دو سال پیش‌ در تعقیب روند مذاکرات هسته ای، وقتی شتاب و علاقه دولت حسن روحانی برای امضای توافق را می دیدم، همواره این سوال برایم مطرح بود که ما‎به‎ازای این معامله برای علی خامنه ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی چیست؟ 

«محمدعلی جعفری»،‌ فرمانده سپاه ایران می گفت برای رفع تحریم ها مذاکره می کنیم. علی خامنه ای هم تاکید داشت که این مذاکره برای رفع شراست. رفع شر می توانست تحریم یا جنگ باشد.

در همان ایام، مقام های دولتی، به ویژه «اسحاق جهانگیری»،‌ معاون اول دولت روحانی بارها توضیح می دادند پس از توافق هسته ای،‌ میلیاردها دلار پول به کشور وارد می شود. با این حال، می گفتم علی خامنه ای یک کاسب،‌ بازاری و یا رییس اتاق بازرگانی نیست که از معامله ای برای میلیاردها دلار خوشحال شود و به دولتی ها بگوید فرزندان انقلابی ام، دست تان درد نکند.‌ این قطعا یک دلیل خوشحال کننده است. او به عنوان رهبر یک حکومت ایدیولوژیک که بلندپروازی های سیاسی و مذهبی و حتی نظامی دارد،‌ به پول خیلی نیاز دارد ولی این کل ماجرا نیست. 

در حوزه سیاست داخلی،‌ موفقیت «برجام» یعنی موفقیت روحانی، میانه روها و اصلاح طلبان و این دست‎آوردی برای رهبری نیست. در خارج از ایران،‌ داستان کهنه مذاکره با غرب و به ویژه با امریکا، گره های بی شمار منطقه ای و بحران های بین المللی هم هستند.او احتمالا‌ باید اهداف دیگری را هم تعقیب کند. طبعا فکر می کردم برجام می تواند یک تست باشد‌ تا همان گونه که خودش گفت، اگر به نتیجه مثبت رسید، درباره مسایل دیگر هم حرف زده شود.  

اکنون و چند ماه پس از توافق، حداقل دو نکته ساده درباره برجام می دانیم؛ نخست این که برجام در شکل کلان، یک نتیجه نیست،‌ یک الگو و یا بستر است که با اجرایی شدن آن، نتایج بسیاری حاصل می شود. دوم این که نتایج اجرا شدن برجام در کوتاه مدت امکان ظهور ندارند. همان طور که تحریم ایران حداقل چهار سال طول کشید به نقطه اوج تاثیرگذاری برسد،‌ رهایی از تحریم هم حداقل دو سال طول می کشد تا نتایجش آشکار شود. این نکته را حتی باراک اوباما،‌ رییس جمهوری امریکا هم تلاش کرده است توضیح دهد.

حال اگر شما سخنرانی های علی خامنه ای در ایام پس از توافق هسته ای را دنبال کرده باشید، او یک راه متفاوت را پی گرفته است و دوست ندارد به چنین نکاتی توجه کند.

رهبر جمهوری اسلامی ابتدا برجام را تبدیل به نتیجه کرده است ومی گوید این نتیجه روند مذاکرات بوده و نتیجه خوب نیست. از رویدادهای پسابرجام هم به عنوان خسارت محض یاد می کند و کنایه می زند که خوب مذاکره نکردید،‌ کلاه سرتان رفته و یک اشکالی وجود دارد. دیگر این که تمام تمرکز خودش را بر روی مساله تحریم ها گذاشته است. او دقیقا مثل یک تاجر با برجام برخورد می کند‌ نه یک رهبر. برای این کار حتما دلایلی دارد؛ اولین دلیل مهم این است که سخن گفتن از رفع تحریم، ژست خوبی است. او وقتی دغدغه هایش درباره رفع تحریم را بیان می کند،‌ می تواند به مردم پز بدهد که دارد درباره منافع آن ها صحبت می کند. در واقع، با این سپر تلاش می کند نشان دهد مخالفت ها و نق زدن هایش مخالفت با دولت نیست،‌ برای تامین منافع ملی است. خامنه ای در این مسیر می کوشد با زبان کارشناسی هم سخن بگوید؛‌ از تعطیل بودن ۶۰درصد ظرفیت تولید می گوید،‌ درباره نتایج مذاکرات اقتصادی با هیات های غربی و امضا نشدن قراردادها هشدار می دهد و به جزییات اقتصاد مقاومتی می پردازد.

