«فرهاد ۲۶ روز است در بازداشت‌گاه اطلاعات سنندج در انفرادی و زیر بازجویی است. اصلا معلوم نیست دانشجویی را که با کارگری خرج زندگی‌اش را درمی‌آورد چرا باید در تظاهرات علیه ترکیه در ایران بازداشت کنند و برای مدت طولانی بازجویی کنند؟ نکند شرکت در تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه تجاوزگری حکومت ترکیه در ایران هم به لیست اقدامات مجرمانه افزوده شده است؟»

این صحبت‌های امید یکی از بستگان «فرهاد طاریمرادی»،از شهروندان کُردی است که در جریان تظاهرات علیه حمله ترکیه به منطقه وسیعی در شمال سوریه که با نام روژاوا شناخته می‌شود در سنندج بازداشت شد و اکنون بیش از ۲۶ روز است در انفرادی اطلاعات سنندج نگهداری می‌شود و زیر بازجویی است.

حمله ترکیه به روژاوا موجی از تظاهرات اعتراضی کُردها را در نقاط مختلف جهان به دنبال داشت. ترکیه مدعی بود این عملیات با هدف ایجاد یک "منطقه امن" در مرز آن کشور با سوریه انجام می‌گیرد در حالی که مخالفان این حمله بر این باور بودند که این حمله‌ای است به کُردها و دستاوردهای دمکراتیک آن‌ها در شمال سوریه. تظاهرات اعتراضی مسالمت‌آمیز در تهران و تعدادی از شهرهای کُردنشین ایران با شعارهای تندی علیه اردوغان و حکومت ترکیه همراه بود و در برخی از شهرهای ایران یک روز و در برخی شهرها دو تا سه روز به صورت پراکنده ادامه داشت.

در این چند روز، نیروهای انتظامی ایران تعدادی از معترضان را بازداشت کردند. وب‌سایت سازمان حقوق‌بشری هه‌نگاو، در دو خبر جداگانه هویت ۷۸ نفر از این معترضان را که در ۱۶ شهر ایران بازداشت شده بودند اعلام کرد. بنا بر خبرهای منتشر شده بسیاری از این بازداشتی‌ها به فاصله چند روز با اخذ تعهد و یا قید کفالت از بازداشت آزاد شدند. برخی از جمله دو نفر از بازداشتی‌ها در ارومیه به سرعت دادگاهی شدند و حکم یک سال زندان گرفتند و تعدادی نامعلوم هنوز در بازداشت مانده‌ و برای بازجویی به بازداشت‌گا‌ه‌های اطلاعات منتقل شده‌اند.

«فرهاد طاری‌مرادی»، از فعالان مدنی در سنندج، یکی از این معترضان که در سومین روز اعتراضات در سنندج بازداشت شد، او هنوز در بازداشت مانده است. آقای طاری‌مرادی، متولد سال ۱۳۷۱، دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه پیام‌نور سنندج و کارگر کاشی‌کاری است. هیوا (نام مستعار)، از بستگان این فعال بازداشتی، می‌گوید فرهاد دوشنبه ۲۲ مهر در مسیر تظاهرات از میدان اقبال به سه‌راه نمکی در شهر سنندج بازداشت شده است: «فرهاد به همراه ۳ نفر دیگر از معترضان در مسیر تظاهرات از میدان اقبال به سه‌راه نمکی به دست ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد. سید‌خالد حسینی، فواد عنایتی و فرامرز شریعتی سه نفر دیگری بودند که همراه فرهاد بازداشت شدند.»

هیوا می‌گوید او اطلاعی از وضعیت فعلی فرامرز شریعتی ندارد اما می‌داند که از این جمع سیدخالد حسینی پس از تقریبا ۱۰ روز بازداشت، آزاد شده و فواد عنایتی هم پنجشنبه ۹ آبان به دادگاه منتقل شده و قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شده است اما باتوجه به اعلام خانواده او مبنی بر عدم توان مالی برای تامین این وثیقه، آقای عنایتی به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است و فرهاد طاریمرادی هنوز در بازداشت اطلاعات سنندج است.

