در هفته جاری، تلویزیون حکومتی ایران در یکی از برنامه های خود، اعترافات «الهام عرب»، مدل ایرانی را پخش کرد. «عباس جعفری دولت آبادی»، دادستان تهران در طول برنامه، الهام عرب را با سرزنش و ملامت به این متهم می کند که از طریق «اینستاگرام» برای تبلیغ خود در مدلینگ و مد استفاده می کرده است.

عرب یکی از چند مدلی است که در ماه های اخیر در ایران بازداشت شده اند. پلیس امنیت فضای مجازی، این افراد را متهم کرده که در یک شبکه توطئه بین المللی دخالت داشته اند؛ شبکه ای که با دخالت و هدایت مدل امریکایی، «کیم کارداشیان» و مدیرعامل اینستاگرام، «کوین سیستروم» اداره می شده است.

ایران این مدل ها را به دلیل حضور و فعالیتِ بدون حجاب اسلامی در شبکه های مجازی، مجازات خواهد کرد. از منظر حکومت ایران، بیمِ این می رود که زنان دیگر نیز از این افراد تبعیت و به این ترتیب، یکی از خصیصه های اصلیِ زیباشناختی در جمهوری اسلامی را تضعیف کنند.

از آغاز انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ تاکنون، همه زنان در ایران، حتی توریست ها و زنان اقلیت های مذهبیِ غیرمسلمان باید به اجبار حجاب اسلامی خود را رعایت کنند.

در دنیای آزاد، فشن یا مد مترادف با سبک سری است. با این حال، همه حکومت ها به ظاهر و پوشش شهروندان خود توجه نشان می دهند و از آن سود می جویند. در بریتانیا، فردی که به «راه نورد برهنه» مشهور شده، بیش از 10 سال از عمر خود را در زندان به سر برده زیرا در پیاده روی ها و راه نوردی های خود در کشور، از پوشیدن لباس سرباز می زده است. از آن سو، در فرانسه «برقع» ممنوع شده است. در این کشور، فقط چندین هزار زن از برقع استفاده می کردند که خود تحت نفوذ سنت های عربستان سعودی بودند. به هر حال، در سراسر تاریخ دوران مدرن، هرچه میزان اقتدارطلبی حکومت ها بیش تر بوده، قیدوبندهای بیش تری هم بر شهروندان خود اعمال کرده اند.

 

پتر کبیر: ریشتان را بزنید!

«پتر کبیر»، نخستین تزار روسیه، یکی از اولین و مهم ترین کسانی بوده که در جهت مدرن سازی لباس و پوشش گام برداشته است. او که در سفرهای خود به اروپای غربی، عمیقاً تحت تأثیر فرهنگ این منطقه قرار گرفته بود، در صدد برآمد تا روسیه را بر اساس زیبایی شناسیِ اروپایی بازسازی کند. در بازگشت از یکی از سفرهای خود به اروپا در سال ۱۶۹۸، وقتی با اعضای دربار خود ملاقات می کند، یک ریش تراش بیرون می آورد و به زور ریش درباریان را می تراشد تا شبیه اروپایی ها شوند! معاصرانِ پتر کبیر این اقدام را نشانه ای از بی خداییِ او دانستند چراکه بسیاری از روس ها ریش را نمادی راستین از ایمان به کلیسای ارتدکس روسیه می دانستند.

اما ریش ستیزیِ پتر کبیر به همین جا ختم نشد. او که قوای نظامی اش برای نبرد با امپراتوری سوئد به پول احتیاج داشت، مالیات سنگینی برای ریش اعمال کرد. یعنی هر یک از شهروندانی که می خواست ریش خود را نگه دارد، باید نشانه مخصوصی خریداری و حمل می کرد که یک روی آن نوشته بود «پول پرداخت شد» و روی دیگرش - در بعضی موارد - نوشته شده بود: «ریش باری اضافه است».

 

مصطفی کمال آتاتورک: فینه ممنوع!

در سال ۱۸۲۶، «سلطان محمود عثمانی» [محمود دوم] فینه های قرمز رنگِ استوانه ای شکل را به پوشش ملی ترکان بدل کرد. اما در سال ۱۹۲۰، «مصطفی کمال آتاتورک»، نظامیِ ناسیونالیستِ تجددخواهِ سکولار در صدد شد تا این راه و رسم را براندازد. در کل کشور راه افتاد و علیه آن سخنرانی های غرایی ایراد کرد. می پرسید: «آیا لباس ما میهن پرستانه است؟ آیا لباس ما متمدنانه و جهانشمول است؟»
در سال ۱۹۲۵، ترکیه «قانون کلاه» را به تصویب رساند که به موجب آن، تمام مردانی که می خواستند کلاه بر سر بگذارند، باید به رسم و رسوم غربی پایدار می ماندند. در بعضی نقاط کشور، این قانون به درگیری های مسحانه ای دامن زد. سرپیچی از آن، مجازاتی سنگین در پی داشت، از جمله زندان با اعمال شاقه و حتی اعدام. آتاتورک قید و بندهای دیگری نیز برای پوشش شهروندان خود وضع کرد؛ مثلاً فرمان داد که زنان در مؤسسه های دولتی مثل دانشگاه ها و ادارات، حجاب اسلامی خود را بردارند. البته این قانون دیگر اجرا نمی شود ولی قانون کلاه در متن قانون وجود دارد گو این که آن هم چندان اجرا نمی شود.

 

رضاشاه: حجاب را بردارید!

