روز پنج‌شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۹، «احمد شهید»، گزارش‌گر ویژه سازمان ملل متحد در امور آزادی‌های مذهبی، در گزارشی از کشورهای جهان خواست تا قوانینی که حقوق اقلیت‌های مذهبی در زمینه اعتقادات و برگزاری آیین‌های مذهبی را تضعیف می‌کنند، مورد بازبینی قرار دهند.
شهید در این گزارش به محرومیت بهاییان از حقوق اجتماعی در ایران، بازداشت اویغورها در چین، نظارت بر مسیحیان در کره شمالی، مسلمانان در تایلند و شیعیان در نیجریه اشاره کرد.

در این گزارش، جلوگیری از ساخت یا تعطیل ‌کردن عبادتگاه‌‌ها، محدود کردن و آزار و اذیت رهبران دینی، جلوگیری از جشن‌ها، آیین‌ها و آموزش‌های مذهبی و معرفی اقلیت‌ها تحت عنوان «گروه‌هایی با فعالیت غیرقانونی» از جمله اقدامات برخی از دولت‌ها در جهت نقض حقوق اعتقادی اقلیت‌های مذهبی شمرده شده است.

این مقام سازمان ملل به نقض حقوق شهروندی بهاییان در ایران، از جمله  محرومیت آن‌ها از تحصیل، شغل، مسکن و برخی از خدمات بهداشتی و اجتماعی انتقاد کرده است.
در این گزارش بهاییان ایران از حقوق تضییع شده خود می‌گویند.

***

گزارش احمد شهید چند روز پس از اعلام نتایج کنکور سراسری ۱۳۹۹ و محرومیت پیش از ۲۰ شهروند بهایی از تحصیلات دانشگاهی منتشر شد. محرومیت از تحصیلات عالیه بهاییان در ایران چهار دهه است که به طور سیستماتیک انجام می‌شود و هر ساله داوطلبان بهایی به دلیل اعتقادات مذهبی، از تحصیلات دانشگاهی باز می‌مانند.

از سوی دیگر، پس از انقلاب، کلیه حساب‌های بانکی و املاک متعلق به جامعه بهایی ایران توقیف شد. یک شهروند بهایی ساکن ایران به «ایران‌وایر» می‌گوید: « از جمله این املاک می‌توان به "بیمارستان میثاقیه" اشاره کرد که پس از مصادره، به "مصطفی خمینی" تغییر نام داد. از دیگر مراکز بهداشتی مصادره ‌‌شده می‌توان به خانه سالمندان بهایی واقع در خیابان "دروس"، در شمال تهران و چند کلینیک درمان‌ سرپایی در "تاکر" مازندران، بویراحمد بختیاری و خیابان "بهبودی" تهران اشاره کرد.»  

او اضافه می‌کند: «از دیگر املاک متعلق به بهاییان، قبرستان‌ها بودند که در همه‌ شهرهای ایران مصادره شدند. در بسیاری از قبرستان‌ها، سنگ قبرها را شکستند، اجساد را بیرون کشیدند، محل قبرها را صاف کردند و ساختمان‌های جدید بر زمین آن‌ محل ساختند تا دیگر اثری از محل دفن متوفیان بهایی دیده نشود. "فرهنگ‌سرای خاوران" یکی از اماکنی است که بر خرابه‌های گورستان بهاییان تهران ساخته شد. تعدادی از اماکن زیارتی بهاییان که مورد احترام همه آن‌ها در دنیا بود، در شیراز، تهران، مشهد، مازندران و چند شهر دیگر مصادره و تبدیل به مسجد و اماکن دیگر شدند.»

به گفته این فرد، در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، بهاییان ساختمان‌هایی را با جمع‌کردن پول بین خودشان خریداری کردند تا مراسم مذهبی و عبادی را در آن‌ جاها‌ برگزار کنند. این ساختمان‌ها که منازلمسکونی به شمار می‌رفتند و بین بهاییان به «حظیرةالقدس» معروف بودند، هیچ نشانه‌ای دایر بر این که متعلق به جامعه بهایی هستند، بر سر در آن‌ها مشخص نبود. در همان روزهای اولیه پس از پیروزی انقلاب، کلیه این منازل به تصرف کمیته‌های انقلاب اسلامی در آمدند.

ضبط و مصادره اموال و املاک اقلیت بهایی مختص به این موارد نبود بلکه میزان زیادی از اموال، منازل و محل‌های کار شخصی آن‌ها هم به دلیل پیروی از آیین بهایی مصادره شدند. مصادره و ضبط اموال کارخانه‌های تولیدی نظیر «ارج»، «پپسی کولا»، «فیروز»، «جانسون» و «فیلیپس» از جمله این موارد به شمار می‌روند.

پس از مصادره منازل حظیره‌القدس، بهاییان مراسم مذهبی خویش را با تعداد کمتری در منازل شخصی‌ خود برگزار کردند. در طی ۴۰ سال گذشته، صدها شهروند بهایی به اتهام شرکت یا اداره جلسات مذهبی بهایی، دستگیر و به حبس محکوم شده‌اند. اتهام اصلی پیروان آن‌ها در دادگاه‌های انقلاب ایران، «اداره یا عضویت در گروه غیرقانونی» بوده است.

