روابط ایران و چین درست در صدمین سالگرد امضای عهدنامه مودت دو کشور به دلیل سیاست مقام‌های ایرانی زیر فشار تحریم و رفتارهای  دور از نزاکت دیپلمات چینی جنجالی شده است. در این سال‌ها روابط این دو کشور چگونه بوده است؟ این پرسشی است که سعی کرده‌ایم در این گزارش به آن پاسخ دهیم.

***

 «دنگ شیائو پینگ پس از بازگشت از آمریکا اعلام کرد سیاست آمریکا در قبال مسائل ایران سبب شده تا شوروی نفوذ خود را گسترش دهد. دنگ تاکید کرد که روس‌ها اکنون در ایران هستند و با توجه به رویدادهای ایران و ویتنام، چین دیگر نمی‌تواند اجازه دهد که کارها به همین نحوه ادامه پیدا کند. در مقابل تاس خبرگزاری رسمی شوروی در پاسخ اظهارات دنگ، پکن را متهم کرد نسبت به حوادث ایران، روشی نزدیک به امپریالیسم آمریکا در پیش گرفته و از نیروهای ارتجاعی در ایران حمایت می‌کند.» روزنامه اطلاعات نوزدهم بهمن ۱۳۵۷

 خرداد ۱۲۹۹ سفرای ایران و چین در رم عهدنامه‌ای امضا کردند که به براساس آن دو کشور در پایتخت‌های یکدیگر سفارتخانه تاسیس کردند. روابط دو کشور در دوره نخست‌وزیری «امیرعباس هویدا» چنان رونق گرفت که انقلاب بهمن ۵۷ آیت‌الله خمینی چینی‌ها را نگران کرده بود چنانکه یک روز مانده به ۲۲ بهمن و سقوط پادشاهی، «جمهوری خلق چین حوادث ایران را نتیجه خرابکاری شوروی خواند» اما به‌سرعت خود را با تحولات ایران همخوان کرد و با شروع جنگ، تبدیل به یکی از گزینه‌های اصلی تامین سلاح برای جمهوری اسلامی شد.

 چین طی جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، به‌طور مداوم با نظامیان ایران و فرستادگان «اکبر هاشمی رفسنجانی» جانشین فرمانده کل قوا در فرماندهی جنگ در ارتباط بود. موسسات تحقیقی که روی خرید نظامی ایران از چین در دوره جنگ پژوهش کرده‌اند تخمین زده می‌زنند که چین دست‌کم ۳۰۰ فروند از موشک های کرم ابریشم را طی سال‌های جنگ به ایران فروخته باشد اما مهم‌تر از آن دو برابر بیشتر از ایران، عراق را تسلیح کرد.

در کتابی که انتشارات دانشگاه آکسفورد با عنوان جنگ ایران و عراق  پنج سال پیش منتشر کرد، اسنادی آورده شده که نشان می‌دهد چین در ازای فروش سلاح به  ارزش ۳ میلیارد به ایران، در همین مدت ۶ میلیارد سلاح به عراق فروخته است.

به این معنی چین هم‌زمان با تجارت موشک با ایران، میزان بیشتری از ایران به عراق سلاح فروخته و در تجهیز ارتش صدام حسین نقش داشته است. در مواردی حتی پس از فروش موشک‌ها، چین درباره زمان استفاده از آن‌ها مداخله کرده و نظامیان ایران را درباره اینکه چه وقت موشک‌ها را به‌سوی اهداف خود در جنگ با عراق شلیک کنند هم تحت‌فشار گذاشته است.

 هاشمی رفسنجانی در یادداشت‌های روز هفتم خرداد ۶۶ نوشته است: «سفیر چین آمد و از رهبران چین پیام آورد که ما در کاربرد موشک‌های سیلک ورم [کرم ابریشم] پیش‌دستی نکنیم و اینکه ممکن است در تحویل موشک‌های زمین به هوا تاخیر کنند. اگرچه نوعی از آن را هم در حد دو سری تحویل می‌دهند. گفتم با وزیر سپاه مطرح و هماهنگ کنند و ضمناً گفتم ما از این انواع موشک، از منابع غیر چینی هم داریم و شما نگران نباشید که بتوانند ثابت کنند که مال شما به کار گرفته شده. مدعی است از طرف دولت‌های بزرگ و اعراب تحت‌فشار هستند.»

