«امشب به هر طریقی که شده، خودم رو می‌کشم. چون دیگه تموم شده. هیچ‌کس حق نداره مامانم رو اذیت کنه. فقط سر حرکات بابام می‌خوام بمیرم. لطفا کاری با کسی از اعضای خانواده‌ام نداشته باشید. فقط انتقامم رو از بابام بگیرید. بعد از ۳ روز هم خاکم کنید. حلال کنید. وسایل اتاقم را هم به کسی ندهید.»

این جمله‌ها به خط کودکانه‌ای بر صفحه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹ در یک سررسید با «آخرین دل‌نوشته غزال حمزه‌ای» تمام می‌شوند.

«غزال حمزه‌ای»، دختر ۱۵ ساله‌ای از اهالی یکی از روستاهای استان لرستان، بامداد روز پنج‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹ جان خود را از دست داد. اما هنوز مشخص نیست که او خودش تصمیمی را که در سر رسید نوشته عملی کرده است یا تهدیدهای پدرش عملی شده‌اند.

گفته می‌شود غزال با خوردن قرص «متادون» به زندگی خود پایان داده است اما منبع آگاهی که با «ایران‌وایر» گفت‌وگو کرده، از ابهام در مرگ این دختر نوجوان و سوءظن نسبت به خانواده پدری او به خاطر نقش داشتن در مرگ این دختر خبر می‌دهد: «غزال تحت خشونت شدید پدرش قرار داشت و بارها تهدید به مرگ شده بود. دختر ۱۵ ساله متادون از کجا آورده است؟ کادر درمان بیمارستان گفته بودند او را دیر به بیمارستان رسانده‌اند. چرا در رساندن بچه به بیمارستان تعلل شده است؟»

او پس از مطرح کردن این سوالات، داستان زندگی ۱۵ ساله غزال حمزه‌ای را برای «ایران‌وایر» روایت می‌کند و می‌گوید غزال سرنوشت غم‌‌انگیزی داشت: «پدر و مادر غزال سال‌ها پیش وقتی او هنوز یک سالش نشده بود، از هم جدا شدند. مادر غزال در ۱۵ سالگی به عقد پدرش درآمد. همسرش ۱۷ ساله بود و بعدها توسط خانواده‌اش تایید شد دارای مشکلات روحی، اخلاقی و روانی است.»

به گفته این منبع آگاه، شرایط در منطقه‌ و روستایی که خانواده مادر غزال در آن زندگی می‌کنند، به گونه‌ای است که زنان در بدترین شرایط هم ناچار به تحمل زندگی هستند چرا که برچسب «مطلقه» بودن مساوی با هزار دردسر است: «او چهارسال با همه دشواری‌های زندگی زناشویی خود ساخت و سعی کرد جدا نشود اما رنجی که از سوی همسرسابقش بر او  تحمیل شده بود، طاقتش را تمام کرد و تصمیم به جدایی گرفت. او و غزال که کمتر از یک سال داشت، مدام کتک می‌خوردند. پدرش، مادر غزال را وادار می‌کرد روی کاغذ به خانواده خودش فحش بنویسد و آن را بلند بلند بخواند یا می‌گفت باید به دوست دخترهای من زنگ بزنی و بگویی خواهرم هستی که رابطه خود را با من قطع نکنند.»

مادر غزال موقع طلاق همه تلاش خود را برای گرفتن حضانت بچه می‌کند اما نفوذ خانواده پدری غزال و ضعیف بودن خانواده مادری باعث می‌شود او نتواند حقش را بگیرد: «با این که خانواده پدری غزال مشکلات روانی پدر او را تایید کرده بودند اما مادرغزال می‌گفت در طی دادگاه، قاضی با دریافت رشوه فقط به موضوع مهریه رسیدگی کرده و مشکل روانی همسرش را بررسی نکرده بود. مهریه‌اش را هم قسط‌‌بندی کرده و حضانت بچه‌ را داده بودند به پدرش. در حالی که قصد مادر از به اجرا گذاشتن مهریه این بود که در ازای گرفتن حضانت دخترش، مهریه را ببخشد. اما نه توانست مهریه‌اش را بگیرد و نه آن روزهایی که طبق قانون می‌توانست بچه زیر هفت سال خود را ببیند، بچه را به او می‌دادند.»

پس از جدایی، پدر غزال مادرش را تهدید کرده بود که اگر بخواهد در دادگاه پی موضوع گرفتن مهریه و یا حضانت فرزندش را بگیرد، او را می‌کشد: «مادر سال‌ها مانع دیدن غزال شده بود و دختر از وقتی بزرگ شده بود، خودش پنهانی با مادرش ارتباط داشت. اما آخرین باری که غزال به دیدن مادرش رفت، وقتی پدرش مطلع شد، یک هفته تمام او را در کنار سگی که در خانه داشتند، در حیاط بسته بود تا به زعم خودش، او را ادب کند.»

به گفته این منبع آگاه، شباهت بی‌حد دختر به مادرش باعث شده بود پدر غزال بیشتر او را آزار بدهد: «غزال به مادرش گفته بود که بابا می‌گوید من آخرش تو را می‌کشم چون تو خیلی شبیه مادرت هستی!»

مادر غزال از هراس خشونت‌های فیزیکی همسر سابقش به غزال و بی‌حرمتی‌هایی که از سوی خانواده آن‌ها می‌شد، نتوانسته بود برای بردن دخترش نزد خود اقدام کند: «غزال نامزد داشت و خانواده پدرش خودشان او را به نامزدی پسری درآورده بودند. اما بر سر ملاقات و ارتباط با او هم غزال را آزار می‌دادند. الان هم بعد از مردن غزال، دنبال آن هستند که مرگش را به گردن نامزدش بیاندازند تا از این طریق دیه بگیرند.»

