وب سایت آی پز در تازه ترین نظرسنجی خود به ارزیابی ایرانی ها از انتخابات اسفند 94 پرداخته است. بر اساس نتایج این نظرسنجی که طی روزهای 12 بهمن تا 1 اسفند 1394 انجام شده است، 75 درصد ایرانیان در انتخابات مجلس و 73 درصد آنها در انتخابات مجلس خبرگان شرکت خواهند کرد.

پاسخگویان این نظرسنجی که 1184 نفر بوده اند، از میان کلیه ساکنان بالاتر از 18 سال مناطق شهری و روستایی سراسر کشور که دارای تلفن ثابت یا سیار بوده اند با نمونه گیری تصادفی انتخاب شده‌اند.

بر اساس اعلام ستاد انتخابات وزارت کشور ایران،  ۵۴ میلیون و ۹۱۵ هزار و ۲۴ نفر در ایران واجد شرایط رای دادن هستند. بر اساس قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، افراد بالای 18 سال می توانند رای بدهند.

این میزان مشارکت یعنی بیش از 41 میلیون نفر در انتخابات مجلس و بیش از 40 میلیون نفر در انتخابات مجلس خبرگان رای خواهند داد. بالاترین آمار مشارکت انتخاباتی مجلس به انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی باز می گردد که 71.1 درصد مردم در آن شرکت کردند. بر اساس آمار منتشر شده، میانگین مشارکت مردم در 9 دوره گذشته، 60 درصد بوده است.

میزان مشارکت بالا در شهرهای پرجمعیت به ویژه تهران، پایتخت ایران از اهمیت بسیار بالایی برخورار است. بر اساس الگوی رفتار انتخاباتی دوره های پیش، به طور معمول مردم تهران بین 10 تا 20 درصد کمتر از سایر مناطق رای داده اند. با تکیه بر نتایج نظرسنجی آی پز می توان انتظار داشت در انتخابات پیش رو در شهر تهران نیز بین 55 تا 65 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند.

بگذارید عدد 65 درصد را دقیق تر بررسی کنیم. بر اساس اظهارات حسین هاشمی، استاندار تهران در شهر تهران  6 میلیون و 571 هزار و 574 نفر واجد شرایط رای دادن هستند. مشارکت 65 درصد از این تعداد می تواند 4.27 میلیون نفر را روانه صندوق های رای کند. حداقل نصاب لازم برای ورود به مجلس شورای اسلامی 25 درصد آراست. این بدین معنی است که هر کاندیدا برای ورود به مجلس نیاز به حداقل یک میلیون و شصت هزار رای دارد. در دوره پیشین انتخابات مجلس نهم در تهران فقط غلامعلی حدادعادل موفق به کسب رای بیش از یک میلیون نفر شد.

سایت آی پز همچنین در نتایج نظرسنجی خویش گزارش داده 19 درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعتقاد دارند اصلاح طلبان بهتر می توانند مسائل و مشکلات کشور را حل کنند. در مقابل تنها 9 درصد از شرکت کنندگان چنین اعتقادی درباره اصولگرایان دارند. 5 درصد هم به میانه روها یا اعتدالگرایان رای داده اند. در حاضر در فضای انتخابات میانه روها یا اعتدالگرایان با اصلاح طلبان ائتلاف کرده اند و می توان بر این اساس نتیجه گرفت که 24 درصد رای به کارآمدی این دو طیف داده اند.

چنین عددی موقعیت بهتر آنان در فضای انتخابات را نشان می دهد، به ویژه اینکه بر اساس نتایج این نظرسنجی، در بهمن ماه امسال 67 درصد ایرانی ها گفته اند از عملکرد حسن روحانی، رئیس جمهور ایران رضایت دارند. این رقم در شهریور 94 به میزان 54 درصد بود. رکورد پیشین رضایت از رئیس جمهور ایران مربوط به آبان ماه 93 است که 58 درصد از ایرانی ها رضایت خودشان را از عملکرد حسن روحانی بیان داشته بودند.

