«سوشا مکانی» را نمی‌توان به زودی از یاد برد. او شش ماه به دلیل برتن کردن شلواری که فدراسیون فوتبال آن را «منشوری» می‌نامید، از حضور در میادین فوتبال محروم شد. او به نروژ رفت و با باشگاه «می‌وندالن» قرارداد بست. بعد در پست اینستاگرام خود از یک بانو تشکر کرد؛ «سمیرا سمیعی».

اگر این نام را در «ویکی پدیا» جست‌و‌جو کنید، با یک ایراد بزرگ تاریخی یا شاید بهتر است بگوییم، «دست کاری» انحرافی روبه رو می‌شوید؛ نوشته است او همسر سابق «مهدی مهدوی کیا» بوده. این در حالی است که سمیرا سمیعی هرگز به عقد مهدی در نیامد. سال‌ها از آن ماجرا گذشته است و شاید باز کردن آن پرونده که به حکم وزارت اطلاعات یک شبه مختومه شد، مفید نباشد.

سال ۱۳۸۴ و یک سال قبل از جام جهانی آلمان، خانمی به نام «سمیرا» مدعی شد که همسر دوم «مهدی مهدوی کیا» در آلمان است. روزنامه ورزشی «نود» خبر را روی جلد برد. فردای‌‌ همان روز نامه‌ای محرمانه از وزارت اطلاعات به تمامی رسانه‌ها رسید که در آن تاکید شده بود پوشش هرگونه خبر در ارتباط با مهدوی کیا و سمیرا سمیعی ممنوع است و رسانه متخطی تحت پی‎گرد قانونی قرار خواهد گرفت.

 «محمد دادکان»، رییس وقت فدراسیون فوتبال بود. او دو سال بعد در گفت‌و‌گو با روزنامه «جهان فوتبال» گفت: «افتخار من این است که کم تر از یک روز، آن ماجرا را حل کردم.»

می‌گفتند در‌‌ همان روز‌ها «محسن رفیق دوست» به دادکان در همین همکاری بین فدراسیون و وزارت اطلاعات کمک کرده است.

 سمیرا سمیعی گاهی خودش را اولین «ایجنت» بین المللی زن ایرانی می‌نامد. در کارنامه‌اش، مدیریت بر نام‌های بزرگی را نام برده است مثل «لوتار ماتئوس»، «پر مرته‌ساکر»، «آندریاس برمه»، «آرمین فه» و «آدریانو» (برزیلی) اما در اصل باید به سن او رجوع کرد.

سمیرا متولد سال ۱۹۷۷ در تهران است؛ یعنی امروز ۳۹ سال دارد. او شش سال قبل به صورت رسمی مدرک مدیریت بر نقل و انتقالات فوتبال را گرفته است. در حقیقیت، در آن زمان، تمام این ستاره‌هایی که خود را به عنوان مدیربرنامه آن ها معرفی می کند، از فوتبال بازنشسته شده بودند.

 سمیرا سمیعی امروز مسوول برنامه ریزی و اسپانسرینگ «لوتار ماتئوس» است. او را دو سال قبل به ایران هم برد برای یک کار کاملا تبلیغاتی. از‌‌ همان فرصت استفاده کرد و باز هم روی جلد روزنامه نود نشست و دوباره از‌‌ همان داستان قدیمی گفت؛ از رابطه با یک ملی پوش و این که می‌توانسته است سکوت نکند اما به دلخواه خودش لب فرو بسته است. آیا این یک انتخاب دل‎خواه بود؟

اما یک تحریف دیگر را می‌توان در مورد سمیرا سمیعی دید؛ رسانه‌های ایران مدعی می‌شوند که او فرزند پروفسور «مجید سمیعی»، جراح مغز و اعصاب نامی ایران است. خودش هرگز این خبر را در رسانه‌های ایران نه تایید کرده است و نه تکذیب. روزی که به تحریریه روزنامه نود رفت، در مقابل این سوال لبخند زد و از آن گذشت اما در اصل، او برادرزاده مجید سمیعی است.
پروفسور سمیعی یک دختر دارد به نام «امیره سمیعی» که او هم جراح و پزشک است، نه مدیربرنامه بازیکنان فوتبال.

