گزارش

روایت شهروندان از تعطیلی: آیا ویروس از ساعت ۶ به بعد منتقل نمی‌شود؟

۱۹ آبان ۱۳۹۹
شما در ایران وایر
خواندن در ۷ دقیقه
بر اساس مصوبه ستاد مقابله با ویروس کرونا از ۲۰آبان۱۳۹۹ همه کسب‌وکارها به جز داروخانه‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی در مراکز استان و شهرهای پرجمعیت برای یک ماه از ساعت ۱۸ تعطیل خواهند شد.
بر اساس مصوبه ستاد مقابله با ویروس کرونا از ۲۰آبان۱۳۹۹ همه کسب‌وکارها به جز داروخانه‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی در مراکز استان و شهرهای پرجمعیت برای یک ماه از ساعت ۱۸ تعطیل خواهند شد.
در این گزارش شهروندخبرنگار ایران‌وایر نظر شهروندان تهرانی درباره این تعطیلی گسترده را جویا شده‌ است.
در این گزارش شهروندخبرنگار ایران‌وایر نظر شهروندان تهرانی درباره این تعطیلی گسترده را جویا شده‌ است.

شهرقدس- سحر خسروجردی، شهروندخبرنگار

بر اساس مصوبه ستاد ملی مقابله با ویروس کرونا، از فردا ۲۰ آبان ۱۳۹۹ در استان تهران، مراکز استان و شهرهای پرجمعیت همه کسب‌وکارها به جز داروخانه‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی که مشاغل شماره یک به حساب می‌آیند، به مدت یک ماه از ساعت ۱۸ تعطیل خواهند شد. 
نظر شهروندان تهرانی درباره این تعطیلی گسترده که طبق تصمیم ستاد ملی مقابله با کرونا برای جلوگیری از شیوع بیشتر ویروس کرونا گرفته شده است، چیست؟

***

«همه کسبه بازار پارچه‌فروش‌ها و حتی مشتری‌های این‌جا به من "عمو رضا" می‌گویند. نزدیک ۴۰ سال است که با چرخ دستی خود توپ‌های پارچه را جابه‌جا می‌کنم و از این راه روزگارم را می‌گذرانم. راستش تا قبل از کرونای وامانده هم ناراضی نبودم. با همین انعام‌ها، دوتا دختر عروس کردم و دوتای دیگر هم در خانه دارم که یکی از آن‌ها دانشجو است و آن یکی کلاس نهم. اما الان مدتی است که مغازه‌ها کمتر برای جابه‌جایی پارچه صدایم می‌کنند و از این و آن می‌شنوم که به خاطر کرونا است. مشتری‌های ثابتی هم که به این‌جا می‌آیند و معمولا خیاط‌‌خانه دارند و پارچهٔ عمده می‌خرند هم دیگر برای بردن بارشان صدایم نمی‌کنند که خیلی پارچه‌ها دست مالی نشوند.»

مکثی می‌کند و این طور ادامه می‌دهد: «کرونا که دیگر فقیر و غنی نمی‌شناسد. والا من خود مراقبم و نگران زن و بچه‌‌ام هستم. الان دختر بزرگم باردار است و طبقهٔ بالای خانه ما زندگی می‌کند. هر روز که سرکار می‌آیم، می‌ترسم خدایی نکرده این مریضی کوفتی را نگیرم و به زن و بچه‌‌ام انتقال ندهم. دولت هم که هیچ کاری نمی‌کند. الان بعد از این که روزی کلی آدم می‌میرد، به این نتیجه رسیده‌اند از ساعت شش غروب همه جا تعطیل شود. بازار در روزهای عادی هم قبل از ساعت پنج تعطیل می‌شود.»

او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: «به خدا کلاف زندگی در ۶۵ سالگی از دستم در رفته است. از یک طرف نگرانی از بیماری و این که اگر من مریض شوم، تکلیف خانواده‌‌ام وخرج و دخل شان چه می‌شود؟ همین آب باریکه و یک قران دو زار هم دیگر نیست. از یک طرف هم می‌گویم مگر شمر چه کار کرد با امام حسین که هزار و ۴۰۰ صد سال  است ما داریم به او فحش می‌دهیم؟ آخر مگر دولت نمی‌بیند که هر روز این جمعیت توی دل هم می‌چپند و می‌آیند بازار و می‌روند؟ یکی از بازاری‌ها می‌گفت تهران هر روز صبح با جمعیت شهرهای اطراف که برای کار به تهران می‌آیند، نزدیک ۲۰ میلیون نفر جمعیت دارد. من بی‌سواد می‌فهمم که اگر عاملی برای زیاد شدن بیماری باشد، همین بازار و مترو است. یعنی دولت با این همه وزیر و دبدبه کبکبه فکر می‌کند کرونا قرار است فقط شش غروب به بعد به مردم منتقل شود؟»