این اعداد را می توان مقابل وضعیت مجلس نهم قرار داد. بر اساس نتایج نظرسنجی آی پز، میزان رضایت از عملکرد کلی مجلس شورای اسلامی تنها 28 درصد است. ناراضیان از عملکرد مجلس را 43 درصد ایرانی ها تشکیل می دهند.

با وجود برتری محسوس اصلاح طلبان و اعتدال گرایان در فضای انتخابات، نکته مهم درباره این بخش از نظرسنجی این است که 9 درصد اعتقاد دارند که هیچ گروه سیاسی نمی تواند مشکل کشور را حل کند و 51 درصد هم اساسا نظر خاصی در مورد عملکرد گروه های سیاسی برای حل مسائل و مشکلات کشور ندارند. با توجه به اینکه 4 درصد اعتقاد دارند تمام گروه های سیاسی برای حل مشکل باید با همدیگر همکاری کنند، می توان گفت مجموع چنین گزاره هایی رفتارهای حزبی که در انتخابات اخیر به صورت رفتار انتخاباتی لیست محور جلوه گر شده است را می تواند تحت الشعاع قرار دهد. به عبارت دقیق تر، اکنون 64 درصد مخاطبان اعتقادی به برتری یک جریان خاص ندارند و تغییر رفتار آنها برای رای دادن به یک لیست خاص دشوار است. این امر زمانی پیچیده تر می شود که 20 درصد پاسخگویان گفته اند با نظرات اصلاح طلبان موافق هستند، 5 درصد موافق نیروهای میانه رو یا اعتدال گرا هستند و 12 درصد به نظرات اصولگرایان تمایل دارند. 2 درصد نظرات اصلاح طلبان و اصول گرایان را با هم می پسندند. در پاسخ به این سئوال در عین حال 11 درصد گفته اند نظرات هیچ کدام از گروه های سیاسی را قبول ندارند و 44 درصد هم نظر مشخصی ندارند یا گفته اند که نمی دانند نظر کدام گروه سیاسی را قبول دارند.

در ادبیات سیاسی ایران به طور معمول از این طیف به عنوان آرای خاکستری یاد شده است. اصلاح طلبان همواره اعلام کرده اند در مشارکت های بالای انتخاباتی، رای این طیف به سمت آنها گرایش پیدا می کند. نمونه های نقض این ادعا وجود دارد ولی انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان بار دیگر می تواند آزمونی برای این گزاره باشد. اصلاح طلبان به ویژه در پایتخت ایران امیدوارند با جلب آرای این طیف به سمت لیست خویش، ضربه محکمی به اصولگرایان وارد کنند.

یک عدد معنادار دیگر به میزان رضایت از نمایندگان باز می گردد. تنها 30 درصد از پاسخ دهندگان گفته اند از عملکرد نماینده خویش رضایت دارند. این امر یعنی زمینه تغییر بخش مهمی از نمایندگان مجلس نهم وجود دارد. تغییر 60 تا 70 درصد نمایندگان در دوره های پیشین انتخابات مجلس سابقه دار است.

اما اعداد جالب هم در نتایج این نظرسنجی وجود دارند، مثلا ساکنان مناطق روستایی نسبت به ساکنان مناطق شهری کمتر طرفدار اصول گرایان هستند. این در حالی است که مشارکت مردم در این مناطق به 83 درصد هم می رسد و اصولگرایان به طور سنتی امیدوار هستند رای خویش را از این حوزه ها کسب کنند. در مورد روستاها اعداد عجیب دیگری هم وجود دارد. مثلا ساکنان مناطق روستایی، گزینه زن را برای نماینده بودن ترجیح می دهند (41 درصد برای زنان و 30 درصد برای مردان).

یک عدد عجیب دیگر هم به معیارهای انتخاب نماینده باز می گردد. مطابق نتایج بدست آمده "تخصص بالا" و "تعهد مذهبی" بالاترین اهمیت و قومیت و جوان بودن کمترین اهمیت را داشته اند. در نتایج نظرسنجی مشخص نیست که این اعداد در مناطق روستایی و شهری چه تفاوتی دارند و یا در مناطق توسعه یافته و توسعه نیافته ولی به طور معمول در سال های اخیر از قومیت به عنوان یک مولفه تعیین کننده در حوزه های کوچک مجلس شورای اسلامی یاد شده است.