مشخص نیست غزال از چه طریقی به قرص متادون دست پیدا کرده است. گفته می‌شود پدرش با وجود مشکلات متعدد رفتاری، اعتیاد نداشته و همین سو‌ءظن نسبت به خودکشی او را افزایش داده است: «چند ماه قبل غزال زنگ زده بود به مادرش و گفته بود مامان طوبی- مادربزرگ- و بابا من را خیلی کتک می‌زنند و دارند زجرم می‌دهند. ظاهرا مشکل‌شان سر ارتباط غزال با همان فردی بود که با او نامزد شده بود. مادر غزال با اورژانس اجتماعی تماس گرفته و وضعیت غزال را شرح داده بود. آن‌ها هم پی‌گیری کرده و مسجل شده بود که غزال امنیت ندارد و او را به مرکزی در خرم‌آباد منتقل کردند که کودکان بدسرپرست و آسیب‌دیده را نگه می‌دارد.»

پدر غزال اما اقدام قانونی می‌کند و با گرفتن حکم از دادگاه، غزال را نزد مادربزرگش برمی‌گرداند. منبع مطلعی که درباره این اتفاق با «ایران‌وایر» گفت‌وگو کرده است، می‌گوید خانواده پدر غزال تا به‌حال چندبار حرف خود را در مورد خودکشی او عوض کرده‌اند: «اول گفتند خودکشی کرده است ولی بعد پدرش به کلانتری مراجعه کرد و از نامزد غزال شکایت کرد. می‌گوید او متادون در اختیارش گذاشته بوده است. حالا من نمی‌دانم شواهدی دارند یا نه.»

«موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق‌دان و مشاور «ایران‌وایر» در خصوص پی‌گیری حقوقی این ماجرا می‌گوید: «در این پرونده دونکته قابل تامل و مهم وجود دارد؛ نخست این که تحت خشونت بودن این کودک برای بهزیستی منطقه محرز و مسجل شده بود وگرنه با تلفن مادر، او را به مرکز کودکان بدسرپرست و آسیب دیده منتقل نمی‌کردند. متاسفانه ضعف قانون یک‌بار دیگر این‌جا خودش را نشان می‌دهد. چون بهزیستی به صورت موقت می‌تواند کودک را نگه‌دارد و به محض این که پدر یا جد پدری کودک از طریق دادگاه و حکم قاضی بتوانند حکم بازگشت کودک را بدهند، بهزیستی ناچار است از حکم صادر شده پیروی کند. در چنین مواردی، قضات باید چاره‌اندیشی کنند و وقتی علم به تحت خشونت بودن کودک دارند، باید از قبل برای ممنوعیت صدور حکم بازگشت کودک به خانه پدری برای ولی او اقدام شود.»

او در پاسخ به ابهام و سوءظن موجود در ماجرای خودکشی و احتمال این که این اتفاق، یک قتل بوده و به صورت خودکشی صحنه‌سازی شده باشد، می‌گوید: «برای بررسی موضوع از این منظر حتما باید دادستانی وارد عمل شود. وقتی جرمی مشکوک به قتل اتفاق می‌افتد، یک جنبه خصوصی دارد، یک جنبه عمومی. در مورد خودکشی معمولا ملاک، گزارش پزشکی قانونی و جواب اتوکسی است که نشان می‌دهد خودکشی رخ داده است یا نه. در این مورد اگر کودک خودش قرص خورده باشد و اثری از مصرف قرص به زور یا شواهدی از خورانده شدن دارو به او موجود نباشد، فرضیه قتل خیلی قابل پی‌گیری نیست؛ به ویژه که در مناطقی مثل لرستان و ایلام خودکشی و خودسوزی بسیار شایع است.»

موسی برزین خلیفه‌لو از سوی دیگر می‌گوید: «اگر کسی از نزدیکان این کودک ظن سوءقصد به جان او یا صحنه‌سازی برای خودکشی و یا تشویق و تحریک به خودکشی را شهادت بدهد، هم به صورت ناشناس از طریق ارسال نامه کتبی و هم به شکل حضوری، می‌تواند خواهان بررسی پرونده از سوی دادستانی باشد. در این‌صورت، پرونده از این منظر هم مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد و با توجه به محرز شدن تحت خشونت بودن کودک از سوی بهزیستی در گذشته، موضوع با حساسیت بیشتری پی‌گیری خواهد شد.»

مطابق گفته کادر بیمارستان، غزال را خیلی دیر به بیمارستان رسانده بودند. این که چه قدر فرضیه صحنه‌سازی برای خودکشی صحیح باشد، مشخص نیست اما این که غزال تحت خشونت بوده و بارها از سوی پدرش تهدید به قتل شده بوده، از سوی نزدیکان او تایید شده است.

 

مطالب مرتبط:

درباره قتل خواهرم اطلاع‌رسانی کردم، گفتند: سیاه‌نمایی است

مهرانای ۱۷ ساله قربانی مرگ همسرش شد؛ قتل هولناک یک مادر و دختر

تراژدی قتل‌های ناموسی؛ بازداشت و تهدید عاملان اطلاع‌رسانی قتل فجیع ریحانه عامری

سوی دیگر ماجرای رومینا؛ خانواده خاوری چه می‌گویند؟

مادر رومینا اشرفی: شوهرم می‌گفت به رومینا یاد بده خودش را حلق آویز کند

جزییات تازه از قتل رومینا اشرفی؛ یک پیامک به پدرش فاجعه را رقم زد

به نام ناموس؛ قتل فجیع دختر ۱۳ ساله به دست پدر

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}