فرهاد طاریمرادی در دو روز نخست اعتراضات هم حاضر بوده و به گفته هیوا در هر دو روز هم با ماموران انتظامی که در تلاش بوده‌اند معترضان را پراکنده کنند تعقیب و گریز داشته است: «نمی‌دانم فرهاد برای بازداشت نشان شده بود یا نه اما در هر دو روز نخست تظاهرات از دست مامورانی که دنبالش کرده بودند فرار کرده بود و حتی شنبه شب ۲۰ مهر با این تصور که ممکن است برای بازداشت او به خانه‌اشان بریزند، در خانه نخوابید و پیش یکی از دوستانش شب را سر کرده بود.»

سه روز نخست بازداشت فرهاد طاریمرادی، پیگیری خانواده او برای اطلاع از وضعیتش بی‌نتیجه می‌ماند و هیچ نهادی مسئولیت بازداشت و نگهداری او را نمی‌پذیرد: «پدر فرهاد سه‌شنبه به نیروی انتظامی، ستاد خبری اطلاعات و یکی از مراکز اطلاعات سپاه مراجعه کرد و پیگیر فرهاد شد اما همه جا به او گفتند کسی به این نام نزد آن‌ها نیست.»

به گفته هیوا، باتوجه به این‌که دوستان فرهاد بازداشت او را به دست ماموران انتظامی دیده بودند و خانواده مطمئن بودند او در بازداشت است همین عدم قبول مسئولیت بازداشت، آن‌ها را به شدت نگران کرده بود که نکند بلایی سر او آورده‌اند و می‌خواهند از زیر بار مسئولیت کاری که کرده‌اند شانه خالی کنند: «خب، قبلا سابقه داشته است که کسی را بازداشت کرد‌ه‌اند و بازداشتی به عمد یا سهوا زیر شکنجه کشته شده است و بعدا گفته‌اند اصلا زندانی به این نام نداریم. یک نمونه‌اش سعید زینالی. ما نگران بودیم چنین بلایی سر فرهاد آورده باشند.»

پنجشنبه ۲۵ مهر، فرهاد طاریمرادی با خانه‌ تماس می‌گیرد و می‌گوید نگران نباشند او حالش خوب است، اما نگفته بود کجا نگهداری می‌شود. به گفته هیوا هنوز پدر و مادر فرهاد نمی‌دانستند او در دست چه نهادی است و اصلا چرا بازداشت شده است: «خانواده فرهاد دست از پیگیری و مراجعه برنداشتند اما هنوز با همان جواب روز نخست مواجه می‌شدند: پسر شما دست ما نیست. اما احتمالا همین پیگیری‌ها و سماجت‌ها باعث شد فرهاد دوباره ۴ روز بعد تماس بگیرد. دوشنبه ۲۹ مهر، فرهاد دوباره با خانه تماس گرفت و البته تنها اجازه داشت دو جمله بگوید: حالش خوب است و در بازداشت اداره اطلاعات سنندج است.»

پدر و مادر فرهاد الان که مطمئن شده بودند پسرشان کجاست چند بار برای ملاقات او به اداره اطلاعات سنندج و ستاد خبری مراجعه می‌کنند اما ماموران اجازه ندادند آن‌ها فرهاد را ملاقات کنند و یا حتی با او تماس تلفنی بگیرند. بی‌خبری دوباره‌ای که این بار ۱۱ روز طول می‌کشد: «جمعه ۱۰ آبان، فرهاد دوباره به خانه زنگ زد. مادر فرهاد می‌گوید صدای پسرش خیلی ضعیف بوده و مشخص بوده حالش اصلا خوب نیست و شاید اصلا برای همین به او اجازه تماس تلفنی داده بودند. فرهاد در این تماس به مادرش گفته پدرش برای او مقداری کلوچه و خرما به بازداشت‌گاه اطلاعات در بلوار شبلی ببرد.»

هیوا می‌گوید فرهاد طاریمرادی گیاه‌خوار است و احتمالا غذای بازداشت‌گاه به شکلی است که او نتوانسته است غذا بخورد و بدحالی‌اش موجب شده اطلاعات اجازه بدهد از بیرون برای او این دو قلم خوراکی تهیه شود. پدر فرهاد، علاوه بر کلوچه و خرما، چند دست لباس گرم هم برای فرهاد می‌برد. اطلاعات، کلوچه و خرما را می‌پذیرند اما لباس‌ها را قبول نمی‌کنند و علی‌رغم التماس پدر فرهاد برای ملاقات یا گفتگو با پسرش اجازه ملاقات یا گفتکو به او نمی‌دهند.

