«جواد» (نام مستعار)، یکی از ساکنان شهرك گويم شيراز می‌گوید برای این‌که بدانید چرا مردم در این شهرک حق دارند از حکومت متنفر باشند و دنبال فرصتی باشند برای اعتراض به آن، تنها دانستن یک‌چیز کافی است: «بیکاری و فقر و سرکوب سیاسی و همه این‌ها به کنار، شهرک گویم شیراز که الان ۷ سال به‌طور قانونی یکی از محلات شهر شیراز است و تا پیش از آن‌هم از روستاهای بسیار نزدیک به این شهر بود، هنوز لوله‌کشی گاز شهری ندارد آن‌هم در شرایطی که شیراز بیش از ۵۰ سال است دارای لوله‌کشی گاز شهری است.»

نفرتی که به گفته جواد می‌تواند متوجه حوزه‌های علمیه هم شود. حوزه علمیه «امام حسن گویم» یکی از چند مدرسه دینی است که در استان فارس هدف حمله قرار گرفت و به آتش کشیده شد. هرچند هنوز مشخص نیست این حوزه‌ علمیه را بخشی از معترضان خشمگین به آتش کشیده‌اند یا کسانی که از طرف نیروهای امنیتی ماموریت داشته‌اند با این شیوه اقدامات، سرکوب خشن معترضان را به لحاظ شکلی موجه جلوه بدهند.

به گفته جواد، پس از به آتش کشیده شدن حوزه علمیه گویم در روز یکشنبه ۲۶ آبان، از پشت‌بام پایگاه بسیج به‌سوی معترضان در نقطه‌ای دیگر از شهرک تیراندازی می‌کنند. «امیر الوندی»، یکی از این معترضان، از ناحیه سینه گلوله می‌خورد: «بچه‌ها اول او را به درمانگاه ابوعلی سینای گویم نزدیک بزرگراه اردکان بردند. خون زیادی از امیر رفته بود و آنجا نمی‌توانند کاری برای او بکنند برای همین او را به بیمارستان پیوند اعضا صدرا که فاصله زیادی از گویم ندارد اعزام می‌کنند. اما امیر قبل از رسیدن به بیمارستان جان‌باخته بود.»
 

جواد می‌گوید که شب دوشنبه  در گويم جو سنگین امنیتی برقرار شد و بيشتر از بيست موتور و يک اتومبیل گارد ويژه وارد شهرک شدند و از همان لحظه اول با شلیک تير هوایی و با زدن به سپرهایشان رعب و وحشت ایجاد کردند: «بعد هم بی‌هدف با تیر ساچمه‌ای شروع به تیراندازی کردند. خیلی‌ها زخمی شدند ازجمله يك نفر به اسم حسن صادقی که تيرهای ساچمه‌ای به چشماش برخورد کرد. این نیروها تا حدود دو شب داخل شهرک ماندند. فرمانده عمليات آن‌ها با بلندگو اعلام حکومت‌نظامی كرد و گفت اگر کسی از خانه‌اش خارج شود آن‌ها بدون هشدار به او شلیک می‌کنند.»

به گفته جواد بازداشت‌ها در گویم از همان شب شروع شد و برای چند شب به‌صورت پراکنده ادامه داشت: «با سه اتومبیل ٤٠٥ می‌آمدند و ریيس بسيج گويم هم برای شناسایی معترضان آنان را همراهی می‌کرد.»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}