«امیرپورنگ سرمدی تهرانی» از فعالان فضای مجازی است که تابستان ۱۳۹۸ توسط پلیس اطلاعات امنیت تهران و با نیابت قضایی در شهرستان بابلسر دستگیر شد. دادگاه بدوی او را برای اتهام­های «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «توهین به رهبری»، در مجموع به هشت سال حبس محکوم کرد. سرمدی که حالا به قید وثیقه آزاد شده و منتظر صدور رای دادگاه تجدیدنظر است، از آن‌چه پس از بازداشت بر او گذشته است، برای «ایران‌وایر» حرف می‌زند.

***

امیر پورنگ سرمدی یکی از کسانی است که در حمایت از امضاکنندگان بیانیه درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی، مشهور به «بیانیه ۱۴ نفر» که با شعار «نه به جمهوری اسلامی»، خواهان برگزاری رفراندوم و تغییر «قانون اساسی» بودند، به انتشار کلیپ‌های انتقادی در فضای مجازی پرداخت.

این فعال فضای مجازی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «با انتشار کلیپ‌هایی با مضمون مردود بودن نظام جمهوری اسلامی و انحلال آن و برگزاری انتخابات آزاد، به حمایت از فعالان سیاسی پرداختیم. این فعالیت‌ها باعث شدند روز سوم مرداد ۱۳۹۸ در بابلسر، شهر محل سکونتم، توسط پلیس اطلاعات و امنیت شهر تهران بازداشت شوم.»

در حکم صادر شده، فعالیت‌های او و دیگر هم‌بندی‌هایش این‌طور توضیح داده شده است‌: «متهم از حدود یک سال گذشته در فضای مجازی با گروه‌ها و کانال‌های معاند نظام و طرف‌دار رضا پهلوی آشنا شده و ضمن ارتباط‌گیری با عناصر فعال، اقدام به فعالیت علیه نظام نموده است. نام‌برده صراحتا بیان داشته که با فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی، به دنبال براندازی و سرنگونی جمهوری بوده است.»

امیر پورنگ متاهل است و یک دختر ۹ ساله دارد. او به مناسبت هفتم آبان که از سوی ایرانیان به عنوان «روز کورش» نام‌گذاری شده، کلیپی از شعر خوانی دخترش درباره کورش منتشر کرده است. این موضوع در حکم صادر شده برای او، به عنوان یکی از مصادیق اتهامی در نظر گرفته شده است: «نام‌برده در تبلیغ روز جعلی کوروش (هفتم آبان) اقدام به تهیه و انتشار کلیپی از دختر هشت ساله خود نموده و در آن، فرزند وی اقدام به شعرخوانی و حمایت از روز هفتم آبان و تولد رضا پهلوی می‌نماید.»

پوررنگ که در محل کارش بازداشت و به‌ همراه ماموران، برای تفتیش و بازرسی منزلش به آن‌جا منتقل شده بود، درباره برخورد ماموران به هنگام بازداشتش می‌گوید: «سر کار بودم که آمدند. برخورد ماموران نیروی انتظامی با خانواده‌ام تند نبود. موقع تفتیش هم چیزی را به هم نریختند. ولی به هر حال رعب و وحشتی که برای یک دختربچه  ۹ ساله از دیدن مامور و دست‌بند به دست پدر و اسلحه در دستان مامور ایجاد می‌شود، اجتناب ناپذیر است.»

او درباره جزییات فعالیت‌های خود می‌گوید: «یک صفحه در اینستاگرام داشتم به اسم "ارتش کوروش". این صفحه الان در اختیار اطلاعات سپاه است. آرام آرام با گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور ارتباط گرفتیم. وقتی بیانیه ۱۴ امضایی منتشر شد، ما به‌عنوان حامیان بیانیه، به ساختن کلیپ‌های اعتراضی پرداختیم. خواست ما هم برگزاری رفراندوم و انتخابات آزاد بود.»

به گفته سرمدی، با لو رفتن دو نفر از دوستانی که با آن‌ها همکاری می‌کردند، بقیه اعضای گروه که در ایران بودند، بازداشت می‌شوند: «قبل از این که من بازداشت شوم، چند نفر از بچه‌ها را گرفته بودند. رضا محمدحسینی و خالد پیرزاده هنوز با احکام سنگین در زندان هستند. برای رضا محمدحسینی ۱۶ سال و برای خالد پیرزاده هم پنج یا هفت سال حکم صادر شده است. از طریق موبایل‌ آن‌ها، مشخصات بقیه بچه‌ها، از جمله من را پیدا کرده بودند.»