دو روز بعد، یکشنبه ۱۲ آبان، فرهاد مجددا با خانه تماس می‌گیرد و به مادرش می‌گوید خوراکی‌ها را دریافت کرده است و در پاسخ به مادرش که از وضعیتش می‌پرسد می‌گوید نگران نباشد چون بازجویانش به او گفته‌اند بازجویی از او به زودی تمام می‌شود و تکلیفش روشن می‌شود. پدرش از او می‌پرسد چرا اصلا او را بازداشت کرده‌اند و از او چه می‌خواهند. فرهاد می‌گوید بالاخره این‌جا چیزهایی می‌پرسند و من هم چیزهایی گفته‌ام، این‌جا نمی‌توانی چیزی نگویی.»   

هیوا می‌گوید با این تماس آخر خانواده امیدوار شده بودند که فرهاد ظرف چند روز به دادگاه برده شده و برای او قرار صادر شود اما تا پایان وقت اداری روی جمعه ۱۷ آبان هم هیچ خبری نشد و معلوم نیست چند روز دیگر او را در بازداشت‌گاه اطلاعات نگه می‌دارند: «برای خانواده و دوستان فرهاد، نگهداری طولانی‌مدت او در بازداشت خیلی عجیب است. آن‌ها خانواده‌ای سیاسی نیستند و فرهاد هم اصلا سابقه فعالیت سیاسی و یا بازداشت و احضار و تذکر ندارد و در فعالیت مدنی و زیست‌محیطی هم که دارد خیلی آدم ملایمی است و فعالیت خاصی هم نداشته است که نیروهای امنیتی را به او حساس کند. در تظاهرات علیه اردوغان و ترکیه هم هیچ شعاری علیه جمهوری اسلامی سر داده نشد و کسانی هم که در آن تظاهرات‌ها بازداشت شدند عموما خیلی زود آزاد شدند.»

به گفته هیوا، باتوجه به آزاد نشدن فرهاد، یکی از گفته‌های او در آخرین تماسش، خانواده‌اش را نگران این کرده است که از فرهاد زیر فشار و شکنجه روحی و احیانا جسمی اعترافاتی دروغین علیه خودش گرفته باشند: «این‌که نیروی انتظامی فرهاد را به خاطر تظاهرات علیه ترکیه در همان فضای تظاهرات بازداشت کرده است اما بعدا سر از اطلاعات در می‌آورد و تا همین حالا او را ۲۶ روز در انفرادی اطلاعات نگه داشته‌اند و در تماس آخر گفته است نمی‌شود در بازداشت اطلاعات چیزی نگفت یعنی به نظر می‌رسد از او به دروغ و زیر فشار علیه خودش اعتراف گرفته‌اند.»

هیوا می‌گوید فرهاد سال‌هاست با کارگری خرج دانشگاه و زندگی خودش را در می‌آورد و در این سال‌ها با وجود دیسک کمر و اخیرا ابتلا به بیماری کبد چرب درجه ۳، بی‌وقفه کار کرده است و اکنون خانواده‌اش نمی‌دانند اطلاعات چه برنامه‌ای برای او چیده است: «فرهاد مشاغل مختلفی را تجربه کرده است، از کارگری ساختمانی و کولبری گرفته تا کار در رستوران و لوله‌کشی و اخیرا هم کارگری کاشی‌کاری. معلوم نیست چرا او را بازداشت کرده‌اند و با توجه به بیماری‌هایی که دارد آن‌ها که از تحویل گرفتن و دادن یک دست لباس گرم به او خودداری می‌کنند چه بلایی سر فرهاد آورده‌اند و الان حالش چطور است. خانواده فرهاد نگران او هستند و می‌دانند از وزارت اطلاعات و مامورانش هر کاری برمی‌آید.»

مطالب مرتبط:

مریوان؛ پنج مخالف حمله ترکیه به کرد‌ها بازداشت شدند

تظاهرات در سقز کردستان علیه حمله ترکیه به روژاوا

 

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}