 چین مذاکرات فروش سلاح به ایران را پس از پایان جنگ با عراق هم ادامه داد اما با هدف ادامه فروش ادوات نظامی و حاضر به همکاری با ایران برای ساخت صنایع نظامی نشد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز چهارم آبان ۶۸ حدود یک سال پس از برقراری آتش‌بس، روایت کرده است که چینی‌ها در گفت‌وگو با فرزندش که در معاملات اسلحه مشارکت داشته، علاقه‌مند بودند موشک‌هایی که تاریخ‌مصرف آن‌ها رو به پایان است را از انبارهای خود خالی کنند و تمایلی به انتقال دانش ساخت آن به ایران ندارند:

«محسن ناهار آمد. از تمايل چيني‌ها به انتقال فنّاوری موشك‌هاي دوربرد و رقابت بين انباري فروشان ارتشي‌هاي چيني با صنايع تحقيقاتي و نظامي در فروش موشك‌هاي هدايت شونده به ايران گفت. آكادمی‌‌های تحقیقاتی و تولیدی آنها، قول همکاری برای انتقال تكنولوژی موشك‌هاي هدايت شونده داده‌اند، ولی به دليل وجود موشك‌هاي نزديك تاريخ گذشته در انبارهاي ارتش چين و سياست فروش آنها با قيمت‌های کمی نازل‌تر به کشورهای در حال جنگ و وجود دلال‌های دو طرف در ايران و چين، انتقال تکنولوژی و آموزش نیروهای صنايع نظامی و تحقیقاتی، با مشكل و تهمت زنی مواجه می‌شود. جالب است كه يكي از رؤسای مهم اکادمی، مسلمان و علاقه‌مند به همکاری عميق با ايران می‌باشد كه او هم از اين جهت دچار مشكل و تحت فشار است.»

رابطه ایران و چین از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی ایران تا یک دهه پس از آن عمدتا بر محور فروش سلاح و موشک های «کرم ابریشم» به ایران بوده است. در واقع چین همچون یک دلال سلاح بین ایران و عراق عمل کرد و نقض مقررات فروش سلاح به طرفین نبرد مسلحانه را طی هشت سال نادیده گرفت.

 از اواسط دهه ۱۳۷۰ خورشیدی روابط دو کشور به جای خرید موشک و چانه زنی ایران برای دریافت دانش ساخت آن به سوی توسعه برنامه اتمی ایران سوق پیدا کرد. کارخانه تولید کیک زرد ایران در اصفهان که مدت ها ادامه فعالیت آن از موارد اختلاف ایران و با کشورهای غربی بود از سوی چین پایه گذاری شد اما به محض اینکه بحران هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی بالا گرفت چینی ها پروژه را ترک کردند.

 ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، فرصت تازه ای برای چین بود تا به یکی از بازیگران فعال در بحران بدل شود. تا پیش از مطرح شدن برنامه اتمی ایران در شورای امنیت، چین فرصتی برای بازیگری در این پرونده نداشت.

 حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در زمان بالا گرفتن تنش ها بر سر برنامه اتمی در کتاب خود «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» روایتی از توصیه های وزیر خارجه چین به مقام های جمهوری اسلامی ایران در سفر به تهران دارد:

 «وزیر امور خارجه چین که به تهران آمده بود در جلسه ای خصوصی به نکات قابل توجهی تاکید کرد. گفت شما سه کشور اروپایی را رها نکنید زیرا به این راحتی نمی توانید قدرت جایگزین دیگری پیدا نمی کنید. دنبال چین و روسیه نباشید چون اثربخشی اروپا با چین و روسیه قابل مقایسه نیست. به ما تکیه نکنید و فکر نکنید ما در شورای امنیت می توانیم بایستیم و از حق وتو استفاده کنیم... ما در آژانس و شورای امنیت می توانیم در قطعنامه ها از طریق چانه زنی تغییراتی ایجاد کنیم ولی بیش از این از ما توقع نداشته باشید.»

 صحت اظهارات وزیر خارجه چین به سرعت روشن شد. قطعنامه های پی در پی شورای امنیت در محکومیت برنامه اتمی ایران و «تهدید صلح و امنیت جهانی» خواندن آن، درخواست برای توقف غنی سازی اورانیوم و اعمال تحریم های بسیار شدید و پرهزینه همگی با رای مثبت و نه حتی ممتنع چین انجام شد. در چنین وضعیتی خیال برخی از مقام های جمهوری اسلامی که تصور استفاده از حق وتو توسط چین را داشتند، به سرعت نقش بر آب شد. سیاست «نگاه به شرق» آیت الله علی خامنه ای با همراهی چین و روسیه از تحریم های شورای امنیت رنگ باخت اما مایه عبرت برای سال های بعد نشد.

 چین در این دوره به پیش نویس تحریم های ایران در شورای امنیت رای مثبت می داد و همزمان از تحریم شدن ایران انتقاد می کرد. در اجرای تحریم های یکجانبه آمریکا، طرح های نفتی ایران را نیمه کاره رها کرد و حاضر به پرداخت خسارت هم نشد. حتی پول نفت صادراتی ایران را که در حساب شرکت ملی نفت در بانک های چینی بود توقیف کرد و سرانجام در ازای واردات کالاهای چینی حاضر شد که از دارایی توقیف شده ایران وام بدهد و برای سود آن را پیشاپیش از حساب های توقیف شده ایران، بردارد.

 پس از دوره ای کوتاه از رفع تحریم ها با توافق اتمی برجام، آمریکا با خروج از این توافق بار دیگر تحریم های شدیدتری علیه جمهوری اسلامی ایران به اجرا گذاشت. چین مجددا از تحریم های آمریکا انتقاد داشت اما در اجرای تحریم های یکجانبه آمریکا، در حالی که مطابق توافق برجام باید به همکاری های تجاری خود با ایران می داد، کنار کشید. پروژه های نفتی ایران را دوباره رها کرد و به خرید نفت خاتمه داد مگر خرید محدود نفت با قیمت بسیار ارزان که همچون کالایی قاچاق، با آن برخورد می کند.

