«هادی» عاشق سینما است و زندان هم باعث نشده که از عشقش دست بکشد. او سینمای روز دنیا را دنبال می کند و دوره کامل کلاس فیلم‏نامه نویسی را در زندان گذرانده است. فقط این کلاس ها نبوده، دوره هایی درباره «دموکراسی»، «حقوق بشر» یا «آموزش حقوق زندانی ها» هم در ماه های پس از انتخابات ۸۸ در زندان رونق گرفته اند. 

از او می پرسیم شرکت در کلاس های فیلم نامه نویسی، پنهانی و دور از چشم افسرنگهبان ها برگزار می شوند؟ توضیح می دهد: «نه؛ بلندگوی بند سیاسی زندان اوین چندین بار تکرار می کند و علاقه مندان شرکت در کارگاه نقد فیلم یا فیلم نامه نویسی می توانند برای شرکت در این کلاس ها ثبت نام کنند؛ به ویژه آن روزهایی که چند سینماگر یا هنرپیشه مثل آقای "رامین پرچمی" میهمان بند بودند، شور آموزش و یادگیری وجود داشت.»

«رضا» اما بیننده حرفه ای سینما نیست و اولش به خاطر جذابیتی که این کلاس ها در فضای عاری از تنوع زندان داشت، در جلسات نقد فیلم مشارکت می کرد:«اغلب کسانی که در این کلاس ها شرکت می کردند، واقعا دغدغه های فرهنگی داشتند. آن ها دور هم جمع می شدند و چنان جدی و پی گیر در مورد پلان های پیش پا افتاده یک فیلم یا لوکیشن و فیلم برداری روی دست یا پلان و شات و نمای کلوزآپ و تدوین و یا روند قصه و فیلم نامه حرف می زدند که انگار هیچ غمی به جز دنیای سینما ندارند.»
به گفته هادی، یکی از بهترین گردهمایی هایی که در تمام عمرش در حوزه سینما تجربه کرده، در زندان و در فاصله سال های 89 تا 90 بوده است: «با این که تعداد شرکت کنندگان در این قبیل کلاس های فرهنگی زیاد نبود اما واقعا نقدهایی که مطرح می شدند و کیفیت بحث ها در حد کلاس های دانشگاهی بودند. کسانی در جمع ما بودند که تجربه نوشتن در مجلات سینمایی را داشتند. گاهی اساتید جامعه شناسی هم در مورد تجربه تقابل سنت و مدرنیزم در سینما حرف می زدند و فعالان حوزه فرهنگی نیز وارد بحث می شدند.»

شرکت در این کلاس ها جرقه یک ایده را در ذهن هادی روشن می کند: «هر هفته گزارش کلاس ها را می نوشتم؛ مثلا این که چه فیلمی را بررسی کرده بودیم و یا نقطه نظرات شرکت کنندگان چه بوده. به هر حال، کسانی بودند که به علت مشغله های ذهنی، در این کلاس ها شرکت نمی کردند اما بی میل نبودند نتیجه بحث ما را بخوانند؛ مثلا دوستم در "بند کارگری" خیلی اشتیاق حضور داشت اما چون در آَشپزخانه زندان به طور روزانه کار می کرد، امکان شرکت در کلاس ها برایش فراهم نمی شد. اولش به خاطرم رسید خلاصه بحث ها را برایش بنویسم، بعدش این ایده در ذهنم شکل گرفت که چرا برای همه زندانی هایی که امکان مشارکت در کلاس نقد فیلم را نداشتند، گزارش مختصر هفتگی ننویسم؟»
او می خندد و می گوید: «باور کنید کیفیت این نقدها بهتر از برنامه "هفت" شبکه سه تلویزیون بود. می دانید چرا؟ چون سانسوری در کار نبود و کسی نگران سیاست ها و خط قرمزها نبود. جرات می کردیم کارگردان فیلم و سیاست های حاکم بر جامعه را بدون هیچ واهمه ای به چالش بکشیم و همین مساله برایمان جذابیت داشت.»

رضا روزهایی که فیلم های خارجی را به چالش می کشیدند را بیش تر دوست داشته است: «آن ها مدام در مورد فیلم های بیضایی، فرهادی، کیارستمی و حتی در مورد بازی مصفا حرف می زدند و گاهی بی رحمانه انتقاد می کردند. دو زندانی در جمع داشتیم که دانشجوی دانشگاه هنر تهران بودند و به لحاظ فنی و دکوپاژ و نورپردازی، فیلم را به چالش می کشیدند. کارشناس موسیقی هم داشتیم. خیال کنم اگر در زندان را می بستند و می گفتند شما تا ابد یک جزیره غیر قابل دسترسی خواهید بود، به لحاظ اقلام فرهنگی کم و کسر نداشتیم.»

از او می پرسیم آیا به خاطرش مانده است که چه فیلم های ایرانی مورد نقد و بررسی قرار می گرفتند؟ می گوید:«تا جایی که به خاطرم مانده، فیلم "سگ کشی" بهرام بیضایی، "گذشته" اصغرفرهادی، "پذیرایی ساده" مانی حقیقی، فیلم "دربند" که یادم نیست متعلق به چه کارگردانی بود، "سه زن" منیژه حکمت و "هیس، دخترها فریاد نمی زنند" پوران درخشنده را در این کارگاه های نقد فیلم دیدم.»

رضا اضافه می کند:«سعید مدنی، جامعه شناس و مشاور برخی فیلم های سینمایی، علیرضا رجایی،‌ روزنامه نگار و رحمان قهرمانپور، کارشناس مسایل هسته ای در جلسات نقد فیلم زندان حضور داشتند.»

فائزه هاشمی رفسنجانی زمانی درباره زندان نوشته بود: «زندان این سال ها گنجینه انسان های ارزشمند، تحصیل کرده  و دارای مطالعه و آگاه است. این جا دانشگاهی است که در هیچ زمان و مکانی در بیرون از زندان شکل نمی گیرد.»

حرف های هادی و رضا در تایید فائزه هاشمی رفسنجانی است. داستان تجربه آن ها محدود به حوزه سینما است ولی این تنها یکی از کوشش های مستمر زندانیان برای ساختن یک دنیای متفاوت است.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}