به گفته این فعال فضای مجازی، ماموران بعد از تفتیش خانه و توقیف تلفن همراه و لپ‌تاپ، او را به همراه خود به مرکز پلیس اطلاعات و امنیت تهران در محله «گیشا» تهران منتقل می‌کنند: «با حکم نیابت قضایی به مرکز پلیس اطلاعات و امنیت تهران در گیشا منتقل شدم. مدت پنج روز در بازداشت نیروی انتظامی در محلی نامعلوم بودم. سپس مرا تحویل ماموران اطلاعات سپاه دادند و به بازداشتگاهی که به آن بند یک الف می‌گفتند، تحویل داده شدم. جای بازداشتگاه را دقیق نمی‌دانم ولی حدس می‌زنم حوالی سرخه حصار باشد.»

بازداشتگاه یک الف که امیرپورنگ سرمدی از آن نام می‌برد، یکی از بازداشتگاه‌های مخفی در اختیار سپاه پاسداران است که مشخصات آن در تازه‌ترین گزارش «اطلس زندان‌های ایران» افشا شده است. بنابر این گزارش، این بازداشتگاه متعلق به «قرارگاه ثارالله» است. از محل دقیق این بازداشتگاه اطلاعی در دست نیست اما پژوهش‌گران این گزارش به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا در نواحی شرقی و یا شمال شرقی تهران قرار دارد.

امیر پورنگ سرمدی تهرانی می‌گوید در مدتی که در این بازداشتگاه نگه‌داری شده، در سلول انفرادی بوده و با چشمان بسته تحت بازجویی قرار گرفته است: «تمام بازجویی‌ها و ترددها با چشمان بسته انجام می‌شدند. تمام اطلاعات تلفنم شامل دایرکت‌های اینستاگرام، واتس‌آپ و تلگرام و فهرست مخاطبانی که در سیم کارت و تلفن ذخیره داشتم را پرینت گرفته و به عنوان مدرک، در پرونده‌ام قرار داده بودند.»

او می‌گوید در طول بازداشت، شکنجه جسمی نشده اما بازجویی وی در سلول انفرادی و همراه  شکنجه روحی و تهدیدات مداوم بوده است: «با چشم‌بند بازجویی می‌کردند اما کتک نمی‌زدند. غذای خوب می‌دادند ولی مدام انواع و اقسام تهدیدها را می‌کردند. می‌گفتند اگر همکاری نکنم، خانواده‌ام را هم بازداشت می‌کنند. می‌گفتند به زندان می‌روی ولی وقتی می‌آیی بیرون که دخترت ازدواج کرده باشد. یکی از بازجوها به صراحت به من گفت ما می‌توانیم جوری شماها را سر به نیست کنیم که صدایش هم درنیاید، فکر نکن چون در رسانه و فضای مجازی فعال هستی، می‌توانی این‌ها را رسانه‌ای کنی. گفت راحت سرت را می‌کنیم زیر آب و به هیچ‌کس هم لازم نیست جواب بدهیم.»

امیرپورنگ سرمدی می‌گوید با آن که می‌دانسته است این‌ حرف‌ها تهدید هستند اما انجام و اجرای آن‌ها را از ماموران اطلاعات سپاه بعید نمی‌داند: «آن قدر با اعتماد به نفس این‌ حرف‌ها را می‌زدند که ممکن است در عالم واقع هم این‌ کارها را بکنند.»

او می‌گوید در روز آخری که در بازداشتگاه مخفی سپاه بوده است، فضایی را آماده کردند تا وی را وادار با اعترافات اجباری کنند: «روز آخر، قبل از آن که مرا برای بازجویی نهایی بفرستند، با چشم بسته به مکانی بردند که دوربین، پرده و تجهیزات نورپردازی داشت. آقایی آمد و گفت که ما می‌خواهیم مصاحبه‌ای با شما انجام بدهیم و اگر رضایت داشته باشید، پخش می‌کنیم. یک رضایت‌نامه هم گذاشتند جلوی من و در نهایت گفتند امضا کن و انگشت بزن؛ یک رضایت‌نامه اجباری.»

سرمدی می‌گوید ناچار شده است پاسخ برخی سوالات را به شکلی که به او گفته می‌شد، بدهد: «من جواب سوالات را همان‌طور که بود، می‎‌دادم. این باعث شد چند بار کات بدهند. آخرش هم گفتند خودمان درستش می‌کنیم. جواب چند سوال را هم دیکته کردند و من چاره‌ای در تکرار حرف‌هایشان نداشتم.»