در حالی که بانک های چینی از پرداخت همین میزان اندک نفت خریداری شده ایران هم خودداری می کنند، مقام های ایرانی با سرمایه اولیه ایران یک بانک در چین تاسیس کردند که گرچه نهادی چینی محسوب می شد و تحت قوانین آن کشور فعالیت می کند اما در مالکیت ایران است.

 هدف از تاسیس این بانک انجام تبادلات مالی برای خرید نفت و فروش کالا به ایران بود تا خطرات ناشی از دور زدن تحریم های آمریکا صرفا متوجه بانک ایرانی با سرمایه دولتی ایران باشد و دولت چین از این نظر تحت هیچگونه فشاری نباشد اما با ادامه فشارهای کم سابقه آمریکا، چینی ها این دریچه را هم به سوی ایران بستند. این اتفاق کم و بیش همزمان با شیوع ویروس کرونا در استان ووهان چین بود.

هرچند چین هفته ها در اعلام شیوع این ویروس کرونا به سازمان بهداشت جهانی احمال و قصور کرد اما ایران از معدود کشورهایی بود که به پروازهای خود به چین ادامه داد و حتی زیر فشار سفیر این کشور در تهران علیرغم خطر شیوع ویروس در ایران، هواپیمایی ماهان، اتباع چینی مسافر در ترکیه را از مسیر تهران به کشورشان بازگرداند.

انتقاد سخنگوی وزارت بهداشت ایران از چین در دقیق نبودن آمار اعلامی آن کشور از قربانیان ویروس کرونا، به یک باره رویی دیگر از روابط ایران و چین را نشان داد. «چانگ هوا» سفیر چین به دور از آداب و نزاکت رایج دیپلماتیک مقام ایرانی را به انتقاد گرفت و سخنگوی وزارت خارجه ایران در توییتی شبانگاهی به زبان انگلیسی، سعی در رفع رجوع اظهارات سخنگوی وزارت بهداشت کرد و موضع دولت ایران در برابر چین پس گرفت.

 شماری از نمایندگان مجلس متعجب از آنچه بین چین و ایران می گذرد خواهان احضار سفیر این کشور شدند و سیاست جمهوری اسلامی ایران را که در سردر وزارت خارجه نصب شده یادآوری کردند که از «نه شرقی نه غربی» سال های اول جمهوری اسلامی چیز چندانی باقی نمانده است.

بر خلاف این وضع شوکه کننده برای افکار عمومی، ظریف به رفتار تمجید گونه خود از چین شدت داده و سفیر چین هم با همان شیوه به رفتار دور از نزاکت سیاسی خود ادامه می دهد.

اصرار و رفتار لجبازانه ی آیت الله علی خامنه ای در پرهیز از کاستن تنش با آمریکا و ساختن چشم اندازی مناسب تر برای ایرانیان، کار را به جایی رسانده که مقام های جمهوری اسلامی ایران برای فروش چند بشکه نفت و راضی کردن چین به خرید «قاچاق» ایران، حاضر به چشم بستن بر هرگونه رفتار غیرقابل پذیرشی از سوی دولت چین و نماینده این کشور در تهران هستند.

 چین در صد سال رابطه تجاری و بازرگانی خود با ایران، نفت خام ایران را خریده و در ازای آن کالاهای مصرفی روانه بازار ایران کرده است. در هیچ پروژه عمرانی که به سرانجام رسیده باشد مشارکت یا سرمایه گذاری نکرده و هیچ کالای سرمایه ای هم به ایران صادر نکرده است. علاوه بر این هر تحریمی از سوی آمریکا علیه ایران را به طور کامل به اجرا گذاشته است اما در یکی از سخت ترین دوره های اقتصادی برای دولت ایران که تمام منابع مالی آن با تحریم مسدود شده، وانمود می کند که در کنار جمهوری اسلامی ایران و در برابر ایالات متحده ایستاده است و حالا با این سیاست بر مقام های نظام حاکم بر ایران هم مسلط شده و از موضع قدرت حرف می زند و حتی این رفتار مورد تایید سپاه پاسداران و رسانه های آن هم قرار می گیرد.

اظهارات «محمد کشاورزاده» سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین می تواند وضعیت عجیب روابط ایران و چین در این دوره را بازتاب بدهد: «در مورد تبعات اظهار نظر سخنگوی محترم وزارت بهداشت و درمان، من هم به عنوان یک ایرانی راضی به خدشه دار شدن جایگاه ایشان به عنوان یک مقام رسمی نیستم و از راهی که بلدم در اینجا اقدام کردم ولی واقعیت قضیه این است که اظهارات ایشان و موج سواری فرصت طلبان، احساسات عمومی مردم چین را جریحه دار کرد این اظهار نظر نسنجیده چه سودی برای ما داشت».

 

 -

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}