آزار و اذیت مدیران جامعه بهایی از سال اول تاسیس حکومت اسلامی در ایران آغاز شد. در طی چهار سال، بیش از ۱۵۰ شهروند بهایی کشته و یا به جوخه اعدام سپرده شدند. در بین کشته‌شده‌ها در راه عقیده، تعدادی از مدیران جامعه بهایی از شهرهای مختلف ایران، از جمله تهران، همدان، تبریز، ارومیه، شیراز، یزد، قزوین و یزد نیز بودند. اعضای شورای ملی مدیران جامعه موسوم به «محفل ملی روحانی» ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ربوده ‌شده‌اند و تا امروز از آن‌ها خبری در دست نیست. اعضای شورای ملی دوم مدیران جامعه بهایی هم پس از دستگیری در دی ماه سال ۱۳۶۰ اعدام شدند.

با شدت گرفتن فشارها بر اقلیت مذهبی بهایی در اجرای فرایض مذهبی و عبادی، سومین شورای ملی مدیران جامعه بهایی ۱۲ شهریور ۱۳۶۲ در بیانیه‌ای سرگشاده، کلیه تشکیلات مذهبی و اداری بهایی را در ایران تعطیل کرد در حالی که تشکیلات مذهبی بهایی در اکثر کشورهای دنیا، از جمله کشورهای اسلامی فعال هستند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «جامعه بهاییان ایران برای اثبات حسن نیت و بر اساس اصول اعتقادی خویش در اطاعت تام از اوامر دولت و حکومت ...تعطیلی تشکیلات بهایی را در سراسر ایران اعلام می‌دارد و از این پس تا زمانی که انشاالله سوءتفاهمات برطرف گردد و حقایق لااقل بر ولات امر روشن و آشکار شود، محفل ملی و کلیه محافل روحانیه محلیه و لجنات تابعه آن‌ها تعطیل است و هیچ فردی عضو تشکیلات بهایی شناخته نمی‌شود.»

پس از این بیانیه، بازداشت سراسری مسوولان جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران آغاز شد. در این برخورد شدید قضایی، تعداد زیادی از مدیران بهایی در شهرهای مختلف ایران، از بجنورد تا تهران به اتهام پیروی از آیین بهایی اعدام شدند. تعدادی از اعضای شورا یا محفل ملی سوم، از جمله دکتر «فرهاد اصدقی»، «اردشیر اختری راد»، «فرید بهمردی» و «شاپور مرکزی» نیز بین اعدام شده‌ها بودند.

جمهوری اسلامی هفت مدیر جامعه بهایی که پس از تعطیلی تشکلات بهایی به «یاران ایران» معروف بودند را در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ بازداشت کرد که پس از گذراندن ۱۰ سال زندان با مصداق اتهام «مدیریت اقلیت دینی بهایی»، آزاد شدند. این‌ها تنها بخشی از آزار و اذیت رهبران دینی و جلوگیری از اجرای مراسم مذهبی آن‌ها توسط حکومت ایران به شمار می‌روند که در گزارش گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در امور آزادی‌های مذهبی در رابطه با نقض حقوق اقلیت مذهبی بهایی در ایران به آن اشاره شده است.

فشار بر روستانشینان بهایی از همان سال اول انقلاب رواج پیدا کرد و بسیاری از این روستاییان مجبور به ترک خانه و زندگی خود و آواره شهرها شدند. روستای «سیسان» در آذربایجان شرقی، از جمله روستاهای بهایی‌نشین بود که پس از انقلاب، همه بهایی‌ها از آن‌جا اخراج شدند.

حکومت ایران با مصادره اموال و منازل بهاییان اعدام شده، خانواده‌های آن‌ها را هم از خانه‌هایشان بیرون می‌کرد. همسر دکتر «بهرام افنان»، یکی از بهاییان اعدام شده در شیراز به «ایران‌وایر» می‌گوید یک روز ماموران از در و دیوار منزل‌ آن‌ها به داخل رفته و به وی خبر اعدام شوهرش را ‌داده بودند. سپس او و سه فرزندش را بدون این که اجازه دهند پولی بردارند، از منزل‌شان بیرون کرده بودند. او در ادامه می‌گوید وقتی او و سه فرزند خردسالش پشت در منزل مانده بودند، حتی پولی نداشته است تا برای رفتن به جای امن، تاکسی بگیرد.

هیچ شهروند بهایی از امنیت شغلی در ایران برخوردار نیست. در یک دهه اخیر، اخبار بسیاری از پلمب یا لغو جواز کسب ده‌ها محل کسب آن‌ها در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. در همان دوسال اول حکومت اسلامی در ایران، کلیه بهاییان از خدمات دولتی اخراج شدند. از آن زمان تاکنون، هیچ فرد بهایی دارای شغل یا پست دولتی نبوده است. هم‌چنین اشتغال آن‌ها در پاره‌ای مشاغل مانند رستوران‌داری و آرایش‌گری به دلیل احکام «نجاست» در اسلام، ممنوع است.
در سند محرمانه‌ای به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ که به امضای آیت‌الله «علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی رسیده و هم‌چنان با گذشت سه دهه، در حال اجرا است، بیان شده است که شهروندان در صورت ابراز بهایی بودن، اجازه استخدام ندارند و شغل‌های موثر مانند معلمی و... نباید به شهروندان بهایی داده شود.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}