کمپین «#جرم نیست» توجه ها را علیه نابرابری تحصیلی بهائی ها، بزرگ ترین گروه اقلیت مذهبی در ایران برانگیخته است.

از زمان انقلاب اسلامی سال 1357، جمهوری اسلامی بهائی ها را از ادامه تحصیل در مدارج بالاتر محروم کرده است. «#جرم نیست» سعی دارد هزینه تبعیض تحصیلی را در کشورهای دیگر، در جاهایی که برخی از مردم از ادامه تحصیل منع شده اند، بررسی کند. آفریقای جنوبی که از سال 1948 تا 1994 تحت سلطه آپارتاید بوده است، اولین انتخاب طبیعی ما برای تحقیق بود. در بخشی از این پروژه، ما سلسله گفت و گوهایی را با مردم اهل آفریقای جنوبی که در دوره آپارتاید زندگی و تحصیل کرده اند، ترتیب دادیم. این گفت وگوها موارد شخصی متاثر کننده ای از این تبعیض را آشکار می کنند. امیدواریم این شهادت نامه ها، توجه دولت ایران و سایر دولت هایی را که حق تحصیل نابرابری دارند، به خود جلب کنند. تبعیض نه تنها موجب آزار قربانیان و بازماندگان آن ها است بلکه خود تبعیض گر هم از اثرات آن در امان نیست.

«پیتر امپوتل»(Peter Mputle) در دوران آپارتاید رشد کرد. او می خواست یک حسابدار شود اما می دانست که این برایش ممکن نیست. «قانون تحصیل بانتو»(Bantu Education Act) در سال 1953 یکی از تبعیض آمیزترین قوانین نژادپرستانه آپارتاید بود. این قانون، تحصیل در آفریقای جنوبی را تحت سیطره دولت درآورد و آپارتاید را در مدارس گسترش داد. سیستم آموزشی برای سیاهان آفریقای جنوبی توسط یکی ازسردمداران آپارتاید، «هندریک ورورد»(Hendrik Verveord) طراحی شد. هدف این برنامه، تربیت کارگران سیاهپوستی بود که تنها هدف آن ها خدمت به سفیدپوست ها و رژیم باشد. ورورد به طرز شرم آوری باور داشت که آفریقایی ها که از سیستم تحصیلی بانتو بیرون می آیند، به شکل نوکری تربیت یابند تا برای سفیدپوست های آقریقای جنوبی آب بیاورند و چوب هایشان را ببُرند.

پیتر امپوتل می پرسد:« این چه معنی می دهد؟ کسانی که برای درجاتی چنین پایین تربیت شده اند، نباید فکر کنند یا پیشرفت داشته باشند. آن ها نباید به تکنولوژی فکر کنند. انگار باید در جنگل زندگی می کردیم. این همه اش بود. نوع آموزشی که انجام می شد این بود که ما از حیوان هم کم تریم.»

امپوتل باور دارد که آسیب های اجتماعی امروز آفریقای جنوبی، ریشه در نابرابری های تحصیلی دارند. 26 درصد از اهالی آفریقای جنوبی بی کار هستند. این رقم در مورد جوانان زیر 24 سال به 50 درصد می رسد. این کشور در بین 10 کشور، رکورددار نابرابری درآمد است. هم چنین یکی از 10 کشور رکورددار بیش ترین وقوع قتل است. 64درصد مجرمان تنها فرصت تحصیل تا دبیرستان یا کم تر را داشته اند.

تحقیقات تازه نشان می دهد اگر شما در آفریقای جنوبی زندگی می کنید و تحصیلات دبیرستان خود را تکمیل نکرده اید، احتمال این که مرتکب جرم شوید، دستگیر و به زندان فرستاده شوید، بسیار بالا است. همین تحقیق اشاره می کند به این که آفریقای جنوبی هنوز درگیر مشکلات برآمده از تاریخ آپارتاید است که برای گروه های مختلف مردم، تحصیل نابرابری فراهم کرد و جامعه ای دوگانه ای شکل داد.

پیتر امپتول می گوید تحصیلات بانتو به همه مردم آفریقای جنوبی آسیب زد و نه فقط به سیاه ها:«کشوری در این سطح با مشکل نبود تخصص روبه رو است.سیاه های زیادی هستند- به ویژه جوانان سیاه- که بی کارند. آن ها به دنبال فرصت هستند و هیچ جا آن را پیدا نمی کنند. بزرگ ترین مشکل، نبود تخصص است. در مورد سفید پوست ها بله، آن ها تخصص دارند. در عین حال، سفیدها وقتی می خواهند عده ای را استخدام کنند، می خواهند شغل ها را برای خودشان نگه دارند. برخی کارهای پایه ای را سیاه ها[ به دلیل نداشتن تخصص] نمی توانند انجام دهند.»