یک نکته جالب دیگر هم به وضعیت کلی انتخابات باز می گردد. 26درصد شرکت کنندگان گفته اند که انتخابات کاملا آزاد است و 46 درصد آنها هم گفته اند تا حدی آزاد است. به عبارت دقیق تر، 72 درصد گفته اند انتخابات ایران آزادی و تا حدی آزاد است و این امر با تبلیغات مخالفان حکومت مبنی بر آزادانه نبودن انتخابات تفاوت معناداری دارد.

همچنین 43 پاسخگویان گفته اند شورای نگهبان باید مرجع تشخیص صلاحیت نامزدها باشد و 10 درصد هم اعتقاد دارند که تشخیص صلاحیت ها باید هم برعهده شورای نگهبان و هم برعهده مردم باشد. به عبارتی 53 درصد پاسخگویان به نوعی مرجعیت انتخاباتی شورای نگهبان را پذیرفته اند، با این حال  41 درصد اعتقاد دارند که این مردم هستند که تشخیص می دهند به چه کسی رای دهند. این عدد با عدد پیشین یعنی رای 72 درصد به آزاد یا تا حدی آزاد بودن انتخابات تا حدی همخوانی ندارد ولی به طور معمول تصمیم ها و باورهای مردم پیچیده و سردرگم کننده است.

در بخش پایانی نظرسنجی آی پز، اعداد جالب دیگری هم وجود دارند که غیرطبیعی به نظر نمی رسند. مثلا اینکه «تنها 38 درصد ایرانی ها با حداقل یک مورد از وظایف مجلس خبرگان شامل (انتخاب رهبر، نظارت بر رهبر یا عزل رهبر) آشنا هستند. همچنین تنها 10 درصد ایرانی ها می دانند که رئیس مجلس خبرگان رهبری آیت الله محمد یزدی است و 70 درصد ایرانی ها در مورد نام رئیس مجلس خبرگان رهبری نظری ندارند. شش درصد به نام آیت الله هاشمی و 5 درصد به آیت الله جنتی اشاره می کنند. نه (9) درصد هم افراد دیگر از جمله آیت الله آملی لاریجانی، آیت الله مهدوی کنی [که فوت کرده است]، آیت الله شاهرودی، محسن رضایی [که عضو این مجلس نیست] و ... را به عنوان رئیس مجلس خبرگان نام می برند.»

این ناآشنایی به علت رکود فعالیت مجلس خبرگان و محرمانه بودن روند کارهای این مجلس باز می گردد. با این حال عدد مهم در این نظرسنجی به نام های مطرح شده برای ریاست مجلس خبرگان باز می گردد که 6 درصد اکبر هاشمی رفسنجانی و 5 درصد احمد جنتی را پیشنهاد داده اند. این رقابت نزدیک در حالی است که رسانه ها و جناح های اصلاح طلب همواره از تفاوت معنادار موقعیت اجتماعی هاشمی رفسنجانی سخن گفته اند. هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره پیشین مجلس خبرگان با فاصله معناداری از احمد جنتی نفر اول تهران شد. اصلاح طلبان انتظار دارند در این دوره این فاصله بین هاشمی و اعضای لیست او با جنتی و برخی نزدیکانش بیشتر باشد و حتی منجر به راه نیافتن احمد جنتی به مجلس خبرگان رهبری شود. در این نظرسنجی میزان رضایت از عملکرد مجلس خبرگان 40 درصد اعلام شده است.  

در چهار دوره پیشین میانیگین مشارکت مردم در انتخابات خبرگان 55.44 درصد بوده است. بیشترین آمار مشارکت مربوط به دوره اول است که 77.38 درصد مردم در آن شرکت کرده اند. رسیدن به چنین عددی و یا نزدیک به آن می تواند خالق نتایج شگفت انگیز در انتخابات این مجلس باشد، مجلسی که اعداد و ارقامش مهم تر از مجلس شورای اسلامی شده است.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}