دومین دلیل این است که نتایج اقتصادی برجام می تواند مهم ترین پاشنه آشیل دولت باشد. پیش از برجام، بسیاری از کارشناسان درباره دیررس بودن میوه برجام در فضای اقتصاد ایران هشدار داده بودند ولی مقام های دولتی به دلیل ضرورت های انتخاباتی و لزوم تهییج افکار عمومی و بالابردن فشار سیاسی، از معجزه برجام سخن می گفتند. رهبر جمهوری اسلامی دقیقا دارد از این وضعیت برای تبدیل کردن برجام به یک دام بزرگ برای دولت روحانی استفاده می کند. این کار را اصول گرایان تندرو خیلی زودتر شروع کرده بودند،‌ منتها پمپاژ اصلی در بیت رهبری فعال است. فعال شدن این پمپاژ فواید فرعی هم دارد؛ مثلا می تواند روی ذهنیت بازیگران تازه مجلس شورای اسلامی، به ویژه نیروهای مستقل تاثیرگذار بگذارد و مانع از چرخش آن ها و یا حداقل حمایت علنی این نمایندگان از دولت و انسجام کافی هواداران دولت در مجلس شود. در واقع، دوقطبی موافق برجام ـ مخالف برجام دارد در یک شکل نرم تری ولی با همان اهداف دنبال می شود.

«پرویز امینی»،‌ تحلیل گر اصول گرا که نظراتش مورد توجه رسانه های تندرو است،‌ پیش از برجام بارها توضیح داده بود دولت از شرایط پیشاتوافق هسته ای به عنوان یک دوپینگ در عرصه سیاست داخلی استفاده می کند و بعد از توافق، این دوپینگ تمام می شود. 

«عباس عبدی»،‌ تحلیل گر اصلاح طلب با این ایده مخالف بود و می گفت برجام تازه آغاز دوپینگ است. 

به نظر می رسد رهبر جمهوری اسلامی دارد تلاش می کند که پیش بینی تحلیل گرانی چون عباس عبدی محقق نشود. در واقع، او با برخورد تاجرمآبانه با برجام،‌ اولا بازی را در میدان اقتصاد نگه می دارد و ثانیا از معرفی برجام به عنوان یک الگو یا فرآیند جلوگیری می کند. سرمقاله نویسان روزنامه «رسالت» در ایام نزدیک شدن به امضای توافق بارها توضیح دادند که برجام یک نقطه عطف در مذاکرات ایران و غرب است ولی یک نقطه گذار نیست.

این یک توصیف روزنامه نگارانه به نظر می رسید ولی به نظر می رسد از نظر رهبر جمهوری اسلامی، توصیف درست و به جایی است. برجام نمی تواند به یک پل برای تغییرات بزرگ تر تبدیل شود.‌ به عبارتی، نباید بشود.

موضوع از نظر آن ها ساده است؛‌ دولت وقتی می تواند از «برجام ۲» و یا «برجام منطقه ای» و یا سیاست خارجی حرف بزند که نتایج «برجام 1» معلوم و درخشان باشد. مهم ترین نتیجه برجام باید رفع تحریم ها می بود و اکنون که این اتفاق به صورت محسوس رخ نداده،‌ پس جای افتخار ندارد،‌ جای چانه زنی برای برجام های دیگر هم نیست. در واقع، انگار تا زمانی که پول به بازار نرسد،‌ حاج آقا لبخند نمی زند؛ حالا بازار باز باشد، شلوغ باشد،‌ خوش نام باشد،‌ مهم اکنون برای حاج آقا پول است؛‌ یک منطق بازاری محکم و کارآمد.

دو شب پیش «عباس عراقچی»، مذاکره کننده ارشد ایران که اکنون چهره اصلی در اجرایی شدن توافق هسته ای است، در یک برنامه تلویزیونی به سختی کوشید که با توضیحات فنی، دشواری های اجرای برجام را توضیح دهد و منتقدان را متوجه کند وضعیت به این بدی که تصویر می کنند، پیش نمی رود.

با این حال، این تلاش فنی و دامنه دار احتمالا بیهوده است‌ چون قرار نیست کسی به این حرف ها گوش بدهد. زبان مخالفان دولت به رهبری علی خامنه ای، زبان کارشناسی نیست، زبان سیاسی است. آن ها نه تنها به این حرف ها گوش نمی دهند‌ بلکه فکر می کنند موقعیت مناسبی هم شده که با منطق «دیدی گفتم»، درست بودن بی اعتمادی علی خامنه ای به غرب را به رخ دولتی ها بکشند.

فرمانده سپاه دو سال پیش گفته بود علاوه بر رفع تحریم ها، یک هدف دیگر مذاکرات این است که ذهن خوش بینانه برخی درباره غرب تصحیح شود. حالا می خواهند این را ولو به زور و یا با تحریک هایی چون آزمایش موشکی هم شده،‌ اثبات کنند.

رهبر جمهوری اسلامی مخالف برجام نیست، منتها موافقتی هم با این که برجام به سکوی پرش دولت روحانی تبدیل شود،‌ ندارد. او در همان حال که می کوشد از استفاده ابزاری دولت از برجام در سیاست خارجی جلوگیری کند، تلاش می کند به بهترین نحو از برجام در حوزه سیاست داخلی‌ استفاده کند؛ کاسب برجام.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}