سال‌ها است رهبر جمهوری اسلامی اقتصاد ایران و معیشت جامعه را با یک واژه به گروگان گرفته است؛ «اقتصاد مقاومتی». این واژه من‌درآوردی روی کره زمین تنها در دو جا مصداق دارد؛ کره شمالی و ایران.

دست‌کم تکلیف اولی معلوم است. اما تکلیف جمهوری اسلامی ایران نه با کشورهای دیگر، نه با مردم ایران و نه با خود جمهوری اسلامی مشخص نیست.

ایده‌آل آیت‌الله «علی خامنه‌ای» و مشاوران او در چارچوب اقتصاد مقاومتی، تشکیل یک جزیره مستقل در خاورمیانه است که در عین حال که وابستگی آن به دنیای بیرون ناچیز است اما در عوض منبع صادرات همه چیز، از کالا و خدمات گرفته تا ارزش‌های انقلابی به تمام منطقه و جهان باشد. اما آیا این ایده‌آل ذهنی با واقعیت‌ها و ظرفیت‌های اقتصادی و محیطی ایران سازگار است؟

در عالم واقعیت، ایران برای تهیه انواع و اقسام کالا و خدمات، به طور مشخص غذا، وابسته به واردات است. رفع این وابستگی، نه تنها با خلق واژه‌هایی نظیر اقتصاد مقاومتی بلکه با خلق هر واژه دیگری در دنیای واقعی غیرممکن است.

در کدام جهان واقعی زندگی می‌کنیم؟

میزان وابستگی وارداتی ایران به روغن خوراکی، بالای ۹۰ درصد است. ۸۰ درصد خوراک دام و طیور کشور هم از طریق واردات تامین می‌شود؛ یعنی اگر کنجاله و ذرت و جو به هر دلیلی وارد نشوند، ۸۰ درصد دام و طیور از گرسنگی تلف و گوشت‌های قرمز و سفید در کشور نایاب خواهند شد.

بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نیاز برنج کشور نیز از طریق واردات تامین می‌شود. اگرچه سال‌ها است خودکفایی در تولید گندم، محور اصلی برنامه همه دولت‌های جمهوری اسلامی بوده است اما به دلیل محدودیت منابع آبی، ایران چاره‌ای جز واردات گندم ندارد.

در چنین شرایطی، صحبت از اقتصاد مقاومتی، یک شوخی تلخ و خطرناک است. کافی است به هر دلیلی ایران نتواند منابع ارزی مورد نیاز برای واردات هر کدام از کالاهای اساسی را تامین کند، مثلا به اندازه کافی پول نداشته باشد یا دسترسی آن به منابع ارزی بسته شده باشد. کافی است ایران به هر دلیلی نتواند با صادرکنندگان غذا معامله کند یا فروشندگان مواد غذایی به دلیل بسته بودن راه‌های مبادله بانکی و یا از ترس تحریم‌ها، با ایران معامله نکنند و… در این صورت، کل کشور به ورطه بحران غذا خواهد افتاد که حتی تصور آن نیز ترسناک است.

در سال‌ ۱۳۹۷، چند ماهی پس از بازگشت تحریم‌های امریکا، مساله گوشت در ایران تا آستانه یک بحران تمام عیار پیش رفت. در آن زمان البته مشکل بیش از آن که مربوط به کمبود منابع ارزی باشد، مربوط به کاهش ارزش پول ملی بود. پس از آن نیز ایران به طور متناوب گرفتار بحران‌های مقطعی کمبود خوراک دام، کمبود برنج و حتی کمبود آرد و گندم شده است. این اواخر هم کمبود روغن در ایران خبرساز شد؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، عامل اصلی آن، مشکلات ارزی است:‌ «بیش از ۹۰ درصد میزان مصرف روغن نباتی کشور وابسته به واردات است. بنابراین، مهم‌ترین مشکل تولیدکنندگان روغن نباتی، موضوع تبادل ارز برای تامین مواد اولیه و مشخصا روغن خام است و اگر مشکل انتقال وجه برطرف نشود و نتوان روغن خام وارد کرد، عرضه این محصول با چالش مواجه خواهد شد.»

یافته‌های پژوهش پایگاه داده‌های باز

پایگاه داده‌های باز ایران نتایج پژوهشی را در اختیار «ایران‌وایر» گذاشته است که نشان می‌دهند این مشکلات در حالی پیش آمده‌اند که میزان ارز ترجیحی (دلار ۴۲۰۰تومانی) روغن خام و دانه‌های روغنی بیشتر از دارو بوده است.

در این پژوهش، با استناد به اطلاعیه «بانک مرکزی»، گفته شده از ابتدای سال تا پایان مهر ۱۳۹۹، یک میلیارد و ۵۵۴ میلیون دلار به نرخ ۴۲۰۰ تومان برای واردات روغن خام و دانه‌های روغنی تامین ارز شده است. این در حالی است که کل حجم ارز اختصاص داده شده برای دارو ۹۸۵ میلیون دلار، تجهیزات پزشکی ۶۱۵ میلیون دلار، گندم ۳۳۰ میلیون دلار، کنجاله ۶۳۸ میلیون دلار، جو ۲۴۰ میلیون دلار و ذرت یک میلیارد و ۶۲۴ میلیون دلار بوده است.