«سمیرا»، دانشجوی علوم سیاسی «دانشگاه تهران» است و در یک کتاب‌فروشی حوالی میدان انقلاب کار می‌کند. او که خرج خودش را از این راه در می‌آورد، در زمینهٔ تعطیلی مشاغل بعد از ساعت شش عصر می‌گوید: «من باور دارم در جوامعی مثل جوامع ما، که دولت بنا به هر دلیلی پاسخ‌گوی خیلی از نیازهای عمومی و تامین اقشار مختلف جامعه در شرایط خاص و بحرانی مثل الان نیست، برای هر نوع اصلاحاتی، مردم باید هزینه‌‌اش را بپردازند.»
او نفسی تازه می‌کند و این طور ادامه می‌دهد: «اما در تمام مواردی که گفتم و مواردی که نگفتم می‌دانیم داریم برای چه هزینه می‌کنیم. الان در این تصمیم‌گیری، میزان زورگیری مغز آدم را می‌ترکاند. آخر یعنی چه؟! سینماها و تئاتر را هم باز کردند، بازار و مترو و اتوبوس و همه و همه تا ساعت شش غروب کارشان را بکنند، بعد شش غروب تعطیل شوند؟ ان‌شاالله با این روش، آمار کرونا پایین می‌آید؟ این همه شغل مثل کافی شاپ‌ها و آبمیوه فروشی‌ها و ساندویچی‌ها و... که تازه از هفت شب کارشان شروع می‌شود، چه می‌شوند؟ جواب زن و بچه و صاحب ملک‌شان را آقای روحانی می‌دهد؟ این میزان از دیکتاتوری و فشار واقعا غیر قابل تحمل است؛ فارغ از این که وضعیت معاش مردم چه‌طور است. فارغ از این که ورشکستگی و بی‌پولی و چک برگشتی بی‌داد می‌کند.»

«حسین» نزدیک به یک سال است که از سربازی برگشته است و با خواهرش یک دکه کوچک در یکی از مجتمع‌های تجاری تهران اجاره کرده‌‌اند و کیک و شیرینی خانگی می‌فروشند. او در مورد تعطیلی مشاغل بعد از ساعت شش غروب می‌گوید: «ما خرداد ماه این جا را گرفتیم و ماهی سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان هم اجاره می‌دهیم. در برنامه‌ریزی خودمان گفتیم سه ماه برای خاک‌خوری می‌گذاریم و اگر اجاره‌مان هم در نیامد، از جیب می‌گذاریم. ولی خدا راشکر از ماه دوم اوضاع بهتر بود و حداقل اجاره در می‌آمد. تازه دل‌گرم شده بودیم که این نوع عجیب تعطیلی را دولت لحاظ کرده است.»