در ایران، رضاشاه در سال ۱۹۲۸، «قانون یکسان سازی لباس» را به تصویب رساند که به موجب آن، همه مردان موظف به پوشیدن لباس هاس غربی بودند، هرچند البته استثنائاتی هم از اعضای جامعه روحانیون مسلمان در نظر گرفته شده بود. رضاشاه که همیشه با زبان تحسین از آتاتورک سخن می گفت، پس از سفری به ترکیه در سال ۱۹۳۵، قانون کلاه را به ایران وارد کرد. در ایران نیز درست مانند ترکیه، این قانون جدید برای نوع پوشش شهروندان به مخالفت ها و درگیرهای خشونت باری منجر شد. رضاشاه که احتمالاً از مخالفت های جامعه مذهبی به ستوه آمده بود، در سال ۱۹۳۶ دستور «کشف حجاب اسلامی» را صادر می کند و به این ترتیب، به اولین رهبری بدل می شود که دست به چنین اقدمی زده است. همان سال، در سراسر کشور مراسمی برگزار می کند و دستور می دهد که حکومتی ها و لشکری ها در اماکن عمومی، با زنان بدون حجاب خود ظاهر شوند. از آن سو، بسیاری از زنان ایرانی در برابر دستور کشف حجاب مقاومت می کردند و در مواردی نیز نیروهای پلیس به روز حجاب را از سر زنان بیرون می آوردند.

وقتی در سال ۱۹۴۱ پس از اشغال ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه، رضاشاه ناچار به ترک قدرت شد، برخی از زنان ایرانی به حجاب خود بازگشتند ولی دیگران تا سال ۱۹۷۹ از این کار سرباز زدند.

 

هیتلر: مدل های لاغر ممنوع!

رژیم های اندکی بوده اند که توانسته باشند به اندازه رژیم «رایش سوم» از مد سود جویند. در سال ۱۹۳۳ که نازی ها قدرت را به دست گرفتند، «مؤسسه مد آلمان» را تأسیس کردند. «آدولف هیتلر» درباره مد و زیبایی نظرات بسیار خاصی داشت. او از لوازم آرایش یا خز خوشش نمی آمد چون از حیوان های مرده ساخته می شد. از عطر هم نفرت داشت. آلمان نازی لباس های محلی آلمانی را می پسندید؛ لباس هایی که به معنایی آرمانی، تنها به قامت آریایی ها رفته است. آرمان های مد نازی ها عمدتاً واکنشی بود به سلطه فرانسه بر مد اروپا و نیز به برتری طراحان مشهور یهودی. هیتلر مد فرانسه را مدی «منحط» (decadent) می دانست و هیچ توجه و علاقه ای به میل شدید صنعت مد فرانسه به مدل های باریک اندام با باسن های کوچک نشان نمی داد. از نظر او، این جور لاغری و کوچکی برای بارداری مناسب نبود. می گفت: «مدل های پاریسی دیگر بس است.»
مشهور است که در دوران رایش سوم، یونیفورم های نظامی را خانه مد «هوگو باس» (Hugo Boss)تهیه می کرده است.

 

ارتش سرخ مائو: همه با یک لباس!

در سال ۱۹۶۶، «مائو تسه تونگ»، رییس حزب کمونیست چین گمان می برد که موقعیتش در حزب دچار تزلزل شده است. او برای حفظ جایگاه خود، دستور اجرای «انقلاب فرهنگی» را صادر کرد. جوانان رادیکال هم عیله نخبگان حزب کمونیست شوریدند و هم در سطحی کلان تر، علیه جامعه چین. زنان و مردان جوان و متعصب که ندای مائو را لبیک می گفتند، یونیفورم های نظامی دو جنسیِ خود را به تن کردند و بازوبندهای قرمز «ارتش سرخ» را به بازو آویختند و دشمنان خلق مردم را به شکلی توده وار تحقیر و شکنجه کردند و به قتل رساندند. آن طور که یک تاریخ دان نقل می کند، «هدف اصلی این بود که هر کس شخصیت فردی خود را کنار بگذارد تا راه را برای اجرای آرمان های سیاسی زمانه هموار کند.»
انقلاب فرهنگی در سال ۱۹۷۶ با مرگ مائو پایان یافت.

 

طالبان: فقط ریش!

این روزها عکس های زنانی که در سال های دهه ۱۹۷۰ در افغانستان لباس هایی با مد غربی به تن کرده اند واقعاً بدعتی محیرالعقول به نظر می آید. ولی به گزارش سازمان «عفو بین الملل»، زنان افغانستان در قرن بیستم به حقوقی ثابت و استوار دست یافته اند. در سال ۱۹۱۹ به حق رأی و در سال های دهه ۱۹۶۰ نیز تا حدی در قانون اساسی کشور به برابری حقوق خود دست یافتند. اشغال افغانستان توسط نیروهای روسیه شوروی از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ و جنگ داخلی که در نتیجه آن به وجود آمد، زنان را به قربانیان خشونت مردان بدل کرد. وقتی در سال ۱۹۹۶ گروه اسلامی بنیادگرای «طالبان» به قدرت رسید، زنان را از حق تحصیل، کار و صحبت در اماکن عمومی منع کرد. همین طور، به زنان اجازه نمی داد که بدون همراهی یک مرد از خانه خارج شوند و یا هیچ بخشی از پوست بدن خود را نشان دهند. این در عمل، یعنی زنان باید همه بدن خود را با برقع می پوشاندند تا به هیچ وجه دیده نشوند. از آن سو، مردان باید با ریش گذاشتن، تعهد و سرسپاری خود را به اسلام نشان می دادند.

 

 

 

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}