۱۶ بهمن ۵۹، علی اصغر حاج سید جوادی، فعال سیاسی دست به قلم برد و نامه ای به «حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی» نوشت، درباره دورنمای تاریک و خوفناک انقلاب ۵۷. ۹ بهمن ۶۷ حسینعلی منتظری،‌ قایم مقام رهبری دست به قلم شد و نامه به «آیت الله العظمی امام خمینی» نوشت،‌ درباره دورنمای تاریک کشتار زندانیان سیاسی تابستان ۶۷، پیش از آن، ۱۲ مهرماه همان سال مهدی بازرگان، دبیرکل نهضت آزادی ایران به «مقام محترم رهبر ایران» نامه نوشته بود، درباره استبداد داخلی.

این سه نامه در تاریخ سیاسی ایران مهم هستند، نه از این منظر که مخالفان استبداد داخلی با همه محتوای آن موافقت دارند و نسخه های شفابخش بوده اند،‌ بلکه از این نظر که نویسندگان تسلیم فضای موجود نشدند، دل به عکس خمینی در ماه و یا به تعبیر مهدی بازرگان «سنت شاهنشاهی پیروی از منویات» خوش نکردند. این نخستین دلیل اهمیت نامه مهدی کروبی به علی خامنه ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی است که ۲۲ فروردین ۹۵ نوشته شد.

نامه کروبی به «برادر گرامی حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی» نوشته شده ولی مخاطب اصلی «حاکمیت مستبد» و «ارباب قدرت» است. علی خامنه ای در طول نامه ۱۵ بار خطاب قرار داده شده است: حمایتش از دوران نکبت و غارت محمود احمدی نژاد، کشاندن عامدانه ایران به دام تحریم، بر باد دادن ثروت ایران در ماجراجویی های منطقه ای،‌ تبعات منفی ماجراجویی هسته ای،‌ دخالت در انتخابات، حذف مخالفان، حذف نورچشمی هایش [محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی]‌ به دست مردم، ابزاری شدن شورای نگهبان، تقلب در انتخابات ۸۴، مهندسی در انتخابات ۸۸، جمهوری زدایی و اسلام زدایی از نظام،‌ استفاده از شبکه اوباش برای فشار به مخالفان، تلاش برای ایجاد حاکمیت تک صدایی، آدرس اشتباه درباره نفوذی دادن و سرانجام نانجیب خواندن مخالفان توسط خامنه ای.

علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ۲۰ اسفند سال گذشته در دیدار با اعضای مجلس خبرگان گفته بود رفتار برخی در انتخابات ۸۸،‌ نانجیبانه بود. روزنامه جوان، وابسته به سپاه این عنوان را به نقل از یک نماینده تندرو «محترمانه ترین عنوان برای فتنه گران ۸۸» توصیف کرده بود. نامه مهدی کروبی واکنشی به این احترام بود، یک واکنش مهم.

وجه دیگر اهمیت نامه کروبی به فضای پایین دستی اصولگرایان باز می گشت؛ فضاسازی رسانه ای پیرامون مشارکت او در انتخابات مجالس در ۷ اسفند ۹۴. خبرگزاری فارس در واکنش به رای دادن او تیتر زد:‌ «پایان ۱۰ سال دروغ تقلب»، نبی حبیبی،‌ دبیرکل حزب موتلفه گفت کروبی گناه نابخشودنی مرتکب شده بود ولی با رای دادن «یک قدم رو جلو» برداشته و حمید رسایی آن را نشانه پیروزی رهبر جمهوری اسلامی خواند. نامه دیروز مهدی کروبی مهر پایان بر این تحلیل ها بود.

فضای سوم مورد اشاره کروبی در نامه اش، فضای مصلحت بود که در ریاست جمهوری حسن روحانی به عنوان دوران اعتدال اوج گرفته است. مهم ترین شاخص این مصلحت، رفع حصر از سران جنبش سبز بود که دولت روحانی درباره آن وعده داد ولی کمتر درباره این وعده اش سخن گفته و یا آن را میوه نارسی خوانده که هنوز وقت چیدنش نرسیده است. اگرچه به تعبیر علی اکبر ناطق نوری، رییس دفتر بازرسی علی خامنه ای، رییس جمهور توان ورود به این را ندارد ولی در یک سو،‌ اصولگرایان تندرو اعلام کردند دولت روحانی رفع حصر را به مصحلت خویش نمی داند و  تمایل به انجام چنین کاری ندارد و از سوی دیگر، برخی تحلیل گران اپوزیسیون خواستار معامله با حکومت « با توسل به مصلحت، حسابگری و اجماع» شده بودند. وجه رقیق تر این معامله در پروژه آشتی ملی در داخل ایران تعقیب می شد که با پیشنهاد خروج از بازی ۸۸،‌ مصلحت اصلاح طلبان را مرزبندی با آن سال می دانستند. نامه کروبی و تاکید او بر دو قطبی استبداد و ظلم ستیزی محاسبات این معادلات و فضا را به هم می ریزد.

می توان پیش بینی کرد طراحان و مدافعان فضای خامنه ای ستایی، پشیمان نمایی و مصلحت جویی معامله گرانه واکنش های متفاوتی به این نامه داشته باشند ولی هیچ کدام از این واکنش ها، از اهمیت و تعیین کنندگی نامه مهدی کروبی کم نمی کنند. در این میان اما مهم ترین درخواست مهدی کروبی یعنی محاکمه علنی چه می شود؟ پیش از این بارها اصولگرایان میانه رو و تندرو گفته اند محاکمه علنی او را به مصلحت کشور نمی دانند و یا نتیجه محاکمه را اعدام دانسته اند، نکته ای که رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با علی مطهری و درخواست رفع حصر تلویحا تاییدش کرده بود. این تایید نوعی فضاسازی مبتنی بر لطف نظام به رهبران جنبش سبز را سبب شده بود و درخواست توبه و عذرخواهی روی میز آمده بود. نامه کروبی و شرح آنچه بر او رفته، علیه این فضاسازی نیز بود. او به صراحت نوشت روی حرف هایش ایستاده، در کنار معترضان می ماند و آماده پرداخت هزینه هاست، یک فضای تازه. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}