این فعال فضای مجازی پس از ۱۰ روز تحمل سلول انفرادی و بازجویی پیوسته، برای بازجویی نهایی و تشکیل پرونده به دادسرای اوین برده می‌شود: «اطلاعات سپاه برایم پرونده‌ای درست کرده بود که بیش از ۱۰۰ صفحه بود. منتقلم کردند به شعبه دو دادسرای اوین و برایم وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی تعیین شد. بعد هم من را به زندان اوین تحویل دادند.»

به گفته او، ابتدا قرار وثیقه‌اش ۵۰ میلیون تومان بوده اما با توجه به پرونده سنگینی که برایش تشکیل داده بودند، بازپرس مبلغ را تغییر داده است: «بازپرس گفت قرار ۵۰ میلیونی با پرونده شما هم‌خوانی ندارد. برای همین آن را تشدید کرد و از همان‌جا هم مرا تحویل زندان اوین دادند.»

می‌گوید با تعیین قرار وثیقه، خانواده‌اش آن را تامین کردند اما تا دو هفته از قبول اسناد و آزادی موقتش ممانعت شده است: «هر بار بهانه‌ای ‌آوردند. یک بار ‌هم گفتند پرونده در مرحله بازپرسی است و قرار وثیقه را نمی‌پذیرفتند. بعد از دو هفته، همسرم همراه دخترم آمده بود و دو سند آورد که مبلغ تامین شود. سند خانه خودم و برادرم که دو برابر مبلغ تعیین شده وثیقه قیمت دارد را همان ۲۵۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری کردند. بازپرس ظاهرا با دیدن دخترم، دلش به رحم آمد و رای به آزادی موقتم داد.»

امیر پورنگ سرمدی تهرانی دو ماه پس از آزادی موقت، به شعبه ۱۵دادگاه انقلاب با ریاست قاضی «ابوالقاسم صلواتی» احضار و تفهیم اتهام می‌شود: «حدود آذرماه ۱۳۹۸ گفتند برای تفهیم اتهام مراجعه کنیم به شعبه ۱۵دادگاه انقلاب. آن‌جا تفهیم اتهام شدم. به من گفتند اگر می‌خواهی، برای دفاع آخر برو وکیل بگیر.»

امیرپورنگ سرمدی پنجم دی ۱۳۹۸ برای دفاع آخر و ابلاغ حکم مجدد به دادگاه فراخوانده می‌شود: «دوهفته بعد از دفاع آخر، حکم صادره توسط وکیل‌مان به من ابلاغ شد.»

«توهین مکرر به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی» و «ایجاد صفحه اینستاگرامی با بیش از سه هزار دنبال کننده، به جهت ترغیب و تشویق دنبال کنندگان در جهت اقدام تبلیغی علیه نظام»، «دعوت از دنبال کنندگان به جهت شعارنویسی، پول‌نویسی، دیوارنویسی» و «توهین به مقام معظم رهبری و سایر اقدامات مضر علیه حاکمیت» در حکم صادر شده برای امیر پورنگ به عنوان مصادیق اتهامات در نظر گرفته شده‌اند.

 او برای اتهام تبلیغ علیه نظام به یک‌سال و بر اساس ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی، برای «اجتماع و تبانی علیه نظام» به پنج سال و برای «توهین به رهبری» به دو سال حبس محکوم شده است.
سرمدی با شش نفر دیگر هم‌پرونده‌ای است؛ پرونده‌ای که در ۱۲ جلد و دو هزار و ۴۴۰ صفحه تنظیم شده است.

او و سایر هم‌پرونده‌ای‌هایش نسبت به احکام صادرشده اعتراض کرده­اند‌‌ و در انتظار صدور رای دادگاه تجدیدنظر هستند. پرونده آ‌ن‌ها برای تجدیدنظر، به شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «احمد زرگر» ارجاع داده شده است.

 

مطالب مرتبط:

صدور حکم ۴۸۴ ماه زندان و ۶ سال تبعید برای ۴ امضاکننده بیانیه ۱۴

اعتصاب غذای فاطمه و محمدحسین سپهری از امضاکنندگان بیانیه ۱۴

۷۲ سال حبس برای امضاکنندگان بیانیه ۱۴

بازداشت فاطمه ملکی و  صدیقه مالکی‌فر همسران دوتن از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره

محکومیت رضا مهرگان امضاکننده بیانیه ۱۴ نفر به ۷ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}