعدام و دفاع از حقوق بشر، عضویت «ناتو» و امنیت اسراییل، در همان مسیر سیاست های اتحادیه اروپا است. با این حال، ایران همیشه ایتالیا را با چشم متفاوتی دیده است: «گاهی اوقات از میزان دسترسی که داشتم، شگفت زده می شدم. حتی از همکارانم در شمال اروپا هم بیش تر بود. به شوخی می گفتم به سختی می توان تصور کرد که ایتالیایی ها علیه منافع شما مشغول توطئه باشند یا برای فلان کار، دسیسه بچینند. هیچ کس فکر نمی کند ایتالیا به دنبال تغییر رژیم باشد. از نظر آن ها]جمهوری اسلامی[، ایتالیا ظاهر و باطنش یکی است.»

ایتالیا نیز برای تجدید روابط خود با ایران ارزش زیادی قائل است زیرا ایران هم شریک انرژی است و هم مخاطب مهمی در مورد مسایل خاورمیانه. توسکانو می گوید: «ایتالیا دارد به همان جایی برمی گردد که همیشه می خواسته است؛ یعنی افزایش طرح ها و ابتکارها.»

به گفته وی، امروزه در ایتالیا کنفرانس های متعددی برگزار می شود که در آن تاجران، بازرگان ها و کارشناسانِ مسایل حقوقی شیوه های گسترش روابط اقتصادی با ایران را مورد تحقیق و بررسی قرار می دهند: «اوضاع دارد به جلو پیش می رود. البته این به آن معنا نیست که ایتالیایی ها قانع شده اند این مسیر بدون بازگشت و یا هموار و آسان است. همه ما چشم به انتخابات دوخته ایم و همین طور به فضای پیش از انتخابات و مسأله تأیید صلاحیتِ نامزدها و غیره و غیره. ایران همیشه آدم را شگفت زده می کند؛ هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی. ما خوش بین هستیم ولی البته تا حدی هم محتاط.»

 

عامل سوریه

هیچ کشور اروپایی به اندازه یونان از جنگ سوریه متأثر نبوده است. از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ تا کنون صدها هزار مهاجر سوری از طریق دریا به جزایر یونان آمده اند و یونان نیز مثل دیگر کشورهای اروپا برای حل این بحران دست به تلاش هایی زده است. اما آن طور که آندریان پولوس می گوید، کشورهای اروپای غربی مثل فرانسه و بریتانیا در این موقعیت هستند که بتوانند اسد و متحدان ایرانی و روسی او را به تشدید بحران متهم کنند، حال آن که یونان باید بیرون بایستد: «من فکر نمی کنم بحران پناهندگان تقصیر روسیه یا ابران باشد. اصلاً چنین اعتقادی ندارم. به علاوه، نباید از یاد برد که موج پناهندگان به سوی یونان از سال گذشته، در پیِ تشدید فعالیت های "داعش" و به ویژه "ابوبکر بغدادی"، رهبر این گروه بوده که در فوریه سال ۲۰۱۵ اعلام کرد ظرف چند ماه آینده داعش کاری می کند که اروپا زیر سیلِ ۳۰۰ هزار پناهنده غرق شود. این داستان هم پیش از دخالت روسیه مطرح شد و هم قبل از آن که ایران برای مقابله با داعش اقدام کند.»

به اعتقاد آندریان پولوس، یونان ظاهراً در قبال دخالت های ایران در سوریه موضعی رسمی ندارد حال آن که بیش تر کشورهای میانه رو اروپایی بر این باورند که ایران هم می تواند در بحران سوریه تأثیر بگذارد و هم خواهد گذاشت: «نمی توانم تصور کنم که بدون دخالت ایران، چه گونه می توان بر بعضی از این گروه های نظامی [در سوریه] غلبه کرد. باید در میدان جنگ، مسلمان ها در مقابل آن ها باشند و نه مسیحیان.»

از آن سو، توسکانو اطمینان دارد که در سوریه هیچ کدام از طرف های درگیری نمی توانند با شیوه های نظامی پیروز شوند: «در مرحله اول، ایده این بود که اسد باید برود و مردم هم می گفتند خیلی راحت می رود؛ بنابراین، نباید با او وارد معامله شد. این
اشتباه بود. حالا خطرِ طرفِ مقابل وجود دارد. به دلیل حمایت های روسیه، اسد واقعاً قوی تر به نظر می رسد؛ هر چند البته نه آن قدر قوی که بتواند همه نیروهای مخالف خود را حذف کند. مطمئن هستم مردم دمشق الان می گویند باید بیش تر فشار آورد و باید واقعاً وارد مذاکره شد. این واقعاً یک تراژدی است. ما از هر نشانه ای استقبال می کنیم. نشانه هایی هم از تهران آمده مبنی بر این که هدف اصلی، نجات شخصِ اسد نیست بلکه رسیدن به توازن در منافع است. البته رسیدن به این هدف آن قدرها هم ساده نیست چراکه نمی توان به سادگی فهمید مخالفان اسد دقیقاً چه کسانی هستند و این که آیا پای میز مذاکره می آیند یا نه. به نظر من، همه باید از حضور نظامی خود کم کنند ولی این هم تنها در صورتی ممکن است که توازن برقرار باشد.»

 

روحانی به اروپا نیاز دارد، اروپا به ایران

سال های تحریم ایران از سوی اتحادیه اروپا و در پی آن، سال های دیپلماسی ضعیف و اقدامات تحریک آمیز دولت محمود احمدی نژاد باعث شد ایران و کشورهای جنوب اروپا از توجه به یکدیگر محروم بمانند. برای دولت روحانی، تجدید روابط با ایران نشانه ای است از این که ایران می خواهد دوباره در اقتصاد جهان و در فرایند جهانی شدن ادغام و از احترام کشورهای مهم برخوردار شود. از سوی دیگر، برای اروپا، ایران پل یا دروازه ای است به آسیای مرکزی و جنوبی و هم‌چنین مخاطبی است قدرتمند و پر نفوذ در منطقه ای که بیماری ها و مشکلات آن می تواند دامن اروپا را هم بگیرد. سال ها است که ناظرانِ مسایلِ ایران شاهد سقوط معماریِ شکننده روابط ایران [با اروپا] بوده اند ولی ذات دیپلماسی این است که باید امیدوار بود که این بار اوضاع خراب نمی شود.

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}