او این طور ادامه می‌دهد: «با تعطیلی ساعت شش غروب مشاغل، کرونا قطعا کمتر نمی‌شود چون از صبح فرصت برای انتقال دارد. اما درآمد دکهٔ ما قطعا از بین می‌رود چون بیشتر مشتری‌های ما غروب می‌آیند و یک دوری در مرکز خرید می‌زنند و بعضا از ما هم خرید می‌کنند. یعنی ستاد ملی مبارزه با کرونا با هم‌فکری دولت و استانداری‌ها دور هم جمع می‌شوند و می‌گویند به حسین و خواهرش و بقیه می‌گوییم ساعت پیک کارت را تعطیل کن، حالا یا در کنترل شیوع بیماری تاثیر دارد یا نه! ما با هزینهٔ تو، آزمون و خطا می‌کنیم و هیچ مسوولیتی هم در قبال تو و شغل و اجاره دکه‌‌ و هزینهٔ زندگی‌‌ات نداریم؟! این فکرها دارد دیوانه‌‌ام می‌کند.»
«ایرج»، منتقد سینما درباره این موضوع می‌گوید: «آقایان لطف کردند به این نتیجه رسیدند که سینماها و سالن‌های تئاتر را هم تا ساعت شش عصر باز کنند. غافل از این که این حرکت به هیچ وجه حمایت از سینما و تئاتر نیست چون در شرایط فعلی، هیچ آدم عاقلی به سینما و تئاتر نمی‌رود. کرونا شب کار نیست و تعطیلی شش غروب به بعد هیچ فایده‌‌ای ندارد به جز این که دهان همه بسته می‌شود و هزینه‌‌ای هم برای دولت ندارد. حالا در این هاگیر واگیر، هر شخص و نهادی هم سعی می‌کند روغن ریخته را نذر امام زاده کند. نمونه‌‌اش هم وزارت فرهنگ و ارشاد است که در مقابل ورشکستگی و خانه‌نشینی ۱۰ ماهه این همه هنرمند، سالن‌های سینما و تئاتر را باز می‌کنند تا مثلا بگویند به فکر این جماعت هم هستند.»
«پری‌ناز» در یک فروشگاه بزرگ فروش سیسمونی برای نوزاد کار می‌کند و در رابطه با تعطیلی مشاغل بعد از ساعت شش غروب می‌گوید: «راستش خیلی خوشحالم. من هرشب تا ساعت ۹ سر کار هستم و وقتی می‌رسم خانه، ساعت ۱۰ شده است. باور کنید چند ماه است افسردگی گرفته‌ام. من ۳۲ سالم است، نه شوهر دارم، نه می‌توانم با این شرایط کاری، دوست پسر داشته باشم و نه می‌توانم دوستان دیگرم را ببینم. حتی برای استراحت کردن هم همیشه وقت کم می‌آورم. همیشه خسته‌ام.»

او این طور حرف‌هایش را ادامه می‌دهد: «واقعا این زندگی ماشینی حالم را به هم می‌زند. هم‌اش کار. شش هفت ساعت خواب و دوباره کار. پول این کار را لازم دارم و موقعیت شغلی بهتری هم پیدا نکرده‌ام. لااقل این کرونا باعث می‌شود من یک ماه به خودم و زندگی‌‌ام فکر کنم. دو سه ساعت هم دو سه ساعت است. از محل کارم متنفرم، متنفر!»
یک دکتر روان‌شناس ساکن تهران می‌گوید: «پسا کرونا دوران عجیبی است. به این دلیل که کرونا برای همهٔ آدم‌های روی زمین به نوعی ایجادکننده‌ ترس بوده است و رفع و دفع این ترس، زمان و انرژی زیادی می‌خواهد. ترس آدم‌ها به شکل‌های مختلف بروز کرده و می‌کند؛ ترس از تنهایی، ترس از دست دادن، ترس از بین رفتن، ترس حمایت نشدن و... که در ایران با توجه به رفتار حکومت، ترس حمایت نشدن یکی از پررنگ‌ترین ترس‌ها است.»

او در ادامه می‌گوید: «برون‌داد رفتار هر کس نسبت به ترس‌هایش، بسته به تیپ شخصیتی‌‌ او، متفاوت است. این رفتار حکومت یعنی تعطیلی مشاغل بعد از شش غروب، در قاطبهٔ افراد جامعه، به ویژه آن‌هایی که از این ماجرا متضرر می‌شوند، منجر به ایجاد خشم و واکنش‌های عصبی می‌شود و چون قدرتی برای اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند، به جای گوش شنوا، اعتراض‌شان سرکوب می‌شود، پس بی‌دقت‌تر رانندگی می‌کنند، در خانه بی‌حوصله می‌شوند و افسردگی با سرعت زیادی در جامعه رشد بیشتری پیدا می‌کند.»

او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: «این تصمیم دولت قطعا در کاهش شیوع کرونا تاثیر زیادی ندارد اما در سرعت و رشد ابتلای افراد جامعه به افسردگی و بیماری‌های روانی قطعا تاثیر مثبت دارد.»

 

مطالب مرتبط:

کرونا در ایران؛ «شوخی» تعطیلی در شامگاه

کرونا در ایران؛ سه روز تا تعطیلی گسترده کرونایی

کرونا در ایران؛ ۴۱۹ قربانی دیگر، احتمال تعطیلی دو تا سه هفته‌ای تهران

کرونا در ایران؛ مخالفت با تعطیلی دلیل سیاسی دارد

ثبت نظر

گزارش

آتش در توسکستان؛ عمدی یا طبیعی؟

۱۹ آبان ۱۳۹۹
ماهرخ غلامحسین‌پور
خواندن در ۷ دقیقه
آتش در توسکستان؛ عمدی یا طبیعی؟