اما این دلارهای دولتی را چه کسانی گرفته‌اند و متولی واردات روغن چه کسی بوده است؟

جست‌وجوی واژه «روغن» در جدول اینتراکتیو پایگاه داده‌های باز ایران نشان می‌دهد حوزه فعالیت اصلی دست‌کم ۹ شرکت، روغن خوراکی است. این ۹ شرکت در فاصله فروردین ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۳۹۹، بیش از یک میلیارد و ۴۲۵ میلیون دلار ارز ترجیحی (دلار ۴۲۰۰ تومانی) از بانک مرکزی دریافت کرده‌اند.

اما فراتر از این‌ها، اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهند انحصار واردات روغن بیش از هر چیز در اختیار دولت و «شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران» قرار دارد.

در بین حدود ۱۱۵ هزار شخصیت حقیقی و حقوقی دریافت‌کننده ارز، این شرکت مقام اول را دارا است. این شرکت تا خرداد ۱۳۹۹ بیش از دو میلیارد و ۱۸۸ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده است تا بازار مواد غذایی را از تلاطم‌ ارزی به دور نگه دارد. شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران که زیرمجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت است، در سال‌های گذشته در مظان اتهام فساد برنامه‌ریزی شده بوده است.

در آخرین ماه‌نامه آماری منتشر شده از سوی این شرکت در اسفند ۱۳۹۸، تعداد مخازن روغن کشور ۸۲ مخزن با ظرفیت ۲۶۱ هزار تن اعلام شده است.
بر اساس این گزارش رسمی، در سال گذشته این شرکت حدود ۵۲۶ هزار تن روغن خام به ارزش حدود ۳۱۵ میلیون دلار (۲۸۰ میلیون یورو) وارد کشور کرده است.

شرکت مادرتخصصی بازرگانی دولتی ایران هم‌چنین در سال گذشته، ۴۳۲ هزار تن دانه روغنی را به صورت خرید تضمینی از کشاورزان خریده که ارزش آن حدود ۱,۴۰۰ میلیارد تومان بوده است.

به گفته دبیر «انجمن صنفی صنایع روغن نباتی ایران»، کل مصرف، یک میلیون و ۶۰۰ هزار تا یک میلیون و ۷۰۰هزار تن در سال است. با این حساب، می‌توان گفت دست‌کم یک سوم بازار روغن داخل در دست دولت قرار دارد که به رغم هزینه زیاد برای واردات روغن خام و خرید دانه‌های روغنی، موفق به کنترل بازار برای تامین کالا و مهار قیمت نشده است.

تعبیر اقتصاد مقاومتی

این داده‌ها در عین حال که نشان می‌دهند دولت و بانک مرکزی از تمام ظرفیت خود برای تامین ارز مورد نیاز جهت واردات روغن خام و دانه‌های روغنی استفاده کرده‌اند اما باز هم نتوانسته‌اند این کالای اساسی را از گزند نوسانات و کمبود منابع ارزی مصون نگه دارند. این در حالی است که بسیاری از کشورهای جهان، حتی کشورهایی که میزان وابستگی غذایی آن‌ها به واردات ۱۰۰ درصد است، هرگز گرفتار چنین مشکلات و مسایلی نمی‌شوند. کشورهایی که مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس واقعیت تعریف می‌کنند، هیچ‌گاه خود را در موقعیتی قرار نمی‌دهند که هدف تحریم‌های بین‌المللی و یا تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده امریکا قرار بگیرند و راه‌های مراودات مالی آن‌ها با جهان پیرامون بسته شوند.

در ایران اما مناسبات سیاسی و اقتصادی در دنیای ذهنی رهبرانی تعریف می‌شوند که گمان می‌کنند با خلق واژه‌های انتزاعی نظیر اقتصاد مقاومتی، می‌توانند مسیر واقعیت را به سود خود منحرف کنند. تعبیر این خیال‌پردازی، بحران‌هایی است که هر روز دامن‌گیر مردم ایران می‌شود؛ بحران سقوط ارزش پول ملی، بحران قدرت خرید، بحران کوچک شدن سفره غذای مردم، بحران گوشت، بحران برنج و بحران روغن.

 

مطالب مرتبط:

بحران گوشت‌ در چهل سالگی انقلاب ایران

تحلیل داده‌های تورم مهر ۱۳۹۹؛ آیا تورم سه‌رقمی اقتصاد ایران را تهدید می‌کند؟

شرایط وخیم اقتصادی و فشارهای روحی به شهروندان

نفت، دلار و تورم؛ بحران اقتصادی ایران تا کجا پیش می‌رود؟

سهم امپراتوری خامنه‌ای از اقتصاد ایران چه‌قدر است؟

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}