 سمیرا اما در گفت‌و‌گو با روزنامه نود، سعی کرده بود از زندگی خود تعریف تازه‌ای داشته باشد. او گفته بود: «همسر کنونی من یک فوق مهندس مکانیک است و مالک یک کارخانه معروف.»

برادرزاده پروفسور سمیعی به روزنامه نود گفته بود که عقد او و همسرش را آیت الله «بروجردی» خوانده است. وقتی «همایون بهزادی»، مهاجم سابق تیم پرسپولیس و تیم ملی ایران (که به سرطلایی فوتبال ایران مشهور بود) فوت کرد، در صفحه فیس بوک خود نوشت: «من از کودکی آقای بهزادی را می‌شناختم و به او عمو می‌گفتم.»

روزنامه نود در توصیف او نوشته است: «سمیرا سمیعی، یک زن فعال، خوش‌رو، زرنگ، حرفه‌ای و البته به شدت فوتبالی.»

می‌توان انتظار داشت که در فصل نقل و انتقالات (مانند این روز‌ها)، سمیرا را در راس اخبار دید. در صفحه رسمی‌اش، خود را به عنوان «زن سال» معرفی کرده اما به صورت دقیق مشخص نیست که او در چه سالی و با انتخاب کدام داوران، زن سال جهان شده است. زیر همین تیتر نوشته است: «من یک زن جهان وطنی هستم. تعلق به خاندان سلطنتی ایران دارم و در کانادا و آلمان بزرگ شده‌ام.»

او تنها مدیربرنامه زن ایرانی در امور نقل و انتقالات بازیکنان نیست. در لیست رسمی فدراسیون جهانی فوتبال می‌توان نام «آزاده احمدی‌نژاد» را دید. آزاده در سال ۱۳۸۹ مدرک رسمی خود را از فیفا گرفت و بعد از سه ماه، هرگونه رابطه خانوادگی خود را با خاندان «محمود احمدی‌نژاد» رد کرد؛ فقط یک تشابه اسمی بود.

 «سحر مهردادیان» اما کمی فعال‌تر، قدیمی‌تر و باسابقه‌تر است. بخش اعظمی از بازیکنانی که به امارات، قطر و ترکیه رفته‌اند را او مسافر کرد. مرحوم «مهرداد اولادی» با سحر مهردادیان قرارداد داشت و مدتی هم آندرانیک تیموریان و جواد نکونام، سحر را مدیربرنامه‌های خودشان انتخاب کرده بودند.

سحر مهردادیان علاوه بر فارسی، مسلط به زبان‌های انگلیسی، عربی و فرانسوی است؛ مانند «مونا صفاری» که مدرک نقل و انتقالات فیفا را گرفت و بعد از سه سال از کار نقل و انتقلات کنار کشید.

با این همه، او کمی رسانه‌ای‌تر است. بازیکنانش از سحر در صفحات مجازی تمجید می‌کنند، کنارش عکس می‌اندازند و او را مبدل به یکی از مهم‌ترین مدیربرنامه‌های فوتبال ایران کرده اند. اما آن چه مسلم است، فدراسیون جهانی فوتبال از سال گذشته تمامی مدارک «فیفا ایجنت» خود را باطل کرده است.

فیفا در بخش‌نامه خود خبر داد که هر شخص حقیقی می‌تواند در هرجای دنیا، بدون برخورداری از مدرک فیفا، مدیریت بازیکن یا مربی را برعهده بگیرد با تنها یک امضا و قرارداد ساده از سوی بازیکن و مربی؛ چیزی شبیه به قول‎نامه یک خانه یا ماشین. دیگر نیازی هم نیست در امتحان دو زبانه فدراسیون جهانی شرکت کنید.

این روز‌ها فصل نقل و انتقالات است. به نام‌ها دقت کنید؛ این روز‌ها بحث بر سر واسطه ها است. از «مهدی طارمی» تا سوشا مکانی. شاید شما هم با این مدیربرنامه‌ها، ویزای تیم ملی را در پاسپورت خودتان ببینید؛ مانند سوشا!

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}