بهائی ها در ایران به عنوان بزرگ ترین اقلیت مذهبی با 300 هزار نفر جمعیت، نه به خاطر نژادشان بلکه به خاطر مذهب مورد تبعیض قرار گرفته اند. آن ها بخشی از پروژه ای نیستند که آن ها را در خدمت بقیه مردم درآورد بلکه به طرز آشکاری از بقیه جامعه جدا شده اند. جمهوری اسلامی ایران برای نسل ها این هدف را مدنظر قرار داده است. این ریشه در همان دیپلماسی دارد که در سال 1991 توسط رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای امضا شد تا پیشرفت بهائی ها از طریق دریغ کردن فرصت های کاری و تحصیلات بالاتر متوقف شود.

در ایران و آفریقای جنوبی از تحصیلات به عنوان ابزاری برای رتبه بندی، تبعیض و جدایی استفاده شده است. فرق گذاشتن بین بخش ها، مذاهب یا نژادهای مختلف، تاثیرات مخرب فراوانی بر یک کشور دارد. «ایرج عابدیان»، یک پروفسور ایرانی اقتصاد که ساکن آفریقای جنوبی است، می گوید:«وقتی که به دلایل سیاسی از توسعه یک بخش از جمعیت کشور جلوگیری می کنی، نه تنها آن ها آسیب می بینند بلکه کل جامعه متضرر می شود. ویران کننده ترین میراث آپارتاید در این متجلی است که اغلب جوانان آفریقای جنوبی تحصیلات کمی دارند.»

پیتر با بحث عابدیان موافق است:«ممکن است برخی قوانین در ابتدا برای شما مفید به نظر برسند اما همان قوانین به شما ضرر می زنند. همان قوانین به شما برمی گردند و جلوی توسعه را می گیرند. در زندگی چنین بده بستانی هست؛ می دهی و می گیری. قانونی می آید که یک فرصت را از عده ای از مردم می گیرد اما این قانون به تو هم برمی گردد و به خودت آسیب می زند. سفیدها هم به اندازه ما آسیب دیده اند. چیزهایی هست که آن ها از دست داده اند به همان اندازه  فرصت هایی که ما از دست داده ایم. پس بهتر است که به مردم اجازه داده شود تا با هم باشند و با هم کار کنند.»

در ایران بهائی ها برای جبران نمونه خودشان از آپارتاید تحصیلی، وارد عمل شده اند. در پاسخ به منع تحصیلات بالاتر برای بهائی ها، آن ها «موسسه آموزش عالی بهائی» (Baha'i Institute for Higher Education) یا  (BIHE) را به عنوان یک دانشگاه زیرزمینی در سال 1987 تاسیس کرده اند. هزاران بهایی در این دانشگاه در حال تحصیل هستند و انستیتوهای آکادمیک جهانی مدرک آن را معتبر می شمارند. طبق وبسایت رسمی این موسسه، دانشجویان بهائی امکان تحصیل در یک هزار و 50 دوره مختلف از ادبیات فارسی تا شیمی کاربردی را دارند و این موسسه به طور متوسط هر سال 440 دانشجو می پذیرد. متقاضیان ورود باید به مانند باقی دانشجویان در ایران، قابلیت های تحصیلی خود را نشان دهند و آزمون ورودی سختی را بگذرانند تا پذیرفته شوند. اما از آن جایی که ورود دانشجویان و استادان بهائی به دانشگاه های معمول ممنوع است، کلاس های آن ها به شکل مخفیانه در خانه های مردم برپا می شود.خطر دستگیر شدن، بخشی از زندگی روزانه آن ها است.

این روزها نظر عمومی مردم در ایران در حال تغییر است و آن ها به طرز فزاینده ای با سیاست های دولت مخالف هستند. اوایل این ماه، «فائزه هاشمی»، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی، زمانی که یکی از رهبران زندانی شده بهائی در مرخصی به سر می برد، به دیدار او رفت. فائزه هاشمی گفت:«این وظیفه من بود.»

همین تغییر بزرگی را در جامعه ایران به نمایش می گذارد و این که بخت بزرگ تری برای بازشدن درها و برابری در ایران در راه است. پیتر می گوید:«فکر این که کسی در یک جامعه قادر به پیشرفت و توسعه نیست، در حالی که انتظار دارد در جامعه ای زندگی کند که پیشرفت کند، بسیار آزارنده است.»

اهالی آفریقای جنوبی هنوز با میراث آپارتاید درگیرند اما از روی گذشته عبور کردن و کار روی تحصیل برابر، حالا یک حکم ملی است. داستان های آن ها می تواند الهامی برای بهائیان ایران باشد، به ویژه اخطاری برای حکومت ایران برای نتیجه نادیده گرفتن حقوق اولیه 300 هزار نفر شهروند این کشور.

عابدیان می گوید ربط دادن تبعیض آفریقای جنوبی به تبعیض ایران، راه قدرتمندی برای حمایت از حق تحصیل برابر است:«عدم پذیرش آشکار بهائی ها برای تحصیلات بالاتر، دقیقاً به همان شکل است: محدود کرن به دلایل و انگیزه های دولتی و سیاسی. این تبعیض به دلایل نژادی نیست بلکه مذهبی است اما عصاره اش همان است.»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}